یک آیه در روز
📖۱۱۷۶) 📖 يَـٰأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْص
.
🔟 «إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا»
📜حکایت۲
حریز بن عبدالله از اصحاب امام صادق ع است. خودش حکایت کرده است:
یکبار بر ابوحنیفه وارد شدم و نزد او بقدری کتاب بود که کم مانده بود بین من و او کاملا جدا کند.
گفت: این کتابها همهاش درباره طلاق است. اما شما؟ و شروع کرد دستش را این سو و آن سو کردن.
گفتم: ما همه اینها را در یک حرف جمع کردهایم.
گفت: و آن چیست؟
گفتم: این سخن خداوند متعال: «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» (طلاق/۱).
گفت: تو کسی هستی که چیزی را جز با روایت قبول نمیکنی؟
گفتم: بله.
[سپس ابوحنیفه یک سوال فنی درباره مسالهای در خصوص بردهای که مقداری از قیمت وی داده شده و در شرف آزادی باشد میپرسد و حریز با ذکر حدیثی از امام باقر ع که سیره امیرالمومنین در این مساله اشاره کرده پاسخ می دهد. سپس:]
گفت: اکنون سوالی میکنم که دیگر هیچی نداشته باشی! درباره شتری که از دریا بیرون آید [= صید شود!] چه میگویی؟
گفتم: میخواهد شتر باشد، می خواهد گاو باشد؛ اگر فلس داشته باشد آن را میخوریم وگرنه، نه!
📚رجال الكشي، ص384؛ الإختصاص، ص206
@yekaye
#طلاق_۱
یک آیه در روز
ادامه نکته تخصصی #خانوادهشناسی (تدبر۲) اما خانواده وقتی قرار است پایان یابد و زوجین از هم جدا شوند
توجه:
در تدبر ۲ ذیل نکته خانوادهشناسی عباراتی بدین صورت آمده بود که:
اما با مسأله عده، این زندگی مشترک تا مدتی در حالتی قرار میگیرد که نه کاملا از هم جدا میشوند، ونه کاملا زن و شوهر هم هستند: ...
جالبتر نحوه روابط جنسی بین آنهاست:
از سویی، با اجرای صیغه طلاق، زن همانند سایر زنان بیگانه به شوهرش نامحرم میشود و باید پوشش شرعی خود را در برابر وی حفظ کند، ...
برخی از مخاطبان محترم کانال تذکر دادند که به فتوای برخی مراجع در دوره عده، زن و مرد همچنان به هم محرم هستند.
عبارت فوق به صورت زیر اصلاح شد:
از سویی، از ظاهر کلام بسیاری از فقها چنین برمیآید که با اجرای صیغه طلاق، زن همانند سایر زنان بیگانه به شوهرش نامحرم میشود و باید حداقلی از پوشش شرعی خود را در برابر وی حفظ کند*، ...
و سپس پینوشت زیر بدانجا اضافه شد:
✳️* پینوشت:
🔸درباره اینکه آیا زنی که به طلاق رجعی طلاق داده شده است، آيا در دوره عده، نسبت به شوهرش نامحرم میشود یا همچنان بر او محرم است و فقط نزدیکی کردن با وی حرام است، با اینکه تصریح چندانی در کلمات فقها پیدا نکردیم ظاهرا بین فقها دو قول باشد:
▪️برخی با توجه به تعابیری که در احادیث آمده که «زن مطلقه رجعی» را هنوز «زوجه» شوهرش معرفی کرده و یا توصیه به آرایش زن در این ایام در برابر شوهر شده، ویا مرد بدون اجازه گرفتن از زن، اجازه ورود به اتاق وی را دارد، به نظر میرسد به این سمت متمایلند که در ایام عده، احکام زوجیت غیر از مواردی که استثناء شده [مانند جماع] جایز است (أنوار الفقاهة - كتاب الطلاق (لكاشف الغطاء)، ص29 ؛ تكملة العروة الوثقى، ج1، ص1۱۴ )؛
▪️اما برخی با توجه به اینکه در هر صورت صیغه طلاقی جاری شده و اقتضای عده نگه داشتن، اجتناب از هرگونه تمتع و رابطه جنسی است (تكملة العروة الوثقى، ج1، ص105-106 ) و به عبارت دیگر، و مقصود از رجعی بودن، صرفا جواز رجوع است، نه اینکه زوجیت به حال خود باقی باشد (مسالك الأفهام (شهید ثانی)، ج9، ص185-186 ) [و لذاست که اغلب فقها، وقوع رجوع را نه صرفا با لفظ، بلکه با هرگونه عملی دانستهاند که عرفاً از اعمالی است که مرد در قبال همسرش انجام میدهد، (جواهر الكلام، ج32، ص180-181 )]، ویا در احادیث مربوط به فرد لال، گذاشتن روسری بر سر زن خویش را نشانه اعلام طلاق وی دانستهاند و چهبسا برداشتن روسری از سر وی را نشانه رجوع وی، نتیجه گرفتهاند که پس زن و شوهر به هم نامحرم میشوند (مسالك الأفهام، ج9، ص185 ).
