eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.6هزار دنبال‌کننده
8.2هزار عکس
1.9هزار ویدیو
53 فایل
راه ارتباطی: @Hazrate_baran_786
مشاهده در ایتا
دانلود
تکان‌دهنده‌ترین شعرت ای رفیق! کجاست؟ بخوان! بخوان! هوس ِزیر و رو شدن دارم(:
دعای پنج شنبه شب ثواب صد کمیل من کجایی ای عزیز دل ستارهٔ سهیل من ثواب دعای کمیل خوندن متاهل ها از صدتا دعای کمیل مجردی هم بیشتره
🥀 همینکه تار میشد دیدگانت به زیر ضربه ها میرفت جانت بلا دیدی ولیکن ایستادی شبیه کوه؛ پایِ آرمانت!
خدا! به حق دل عاشقان سرگردان مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان به کدخدایی آبادی به دور از عشق نه این رعیت خانه خراب و سرگردان خدا! بریده ام از عشق و زندگی دیگر به آیه آیه ی توبه به جان الرحمن شبتون بخیر
🍃 اگر چه جمعه نشد حاجتم ولی این است سه شنبه های تو در صحن جمکران باشم
چند رباعی از ایرج زبردست 👇 چون جاده به زخم رفتن آراست مرا یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا این بود تمام ماجرای من و او می‌خواستمش ولی نمی‌خواست مرا 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 تا عشق تو داغ بر جبین می‌ریزد چشمم همه اشک آتشین می‌ریزد هجران تو را شبی اگر آه کشم خاکستر ماه بر زمین می‌ریزد 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 لب‌های تو سوره سوره تفسیر خداست چشمان تو بی ریاتر از آینه‌هاست ای سبزترین، سبزترین، سبزترین! سیمای تو سین هشتم سفره‌ی ماست 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 خورشید نشانی ز چراغم نگرفت باران خبری از دل داغم نگرفت عمری به دلم وعده‌ی رفتن دادم افسوس که مرگ هم سراغم نگرفت 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 شب در خم گیسوی تو عابر می‌شد با هر نفست بهار ظاهر می‌شد ای فلسفه‌ی شگفت، افلاطون هم با دیدن چشمان تو شاعر می‌شد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد   مولانا
زیر قیمت میخری، با «سود کم» رد میکنی! قلب آدم «خانه ی عشق» است، سمساری که نیست! 🤔🙄 🌴🕯🌴
چه فرقی داشت او با من که او را می‌پسندیدی به غیر از کم محلی ها مگر از او چه می‌دیدی برایت شعر می‌خواندم همان را خوانده ای نزدش نمی‌گویم غزل دیگر ،که آخر با چه امّیدی چقدر از سادگی هایم ضرر کردم نمیدانم همین اندازه میدانم که بر حالم تو خندیدی فقط این نکته را گویم جهان دار مکافات است تو با بازی بر احوالم به دور خویش چرخیدی
خوش آمد میگم به اعضا جدید🌹🌹
«صبح است و دلم، در تپش لحظه‌ی دیدار باز این دل من، گشته به امید تو بیدار...!» # سعدی
تقدیم به ساحت آسمانی شهید مظلوم، طلبه ی بسیجی آرمان علی وردی تو بودی و دل همواره آشنای حسین(ع) همیشه بود نفس هات در هوای حسین(ع) همیشه در دل میدان عشقبازی بود دلت که بود گرفتارِ کربلای حسین(ع) میان فتنه ی کین از بلا نترسیدی بلاست عرصه ی ایثارِ مبتلای حسین (ع) به ننگ بی طرفی تن ندادی و گفتی: به گوش می رسد از هر طرف ندای حسین(ع) چرا سکوت که اینگونه عشق مظلوم است ستم شده ست به یاران باوفای حسین(ع) همیشه عشق شهادت دعای قلبت بود چه خوب شامل حال تو شد دعای حسین (ع) چقدر روضهْ مجسم شدست بر بدنت شدی تجسمی از شرح روضه های حسین(ع) چقدر پیکرِعریان و جسمِ خونینت شده ست مثل تن غرقِ خون رهای حسین(ع) شکست حلقه ی انگشترت ولی نشکست شکوه عهد تو در راهِ باصفای حسین(ع) درود باد به عزم تو، آرمانِ وطن چه آرمانی و زیبا شدی فدای حسین(ع) بخوان روایت یابن الشبیب را اینک بگو که گریه کنند عاشقان برای حسین(ع) احمدرفیعی وردنجانی
آمدم یاد تو از دل به برونی فکنم دل برون گشت ولی، یاد تو با ماست هنوز.. ‌‌
با جرعه ای ز بوی تو از خویش میروم....
غزل قصیده رباعی،چه گویمت ای جان که لطف و مهر تو در واژه ها نمی گنجد 🍂🍁🍂🦋😊🌙⭐️
کوفیانید ولی،ساکن ایران هستید کوفه بودید اگر،دست علی‌می‌بستید کربلایی شده بودید مقاتل می‌گفت: پست تر از عمر سعد و خولی هستید
پیرکی لال سحرگاه به طفلی الکن می‌شنیدم که بدین نوع همی راند سخن کای ز زلفت صصصبحم شاشاشام تاریک وی ز چهرت شاشاشامم صصصبح روشن تتتریاکیم و بی شششهد للبت صصصبر و تاتاتابم رررفت از تتتن طفل گفتا مَمَمَن را تُتُو تقلید مکن گگگم شو ز برم ای کککمتر از زن ممی‌خواهی مممشتی به ککلت بزنم که بیفتد مممغزت ممیان ددهن پیرگفتا وووالله که معلومست این که که زادم من بیچاره ز مادر الکن هههفتاد و ههشتاد و سه سالست فزون گگگنگ و لالالالم به‌ خخلاق زمن طفل گفتا خخدا را صصصدبار ششکر که برستم به جهان از مملال و ممحن مممن هم گگگنگم مممثل تتتو تتتو هم گگگنگی مممثل مممن
محمل لیلی از این بادیه چون برق گذشت هم‌چنان گردن آهو به تماشاست بلند
درونم برف می‌گیرد دلم قندیل می‌بندد روانم زیر پوتین اَبَرمَردی زمستانی‌ست
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم گفتم که دلم سوخت، نفهمید کجام است دیری است که دلدار پیامی نفرستاد چون شعر مرا دید که دارای پیام است
آغوش تو دلچسب ترین حلقه دنیاست زین حلقه مکن رحم به من تنگ‌ترش کن ...