یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
.
8️⃣ «لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»
درباره اینکه مقصود از «فاحشه مبینه» که در صورت وقوع آن، دیگر لازم نیست وی در دوران عده در همان خانهای که نزد شوهرش بود زندگی کند چیست، هم در احادیث و هم در قول مفسران اقوال متعددی وجود دارد:
🌴الف. زناکاری است، و چهبسا اصلا از این جهت استثنا خورده که برای اقامه حد باید وی را از خانه بیرون آورند
(حدیث۲۷؛ ونیز: حسن و مجاهد و شعبي و ابن زيد، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص45۸ ؛ و نیز: ابن عباس و سعید بن مسیب، به نقل از الدر المنثور، ج6، ص231 )
و برخی گفتهاند که این مربوط به قبل از نزول حکم حد برای زناکار است (عطاء، الدر المنثور، ج6، ص231)
🌴ب. آزار و اذیت کردن اهل خانه (همچون بداخلاقی و فحاشی و ...) است، به ویژه اگر ناظر به شوهر یا خانواده شوهر باشد
(احادیث ۲۶ و ۲۷؛ و نیز: ابن عباس، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص45۸ ؛ و نیز: عکرمه، به نقل از الدر المنثور، ج6، ص231 ).
🌴ج. نشوز و سرکشی است
(قتاده، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص45۸ ؛ و نیز: سعید و ابن عباس، به نقل از الدر المنثور، ج6، ص231 ).
▪️این قول را میتوان ذیل قول قبل قرار داد اما چون برخی از کسانی که چنین گفتهاند توضیح دادهاند که «اگر طلاق بخاطر نشوز باشد، میتواند از نگهداشتن وی در منزلش خودداری کند»، ظاهرا مقصودشان نشوز قل از طلاق است، نه آزار و اذیت بعد از طلاق و در دوره عده؛ یعن ظاهر سخن اینان این است که اگر زن به خاطر نشوزش طلاق داده شده بود، باقی ماندن وی در خانهاش در زمان عده ضرورتی ندارد.
🌴د. هرگونه معصیت علنیای است؛ زیرا هر معصیت آشکاری مصداق فاحشه است
(ابن عباس، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص45۸ ؛ الدر المنثور، ج6، ص231).
✅تبصره
چنانکه مشاهده میشود بیش از یک قول به برخی از مفسران مانند ابنعباس نسبت داده شده است. میتوان گفت که اقوال فوق مانعةالجمع نیستند؛ یعنی نیاز نیست که آيه فقط در یکی از این معانی استفاده شده باشد؛بلکه همه اینها وجوه مختلفی که میتواند مصداقی از «فاحشه مبینه» باشد که بر اساس آن، باقی ماندن زن در ایام عده در خانه منتفی شود.
@yekaye
#طلاق_۱
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
.
9️⃣ «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا»
شیخ مفید حکایتی از مناظرهای که بین مومن الطاق (از اصحاب امام صادق ع) و ابوحنیفه درباره طلاق رخ داده بود نقل کرده که با توجه به اینکه استدلال مومن الطاق ناظر به این آیه است تقدیم میشود:
📜حکایت ۱
یکبار ابوحنیفه به مومن الطاق گفت: نظرت درباره سه طلاقه کردن چیست؟
مومن الطاق: به نحوی که برخلاف کتاب و سنت باشد؟ [چون اگر در سه مرحله و با رعایت عده باشد، اختلافی در قبول آن نیست.]
ابوحنیفه: بله.
مومن الطاق: جایز نیست.
ابوحنیفه: چرا جایز نباشد؟
مومن الطاق: چون ازدواج کردن، عقدی است بر اساس اطاعت از دستور خداوند؛ و نمیشود این عقد را با معصیت نسبت به دستور خداوند گشود؛ و اگر ازدواج کردن به نحو معصیت و تخلف از دستور خدا جایز نیست، طلاق دادن هم به آن نحو جایز نیست [یعنی وقتی اصل ازدواج با دستور خدا انجام شد، به هم زدنش هم باید صرفا بر اساس دستور خدا باشد]؛به علاوه که مجاز شمردن آن، طعنه زدن است به خداوند در آنچه دستور داده و به پیامبرش در سنتی که برقرار کرده است؛ زیرا وقتی کاری بر خلاف دستور خدا و رسولش باشد به آنها بیاعتنایی کرده است؛ و در همین راستاست که فرمودهاند: کسی که از آن دو عدول کند باید بدان برگردانده شود در حالی که خوار و سرافکنده شده است..
