eitaa logo
احادیث اهل البیت علیهم‌السّلام
3.4هزار دنبال‌کننده
36 عکس
5 ویدیو
0 فایل
 إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ "اَلثَّقَلَيْنِ" مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي "كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي" وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ اَلْحَوْضَ   ارتباط با خادم کانال: @skhorasani22
مشاهده در ایتا
دانلود
karimi-28.mp3
5.66M
لعنت به اون که پیکرش‌رو زیر و رو کرد😭 😭غریب گیر آوردنت ☑️ @JAMI_Alahadith‌
وداع جانسوز خاندان پيامبر صلی‌الله‌عليه‌وآله با شهيدان هنگام عبور از قتلگاه ◼️ هنگامى كه نگاه زنان به كشتگان افتاد، صيحه كشيدند و بر صورت خود زدند. راوى مى‌گويد: به خدا سوگند،زينب،دختر على را فراموش نمى‌كنم كه بر حسين عليه السلام ناله مى‌زد و با آوايى اندوهناك و دلى غمين مى‌گفت: «وا محمّدا ! فرمان‌رواى آسمان،بر تو درود بفرستد ! اين،حسين است كه به صحرا افتاده و در خونْ‌ خفته و اعضایش از هم جدا شده. واى [بر منِ‌ مصيبت‌زده] كه دخترانت اسيرند! به خدا شِكوه مى‌برم و نيز به محمّدِ مصطفى و علىِ‌ مرتضى و فاطمۀ زهرا و حمزۀ سيّد الشهدا. وا محمّدا ! اين،حسين است كه در صحرا افتاده و باد صبا بر او مى‌وزد؛ كُشته شده به دست حرام‌زادگان! واى از غم و رنج تو،اى ابا عبد اللّه ! امروز، جدّم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در گذشت. اى ياران محمّد ! اينان، فرزندان محمّدِ مصطفايند كه آنان را به سان اسيران مى‌رانند». ▪️به خدا سوگند،[زينب عليها السلام ] هر دشمن و دوستى را گرياند. آن گاه سكينه،پيكر [پدرش] حسين عليه السلام را در آغوش گرفت. گروهى از باديه‌نشينان،گرد آمدند و او را از حسين،جدا كردند. 📚الملهوف ص۱۸۰ سلام‌الله‌علیها ☑️ @JAMI_Alahadith‌
عثمانیه چه گروهی هستند⁉️ 💢 عثمانیه به گروهی اطلاق می شود که: به شدت طرفدار ودوستدار عثمان بودند و نسبت به حضرت علی "علیه‌السّلام "بغض ودشمنی داشتند. 🔺عثمانیه امیرالمؤمنین علی علیه‌السّلام را به عنوان خلیفه قبول نداشتند وحضرت را در ماجرای قتل عثمان به مشارکت و همراهی با قاتلان عثمان متهم می‌کردند. ⬅️ اکثر شرکت کنندگان که در کربلا در سپاه عمر بن سعد ملعون بودند از لحاظ عقیدتی عثمانی‌مذهب بودند به این خاطر وقتی علیه السلام از دشمن سوال کرد که به چه دلیلی قصد با جنگ من را دارید؟ جواب دادند: بُغْضاً لِأَبِيكَ‌: بخاطر کینه و بغضی که از پدرت داریم ☑️ @JAMI_Alahadith‌
پنج گریه‌کننده تاریخ 🛑حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ اَلْوَلِيدِ رَضِيَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ قَالَ حَدَّثَنِي اَلْعَبَّاسُ بْنُ مَعْرُوفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ اَلْبَحْرَانِيِّ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّٰهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّٰى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهٰالِكِينَ وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَمَّا