بسم الله
🔵سست عنصری #خودیها زمینهساز فریبکاری و #فتنه دشمن
#اشعث_بن_قیس کارگزار عثمان در #آذربایجان بود. امیرالمؤمنین علیه اسلام نیز او را در منصب خود ابقاء کردند. وی در جنگ #صفین ابتدا تصمیم داشت به دشمن ملحق شود اما مشاورانش او را از این تصمیم برگرداندند و به خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام درآمد.
* * *
🔸در گرماگرم جنگ صفین، در روز قبل از لیله #الهریر آمار کشتههای طرفین بالا رفت. با این حال شکست معاویه در حال قطعی شدن بود که شبهنگام همین اشعث در بین یاران خود سخنرانی کرد و به آنان گفت که نگران آینده زن و فرزندانش شده و مردم را از ادامه جنگ بیم داد و گفت برای اینکه نسل عرب منقرض نشود، باید از جنگ دست بکشیم.
🔸جاسوسان #معاویه خبر این سست عنصری و وارفتگی اشعث را به او رساندند و او هم فردا قرآنها را بر سر نیزه کرد و با اینکه امیرالمؤمنین علیه السلام نیرنگآمیز بودن این توطئه را تبیین کرد ولی همین اشعث سپاهیان را علیه امام شوراند و ایشان را مجبور به پذیرش #حکمیت کرد.
اتفاقا شبکه #رسانه ای معاویه برای اینکه عراقیان را وادار به صلح کند تبلیغات گستردهای کرد. (ن ک: #با_معارف_نهج، شماره 69)
🔨عجیب این بود که در تبلیغات معاویه هم روی همان عناصری دست گذاشته شده بود که اشعث مطرح میکرد: نگران زن و فرزندانتان نیستید؟ چرا میخواهید با ادامه جنگ مردان عرب را به کشتن بدهید تا ایرانیان بر زنانمان مسلط شوند؟ و ...!!!
👈سست عنصری و وارفتگی خودیها با فرصت طلبی دشمن میتوانند دو لبه یک قیچی شوند!
👈سست عنصرها ممکن است ناخواسته به پایگاه دشمن تبدیل شوند!
#با_معارف_نهج، شماره 71
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵اعجاز سخنان علی علیه السلام و حیرت جاحظ
#جاحظ مىگويد: «بعد از كلام خدا و پيامبرش هرگز كلامى به گوش من نخورده، مگر اين كه با آن مقابله كردهام، جز سخنان اميرالمؤمنين (كرّم اللّه وجهه) كه من توان مبارزه با آن را هرگز در خود نيافتم، سخنانى همچون؛
🔸 «ما هلك امرء عرف قدره»، (كسى كه ارزش وجود خود را بشناسد هرگز هلاك نمىشود)،
🔹 «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» (آن كس كه خويش را بشناسد پروردگارش را شناخته است)،
🔹«المرء عدوّ ما جهل، انسان دشمن چيزى است كه نمىداند»
🔸«و استغن عمّن شئت تكن نظيره و احسن الى من شئت تكن اميره و احتج الى من شئت تكن اسيره» (از هر كس مىخواهى بىنياز شو تا همانند او باشى و به هر كس مىخواهى نيكى كن تا امير او باشى و به هر كس مىخواهى نيازمند باش تا اسيرش شوى)
✍️علوی نویسنده کتاب #الطراز درباره سخن جاحظ گفته است: «به انصاف جاحظ نگاه كن! اين انصاف دليلى ندارد جز اين كه سخنان على (ع) پردههاى گوش او را تكان داده و با اعجاز و فصاحتش عقل او را به حيرت افکنده، وقتی جاحظ با آن يد بيضايى كه در بلاغت دارد چنين اعترافاتی بکند، تكليف ديگران روشن است»
#با_شیفتگان_نهج، شماره 36
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
#اجرای_حد بر دزد گوسفندان
📢بسیار گفتهاند و شنیدهایم که حضرت امیر علیه السلام هرگز رضایت نمیدادند که #حدود_الاهی تعطیل شود و شاید برای همین هم به محض احراز حداقل شرایط، حد سرقت را بر گوسفنددزد خراسانی را اجرا کردند!