ابوحنیفه: آخر، علما آن را جایز دانستهاند!
مومن الطاق: بد علماییاند علمایی که برای بنده خدا جایز میشمرند معصیت کردن را و به کار بردن سنت شیطان در دین خداوند؛ و عالِمی بزرگتر از [نص صریح] کتاب و سنت نیست؛ اگر این طور است چرا جمع بین سه طلاق در وقت واحد را، که خداوند آن را صرفا در حالتی که [آن سه طلاق دادن] از هم جدا باشند جایز میکنید، ولی جمع بین نمازهای پنجگانه که خداوند دستور به جدا خواندن آنها داده را جایز نمیکنید؟ جایز کردن اینها تعطیل شدن قرآن و نابود کردن سنت را در پی دارد و خداوند عز و جل میفرماید: «و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است» (طلاق/۱) این کسی که بین حدود خداوند فرق میگذارد.
ای ابوحنیفه! چه میگویی درباره کسی که زنش را بر اساس سنت شیطان طلاق دهد؟ آیا چنین طلاقی جایز است؟
ابوحنیفه: با سنت مخالفت کرده است ولی زنش از او جدا میشود هرچند معصیت خداوند را کرده است.
مومن الطاق: پس مطلب همان طور است که ما گفتیم؛ هنگامی که با سنت خداوند مخالفت کند به سنت شیطان رفتار کرده است و کسی که سنت شیطان را قبول کند به دین و آیین اوست و از دین خدا بهرهای ندارد.
ابوحنیفه: این عمر بن خطاب است که از بررتین امامان مسلمانان بوده است و گفت: همانا خداوند برای شما در خصوص طلاق مهلتی داد [یعنی سهطلاقه دادن در یک مجلس را نپذیرفت؛و مهلت داد که بتواند رجوع کنید]، اما خودتان درباره آن عجله کردید [بر سهطلاقه دادن در یک مجلس اصرار دارید] و من هم برایتان آنچه در آن عجله میکنید را جایز کردم.
مومن الطاق: عمر احکام دین را بلد نبود!
ابوحنیفه: چگونه چنین چیزی ممکن است؟
@yekaye
👇ادامه مطلب👉
ادامه حکایت مومن الطاق و ابوحنیفه (ذیل تدبر ۹)
مومن الطاق: چیزهایی خواهم گفت که نتوانی انکار کنی:
اول از همه، اینکه گفت شخص جنب نماز نخواند تا زمانی که آب پیدا کند ولو یک سال طول بکشد [المسند للشاشي، ج2، ص429 ؛ فتح الباري (لابن رجب)، ج2، ص283 ]؛ و امت بر خلاف ایناند.
وابوکیف عائذی نزدش آمد و گفت: ای خلیفه مسلمانان! من غایب بودم [سفر رفته بودم] و الان برگشتم و میبینم که همسرم ازدواج کرده است. عمر گفت: اگر شوهرش با وی نزدیکی کرده او دیگر به وی سزاوارتر است؛ اما اگر نزدیکی نکرده تو به آن زن سزواراتری [الأوسط (لابن المنذر)، ج8، ص540]؛ و این حکمی است که هیچکس قبول ندارد؛ و امت بر خلاف ایناند.
و در مورد مردی که چهار سال بود سفر رفته بود حکم کرد که زنش اگر بخواهد میتواند ازدواج کند [مصنف عبد الرزاق، ج7، ص48 ]؛ و امت بر خلاف ایناند و میگویند وی حق ازدواج ندارد مگر اینکه دلیلی اقامه شود که وی مرده یا کافر شده یا وی را طلاق داده است.