فَاطِمَةُ فَبَكَتْ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى تَأَذَّى بِهَا أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ فَقَالُوا لَهَا قَدْ آذَيْتِنَا بِكَثْرَةِ بُكَائِكِ فَكَانَتْ تَخْرُجُ إِلَى اَلْمَقَابِرِ مَقَابِرِ اَلشُّهَدَاءِ فَتَبْكِي حَتَّى تَقْضِيَ حَاجَتَهَا ثُمَّ تَنْصَرِفُ وَ أَمَّا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ فَبَكَى عَلَى اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عِشْرِينَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِينَ سَنَةً مَا وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعَامٌ إِلاَّ بَكَى حَتَّى قَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ اَلْهٰالِكِينَ `قٰالَ إِنَّمٰا أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اَللّٰهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اَللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ إِنِّي مَا أَذْكُرُ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلاَّ خَنَقَتْنِي لِذَلِكَ عَبْرَةٌ . 🔰شیخ صدوق رحمه اللَّه در كتاب خصال، به سندش از امام صادق علیه السّلام روایت كرده: افرادى كه بسیار گريه می‌كردند پنج نفر بودند: آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه دختر محمّد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و على بن الحسين() عليهم السّلام ⬅️ اما آدم(علیه‌السلام)، بر(فراق) بهشت آن‌قدر گریه کرد که در دو گونه‌اش اثر گریه‌ای همچون نهر پدید آمد ⬅️ اما يعقوب(علیه‌السلام)، بر یوسف(علیه‌السلام) آن‌قدر گریست تا بینایی خود را از دست داد و به او گفتند:"به خدا سوگند که تو آن‌قدر یاد یوسف می‌کنى تا درمانده شوى، یا بمیرى!". ⬅️ اما يوسف(علیه‌السلام) نیز برای یعقوب(عليه‌السلام) آن‌قدر گریست که اهل زندان اذيت شدند و به او گفتند: یا روز گریه کن و شب آرام باش یا شب گریه کن و روز آرام باش و او نیز یکی از دو پیشنهاد آنان را پذیرفت ⬅️ اما فاطمه(سلام‌الله‌عليها)، بر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنان گریه کرد که مردم مدینه اذیت شدند و به او گفتند گریه‏ زیاد تو، ما را آزار می‌دهد؛ لذا آن‌‌حضرت بر سر قبر شهیدان می‌رفت و هراندازه كه مى‌خواست گريه مى‌كرد ⬅️ اما على بن الحسين عليه‌السلام بیست سال یا چهل سال بر حسین علیه‌السلام گریه کرد و پيش روى او طعامى گذاشته نمى‌شد مگر اينكه اشک می‌ریخت تا جايى كه يكى از خدمتكارانش به او گفت: يابن رسول اللّٰه فدايت شوم! همانا من مى‌ترسم كه هلاك شوى. امام در جواب او فرمود: "من از اندوه سخت و غم خويش به سوى خداوند شكايت مى‌برم و از جانب خداوند چيزى را مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد. من هيچ وقت قتلگاه فرزندان فاطمه(علیها‌السلام) را به ياد نمى‌آورم مگر اينكه گريه گلوگيرم مى‌كند. 📚الخصال ج ۱، ص ۲۷۲ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
