eitaa logo
شیخ غلامعلي بدرلو
1.1هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
300 فایل
یاهو زَكَاةُ الْعِلْمِ بَذْلُهُ لِمُسْتَحِقِّهِ وَ إِجْهَادُ النَّفْسِ فِي الْعَمَلِ بِهِ تصنیف غررالحکم، حدیث ۱۳۲ http://eitaa.com/Arshiv_Gholam ارتباط با ادمین: https://eitaa.com/Sheikh_Gholamali
مشاهده در ایتا
دانلود
بر روی دستم غیرِ خاکستر نیاوردم شرمنده ام حالا که بال و پَر نیاوردم تو بی محلّی کردی و من ریختم در خود أمّا صدایش را همیشه در نیاوردم من به شما یک جان ناقابل بدهکارم چیزی از این بهتر نبود آخر نیاوردم از چه مرا در پشت این در مَعطَلم کردی أصلاً شما گفتید سر، من سر نیاوردم؟! كار خودش را كرد آن یك بار دل دادن یك بار دل آوردم و دیگر نیاوردم تكلیفِ دیوانه بلاتكلیفی اش باشد من نیز تكلیفی از این بهتر نیاوردم من هر كه را آوردم اینجا از غلامان شد یعنی در این خانه به جز نوكر نیاوردم این خانواده نوكرانش محترم هستند من بی طهارت نامی از قنبر نیاوردم كوه گناهی را به كاهی گاه می بخشند آخر من از كار شما سر در نیاوردم خیلی دلش میخواست یك شب كربلا باشم من آرزوی مادرم را بر نیاوردم "علی اکبر لطیفیان" @Arshiv_Gholam
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صلوات اللّه علیه) يَقُولُ: ابْنَ آدَمَ إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ مِنَ الدُّنْيَا مَا يَكْفِيكَ فَإِنَّ أَيْسَرَ مَا فِيهَا يَكْفِيكَ وَ إِنْ كُنْتَ إِنَّمَا تُرِيدُ مَا لَا يَكْفِيكَ فَإِنَّ كُلَّ مَا فِيهَا لَا يَكْفِيكَ. الكافي، ج‏2، ص 138 @Arshiv_Gholam
علم پیشین إلهی مستلزم نفی قدرت و إختیار مکلّف نیست؛ زیرا علم إلهی به انجام کار با إختیار مکلّف تعلّق می گیرد، نه فارغ از إختیار وی. علامه مصباح یزدی نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ص 100 @Arshiv_Gholam
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ غَيْرِهِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ: مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى يَقْتُلَهُ. الكافي، ج‏2، ص 136 @Arshiv_Gholam
کنج عُزلت گُزین و تنها باش بین گمنام هاش پیدا باش پی سیر و سلوک‌ اگر هستی خاک شو محضرش تمنّا باش آخرت میوه ی همین دنیاست پس از امروز فکر‌ فردا باش نمک عاشقی به رسوایی ست با جماعت نباش و رسوا باش دست، پیش کسی دراز نکن سائل دست های سقّا باش علف هرز هم اگر بودی در زمین حسین زهرا باش گرچه أصلا به تو نیازی نیست پای کار حسین أمّا باش زیر خنجر به فکر ما بوده ما به فکر گناه، ما را باش میل داری به روضه ی رضوان هر کجا روضه بود آن جا باش هدف از گریه خنده ی زهراست بی خیال ثواب عقبی باش گریه کن پا به پای طفلی که گریه می کرد با سر باباش گفت حالا که آمدی بابا یا مرا با خودت ببر یا باش راستی دختری که آن کوچه است کتک سیر خوردم از باباش به من و روسریم فکر نکن فکر بی معجری زن ها باش @Arshiv_Gholam