و همانا هفت نفر از اهل یمن را به تقاص یک نفر کشت و میگفت: اگر همه اهل صنعا در این کار مشارکت داشتند همهشان را به خاطر او میکشتم [موطأ مالك، ج2، ص248 ]؛ و امت بر خلاف ایناند.
و زن بارداری را آوردند که علیه او شهادت به رابطه نامشروع دادند، پس حکم به سنگسار وی کرد؛ حضرت علی ع به او گفت: اگر تو نسبت به این زن اجازهای داری نسبت به آنکه در شکم اوست چه اجازهای داری؟ و عمر گفت: اگر علی ع نبود عمر هلاک شده بود. [تاريخ دمشق لابن عساكر، ج58، ص422 ]
و زن دیوانهای را آوردند که زنا کرده بود و دستور سنگسارش را داد؛ حضرت علی ع به او گفت: آیا نمی دانی که تکلیف از دیوانه برداشته شده تا زمانی که سالم شود؟ عمر گفت: اگر علی نبود عمر هلاک شده بود. [المستدرك على الصحيحين، ج4، ص429-430].
و مساله کلاله را نمیدانست و از پیامبر ص پرسید. حضرت برایش توضیح داد اما نفهمید. از دخترش حفصه خواست که آن را از پیامبر ص بپرسد. وی پرسید. پیامبر فرمود: آیا پدرت به تو چنین دستوری دادی؟ گفت: بله. فرمود: پدرت تا زمانی که بمیرد این را نخواهد فهمید [تفسير ابن كثير، ج3، ص291 ].
کسی که کلاله را نمیفهمد چگونه احکام دین را بلد باشد؟!
📚الإختصاص، ص109-۱۱۱
📚توضیح:
مطالبی که مومن الطاق در این مناظره به خلیفه دوم نسبت میدهد همگی در منابع اهل سنت موجود است و برای هرکدام دست کم یک منبع آدرس داده شد.
@yekaye
#طلاق_۱
یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
.
🔟 «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا»
📜حکایت۲
حریز بن عبدالله از اصحاب امام صادق ع است. خودش حکایت کرده است:
یکبار بر ابوحنیفه وارد شدم و نزد او بقدری کتاب بود که کم مانده بود بین من و او کاملا جدا کند.
گفت: این کتابها همهاش درباره طلاق است. اما شما؟ و شروع کرد دستش را این سو و آن سو کردن.
گفتم: ما همه اینها را در یک حرف جمع کردهایم.
گفت: و آن چیست؟
گفتم: این سخن خداوند متعال: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» (طلاق/۱).
گفت: تو کسی هستی که چیزی را جز با روایت قبول نمیکنی؟
گفتم: بله.
[سپس ابوحنیفه یک سوال فنی درباره مسالهای در خصوص بردهای که مقداری از قیمت وی داده شده و در شرف آزادی باشد میپرسد و حریز با ذکر حدیثی از امام باقر ع که سیره امیرالمومنین در این مساله اشاره کرده پاسخ می دهد. سپس:]
گفت: اکنون سوالی میکنم که دیگر هیچی نداشته باشی! درباره شتری که از دریا بیرون آید [= صید شود!] چه میگویی؟
گفتم: میخواهد شتر باشد، می خواهد گاو باشد؛ اگر فلس داشته باشد آن را میخوریم وگرنه، نه!
📚رجال الكشي، ص384؛ الإختصاص، ص206
@yekaye
#طلاق_۱
یک آیه در روز
ادامه نکته تخصصی #خانوادهشناسی (تدبر۲) اما خانواده وقتی قرار است پایان یابد و زوجین از هم جدا شوند
توجه:
در تدبر ۲ ذیل نکته خانوادهشناسی عباراتی بدین صورت آمده بود که:
اما با مسأله عده، این زندگی مشترک تا مدتی در حالتی قرار میگیرد که نه کاملا از هم جدا میشوند، ونه کاملا زن و شوهر هم هستند: ...