پرهیز از گناه 🛑عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمِي مِنَ اَلطَّعَامِ لِمَضَرَّتِهِ وَ لاَ يَحْتَمِي مِنَ اَلذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ. 💠امام سجاد علیه‌السلام فرمود: در شگفتم از كسى كه از خوردن غذايى كه برايش ضرر دارد پرهيز مى كند، اما از گناه، كه مايه ننگ و رسوايى است پرهيز نمى كند! 📚کشف الغمة ج ۲، ص ۱۰۷ _________________________________________ 🛑 وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : «عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمِي مِنَ اَلطَّعَامِ مَخَافَةَ اَلدَّاءِ كَيْفَ لاَ يَحْتَمِي مِنَ اَلذُّنُوبِ مَخَافَةَ اَلنَّارِ » 💠و نيز پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ فرمود: تعجب است از كسى كه به خاطر ترس از بيمارى، از خوردن غذا پرهيز مى‌كند، چگونه از ترسِ آتش دوزخ، از گناهان پرهيز نمى‌كند؟! 📚من لا يحضره الفقيه ج ۳، ص ۳۵۹ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
سخنرانى (سلام‌الله‌عليها) در ميان كوفيان 🔻به نقل از حَذلَم بن ستير-: زينب دختر على عليهما السلام را ديدم و زن باحيايى سخنورتر از او نديده‌ام، و گويى از زبان [پدرش] امير مؤمنان عليه‌السلام سخن مى‌گفت. او در آغاز به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد» نَفَس‌ها در سينه‌ها حبس شدند و آواها فرو خفتند. زينب عليها السلام گفت: ⬅️ «ستايش،خدا راست و بر پدرم پيامبر خدا،درود ! امّا بعد،اى كوفيان و اى دغلكاران بى‌وفا ! اشكتان،هرگز خشك مباد! و ناله‌تان هيچ‌گاه فروخفته مباد ! مَثَل شما، «مَثَل زنى است كه رشتۀ تابيده [به دست خويش] را پس از محكم كردن،از هم مى‌گسست.سوگندهايتان را دستاويز فريب يكديگر قرار مى‌دهيد» هان ! آيا جز لافْزنانِ‌ گزافه‌گو و سينه‌هاى كينه‌جو ميان شما هست‌؟ به هنگام ديدار،نرم، و در برابر دشمن،ناتوان،و شكنندۀ پيمان و تباه كنندۀ تعهّديد. چه بد چيزى براى خود، پيش فرستاده‌ايد كه موجب خشم خدا بر شما و عذاب هميشگى مى‌شود! گريه مى‌كنيد؟! آرى به خدا سوگند، بايد فراوان بگِرييد و كم بخنديد، كه به ننگ و عار آن رسيده‌ايد و هرگز از آلودگى آن، پاكيزه نخواهيد شد. نگين مُهر پيامبرى و سَرور جوانان بهشتى، پناهگاه نيكوكارانتان و جان‌پناه پيشامدهايتان و نشانۀ روشن راهتان و نردبان پيروزى‌تان را تنها گذاشتيد و او را كشتيد. چه بد بارى را بر دوش مى‌كشيد! سرنگون و نگونسار باشيد، كه تلاشتان ناكام و دستانتان خالى ماند و بازى را باختيد و در خشم خدا، خانه كرديد و مُهر خوارى و درماندگى بر پيشانى‌تان زده شد ! واى بر شما ! آيا مى‌دانيد چه جگرى از محمّد صلى‌الله‌عليه‌و‌آله دريديد؟! و چه خونى از او ريختيد؟! و چه دُردانه‌اى را از او گرفتيد؟! «بى گمان،كارى ناروا كرديد.نزديك است كه آسمان‌ها از آن بشكافند و زمين، دهانْ‌ باز كند و كوه‌ها فرو ريزند!» .به سانِ‌ احمقان زشتكار، بر سرِ دُردانۀ او ريختيد و زمين و آسمان را از سياهى لشكر، پُر كرديد. آيا از خونْ‌بارشِ‌ آسمان، به شگفت مى‌آييد؟! «عذاب آخرت كه رسوا كننده‌تراست». مهلت خدا، سبُك‌سرتان نكند،كه خدا عجله‌اى ندارد و از دست دادنِ‌ فرصت انتقام، نگرانش نمى‌كند.هرگز! «به درستى كه پروردگارت در كمين است» 🔻آن گاه زينب عليها السلام خاموش شد. مردم را حيران و انگشت به دهان ديدم و پيرمردى گريان را ديدم كه محاسنش خيس شده بود و مى‌گفت: پيرانشان،بهترينْ‌ پيران اند و فرزندانشان به هنگام بر شمردن نسل‌ها، نه خوارند و نه رسوا. 📚الأمالی(مفید) ص۳۲۱ ☑️ @JAMI_Alahadith‌
