eitaa logo
روی موج تعالی
240 دنبال‌کننده
119 عکس
32 ویدیو
0 فایل
🎙رادیو تعالی، صدایی برای همدلی در مسیر نور و آگاهی؛ شنوندگان عزیز صدای ما را از رادیو تعالی در آیتم هایی جذاب و متنوع روی موج تعالی می‌شنوید ارتباط با ادمین @Admin_Roye_mojetaalei
مشاهده در ایتا
دانلود
5.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ارسالی آقای امیرعباس شاهسواری من میرزا رو نمی دیدم پشت سرم بود می‌گفت ۱۴۰۱ تصادف کرده کنار دستی اش فوت شده و از گردن تا پایین همه پلاتین و پروتز است می گفت روز اول ماه رمضون رفتم توی کما شب شهادت امام علی ع از کما بیرون اومدم. عباس موزون بالقوه خونم بالفعل شد پرسیدم چیزی ندیدی؟ گفت فقط یک کانالی رو می‌دیدم که توش احساس بی وزنی می کردم و پر از نور بود .خیلی حس خوبی بود .اگر همین الان بهم بگن میای بریم اونجا میگم آره اونجا تا عمو ام رو دیدم از کما اومدم بیرون، نشد باهاش صحبت کنم می‌گفت عمویم شهید شده است .من خیلی با عمویم مانوس ام هر مشکلی برام پیش می آید می روم سر قبر عمویم بهش گفتم اسم عمویت چیست : ((گفت میرزا محمد حبیبی!! )) گفتم :مگه تو ...گفت اسم عمویم را پدرم گذاشت روی من تا یاد او زنده شود .چون بعد از شهادت عمویم به دنیا آمدم ما رو اینجا دنبال کنین⬇️ 🆔@Radio_Taalei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@radio_taaleiعامو ابرام.mp3
زمان: حجم: 10.79M
قصه شب📚 «عامو ابرام» ✍ اسحاق دریوش 🔸عامو ابرام، مغازه کوچیک فلافل فروشی داشت، کل مغازه اش پرچم برزیل بود و چند تا عکس از بچه‌های قدیم صنعت نفت و ساختمان های شیک تو اوج رونق قدیم آبادان.ماکت بزرگ عینک ریبن هم بود. ما رو اینجا دنبال کنین⬇️ 🆔@Radio_Taalei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@radio_taaleiهفت شهر عشق قسمت بیست ونهم.mp3
زمان: حجم: 2.74M
هفت شهر عشق✨ قسمت بیست و نهم 💠 نگاهی نو به حماسه عاشورا ما رو اینجا دنبال کنین⬇️ 🆔@Radio_Taalei
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@radio_taaleiپیرمرد حکیم.mp3
زمان: حجم: 2.9M
حکایت✨ «پیرمرد حکیم» 💠 از پیرمردی حکیم پرسیدند؛ از گذر عمر خود چه آموختی⁉️ پاسخ گفت: ... ما رو اینجا دنبال کنین⬇️ 🆔@Radio_Taalei
🔸روایتگر پیاده روی اربعین باشید🔸 📻 رادیو تعالی افتخار دارد تا در ایام پیاده روی اربعین روایت های متنی، صوتی و تصویری با کیفیت شما رو که برای ادمین کانال به آیدی زیر می‌فرستین، با نام خودتون تو کانال بارگزاری کنه @admin_radio_taalei ما رو اینجا دنبال کنین⬇️ 🆔@Radio_Taalei
ارسالی آقای احمد کریمی عراقی‌های نزدیک به مشّایه عادت دارند بیایند توی جاده و زائرین را دعوت کنند به خانه‌شان. دعوت یکی از عراقی‌ها را پذیدفتیم دستمان را گرفت و ده بیست متری آورد توی خیابان فرعی و ریموت ماشین را زد. سوار ماشین مدل بالایی شدیم که اسمش را نمی دانستیم او ما را از وسط نخلستان‌های زیبا رد کرد و ما را با عزت و احترام برد به خانه‌ای وسط نخل‌های بلند بالا قسمتِ عرق‌ریزان ماجرای مهمان شدن در منزل عراقی‌ها، وقت سفره چیدن است. باید مثل آقاها بنشینید آن بالا، دست به سیاه و سفید نزنید تا صاحب منزل با برادرها و پسرهای بزرگش، سفره را بچینند. و چیدن سفره تا پر شدنش تا خرتناق ادامه دارد،پر که شد شما باید به عنوان مهمان شروع به خوردن کنید تا بزرگانِ خانه شروع کنند. دستمان که به جمع‌کردنِ ظرف‌های سفره رفت تذکر گرفتیم! از ما خواستند که برویم و در قسمت دیگری از اتاق بنشینیم جمعیتی از پسرهای خانواده پشت سرمان ریختند داخل اتاق. نشستند دور سفره و عرب‌طور و بدون قاشق، سه انگشتی افتادند به جان باقیمانده غذاها! و ما که در طرف دیگر اتاق داشتیم با چاییِ عراقی پذیرایی می‌شدیم سفره که جمع شد، آمار حمام را گرفتم و بعد از یک دوشِ مشتی زود بیرون زدم، گفتیم باید به رفیق‌هامان برسیم و بالاخره بیرون آمدیم. سه تا چفیه‌ی متبرک حرم امام رضا علیه السلام هم به رسم تشکر تقدیم کردیم که خیلی پسندشان شد... همان ماشین مدل بالا که راننده توی آن منتظرمان بود را سوار شدیم و برگشتیم همان نقطه‌ای که سوار شده بودیم؛ این بار مدل ماشین را هم پرسیدم؛ یک شورلت آمریکاییِ مدل بالا...!