eitaa logo
بختیاری آنلاین
2.4هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
15.6هزار ویدیو
104 فایل
بختیاری آنلاین کانالی ممتاز پیگیری حقوق و مطالبات بختیاری ها در مناطق بختیاری نشین همفکری در جهت رشد علمی،آشنایی جوانان و نوجوانان با فرهنگ و آداب رسوم و موسیقی پاک بختیاری آشنایی با اهل قلم اطلاعات عمومی سازنده کانال حمید بهرامی دشتکی @OSB1777 نشر آزاد
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کلیپ لری تقدمتان  🌺 دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
🔴واکنش وزیر بهداشت به مسمومیت الکلی جمعی از پزشکان 🔹وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در واکنش به مسمومیت الکلی جمعی از پزشکان در شیراز: ما انتظارمان این است وقتی دانشمندان و عالمانی داریم که خودشان عوارض را می‌بینند خودشان به آن عوامل استناد کنند، به آن عمل هم کنند. وقتی می‌گویند عالم بدون عمل همین است. دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
🔴 سیاست‌های بانک مرکزی مانع خروج ارز از کشور/ پرش دلار از بین رفت 🔹فرهنگ حسینی، کارشناس اقتصادی: برخی‌ها معتقد هستند که افزایش نرخ دلار عامل تورم است و برخی دیگر تورم را عامل افزایش نرخ ارز می‌دانند، این دو گروه مستندات علمی قوی برای عقیده خود دارند. 🔹در سال گذشته که تورم ۳۰ تا ۴۰ درصدی داشته ایم، نرخ ارز هم باید به همین میزان افزایش می‌یافت، اما نرخ ارز به این میزان افزایش نیافت. 🔹چند عامل بر این موضوع تاثیر گذار بود؛ اول این که جلو خروج ارز از کشور گرفته شد و دوم این که صادرات کشور تقویت شد. در خصوص صادرات تلاش‌های زیادی برای تسریع و تسهیل صادرات گرفته شد، به طوری که هر موقع صادرات کند شد، خیلی سریع قوای مربوطه ورود کرده و تعرفه‌ها را اصلاح کردند. 🔹دسترسی بانک مرکزی به ارز بهبود یافت و همچنین با وجود اتفاقاتی که در عراق روی داد، در آخرین روز‌های اسفند ماه ۱۴۰۲ این مسائل از بین رفت. 🔹در عین حال بانک مرکزی برای جلوگیری از خروج ارز از کشور چند اقدام انجام داد که شامل ایجاد یک مکانیزم بهتر در بازار ارز، متشکل شدن بازارها، رصد حساب صرافی‌های غیر مجاز، کوچک‌تر کردن بازار سیاه و بازار غیر رسمی و... بود. 🔹عواملی که ذکر شد موجب شد نرخ ارز کمتر از تورم رشد کند و همچنین موجب شد تا پرش دلار از بین برود و در نتیجه شاهد وضعیت بهتری در بازار ارز نسبت به سایر بازار‌ها هستیم به طوری که می‌توان بازار ارز را در یک سطح منطقی حفظ کرد. 🔹سیاست‌های پولی و به خصوص رویداد‌هایی که در نرخ بهره روی داد موجب شد تا تقاضا‌ها از سمت ارز دور شود. دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
🔴دانشجویان معترض آمریکایی از حکام عربستان با شرف‌تر هستند 🔹محمدجواد ظریف؛ وزیر سابق امور خارجه:دانشجویان معترض آمریکایی که توسط نیروهای امنیتی ایالات متحده سرکوب می شوند در دفاع از مردم فلسطین بر خادمان حرم های شریف، شرف دارند. 🔹دولت ها بر اساس کنوانسیون نسل کشی ۱۹۴۸ موظف به اتخاذ اقدامات لازم برای جلوگیری از نسل کشی هستند و نه تشویق نسل کشی از طریق عادی سازی با مجرمان. دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