🔸اما گویا کمتر گفته و شنیدهایم که حضرت درباره اجرای حد بر چه کسانی کوتاه نمیآمد؟ وقتی کارگزار مقتدر دولت عثمان (ولید بن عقبه) در کوفه بدمستی کرده بود و شاهدان در نزد عثمان شهادت داده بودند و عثمان در اجرای حد این دست و آن دست میکرد، با اینکه قدرت در دست امیرالمؤمنین نبود، با عثمان بگومگو کردند و سرانجام خودشان با دست مبارک خودشان بر ولید حد جاری کردند(مروج الذهب؛ 2 / 235)
با این حال در کوفه وقتی که قدرت هم در دستشان بود گاه مصلحت اسلام یا مصلحت نظام اقتضا میکرد که حدی را تعلیق یا تعطیل کنند. مثلا از برخی نظامیان که برای جنگ به سوی سرزمین دشمن رفته بودند، تخلفی سر زده بود و از حضرت خواسته بودند تعهد بدهد که آنان را مؤاخذه نخواهد کرد. حضرت هرچند اماننامهای به آنها ندادند اما در اجرای حد عجله هم نکردند بلکه اجرای حد را تعلیق کردند تا نظامیان از سرزمین دشمن بازگردند (عوالی اللئالی) به طور کلی میفرمودند به کسی که در سرزمین دشمن است حد جاری نکنید چون ممکن است غیرتی شود و به دشمن بپیوندد! (تهذیب ج 10 ص 147) این یعنی اگر مصلحت برتری وجود داشته باشد میتوان حدی را تعلیق یا تعطیل کرد.
👈حالا افکار عمومی درست در زمانی که با اشتیاق، منتظر شنیدن خبری از رسیدگی به اختلاسهای سنگین و خاصهخوریهای رنگین بود ناگهان خبردار شد که قوه قضائیه برای یک گوسفنددزد شاخشکسته شاخ و شانه کشیده است!
رسیدن چنان خبری به مردم آن هم در چنین شرایطی که هنوز از آن پروندههای رنگین و سنگینِ دزدانِ قانوندان خبر قانع کنندهای به آنها نرسیده است، آیا موجب اعتمادسوزی و نومیدی مردم نمیشود؟
آیا قوّه قضائیه نمیخواهد در اجرای حدود، نیمنگاهی نیز به #مصلحت نظام و امیدوار کردن مردم داشته باشد؟ همان مردمی که ستون دین و تکیهگاه دولت در جنگ با دشمن (عمادُ الدِّينِ ... وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاء) هستند! (#نامه_53)
👈آیا نمیخواهد به این سخن حضرت عمل کند که فرمودند: بزرگترین چشم روشنی حاکمان "درست اجرا کردن عدالت" و آشکار شدن محبت مردم [به حاکمیت] است (وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ #نامه_53)
👈آیا قوه قضائیه نمیداند که بین «درست اجرا کردن عدالت» (استقامة العدل) و «علاقمندی مردم به نظام» (ظهور مودة الرعیة) ملازمهای وجود دارد؟
#اهم_و_مهم
#با_معارف_نهج، شماره 72
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵#کلمه_عمل در نهج البلاغه شماره1
✍️"عامل" در زبان عربی به "صاحب منصب" حکومتی گفته میشد. به همین ترتیب کلمهی "عمل" هم وقتی به صاحب منصبان نسبت داده شود، به معنای "منصب و پست و مقام" است اما اگر به صاحب منصبان نسبت نیابد، میتواند معنای کار و عمل را بدهد. بنابراین کلمه عمل میتواند در دو معنا به کار برود که در نهج البلاغه به هر دو معنا به کار رفته است:
1️⃣کلمه عمل به معنای امارت:
وقتی امام ع مالک اشتر را به جای محمد بن ابی بکر نصب کرده بودند به ایشان گزارش رسید که محمد بن ابی بکر دلگیر شده است؛ امام به او نوشتند: [خبر] ناراحت شدنت از اعزام مالک اشتر به سوی [محل] امارتت، به من رسید (أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي مَوْجِدَتُكَ مِنْ تَسْرِيحِ الْأَشْتَرِ إِلَى عَمَلِك) (#نامه_34) در اینجا کلمه عمل به محمد بن ابی بکر اضافه شده (عملک) و معنای "امارت و منصب و مقام" میدهد.
2️⃣ کلمه عمل به معنای کار و عمل:
در حدیث (اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْ عَمَلِكَ تَبَعٌ لِصَلَاتِك (نامه 27) که عمل به نوع انسان اضافه شده و به خصوص کارگزاران حکومتی اضافه نشده، عمل همان معنای خودش را میدهد و به معنای امارت نیست.