💢مطلب داخل متن بر اساس قول دوم نوشته شد، و واضح است که در این مسائل اختلافی هرکس باید به فتوای مرجع تقلید خود رجوع کند.
در حدی که جستجو شد فقط نظر آیت الله مکارم به دست آمد که نظرشان این است که آنها در زمان عده، در حکم محرم هستند (https://hawzah.net/fa/Resaleh/View/29712)؛
و از فرمایشات آیت الله بهجت هم چنین به نظر میرسد که ایشان آن دو را نامحرم میدانند (جامع المسائل (ج4، ص175) ،
▪️البته از ظاهر سخن اغلب فقها که گفتهاند رجوع، نه فقط با سخن، بلکه با فعل هم امکانپذیر است، و رفتارهایی مانند بوسیدن یا لمس کردن را علامتی برای رجوع قلمداد کردهاند (حتی برخی تصریح کردهاند که ولو بدون شهوت باشد)، میتوان نتیجه گرفت که آنها این زن و مرد را به هم نامحرم میدانند، که وقوع این رفتارها را خلاف وضعیت زن و مرد در طلاق رجعی می دانند و وقتی شبیه رفتار شوهر، از مرد سر میزند آن را علامت انصراف وی از طلاق قلمداد می کنند.
@yekaye
#طلاق_۱
۱۱۷۷) 📖 فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا 📖
ترجمه
💢پس آنگاه که [آن زنان] به پایان زمان معینشان رسیدند، پس آنان را به نیکی نگه دارید یا از آنان بهشایستگی جدا شوید؛ و دو نفر عادل از خودتان گواه گیرید و گواهی را برای خدا اقامه کنید؛ این است که با آن، کسی که روالش این بوده که به خدا و روز دیگر ایمان آورد، اندرز داده میشود؛ و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد.
سوره طلاق (۶۵) آيه ۲
۱۴۰۴/۷/۱۲
۱۱ ربيعالثانی ۱۴۴۷
@yekaye
#طلاق_۲
📖اختلاف قراءات
چنانکه در ابتدای سوره اشاره شد، بر اساس مصحف قرآن
▪️به نسخههای کوفی و مکی و مدنی اخیر، بین عبارت «وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» در این آيه و عبارت «وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» در آيه بعد فاصله افتاده و اینها در دو آیه جداگانه آمدهاند؛
▪️اما در نسخههای بصری و مدنی اول، کل این دو آیه، یک آيه حساب میشوند؛ و
▪️در نسخه شامی، آيه ۲ با عبارت «وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» تمام میشود و دو عبارت فوق در کنار هم در ابتدای آيه ۳ قرار میگیرد.