جالبتر نحوه روابط جنسی بین آنهاست:
از سویی، با اجرای صیغه طلاق، زن همانند سایر زنان بیگانه به شوهرش نامحرم میشود و باید پوشش شرعی خود را در برابر وی حفظ کند، ...
برخی از مخاطبان محترم کانال تذکر دادند که به فتوای برخی مراجع در دوره عده، زن و مرد همچنان به هم محرم هستند.
عبارت فوق به صورت زیر اصلاح شد:
از سویی، از ظاهر کلام بسیاری از فقها چنین برمیآید که با اجرای صیغه طلاق، زن همانند سایر زنان بیگانه به شوهرش نامحرم میشود و باید حداقلی از پوشش شرعی خود را در برابر وی حفظ کند*، ...
و سپس پینوشت زیر بدانجا اضافه شد:
✳️* پینوشت:
🔸درباره اینکه آیا زنی که به طلاق رجعی طلاق داده شده است، آيا در دوره عده، نسبت به شوهرش نامحرم میشود یا همچنان بر او محرم است و فقط نزدیکی کردن با وی حرام است، با اینکه تصریح چندانی در کلمات فقها پیدا نکردیم ظاهرا بین فقها دو قول باشد:
▪️برخی با توجه به تعابیری که در احادیث آمده که «زن مطلقه رجعی» را هنوز «زوجه» شوهرش معرفی کرده و یا توصیه به آرایش زن در این ایام در برابر شوهر شده، ویا مرد بدون اجازه گرفتن از زن، اجازه ورود به اتاق وی را دارد، به نظر میرسد به این سمت متمایلند که در ایام عده، احکام زوجیت غیر از مواردی که استثناء شده [مانند جماع] جایز است (أنوار الفقاهة - كتاب الطلاق (لكاشف الغطاء)، ص29 ؛ تكملة العروة الوثقى، ج1، ص1۱۴ )؛
▪️اما برخی با توجه به اینکه در هر صورت صیغه طلاقی جاری شده و اقتضای عده نگه داشتن، اجتناب از هرگونه تمتع و رابطه جنسی است (تكملة العروة الوثقى، ج1، ص105-106 ) و به عبارت دیگر، و مقصود از رجعی بودن، صرفا جواز رجوع است، نه اینکه زوجیت به حال خود باقی باشد (مسالك الأفهام (شهید ثانی)، ج9، ص185-186 ) [و لذاست که اغلب فقها، وقوع رجوع را نه صرفا با لفظ، بلکه با هرگونه عملی دانستهاند که عرفاً از اعمالی است که مرد در قبال همسرش انجام میدهد، (جواهر الكلام، ج32، ص180-181 )]، ویا در احادیث مربوط به فرد لال، گذاشتن روسری بر سر زن خویش را نشانه اعلام طلاق وی دانستهاند و چهبسا برداشتن روسری از سر وی را نشانه رجوع وی، نتیجه گرفتهاند که پس زن و شوهر به هم نامحرم میشوند (مسالك الأفهام، ج9، ص185 ).
💢مطلب داخل متن بر اساس قول دوم نوشته شد، و واضح است که در این مسائل اختلافی هرکس باید به فتوای مرجع تقلید خود رجوع کند.
در حدی که جستجو شد فقط نظر آیت الله مکارم به دست آمد که نظرشان این است که آنها در زمان عده، در حکم محرم هستند (https://hawzah.net/fa/Resaleh/View/29712)؛
و از فرمایشات آیت الله بهجت هم چنین به نظر میرسد که ایشان آن دو را نامحرم میدانند (جامع المسائل (ج4، ص175) ،
▪️البته از ظاهر سخن اغلب فقها که گفتهاند رجوع، نه فقط با سخن، بلکه با فعل هم امکانپذیر است، و رفتارهایی مانند بوسیدن یا لمس کردن را علامتی برای رجوع قلمداد کردهاند (حتی برخی تصریح کردهاند که ولو بدون شهوت باشد)، میتوان نتیجه گرفت که آنها این زن و مرد را به هم نامحرم میدانند، که وقوع این رفتارها را خلاف وضعیت زن و مرد در طلاق رجعی می دانند و وقتی شبیه رفتار شوهر، از مرد سر میزند آن را علامت انصراف وی از طلاق قلمداد می کنند.