6.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️‌️روایت تلخ مهناز افشار از شکست و سرخوردگی پس از مهاجرت: «تنهایی، ناامیدی و بی‌اعتمادی» 🔹‌مهناز افشار، بازیگر ایرانی: برای من که کارنامه فعالی در پرده سینمای ایران داشتم، بحران بیکاری پس از مهاجرت، دوران سختی را برایم رقم زد و مرا به ورطه ناامیدی و بی‌اعتمادی در غربت کشاند؛ باید بگویم که داغ بودم و نفهمیدم! دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ردپای سرویس‌های جاسوسی در هیئات روایت حاج صادق آهنگران از نفوذ سرویس‌های جاسوسی غربی میان بعضی هیئت‌ها و مداح‌ها به منظور تغییر روند فعالیت آن‌ها. دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
حامدبودتماس رووصل کردم اماحرفی نزدم میترسیدم گوشیش دست خودش نباشه اماچندثانیه ای که گذشت گفت افسون باگریه گفتم حامدچی شد؟گفت کجای؟گفتم فرارکردم دارم میرم مشهد،گفت رسیدی بروفلان مسافرخونه مدیرتش رومیشناسم زنگ میزنم هماهنگ میکنم..گفتم توپس چی؟گفت منم وسایلم روجمع کردم ازخونه زدم بیرون یکی دوروزی دزدکی کارهام روانجام بدم میام پیشت گفتم افسانه چی؟گفت امشب وقتی همه چی روفهمیدبهش گفتم عاشق توام میخوام ازش جدابشم اونم تمام وسایل خونه روشکست ازخونه زدبیرون داشتم باحامدحرف میزدم که پشت خطم افسانه امدبهش گفتم افسانه پشت خطه چکارکنم..گفت گوشیت روخاموش کن دیگه این خطتت روشن نکن فردا یه خط جدیدبخر تاخواستم قطع کنم گفت نه جوابش روبده توام بهش بگومن رودوستداری ازش بخواه به خانوادتم بگه که دنبالت نگردن بدونن بامنی.واینجوری خیالش از همه چی راحت ترمیشه... ادامه 👇 خلاصه طبق حرف حامدجواب افسانه رودادم تاگفتم الوشروع کردفحش دادن حرفهای رکیک زدن،فقط گوش میدادم گذاشتم خودش روحسابی خالی کنه بعدم باوقاحت تمام بهش گفتم من ازروز اول عاشق حامدشدم والانم که همه چی روفهمیدی ازش طلاق بگیربه مامان باباهم بگو هیچ وقت دنبالم نگردن وبعدازگفتن این حرفهاگوشی روخاموش کردم..نزدیک ظهررسیدم مشهدبه ادرسی که حامدبهم گفته بودرفتم یه اتاق دراختیارم گذاشتن،انقدرخسته بودم که روتخت ولوشدم چشمام تازه گرم خواب شده بودکه تلفن اتاق زنگ خورد،وقتی جواب دادم حامدپشت خط بود از صداش مشخص بودحالش اصلاخوب نیست گفتم..حامدچی شده خوبی؟گفت خوب که نیستم خدابگم چکارت کنه اگرحواست روجمع میکردی نه الان توآوراه بودی نه من شرفم میرفت ازحرفش خیلی ناراحت شدم گفتم اخرش که چی تاکی میخواستی این رابطه روادامه بدی به هرحال یه جای بایدتموم میشدتوخودتم بی تقصیرنبودی همه رونندازگردن من الانم بگوببینم چی شده؟! ادامه بعدی 👇
گفت بابات داداش بزرگت امدن شرکت تاجای که میخوردم زدنم ابروم روبردن جلوی همه سکه ی یه پولم کردن.اگرجلوشون رونمیگرفتن الان زنده نبودم..گفتم راجع به من چی گفتن؟گفت بابات گفته تودیگه براشون مردی واگرپیدات کنن زندت نمیذارن.گفتم حامدالان چی میشه؟گفت قراره جای مهریه خونه روبزنم به نام افسانه وتوافقی ازهم جدابشیم توفعلاتواون مسافرخونه بمون فقط برویه سیم کارت جدیدبخرکه باهات درتماس باشم وشماره سیم کارت جدیدخودشم بهم دادگفت کارداشتی به این خطم زنگ بزن به خطهای قدیمیم زنگ نزن این خطها رو بعد ازطلاق میسوزونم..خلاصه من سه هفته تنهامشهدبودم وهرشب باحامدحرف میزدم اونم قول یه زندگیه خوب روبهم میداد.هفته ی اول که کلاحبس بودم تواتاق اماهفته دوم رفتم خریدکنم که چشمم افتادبه گنبدطلایی امام رضاخیلی حالم بدشددلم گرفته بودرفتم سمت حرم اماهرکاری کردم نتونستم برم توخجالت میکشیدم بیرون حرم نشستم زارزارگریه کردم حس عجیبی داشتم وقتی گریه میکردم سبک میشدم.. ادامه 👇 عادت کرده بودم هرروزچندساعتی میرفتم بیرون حرم مینشستم گریه میکردم..