@yekaye
✅ توجه
در خصوص وضعیت زن و مرد در طلاق رجعی (از حیث محرم یا نامحرم بودن)، دو روز پیش تکملهای با عنوان «پینوشت» نوشته شد:
https://eitaa.com/yekaye/13015
به نظر میرسد هنوز دقتهای بیشتری لازم است؛ لذا متن این پینوشت در محل اصلی آن، مجددا اصلاح شد:
https://eitaa.com/yekaye/13003
تکمله نخست حذف نشد که اگر افرادی اهل تحقیق بودند و خواستند بدانند چه تغییری رخ داده، بتوانند دو متن را با هم مقایسه کنند
@yekaye
🔹بَلَغْنَ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «بلغ» در اصل به معنای وصول [= رسیدن] به چیزی و بلکه، به پایان مقصد و منتهای کاری رسیدن است. برخی معتقدند که این ماده در مورد مشرف شدن [نزدیک شدن] بر پایان کار هم به کار می رود؛ اما عده ای با این سخن مخالفت کرده، و معتقدند اساسا تفاوت اصلی این ماده با ماده «وصل» در این است که در «بلغ» باید به نهاییترین حد شیء برسد و «ابلاغ» اقتضای شدیدتری برای «رسیدن» دارد؛ تا حدی که برخی گفته اند ابلاغ همان مرحله نهایی رسیدن شیء به انتهاست و تعبیر «ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ، توبه/۶) از همین باب است.
▪️کلمه «بَلَاغ» گاه به معنای «تبليغ» (رساندن چیزی و مطلبی به دیگران) به کار می رود ( هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ، إبراهيم/۵۲ ؛ فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَ عَلَيْنَا الْحِسابُ، رعد/۴۰) و گاه آن را به معنای «کفایت» دانسته اند مانند «إِنَّ فِي هذا لَبَلاغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ، أنبياء/۱۰۶).
گفتیم ماده «بلغ» به ماده «وصل» (وصول، رسیدن) و ماده «ادی» (اداء، ادا کردن) نزدیک است. تفاوتش با ماده وصل بیان شد؛ تفاوت ابلاغ با ادا کردن هم در این است که در «ادا» کردن تاکید بر این است که مطلب آن گونه که سزاوار است برسد، اما در «ابلاغ» رساندن چیزی است که در آن نوعی فهماندن هم در کار باشد، و «بلاغت» هم از همین ماده است و به معنای «رساندن معنا به نفس است در بهترین صورت ممکن».
🔖جلسه ۴۱۳ http://yekaye.ir/al-anbiaa-21-106/
@yekaye
🔹أَجَلَهُنَّ
قبلا بیان شد که
▪️درباره ماده «أجل» گفته شده که بر معنای مختلف به نحو اشتراک لفظی دلالت میکند، که از این پنج معنا تنها دوتایش در قرآن کریم (جمعا ۵۶ بار) به کار رفته است. یکی «أجْل» است که به «صورت «مِن أجْلِ …» به کار میرود واین ترکیب به معنای «به خاطر …، از برای …» میباشد؛ که در قرآن کریم تنها یکبار به کار رفته (مائده/۳۲) و دیگری «أَجَل» به معنای «غایت وقت» و «مدت معین شده برای چیزی» است که بویژه در مورد «زمان مرگ» و «زمان پایان بدهکاری» به کار میرود.
🔖جلسه ۲۵۴ https://yekaye.ir/al-aaraf-7-34/
@yekaye
🔹فَأَمْسِكُوهُنَّ
قبلا بیان شد که
▪️ماده «مسک» را برخی در اصل به معنای «حبس کردن» دانستهاند، مانند «أَمَّنْ هذَا الَّذي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ» (ملک/۲۱).
و برخی معنای اصلی آن را «درآویختن به چیزی» (وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِر؛ ممتحنه/۱۰) ویا «حفظ کردن آن» (وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ؛ حج/۶۵) معرفی کردهاند.
و برخی هم تلفیقی از این دو معنا را، یعنی «حبس کردن»ی که همراه با «حفظ کردن» باشد، که نقطه مقابل رها گذاشتن (إرسال) است.
▪️این ماده وقتی به باب إفعال میرود، دلالت بر نگهداشتنی دارد که فاعل آن مورد توجه خاص است، یعنی زاویه اقدام کردن شخص برای نگهداشتن بیشتر مورد توجه است: «الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ» (بقره/۲۲۹)، که اسم فاعل آن «مُمسِک» است: «فَلا مُمْسِكَ لَها» (فاطر/۲)، «هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ» (زمر/۳۸) ...