گناهان مُحَقَّر چیست❓ 🛑 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ اَلْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ اَلشَّحَّامِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: اِتَّقُوا اَلْمُحَقَّرَاتِ مِنَ اَلذُّنُوبِ فَإِنَّهَا لاَ تُغْفَرُ قُلْتُ وَ مَا اَلْمُحَقَّرَاتُ قَالَ اَلرَّجُلُ يُذْنِبُ اَلذَّنْبَ فَيَقُولُ طُوبَى لِي لَوْ لَمْ يَكُنْ لِي غَيْرُ ذَلِكَ. 🔰زید شحّام می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمودند: از گناهان محقر بپرهيزيد، زیرا آمرزيده نمی‌شوند. عرض‌كردم: گناهان محقر چيست‌؟ فرمود: شخص گناهى مى‌كند سپس مى‌گويد خوشا به حال من اگر جز اين گناهى نداشته باشم (کاش گناه من همین باشد!) 📚الکافي ج ۲، ص ۲۸۷ __________________________________________ ✍🏼توضیح: گناه هرچقدر هم كه كوچك و خرد باشد نبايد شخص گنهكار آنها را كوچك و بى‌اهميّت بداند زيرا انسان از همين گناهان كوچك گستاخ مى‌شود و به گناهان بزرگ مى‌رسد. همچنین گناه هر چند کوچک باشد، نافرمانى پروردگار بزرگ است و از این نظر نباید آن را کوچک دانست، حتى اگر کسى خیال کند مرتکب هیچ گناهى نشده و مثلا تنها یک بار نگاه به نامحرم کرده است، نباید بگوید : خوش به حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم. ☑️ @JAMI_Alahadith‌
سخنرانى امام زين العابدين عليه‌السلام در ميان كوفيان 🛑 امام زين العابدين عليه السلام به مردم اشاره كرد كه: «ساكت شويد». آنان ساكت شدند. امام عليه السلام برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند و يادكرد پيامبر صلى الله عليه و آله-آن گونه كه سزامندش بود-و درود فرستادن بر او فرمود: «اى مردم! هر كس مرا مى‌شناسد،كه مى‌شناسد.هر كس مرا نمى‌شناسد،خودم را به او مى‌شناسانم.من،على بن الحسين بن على بن ابى طالب هستم.من پسر كسى هستم كه در رود فرات،بدون آن كه كسى از شما را كشته باشد و خونى ريخته باشد،سر بُريده شد.من پسر كسى هستم كه حريمش هتك شد و نعمتش سلب گرديد و مالش به غارت رفت و خانواده‌اش اسير شدند.من پسر كسى هستم كه او را در ميان گرفتند و پس از مدّتى كشتند و اين براى افتخار من،كافى است. ⬅️ اى مردم! شما را به خدا سوگند مى‌دهم،آيا مى‌دانيد كه شما به پدرم نامه نوشتيد و به او نيرنگ زديد و از سوى خود با او عهد و پيمان بستيد و دست بيعت به او داديد و سپس با او جنگيديد و او را وا نهاديد؟! نابود باد آنچه براى خود،پيش فرستاده‌ايد و بدا به رأيتان ! با چه چشمى به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى‌نگريد،آن گاه كه به شما مى‌گويد:"خاندانم را كُشتيد و حرمتم را هتك كرديد.