↩️حال در نامهای که امام به فرماندار آذربایجان نوشتهاند، آمده است: «وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَة» ( #نامه_5 ) (منصب تو طعمهای برای تو نیست بلکه امانتی است بر گردن تو)
⁉️ برخی مترجمان کلمه «عمل» را که در اینجا به معنای مقام و منصب است، درست ترجمه نکردهاند.
#با_مترجمان_نهج، شماره 38
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵خودیهایی که به پایگاه #دشمن تبدیل میشوند
#اشعث_بن_قیس کارگزار عثمان در #آذربایجان بود. امیرالمؤمنین علیه اسلام نیز او را در منصب خود ابقاء کردند. وی در جنگ #صفین ابتدا قصد داشت به دشمن ملحق شود اما مشاورانش او را از این نظر برگرداندند و به خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام درآمد. در اثنای جنگ که برتری سپاه امام در حال آشکار شدن بود، #معاویه چاره در این دید که با بزرگان سپاه امام وارد رایزنی (بخوانید: یارگیری) شود.
👈ابتدا #عمرو_عاص را نزد #اشعث فرستاد. عمرو عاص مکّار اشعث را به عنوان بزرگ عراقیان و والی قدیمی عثمان، خیلی ستایش و کسانی چون مالک اشتر را به اتهام #قتل_عثمان نکوهش کرد(!) و در پایان او را به پایان دادن جنگ دعوت کرد! (#وقعة_صفین)
اشعث در بخشی از پاسخهایی که میداد بد عمل نکرد، مثلا به طور واضح گفت که بزرگِ عراقیان من نیستم بلکه علی علیه السلام است. این را هم گفت که کارگزارِ #عثمان بودن، چیزی بر عزت من نمیافزاید. امّا در برابر تهمتی که به همرزمانش زده میشد دفاع مناسبی نکرد و تنها به این نکته اکتفا کرد که عیبجویی تو از امثال #مالک_اشتر، نه تو را به من نزدیک میکند و نه مرا از آنان دو رمیکند. اشعث هرچند در این مذاکره علاقهای به ملاقات خودش با معاویه نشان نداد اما قول داد که اگر معاویه بخواهد ترتیب ملاقات حضوری او با علی علیه السلام را بدهد! (وقعة صفین)
👈معاویه و عمرو پس از #مذاکره با اشعث به سراغ #ابن_عباس رفتند اما #ابن_عباس پاسخ #انقلابی و دندانشکنی به #عمرو_عاص داد و به او نوشت که تو نیرنگپیشهای بیش نیستی و با معاویه معامله کردهای و در برابر وعده حکومت مصر با معاویه همکاری میکنی و ...!
↩️همین اشعث بود که به نقطهی #امید_دشمن (معاویه) و پایگاه او در بین سپاهیان امیرالمؤمنین علیه السلام تبدیل شد و سرانجام به #تفرقه در بین سپاه امام علیه السلام دامن زد و لشکر را در مقابل امام علیه السلام قرار داد و امام علیه السلام مجبور شدند تن به #حکمیت بدهند!
#خودیها
#پایگاه_دشمن
#با_معارف_نهج، شماره 73
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵#جامعیت_نهج البلاغه و قدرت تأثیر آن
📢جرج جرداق میگوید: در تاريخ مشرق زمين، هيچ گاه به سراغ نهج البلاغه رفتهايد؟
🔸همان نهج البلاغهاي که زبانش وقتی به انتقاد گشوده میشود، گويي تندبادی است خروشان؛
🔹وقتی به تهدید تباهي و فساد گشوده میشود، گویا آتشی سهمناک است که زبانه ميکشد؛
🔸وقتی تو را به سوی تفکر فرابخواند، حس و عقل را با هم درمیآمیزد؛
🔹وقتی در مقام پند و اندرز به کار برود، مهر و عاطفه پدرانه را همراه با راستي و وفاداري انساني در آن میيابيد؛
🔸وقتی براي شما از ارزش هستي و زيباييهاي آفرينش و کمالات جهان هستي سخن بگويد، آنها را با قلمی آغشته به نور ستارگان بر قلب شما حک میکند!
