21.16M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کارتون#نوستالژی
#بارباپاپا
#مجموعه #کتاب #کارتون استریپ و همچنین نام #شخصیت اصلی این دو است. بارباپاپا به #فرانسوی به #معنی #پشمک است که نوعی شیرینی یا تنقلات که از شکر ساخته میشود. بارباپاپا و همسرش بارباماما و هفت #فرزند آنها به نامهای باربابراوو، باربابیو، باربابله، باربابرایت، باربالالا، باربازوو، باربالیب موجوداتی هستند که میتواند به هر شکلی در بیاید. تیلس تیلور به #همراه همسرش آنت تیسو شخصیت «بارباپاپا» را در دهه ۷۰ بوجود آوردند که اولین بار به #زبان فرانسوی منتشر شد .#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊
#حکایت📚
#مثل_آباد😇
(زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است)
در زمان #قدیم #مرد هیزم شکنی بود که با زنش در کنار جنگلی توی یک کلبه زندگی می کرد. مرد #هیزم شکن هر روز تبرش را برمی داشت و به جنگل می رفت و #هیزم جمع می کرد. یک روز که مشغول کارش بود صدای ناله ای را شنید و به طرف #صدا رفت. دید توی علف ها شیری افتاده و یک پایش باد کرده، به خودش جرات داد و جلو رفت.
#شیر به #زبان آمد و گفت : «ای #مرد یک #خار به پام رفته و چرک کرده بیا و یک خوبی به من بکن و این خار را از پایم درآور.» مرد جلو رفت و خار را از پای #شیر درآورد. بعد از این قضیه شیر و مرد هیزم شکن دوست شدند. شیر بعد از آن به مرد در شکستن #هیزم #کمک می کرد و آنها را به آبادی می آورد. روزی از روزها مرد #هیزم شکن از شیر خواست که به خانه او برود تا هر غذایی که دوست دارد زنش برای او بپزد. شیر اول قبول نمی کرد و می گفت : «شما آدمیزاد هستید و من حیوان هستم و دوستی آدمیزاد و حیوان هم جور درنمیاد.» اما #مرد آنقدر اصرار کرد که شیر قبول کرد به خانه آنها برود و سفارش کرد که براش #کله پاچه بپزند.
روز میهمانی سر #سفره نشستند، #شیر همانطور که داشت کله پاچه می خورد آب آن از گوشه لبهاش روی چانه اش می ریخت. زن هیزم شکن وقتی این را دید صورتش را به هم کشید و به شوهرش گفت : «#مرد، این دیگه کی بود که به خانه آوردی؟» شیر تا این را شنید غرید و به مرد گفت : «ای مرد ! مگه من به تو نگفتم من حیوان هستم و شما آدمیزاد هستین و دوستی ما جور درنمیاد؟ حالا پاشو تبرت را بردار و هرقدر که زور در بازو داری با آن به فرق سرم بزن !» مرد گفت : «اما من و تو #دوست هم هستیم.»
شیر گفت : «ای #مرد ! به #حق نون و #نمکی که با هم خوردیم اگه نزنی هم تو، هم زنت را #پاره می کنم.»
#مرد از ترسش تبر را برداشت و تا آنجا که می توانست آن را #محکم به سر شیر زد. شیر بعد از اینکه سرش شکافت #پا شد و رفت. آن #مرد دیگر به آن #جنگل نمی رفت. یک #روز با خودش گفت : «هرچه بادا باد می روم ببینم #شیر مرده است یا نه؟» #مرد وقتی به جنگل رسید #شیر را دید. گفت : «#رفیق هنوز هم زنده ای !؟»
شیر گفت : «می بینی که #زخم #تبر تو خوب شده و من زنده ام اما #زخم #زبان زنت هنوز خوب نشده و نمیشه برای اینکه (زخم #زبان خوب شدنی نیست) تو هم برو و دیگر این طرف ها پیدات نشه که این دفعه اگه ببینمت تکه #پاره ات می کنم
🙈@cartoon_ghadimy🙊
#حکایت📚
#مثل_آباد😇
(نرود میخ آهنین در سنگ)
میگویند که روزی کاروانی ایرانی برای فروش کالاهای خود عازم دیاری بیگانه بود. در قدیمالایام کاروانها از دست راهزنان که هر آن و لحظه، شبیخون میزدند و اموال و کالای کاروانیان را به غارت میبردند، در امان نبودند.
اما کاروان ایرانی خود را به #سلامت به #مقصد رساند و کالای خود را فروخت. در راه بازگشت به کشور، این کاروان در دام راهزنان #گرفتار آمدند و تمام اموال و داراییشان و حتی اسب و شتری که بر آن سوار بودند هم به غارت رفت و به تصرف راهزنان درآمد.
کاروانیان هرچه عجز و لابه کردند تا راهزنان را از غارت اموال خود منصرف کنند، نشد. چون راهزنان اصلا #زبان #فارسی بلد نبودند.
در میان کاروانیان فرد حکیمی هم حاضر بود. گوشهای نشسته و نظارهگر این اتفاق بود. تاجران #کاروان نزد او آمدند و از او خواستند تا با راهزنان صحبت کند. شاید که جمله یا حرف حکیمانه و پندآموزی بزند و با زبان و حرفهای خود دل راهزنان را به رحم آورد.
حکیم اما در پاسخ آنها گفت: من با چه کسی باید حرف بزنم؟! اینها پند و #اندرز در دلشان نفوذ و راهی ندارد. دل این افراد از سنگ شده. حرف من در دل اینها که این چنین اموال و دارایی شما را به تصاحب خود در میآورند، تاثیری ندارد. «نرود میخ آهنین در سنگ».
این #ضربالمثل را زین پس در مورد افرادی به کار میبرند که از روی ناآگاهی #نصایح و #اندرز دیگران را قبول نمیکنند و همچنان بر عقیده نادرست خود پافشاری میکنند و راه خطای خود را ادامه میدهند.
🙈@cartoon_ghadimy🙊
#حکایت📚
#مثل_آباد😇
(دری وری گفتن)
ایرانیها در حدود 500 سال از قرن 3 تا 8 هجری #زبان دری یا درباری را که #زبان لفظ و قلم دربار ساسانیان بود به خوبی متوجه نمیشدند و اغلب به #زبان #محلی صحبت میکردند ، برای همین در برابر هر مطلب نامفهومی که برایشان قابل درک نبود میگفتند "دری وری میگوید" یعنی به زبانی حرف میزند که نامفهوم است
🙈@cartoon_ghadimy🙊