@yekaye
#طلاق_۱
۱۱۷۷) 📖 فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا 📖
ترجمه
💢پس آنگاه که [آن زنان] به پایان زمان معینشان رسیدند، پس آنان را به نیکی نگه دارید یا از آنان بهشایستگی جدا شوید؛ و دو نفر عادل از خودتان گواه گیرید و گواهی را برای خدا اقامه کنید؛ این است که با آن، کسی که روالش این بوده که به خدا و روز دیگر ایمان آورد، اندرز داده میشود؛ و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد.
سوره طلاق (۶۵) آيه ۲
۱۴۰۴/۷/۱۲
۱۱ ربيعالثانی ۱۴۴۷
@yekaye
#طلاق_۲
📖اختلاف قراءات
چنانکه در ابتدای سوره اشاره شد، بر اساس مصحف قرآن
▪️به نسخههای کوفی و مکی و مدنی اخیر، بین عبارت «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» در این آيه و عبارت «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» در آيه بعد فاصله افتاده و اینها در دو آیه جداگانه آمدهاند؛
▪️اما در نسخههای بصری و مدنی اول، کل این دو آیه، یک آيه حساب میشوند؛ و
▪️در نسخه شامی، آيه ۲ با عبارت «وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» تمام میشود و دو عبارت فوق در کنار هم در ابتدای آيه ۳ قرار میگیرد.
@yekaye
✅ توجه
در خصوص وضعیت زن و مرد در طلاق رجعی (از حیث محرم یا نامحرم بودن)، دو روز پیش تکملهای با عنوان «پینوشت» نوشته شد:
https://eitaa.com/yekaye/13015
به نظر میرسد هنوز دقتهای بیشتری لازم است؛ لذا متن این پینوشت در محل اصلی آن، مجددا اصلاح شد:
https://eitaa.com/yekaye/13003
تکمله نخست حذف نشد که اگر افرادی اهل تحقیق بودند و خواستند بدانند چه تغییری رخ داده، بتوانند دو متن را با هم مقایسه کنند
@yekaye
🔹بَلَغْنَ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «بلغ» در اصل به معنای وصول [= رسیدن] به چیزی و بلکه، به پایان مقصد و منتهای کاری رسیدن است. برخی معتقدند که این ماده در مورد مشرف شدن [نزدیک شدن] بر پایان کار هم به کار می رود؛ اما عده ای با این سخن مخالفت کرده، و معتقدند اساسا تفاوت اصلی این ماده با ماده «وصل» در این است که در «بلغ» باید به نهاییترین حد شیء برسد و «ابلاغ» اقتضای شدیدتری برای «رسیدن» دارد؛ تا حدی که برخی گفته اند ابلاغ همان مرحله نهایی رسیدن شیء به انتهاست و تعبیر «ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ، توبه/۶) از همین باب است.
▪️کلمه «بَلَاغ» گاه به معنای «تبليغ» (رساندن چیزی و مطلبی به دیگران) به کار می رود ( هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ، إبراهيم/۵۲ ؛ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ، رعد/۴۰) و گاه آن را به معنای «کفایت» دانسته اند مانند «إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ، أنبياء/۱۰۶).
گفتیم ماده «بلغ» به ماده «وصل» (وصول، رسیدن) و ماده «ادی» (اداء، ادا کردن) نزدیک است. تفاوتش با ماده وصل بیان شد؛ تفاوت ابلاغ با ادا کردن هم در این است که در «ادا» کردن تاکید بر این است که مطلب آن گونه که سزاوار است برسد، اما در «ابلاغ» رساندن چیزی است که در آن نوعی فهماندن هم در کار باشد، و «بلاغت» هم از همین ماده است و به معنای «رساندن معنا به نفس است در بهترین صورت ممکن».
🔖جلسه ۴۱۳ http://yekaye.ir/al-anbiaa-21-106/
@yekaye