#با_شیفتگان_نهج، شماره 37
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵#شبهه در علم غیب امیرالمؤمنین علیهالسلام
قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي رَجُلٍ شَهِدَ عَلَيْهِ رَجُلَانِ بِأَنَّهُ سَرَقَ فَقُطِعَتْ يَدُهُ حَتَّى إِذَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ جَاءَ الشَّاهِدَانِ بِرَجُلٍ آخَرَ فَقَالا هَذَا السَّارِقُ وَ لَيْسَ الَّذِي قُطِعَتْ يَدُهُ وَ إِنَّمَا شَبَّهْنَا ذَلِكَ بِهَذَا فَقَضَى عَلَيْهِمَا أَنَّ غُرْمَهُمَا نِصْفُ الدِّيَةِ وَ لَمْ يُجِزْ شَهَادَتَهُمَا عَلَى الْآخَر.(#تهذیب, 6/261)
این روایت، روایت معتبری است و حکایتی را نقل میکند که در آن، دو شاهد در محکمهای شهادت دادهاند فلان کس سرقت کرده و در همان محکمه به خاطر شهادت آنها دست متهم قطع شده است (شَهِدَ عَلَيْهِ رَجُلَانِ بِأَنَّهُ سَرَقَ فَقُطِعَتْ يَدُه) پس از مدّتی شاهدها آمدهاند و شخص جدیدی را به عنوان دزد معرفی کرده و اقرار کردهاند که در شهادت قبلیشان خطا کردهاند. حال کسی که در آن محکمهی اول دستش قطع شده به نزد حضرت امیر علیه السلام آمده و از دست دو شاهد، شکایت کرده و حضرت نیز حکم کردهاند که دو شاهد باید دیه بپردازند.
🔸در این روایت تصریح نشده است که حکم اول (قطع اشتباهی دست متهم) در محکمهی امیرالمؤمنین علیه السلام و توسّط ایشان اجرا شده بلکه عبارت «قُطِعَتْ يَدُهُ» که به صورت مجهول به کار رفته، ظهور در این دارد که دست متّهم در محکمهی دیگری و توسط قاضی دیگری (شریح یا قضات قبل از حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام) اجرا شده است وگرنه بر اساس عادت گفتاری عربها اگر دست متهم توسط خود امیرالمؤمنین قطع شده بود، فعل به صورت مجهول به کار نمیرفت.
✍️نکته:
در #نسخه #کافی به جای عبارت «قطعت یده» تعبیرِ «قطع یده» (بدون تا) آمده که میتوان آن را به صورت معلوم خواند. این فعل اگر معلوم باشد، میتواند به این معنا باشد که امیرالمؤمنین خودشان بودهاند که دست دزد را با استناد به شهادتِ اشتباهیِ شاهدان قطع کردهاند. اتفاقا برخی به همین نسخهی کافی استناد کرده و گفتهاند اگر امیرالمؤمنین علیه السلام علم غیب داشت، پس چرا دست متهم را قطع کرد؟!
📢کسانی که این اشکال را طرح کردهاند غافل شدهاند که اولا بر اساس نسخهی تهذیب (قطعت یده) اصلا دست را امیرالمؤمنین علیه السلام قطع نکردهاند ثانیا در نسخهی کافی (قطع) نیز باز این احتمال وجود دارد که فعل، مجهول باشد و کلمه «ید» #نایب_فاعل باشد. به هر حال کلمه «ید» #مؤنث_مجازی است و وقتی که نایب فاعل بشود، فعل مجهولش میتواند بدون تا هم به کار برود. و چنانکه گذشت اگر فعل «قطع» مجهول باشد دیگر نمیتوان #قطع_دست_متهم را به امیرالمؤمنین علیه السلام نسبت داد.
↩️جمع بندی: نسخهی تهذیب (قطعت)، ظهور دار که "قطع دست" در محکمهی امیرالمؤمنین علیه السلام اجرا نشده بلکه در محکمهی دیگری اجرا شده اما نسخهی کافی (قطع) مجمل است؛ یعنی فعلِ قطع احتمال دارد مجهول باشد (و به این معنا باشد که قطع دست در محکمه دیگری اجرا شده) چنانکه احتمال دارد معلوم باشد (و به این معنا باشد که قبلا توسط امیرالمؤمنین علیه السلام اجرا شده).