مردم بهم شیرآفرین نمیگن داره من و می کُشه این “نمیگن” أمّ البنین چقدر بهم می اومد دیگه بهم “أمّ البنین” نمیگن أمّ البنین شدن چه دردسر داشت تابوتش و معلوم نشد کی برداشت غریبیِ امروزش و نبینید أمّ البنین یه روز چهار پسر داشت بوی علی چهارتاشون می دادند خیلی برا فاطمه جون می دادند یادش بخیر دور و برم که بودن همه من و به هم نشون می دادند کبوتر مدینه پر نداره؛ خونه ام ستاره و قمر نداره؛ “دیگه من و أمّ البنین نخونید” أمّ البنین دیگه پسر نداره؛ غصّه و ماتم من و می بینن اوضاع درهم من و می بینن اونایی که محو رشیدیم بودن حالا قد خم من و می بینن کشته شدن ولی خبر نداشتم به هیچ کدومشون نظر نداشتم تا می بینید من و بگید ”حسین جان” أصلاً خیال کنید پسر نداشتم دلم شکسته؛ می دونم شکسته قدم کمونه؛ گمونم شکسته روزا میام تو آفتاب می شینم از چار طرف سایه بونم شکسته همش می گفت برام گلاب نیارید من و دیگه پیش رباب نیارید سر مزار من اگه اومدید هر چی میارید ولی آب نیارید؛ "علی اکبر لطیفیان" @Arshiv_Gholam
نشستم روی خاکِ آرزوهایم بغل کردم خیالی از مزارت را اگر چه قابِ این خاک از تنت خالی‌ست نسیم آورده از مقتل غبارت را اگر سوسوی چشمان ترم کم شد اگر تسبیحِ تربت خیسِ اشکم شد نشستم می‌شمارم با نفس‌هایم شمارِ زخم‌های بی‌شمارت را شنیدم پَر زدی دستت زمین افتاد تو بالا رفتی و أمّ‌البنین افتاد به عرشِ خیمه‌ها با مشک می‌رفتی که تیری آرزوی آب‌دارت را زد و بی‌آرزو بر خاک افتادی تن خود را به دستِ نیزه‌ها دادی صدای نوحه‌ی أدرِک أخایَت گفت زیارت کرده زهرا نیزه‌زارت را کنار رود، أمّا تشنه لب بودی به جای آب، سقای أدب بودی تو دریازاده‌ای؛ هر چند بی‌آبی نمی‌سنجند، با مشکت عیارت را اگر می‌شد به جایت آب می‌بُردم به جای قلبِ مشکت تیر می‌خوردم به پای آرزوهای تو می‌مردم نمی‌دیدم نگاهِ شرمسارت را اگر می‌شد به جنگِ تیر می‌رفتم به زیر کوهی از شمشیر می‌رفتم که حتّی نشکند آیینه‌ی چشمت نبیند هیچ سنگی إنکسارت را به من پیکِ أجل نزدیک شد رفتی تمام آسمان تاریک شد رفتی شده "أم‌ُّالقَمر"؛ "أم‌ُّالبُکاء" بی تو ببین ای ماه، أبرِ در مدارت را اگر چه قدّم از داغت خمید آخر ولی مادر به رویایش رسید آخر که شد أمّ‌البنین "أمّ‌الشّهید" آخر ببر حالا کنارت داغدارت را "رضا قاسمی" @Arshiv_Gholam
النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السّلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلّی اللّه علیه و آله): اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ مَنْ أَحَبَّ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْعَفَافَ وَ الْكَفَافَ وَ ارْزُقْ مَنْ أَبْغَضَ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْمَالَ وَ الْوَلَدَ. الكافي، ج‏2، ص 140 @Arshiv_Gholam
أکثریّت نمی تواند حقّ حاکمیّت بر أقلیّت را به شخص منتخب خود دهد؛ بلکه فقط می تواند حقّ خود را به فرد منتخب بدهند. بنابراین در دموکراسی حقّ أقلیّت همیشه ضایع می گردد. استاد محمد نجفی حکومت اسلامی از مبانی تا مقاصد، ص 135 @Arshiv_Gholam
محضر رفقای هیئت یا رقیه (سلام اللّه علیها) فاطمیّه 1399 @Arshiv_Gholam
محضر رفقای مدرسه علمیّه رشد فاطمیّه 1399 @Arshiv_Gholam
کتاب بزک ناظر به واقعیتهای دوران پهلوی.pdf
حجم: 9.62M
📓 کتاب "بزک" 🔱واقعیّت های دوران پهلوی🔱 📝 گردآورنده "محسن سلیمانی" @Arshiv_Gholam