یادمه پنج شنبه بودکه خدمتکارمسافرخونه امدجلوی اتاقم یه کاغذبهم دادگفتم این چیه گفت برای ناهارمهمان اقاشدی بروحرم ناهارت رو بخور انقدر خوشحال شده بودم که حد نداشت.سریع اماده شدم رفتم حرم شاید باورتون نشه اون ناهارخوشمزه ترین غذای عمرم بود..تازه ازحرم امده بودم بیرون که حامدبهم زنگزدگفت امشب حرکت میکنم.‌گفتم تموم شدگفت اره جداشدیم ..حامدماشین ویه واحداپارتمانی که داشت روفروخته بود.البته ازوجوداون واحداپارتمان فقط من خبرداشتم..حامد امد مسافرخونه ولی پیش هم نبودیم برای حفظ ظاهریه اتاق اجاره کرده بودکه دوستش حرف درنیاره چون بهش گفته من تو ایران کسی روندارم اون میخوادکمکم کنه..حامدازدعوا کشمکش با خانوادم خیلی برام تعریف کرد.گفت من وتوهیچ راهه برگشتی نداریم چون خانوادهامون طردمون کردن وتصمیم گرفتیم مشهدزندگی کنیم.. ادامه بعدی 👇 دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
Reza Bahram - Panahe Akhar (Demo) (1).mp3
2.81M
𝄞◉----⫷ موسیقے سنتی ⫸----◉𝄞 کوچه میمیرد باران نمیگیرد..!! دل ندارم بی قرارم ای قرارم تو...!!! دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
💫مستی هر نگاه تو بِه ز شراب و جام می کی ز سرم برون شود یک نفس آرزوی تو؟ دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯ 💫
9.68M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥فرمایشات قابل تامل استاد رحیم‌پور ازغدی درمورد عملیات دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯
چندروزی مسافرخونه بودیم تاحامدتونست باکمک دوستش یه واحداپارتمان بخره ویه کم وسایل مثل فرش مبل تخت خواب یخچال ظرف ظروف برای شروع زندگی تهیه کنه..اما اپارتمانی که خریده بودخالی نبود چند وقتی طول کشیدتامالک قبلیش اسباب کشی کنه وما مجبوربودیم یه مدتی بازم مسافرخونه بمونیم..تواین مدت از خانواده هامون بی خبربودیم و تنهاکسی که با ما در ارتباط بود.خواهرکوچیکه ی حامد بود گاهی زنگ میزدحالش رومیپرسیدوهرچی اصرار میکردکه بفهمه ماکجاهستیم حامدچیزی بهش نمیگفت ومیپیچوندش وهردفعه اسم یه شهرروبهش میگفت.. نمیخواست کسی بدونه کجازندگی میکنیم میگفت اینجوری زندگیه راحتتری داریم وبیشتراین پنهان کاریش بخاطرخانواده ی من بودازتهدیدهای بابام خیلی ترسیده بود.. خلاصه بعدازگذشت یک ماه اپارتمان روتحویل گرفتیم وباکلی شورشوق وسایلمون روچیدیم ازمسافرخونه که من دوماهی توش زندگی کرده بودم نقل مکان کردیم خونه ی خودمون.. ادامه 👇 انقدرخوشحال بودم که حدنداشت فکر میکردم به تمام ارزوهام رسیدم وازاین به بعد دیگه زندگیه ارومی دارم خوشبخت شدم.بعد از جابجایی وسایل حامدگفت باید بهم محرم بشیم هرچند من دختر نبودم اما شناسنامه ام سفید بود و دختر محسوب میشدم هرکسی کار عقد ما روانجام نمیداد..اماحامدتونست توسط یکی ازدوستاش یه محضرپیداکردکه من روبه عقدرسمیه حامددربیاره..زندگیه مشترک ماشروع شدهمه چی به خوبی خوشی پیش میرفت تنهامشکلمون بیکاریه حامدبودهرجامیرفت دنبال کارجورنمیشدوبابت این موضوع خیلی عصبی بودمنم سعی میکردم باحرفهام ارومش کنم کنارش باشم اماخب گاهی ازرفتارش ناراحت میشدم حامدمن روعامل این اوارگی میدونست میگفت تواگرحواست روجمع میکردی الان من سرکارم بودم..بعدیه مدت بیکاری دنبال کارگشتن حامدتصمیم گرفت مغازه ی کالاپزشکی بزنه امااینکارسرمایه میخواست وماپول زیادی نداشتیم... ادامه بعدی 👇 دوستان و مخاطبین خود را به کانال دعوت کنید https://eitaa.com/bakhtiyarionline                 ☀️ بختیاری  آنلاين☀️ ╰┅┅┅┅┅❀🍃🌸🍃❀┅┅┅┅┅╯