پس شما از امّت من نيستيد"». صداى مردم از هر سو بلند شد و به همديگر گفتند: هلاك شده‌ايد و نمى‌دانيد ! امام عليه السلام فرمود:«خدا،رحمت كند كسى را كه اندرزم را بپذيرد و سفارشم را در بارۀ خدا، پيامبر صلى الله عليه و آله و خاندانش حفظ‍‌ كند،كه پيامبر خدا،الگويى نيكو براى ماست». آنان،همگى گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! همۀ ما گوش به فرمان و مطيعيم و عهد تو را پاس مى‌داريم. نه به آن،بى‌رغبتى مى‌كنيم و نه از آن،روى مى‌گردانيم. خدا،تو را رحمت كند ! هر فرمانى كه مى‌خواهى،بده. جنگ تو،جنگ ما و صلح تو،صلح ماست. ما [حمله مى‌كنيم و] يزيد را دستگير مى‌كنيم و از هر كه بر تو و ما ستم كرده،بيزارى مى‌جوييم. امام عليه السلام فرمود:«دور باد،دور باد! اى خيانتكاران مكّار ! ميان شما و هوس‌هايتان،فاصله افتاده است.آيا مى‌خواهيد با من همان كنيد كه پيش‌تر با پدرم كرديد؟! هرگز! به پروردگارِ اختران، سوگند كه هنوز زخم،التيام نيافته است.پدرم-كه درودهاى خدا بر او باد-و خانواده‌اش،همين ديروز كشته شده‌اند و هنوز از دست رفتن پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پدرم و پسران پدرم را از ياد نبرده‌ام و اندوهش ميان سينه‌ام،و تلخى‌اش در گلو و حلقم،و غصّه‌هايش در تخت سينه‌ام جارى است و درخواستم اين است كه نه با ما و نه بر ضدّ ما باشيد». 🛑سپس فرمود: شگفت نيست،اگر حسين كشته شد؛چرا كه پدرش نيز [كشته] شد؛ همو كه از حسين،بهتر و شريف‌تر بود. اى كوفيان ! به آنچه بر حسين گذشته،شادى نكنيد كه اين،جرمش بزرگ‌تر است. كشته‌اى به كنار رود [فرات] ! جانم فدايش ! سزاى كسى كه او را به خاك افكنْد،دوزخ است. 📚الاحتجاج ج۲ ص ۱۱۷ علیه‌السلام ☑️ @JAMI_Alahadith‌
خانه‌هایمان را از ترس قطع شدن روزی، بی‌برکت نکنیم! 🛑…عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنِّي اِجْتَنَبْتُ طَلَبَ اَلْوَلَدِ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَهْلِي كَرِهَتْ ذَلِكَ وَ قَالَتْ إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَيَّ تَرْبِيَتُهُمْ لِقِلَّةِ اَلشَّيْءِ فَمَا تَرَى؟ فَكَتَبَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَيَّ: «اُطْلُبِ اَلْوَلَدَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْزُقُهُمْ.» ✍بکر بن صالح گوید: خطاب به (علیه‌السلام) نوشتم: من پنج سال است که از خواستن فرزند خودداری کرده‌ام و دلیلش این است که همسرم خوشش نمی‌آید و می‌گوید: «چون امکاناتمان کم است، پرورش آن‌ها برایم سخت است.» نظر شما چیست؟ 🔻حضرت (در پاسخِ نامه‌ام) خطاب به من نوشتند: «فرزند بخواه؛ چراکه خداوند (عزّوجلّ) حتماً به آن‌ها روزی می‌دهد.» 📚الكافي، ج‏۶، ص۳ ☑️ @JAMI_Alahadith