🔖جلسه ۷۰۲ https://yekaye.ir/al-fater-35-2/
@yekaye
🔹بِمَعْرُوفٍ
قبلا بیان شد که درباره اینکه ماده «عرف» در اصل بر چه چیزی دلالت دارد اهل لغت اختلاف دارند:
▪️برخی همچون ابن فارس از ابتدا دو اصل متفاوت برای این ماده گرفتهاند؛ یکی معنای پیاپی آمدن چیزی که اجزایش به هم وصل باشد، و کاربرد آن در اموری همچون یال اسب (عرف الفرس) و تاج خروس (عرف الدیک) یا زمین مرتفعی که بین دو دشت قرار گرفته (عرفه) را از مصادیق این معنا برمیشمرد؛ و دیگری به معنای «سکون و طمأنینه» است که معرفت و عرفان و معروف را از این باب میداند از این جهت که انسان با رسیدن به آن به سکون و آرامش میرسد، زیرا کسی که چیزی را نشناسد نسبت به آن نگران است و میترسد، و «عَرف» به معنای بوی خوش را هم چون نفس انسان از تشمام بوی خوش به آرامش میرسد؛و عرفات را هم یا از این باب که آدم و حوا بعد از هبوط در این نقطه به همدیگر و به آرامش رسیدند؛ یا به خاطر اینکه جای کاملا شناختهشدهای است و افراد با هم تعارف (همشناسی) حاصل میکنند چنین نامیدهاند.
▫️اما بسیاری کوشیدهاند معنای واحدی بین این کلمات متعدد بیابند:
▪️برخی همچون مرحوم مصطفوی اصل این ماده را ناظر به همان کلمه معرفت دانسته و گفتهاند در اصل به معنای اطلاع بر چیزی و علم به خصوصیات و آثار آن است و سعی کردهاند بقیه مشتقات این ماده را هم به این معنا برگردانند که در بسیاری از آنها در موارد متعددی به نظر تکلفآمیز میرسد …؛
▪️راغب هم اگرچه ابتدا با توضیح معرفت و عرفان به عنوان ادراک چیزی با تفکر و تدبر در آثار آن شروع میکند؛ اما اصل معرفت را برگرفته از معنای به بوی خوش رسیدن که با «عَرَفْتُ» تعبیر میشود میداند چنانکه در خصوص تعبیر «عَرَّف» در آیه «وَ يُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُم» (محمد/۶) را هم احتمال اینکه به معنای اینکه آنان را با بوی خوش زینت داد و آراست مطرح کرده و هم احتمال اینکه با توصیف بهشت و آشنا کردن و معرفی آن به ایشان آنان را به بهشت رساند.
▪️اما حسن جبل بر این باور است که معنای محوری این ماده عبارت است از متمایز شدن قسمت اعلی یا ظاهر چیزی با خصیصههایی که بر آن یا بر چیزی که در آن است دلالت کند؛ مانند تاج خروس یا یال اسب … .
▪️از کلمات پرکاربرد این ماده «معروف» است که برخی گفتهاند اسمی است برای هر کاری که در عقل و شرع به عنوان کار نیک شناخته میشود، در قبال «منکر» که چیزی است که توسط عقل و شرع انکار شده است: «يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» (آل عمران/۱۰۴)، و «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ» (لقمان/۱۷)، «وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً» (أحزاب/۳۲)، «فَأَمْسِكُوهُنَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَ بِمَعْرُوفٍ» (طلاق/۲)، «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ» (بقرة/۲۶۳)،
و ظاهرا بر همین اساس (اینکه مورد استحسان عقل و شرع واقع شود) است که به میانهروی در بخشش هم «معروف» گفته شده: «وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ» (نساء/۶)، «إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ» (نساء/۱۱۴)، «وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ» (بقرة/۲۴۱). البته کلمه «معروف» به معنای امر مشهور هم به کار میرود ودر تفاوت اینها گفتهاند مشهور چیزی است که نزد جماعت بزرگی معروف باشد اما معروف اگر یک نفر هم آن را بشناسد معروف است؛ لذا میگویند «هذا معروفٌ عند زید» و نمیگویند «هذا مشهورٌ عند زید».
▫️در آنجا به تفصیل درباره کاربردهای این ماده در کلمات مختلف در قرآن کریم بحث شد که برای رعایت اختصار در اینجا به همین مقدار بسنده میشود.
🔖جلسه ۱۰۷۸ https://yekaye.ir/al-hujurat-49-13-1/
@yekaye