👈بنابراین هیچ یک از دو نسخهی این روایت نمیتواند علم غیب امام علیه السلام را نقض بکند. هرچند روایت اگر هم صراحت داشت که قطع ید در محکمه امام علیه السلام اجرا شده، امکان توجیه روایت و دفاع از نظریه #علم_غیب وجود داشت.
#با_معارف_نهج، شماره 74
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵#علم_غیب امام علی علیه السلام
وَ اللَّهِ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُخْبِرَ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِيعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْتُ وَ لَكِنْ أَخَافُ أَنْ تَكْفُرُوا فِيَّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَلَا وَ إِنِّي مُفْضِيهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذَلِكَ مِنْهُ وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِقُ إِلَّا صَادِقاً ... #خطبه_175
به خدا قسم اگر بخواهم هر كدام از شما را خبر دهم كه از كجا آمده و به كجا مىرود و تمام امورش چه خواهد شد میتوانم خبر دهم ولى مىترسم [در باره ام دچار غلوّ شويد و مرا بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برتری داده و] به خاطر من به رسول الله كافر گرديد. اما بدانيد من به خاصّان از ياران خود كه از خطر كفر و غلوّ در امانند اين مطالب را خواهم رساند. به خدايى كه پيامبر را به حق برانگيخت و او را بر خلايق برترى داد، جز به راستى سخن نمىگويم...
#با_معارف_نهج، شماره 75
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵مراحل تدریجی شیطانی شدن انسان در قالب #تصویر
اگر #قرآن مىفرمايد: «از گامهاى #شيطان پيروى نكنيد» (وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطان) به خاطر آن است كه شیطان انسان را گام به گام به فساد مىكشاند (وَ مَنْ يَتَّبِع #خطوات_الشیطان فَانَّهُ يَأمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر)
⁉️اما مسأله این است که گامهای تدریجیِ شیطان چگونه شکل میگیرد؟
📢نهج البلاغه (#خطبه_7)، نفوذ تدريجى و گام به گام شيطان را اينگونه توصيف مىفرمايد:
1.«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكا» آنان شیطان را ملاک کار خود قرار میدهند،
2.«وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً» شیطان نیز آنان را شریک خود قرار میدهد،
3.«فَباضَ»؛ سپس شيطان در روح آنان تخمگذارى مىكند.
4.«وَ فَرَّخَ فى صُدُورهم»؛ بعد جوجهکشی مىكند.
5.«و دَبَّ»؛ بعد جوجههاى شيطانى در روح انسان به جنب و جوش در مىآيند.
6.«و دَرَجَ فى حُجُورهم»؛ سپس در دامن انسانها به راه مىافتند.
7.«فَنَظَر بِاعيُنِهم»؛ سپس شيطان به وسیله چشم آنان نگاه میکند و آنها به جاى عين الله، عين الشيطان مىشوند.
8.«و نَطَقَ بِالْسِنَتِهم»؛ شيطان حرف خود را به وسیله زبان آنان مىزند.
9.«فَرَكِبَ بهم الزَّلَل»؛ شيطان به وسیله این افراد به اهدافش (گناهان) میرسد.
10. «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَل» و #زشتیها را برای آنها را #زیبا جلوه میدهد.
—---------------------------------------------------------—
🌹با الهام از محسن قرائتی، کتاب "امر به معروف و نهى از منكر" ص: 83 🌹
#گامهای_شیطان #تدرج_در_اغواگری_شیطان
#با_معارف_نهج، شماره 76
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵 آیا داستان دوشیزه ماندن #حضرت_زهرا سلام الله علیها واقعیت دارد؟
در فضای مجازی حدیثی دست به دست میچرخد که در آن آمده است حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، دوشیزه بوده و دوشیزه نیز باقی ماندهاند. از آنجا که این حدیث دستمایهی واکنشهای خاص و گاه نامحترمانهای به ساحت قدسی آن حضرت شده است، قابل ذکر است که این حدیث هیچ اعتباری ندارد.
🔹داستان دوشیزه ماندن حضرت زهرا سلام الله علیها سخنی است که در منابع اصلی شیعه و اهل سنت یافت نشد. ظاهرا نخستین منبعی که این روایت را نقل کرده، یکی از عالمان صوفی مسلک هندوستان (محمد صالح کشفی ترمذی) است که خود سنّی بود اما چون با نگاهی صوفیانه ارادت قلبی فراوانی به حضرت علی علیه السلام داشت، کتابی با نام «مناقب مرتضوی» به زبان فارسی نوشت.