رويارويى ابن زياد ملعون و حضرت زينب(عليها السلام) 🌑 ابن زياد در كاخ نشست و به همۀ اجازۀ عمومى داد تا در مجلس او حاضر شوند. سر حسين عليه السلام را آوردند و جلويش نهادند و زنان و كودكان حسين عليه السلام را نيز وارد كردند. زينب، دختر على عليهما السلام، ناشناس نشست. ابن زياد، در بارۀ او پرسيد. گفتند: اين،زينب، دختر على است. ابن زياد، به سوى او رو كرد و گفت: ستايش،خدايى را كه رسوايتان ساخت و سخنانتان را دروغ كرد! زينب عليها السلام گفت:«تنها فاسق، رسوا مى‌شود و تنها تبهكار، دروغگو از كار در مى‌آيد، كه آنها هم كسانی ديگر غير از ما هستند». ابن زياد گفت: كار خدا را با برادر و خاندانت چگونه ديدى‌؟ زينب عليها السلام گفت: «جز زيبايى نديدم. اينان، گروهی بودند كه خداوند،كشته شدن را برايشان تقدير كرده بود و آنان هم به سوى قتلگاه خود شتافتند. و به زودى، خداوند، تو و آنان را گِرد هم مى‌آورد و آنان با تو اقامۀ حجّت و برهان مى‌كنند و خواهى ديد كه چه كسى چيره مى‌شود. مادرت به عزايت بنشيند، اى پسر مرجانه!». ⬅️ ابن زياد، خشمگين شد و گويى قصد كشتنش را كرد. عمرو بن حُرَيث به او گفت: اى امير ! او يك زن است و زن به خاطر سخنش مؤاخذه نمى‌شود. ابن زياد به او گفت: خداوند،دل مرا با كشتن حسينِ طغيانگرت و سركشان نافرمان خاندانت خُنك كرد (تسلّى بخشيد)! زينب عليها السلام گفت: «به جانم سوگند كه بزرگم را كُشتى و شاخه‌ام را بُريدى و ريشه‌ام را از بيخ و بُن كندى،و اگر اين،دلت را خُنك مى‌كند، خُنَك شد!». ابن زياد-كه خدا،لعنتش كند-گفت: اين زن،سجع مى‌گويد و به جانم سوگند،پدرت نيز شاعر و سجعگو بود. زينب عليها السلام گفت: «اى ابن زياد ! زن را با سجع گفتن،چه كار؟» ☑️ @JAMI_Alahadith
رويارويى ابن زياد ملعون و امام زين العابدين عليه‌السلام 🌑على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام را در برابر ابن زياد آوردند. به او گفت: تو كيستى‌؟ فرمود: «من على بن الحسين هستم». گفت:مگر خداوند،على بن الحسين را نكشت‌؟ على [بن الحسين] عليه السلام فرمود: «برادرى به نام على داشتم كه مردم،او را كشتند». ابن زياد به او گفت: بلكه خدا، او را كشت. على بن الحسين عليه السلام فرمود: «خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان مى‌گيرد» ابن زياد، خشمگين شد و گفت: تو جرئت پاسخ دادن به من را دارى‌؟! هنوز كسى از شما مانده كه [سخنِ‌] مرا رد كند؟! او را ببريد و گردنش را بزنيد. عمّه‌اش زينب عليها السلام، به او در آويخت و گفت: اى ابن زياد! خون‌هايى كه از ما ريخته‌اى،كافى است. سپس،على [بن الحسين عليه السلام ] را در آغوش گرفت و گفت: به خدا سوگند،از او جدا نمى‌شوم و اگر او را مى‌كشى، مرا هم با او بكش! ابن زياد، کمی به او و على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام نگريست و سپس گفت: شگفتا از پيوند خونى! به خدا سوگند،يقين دارم كه دوست دارد او را همراه وى بكشم.او را رها كنيد كه مريضى‌اش براى او كافى است. آن گاه از جايش برخاست و از كاخ بيرون رفت. 📚الإرشاد ج۲ ص۱۱۶ علیه‌السلام ☑️ @JAMI_Alahadith