نویسنده بسیاری از روایاتی را که در کتابش آورده، به منابعی روایی یا تاریخی (ضعیف یا قوی) استناد داده اما وقتی به داستان باکره ماندن حضرت صدیقه رسیده، هیچ منبعی برای آن ذکر نکرده است (ن ک: مناقب مرتضوی نسخهی پی دی اف کتابخانه قائمیه ص 126 و 127)
باید توجه داشت که نویسنده بیش از آنکه به علم و دانش شهرت داشته باشد، از صوفیان پیرو شاه نعمت الله ولی بود. این روایت را قاضی نور الله شوشتری (#احقاق_الحق ج 10 ص 25) از همان منبع نامعتبر نقل کرد. خلاصه آنکه این حدیث هیچ اعتباری ندارد.
↩️بعد التحریر:
حضرت صدیقه طاهره آمده بود تا ما در دنیا راه درست زیستن را از او بیاموزیم و در آخرت مسیر سعادتمندی اخروی را نشانمان بدهد. کسانی که نمیخواستند راه درست زیستن را از او بیاموزیم این سخنان را ساختند و پرداختند تا با این سخنان سرگرممان کنند و نگذارند راه زندگی و بندگی را از او بیاموزیم.
#مناسبتی، شماره 32
#فاطمیه #باکره_ماندن
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵عزت و سربلندی ایران قبل و بعد از #انقلاب_اسلامی (بررسی موردی #کنفرانس_تهران)
در آذرماره 1322 چرچیل و روزولت و استالین میخواستند کنفرانس مهمی را درباره جنگ جهانی دوم برگزار کنند. در اینکه کنفرانس را در کجا برگزار کنند، اختلافاتی داشتند ولی سرانجام توافق کردند که در تهران برگزار کنند.
نکات زیر نشان دهنده میزان عزتمندی #شاه ایران به عنوان میزبان این کنفرانس است! همان شاهی که خود را وارث تاجی 2500 ساله میدانست.
•1️⃣آنان برای اینکه تهران را به عنوان محل برگزاری کنفرانسشان انتخاب کنند، از شاه یا دولت ایران اجازه نگرفتند! حتی با شاه یا دولت هماهنگ هم نکردند! شخص شاه ایران از سفر این سه مسافر به تهران حتی اطلاع هم نداشت! تنها در روز ورودشان امینی از طریق سفارت شوروی مطلع شد.
•2️⃣تا پایان کنفرانس که چند روز طول کشید، ماجرا محرمانه باقی ماند و اخبار مذاکرات برای مردم، دولت و مجلس منتشر نشد.
•3️⃣سه مسافر مغرور پس از ورود به ایران، حاضر نشدند برای ملاقات با شاه ایران به دربار بروند.
•4️⃣شاه ایران را مجبور کردند که برای شرکت در کنفرانس و زیارت آن سه مسافر مغرور به سفارت شوروی برود.
•5️⃣البته با کوششهای فراوان سهیلی و ساعد شاه توانست چند دقیقهای به دیدار روزولت برود. روزولت همچنان میخکوب بر مبل، به گفتگوهای عادی درباره مسائل کشاورزی ایران با او بسنده کرد و درباره مسائل مهم کشوری که در بدترین شرایط اقتصادیاش هزینههای زیادی برای میزبانی از متفقین پرداخت کرده بود، سخنی به میان نیامد.
•6️⃣با همان کوششها چرچیل نیز یک شب پس از آن که هفتادمین سال تولدش را در تهران جشن گرفته بود، شاه ایران را به حضور پذیرفت. او نیز تنها به نصیحت شاهنشاه پرداخت و اجازه نداد از مسائل مهم این کشور غارتزده و مطالبات ایران از متفقین هیچ سخنی به میان بیاید.
•7️⃣چرچیل و روزولت حتی به پاس اینکه شاه به دیدارشان آمده نیز حاضر نشدند برای بازدید به دربار بروند اما استالین با اصرار یکی از کارکنان ایرانی سفارت شوروی سری به کاخ مرمر زد و شاه را ملاقات کرد.
•8️⃣استالین برای رفتن به بازدید شاه، شرط کرد که به هنگام ورود به کاخ مرمر، گارد شاه باید برچیده شود و گارد ویژه استالین مستقر شود. شاه نیز با خوشحالی این درخواست را پذیرفت.