🔰 پاسخ به یک شبهه پراکنی پیرامون حکومت عدل علوی: ✖️آیا یک سوم نهج البلاغه اشاره به اختلاس خواص در زمان حکومت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است⁉️ ┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄ ✍🏼به عنوان گروهی که توفیق داشته است که چندین بار نهج البلاغه را از ابتدا تا انتها بخواند و فیش برداری کند؛🤚 شهادت می‌دهیم که آماری که می‌دهند(اینکه یک سوم نهج البلاغه درباب اختلاس خواص باشد!)، خلاف واقع است. شما حتی مورد پیدا نمی‌کنید که یک فرد فاسد، مدت‌های متمادی در حکومت علوی بر مسند نشسته باشد. آن کارگزارانِ امام، معصوم نبوده‌اند اما وقتی خلافی مرتکب می‌شدند، عیونِ امام(افرادی که چشمهایِ امنیتی آن حضرت بودند)، سریعاً گزارش می‌دادند و حضرت آن فرد را برکنار می‌کرد. دعوت‌ می‌کنیم که نامه ی امیرالمومنین علیه‌السلام به عثمان بن حنیف را ، با دقت مطالعه کنید و وجدان خودتان را قاضی کنید که‌ چه زمانی حاکمان اینقدر نسبت به رفتار منصوبان خویش دقت داشته اند و خودشان را شریکِ عملکردِ آنها می‌دانستند. ابن‌ حنیف فقط به یک‌ مهمانی رفته بود که‌ ویژهْ ثروتمندان بوده. علی علیه السلام‌ در ابتدای نامه می‌نویسند که : 💠 «اما بعد، ای پسر حنیف، به من خبر رسیده كه مردی از جوانان اهل بصره تو را به مهمانی خوانده و تو هم به آن مهمانی شتافته‌ای. غذاهای رنگارنگ، و ظرف‌هایی پر از طعام كه به سویت آورده می‌شده پذیراییت كرده‌اند، گمان نمی‌كردم مهمان شدن به سفره قومی را قبول كنی كه محتاجشان را به جفا می‌رانند، و ثروتمندان‌شان را به مهمانی می‌خوانند.» این تعبیر برای کسی که دل در دارد، خیلی و خرد کننده است. 🔚 دقت کنید که او فقط مدعو بوده، اما حضرت اینطور پیگیری کردند‌ و جلوی انحراف بیشترش را گرفتند. همچنین یک نامه‌ای امیرالمؤمنين علیه‌السلام به ابن عباس نوشته‌اند که در نهج البلاغه به شماره نامه ۱۸ نقل شده و در آن میفرمایند: 💠 «فاربع اباالعباس رحمک الله فیما جری علی لسانک و یدک من خیر و شر فانّا شریکان فی ذلک...» ⬅️ «ابو العباس خدايت رحمت كند، در آنچه از نيكى و بدى بر دست تو جارى مى شود، مدارا كن، كه ما هر دو در آن شريكيم و چنان باش كه گمانم به تو نيكو گردد و انديشه ام در باره تو بد نگردد. (یعنی: ابن عباس! هر کار خوب و بدی که تو انجام بدی، من هم در آن شریکم. پس خیلی مراقب رفتارت باش.) امام علیه‌السلام، در این بیان تصریح میکنند که هرچه آن کارگزاران از نیک و بد انجام دهند، مسئولیتش با من نیز هست. یعنی اگر درست رفتار کنی هم به تو خوب می‌گویند هم به من؛ و اگر بد رفتاری کنی به هردوی ما بد خواهند گفت. 🔻نتیجه آنکه: کسی که می‌گوید «یک سوم» نهج البلاغه گزارش اختلاس ها در حکومت علی‌ابن‌ابیطالب است و حکومت عدل علوی را پر اختلاس بوده، مدعی مطلبی شده که دروغ محض است. تنها در چند نامه ی مختصر (که از یک پنجاهم نهج البلاغه نیز کمتر است) امام با فرماندارانی که به نوعی خلاف کرده‌اند به شدت برخورد می‌فرمایند؛ و ایشان باید موارد را نشان دهد که اختلاس بود و حضرت برخورد نفرمودند و همین جا از ایشان میخواهیم دو ، سه نمونه از اختلاس‌های ذکر شده در نهج البلاغه را بشمارد! و الا اینکه گفتن ندارد که در هر حکومتی ممکن است دزدی و جنایت باشد! ولی آیا حضرت توجیه میکردند یا برخورد صریح کردند؟! ☑️ @JAMI_Alahadith