•9️⃣شهردار وقت تهران وقتی فهمید خاک فرشیِ ایران به قدوم عرشی آن سه مسافر آسمانی مزیّن شده (!) چندماه بعد (خرداد 1323) از شدت شوق و شعف سه خیابان مهم تهران را به نام آن سه مسافر نامگذاری کرد! و برای افتتاح این خیابانها با نامهای جدیدشان، مراسم باشکوهی برگزار و شخصا نطق بلندبالایی نیز ایراد کرد و در نطق خود تا آنجا پیش رفت که اختیار از کف داده بود، هر واژه خوب و اسطورهای را در وصف این سه تن به کار برد.
↩️این، داستان عزت دیپلماتیک ما در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود. حالا میفهمم که غربیها چه چیزی را در ایران از دست دادهاند؟ و جمهوری اسلامی برای ما چه چیزی آورده است؟ تازه میفهمم که مگر بچههای ایران چه نگاهی به آمریکا داشتند که #امام_خمینی ره برای روحیه دادن به آنها میفرمود: آمریکا هیچ غلطی نمیکند بکند! و وقتی امام این را میگفت چه حسی به آنان دست میداد؟ تازه میفهمیم مگر وضعیت قبل از امام چگونه بود که سلمان هراتی درباره امام میگفت:
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
#مناسبتی، شماره 33 به مناسبت سالروز پیروزی #انقلاب_اسلامی
#عزت
https://telegram.me/banahjolbalaghe
بسم الله
🔵حقانيت علي بن ابي طالب از زبان حُذیفه
🔹حذیفه بن یمان، منافقشناس زبردستی بود. اصحاب، او را از رازداران پیامبر صلی الله علیه و آله میدانستند. مشهور بود که پیامبر در زمان حیاتشان همه منافقان را به حذیفه معرفی کردهاند. برای همین بود که #خلیفه_دوم هر وقت میشنید که کسی از دنیا رفته، بررسی میکرد اگر میدید حذیفه در تشییع شرکت نکرده از همین جا متوجه میشد که میّت از منافقان بوده و لذا در تشییع شرکت نمیکرد(استيعاب، ج1، ص: 335).
این منافقشناسِ سرشناس که تمام دوران خلافت سه خلیفه را در سکوتی عجیب سپری کرده بود، وقتی شنید عثمان به قتل رسیده و امیرالمؤمنین مورد بیعت مردم قرار گرفته با اینکه در بستر بیماری، آخرین روزهای عمرش را میگذراند و دیگر از او انتظار کُنشگری سیاسی نمیرفت، با حرکتی جالب، راز سکوت بیست و پنج ساله خود را گشود.
🔸آری #حذیفه در روزهای آخر از فرزندانش خواست تا به مسجد ببرندش و اذان بیموقع بگویند و مردم را جمع کنند تا سخن مهمی با مردم در میان بنهد. وقتی او را به مسجد آوردند و بر روی منبر گذاشتند، به مردم #کوفه گفت: مردم با علی بیعت کردهاند. [درباره علی] از خدا بترسید، علی را یاری کنید و بارهای او را [از دوشش] بردارید چرا که ـ به خدا سوگند ـ او از اول تا آخر بر حق بوده و است و خواهد بود و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله تا روز قیامت کسی برتر از او وجود ندارد.
سپس دستهایش را بر هم نهاد و گفت: خدایا تو شاهد باش که من با علی بیعت کردم! بعد هم گفت: خدا را سپاس میگزارم که مرا تا امروز (روز بیعت با علی) زنده نگه داشت!
آنگاه رو به فرزندانش کرد و گفت: مرا به خانه ببرید و علی را ترک نکنید که جنگهای زیادی خواهد داشت و خلق زیادی در آن هلاک خواهند شد. در رکابش شهادت طلبی بکنید که او بر حق است و مخالفانش همگی باطل هستند.
حذیفه بعد از این سخنرانی، خیلی زود از دنیا رفت و حتی جنگ جمل را هم ندید اما فرزندانش در جنگ صفین به شهادت رسیدند. (مروج الذهب، ج2، ص: 383 و 384)
#منافقان_عصر_پیامبر #شناخت_منافقان
#حقانیت_علی
#با_معارف_نهج، شماره 77
https://telegram.me/banahjolbalaghe