eitaa logo
#کارتون و #فیلم های #قدیمی #نوستالژی
2.8هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
6.5هزار ویدیو
13 فایل
جهت پیام و تبادل با این آیدی در تماس باشید. 👇 @admin_ghadimiii « کپی برداری از مطالب و فیلم و کارتون ها، حرام است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 😇 (آستين نو ، بخور پلو) روزي ملا نصرالدين به يك مهماني رفت و كهنه اي به تن داشت . صاحبخانه با داد و فرياد او را از بيرون كرد . او به منزل رفت و از همسايه خود ، لباسي گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن كرد و دوباره به همان ميهماني رفت . اينبار صاحبخانه با روي خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت و او را در محلي خوب نشاند و برايش سفره اي از غذاهاي رنگين پهن كرد . ملا از اين رفتار خنده اش گرفت و پيش خود فكرد كرد كه اين همه احترام بابت نوي اوست . لباسش را كشيد و گفت : آستين نو بخور ، آستين نو بخور پلو . صاحبخانه كه از اين رفتار تعجب كرده بود از ملا پرسيد كه چكار مي كني . ملا گفت : من هماني هستم كه با لباسي كهنه به ميهماني تو آمدم و تو مرا راه ندادي و حال كه لباسي نو به تن كرده ام اينقدر مي گذاري . پس اين احترام بابت من است نه بخاطر من . پس آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو .. 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (آستين نو ، بخور پلو) روزي ملا نصرالدين به يك رفت و لباس كهنه اي به تن داشت . صاحبخانه با داد و او را از خانه بيرون كرد . او به منزل رفت و از همسايه خود ، لباسي به گرفت و آنرا به تن كرد و دوباره به همان ميهماني رفت . اينبار با روي خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت و او را در محلي خوب نشاند و برايش سفره اي از غذاهاي رنگين پهن كرد . ملا از اين رفتار خنده اش گرفت و پيش خود فكرد كرد كه اين همه احترام بابت نوي اوست . آستين لباسش را كشيد و گفت : آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو . صاحبخانه كه از اين رفتار تعجب كرده بود از ملا پرسيد كه چكار مي كني . ملا گفت : من هماني هستم كه با لباسي به ميهماني تو آمدم و تو مرا راه ندادي و حال كه لباسي نو به تن كرده ام اينقدر مي گذاري . پس اين احترام بابت لباس من است نه بخاطر من . پس نو بخور ، آستين نو بخور پلو .. 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (کینه شتری) حیوانی بسیار و است و از نظر و در حمل بار نظیر ندارد و می‌تواند مسافت‌های را بدون خوردن طی کند. و شتر در تشنگی زبانزد خاص و عام است. از زمانی که متولد می‌شود به او راه رفتن را آموزش می‌دهند و برای آهسته و تند رفتنش آهنگ‌هایی را می‌نوازند. در کشور شتر ماده ناقه و نر، لوک نام دارد. در کشور ایران به شتر نر لوک و به ماده ارونه می‌گویند. جالب است بدانید به نوزاد شتر نر هاشی و به نوزاد ماده مجی می‌گویند. حال اگر ساربان‌ها را آزار بدهند و او را کنند، از آنهاکینه‌ به دل می‌گیرد و منتظر زمان مناسب برای گرفتن از ساربان می‌ماند. نکته‌ی جالب این است که هر چقدر هم که خشمگین باشد این را می‌داند اگر در زمانی که ساربان‌ها دور هم جمع شده‌اند به آن‌ها حمله کند، افراد دیگر با به او می‌زنند. پس فقط به چشم‌های ساربان با و نگاه می‌کند و با صدای نعره می‌زند. اما زمانی که کینه‌توز ساربان مورد نظر را در به چنگ آورد، انتقامش را از او می‌گیرد. اما ساربان‌ها برای این چنین مواردی نقشه‌ای کرده‌اند و آن اینگونه است که هنگامی که لوک یا شتر نر به دنبال ساربان می‌افتد، او لباس‌های خود را در هنگام فرار از تن درآورده و بر زمین می‌اندازد. لوک هم می‌خورد که این خود ساربان است و را گاز گرفته و روی آن می‌نشیند. در این فاصله ساربان می‌تواند خود را به یا جای امنی رسانده یا شود. اگر قبل از اینکه ساربان تمام لباس‌هایش را درآورده و پشت سرش بیاندازد، او را بگیرد، به طرز خیلی وحشتناکی جانش را از دست خواهد داد. به همین دلیل کینه‌ی شتری به صورت در میان مردم رواج دارد و اشاره به افرادی دارد که تا خود را نگیرند نمی‌شوند. 🙈@cartoon_ghadimy🙊
📚 😇 (آنچه تو کاشتی ما درویدیم) این اصطلاح در مواردی استفاده می‌شود که به نشان دهند از قصد و نیت منفی او آگاه هستند و گول او را نمی‌خورند. می‌گویند روزی جامه‌فروشی دوره‌گرد با سنگین بر دوش به سمت روستایی می‌رفت. در راه مردی سوار بر اسب با او همراه شد. مرد جامه‌فروش به او گفت لطفی در حق من کن و ساعتی این را بر پشت اسبت بگذار تا من هم از سنگینی بار آن خلاص شده و استراحتی کنم. گفت هر چند شکی نیست که این کار برای من صواب بسیار دارد اما امروز اسب من به اندازه کافی تیمار نشده و توان کشیدن این بار را ندارد. صحبت که به اینجا رسید ناگهان خرگوشی از کنار آنها گذشت و سوار اسب را تاخت و با سرعت تمام از پی رفت. اما ناگهان با خود اندیشید من که اسبی چنین تندرو دارم چرا مرد را نگیرم و نگریزم؟ در همین حال مرد جامه‌فروش نیز با خود اندیشید اگر این سوار لباس‌های مرا بر اسب گذاشته و فرار کند من چگونه به او برسم؟ سوار از منصرف شد و به نزد مرد روستایی آمد و گفت: من گرفتم به تو کنم. پس لباسهایت را بر پشت اسب من بگذار تا برایت بیاورم و تو استراحت کنی. مرد لباس‌فروش گفت: من هم از آنچه تو اندیشیده‌ای غافل نبوده‌ام. آنچه تو کاشتی ما درویدیم. 🙈@cartoon_ghadimy🙊
4.71M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👌قدیمی ها میگفتند: لباس ، تمیز بودن را نشان می‌دهد. ، را نشان می دهد. ، را نشان می‌دهد و ، تربیت را نشان می‌دهد. رحمت بر و مادرمان که در ما نقش داشتەاند. آنها خواندن و نوشتن بلد نبودند، اما در گفتار، تسلّط داشتند. آنها را نمیخواندند، اما را به ما یاد دادند. آنها قوانین و زیستی را مطالعه نکردەاند، اما زندگی را به ما آموختند. آنها یک کتاب دربارۀ روابط نکردەاند، اما رفتار و را به ما آموختند. آنها در نکردند، اما معنای را به ما آموختند. آنها را نخواندەاند، اما دور اندیشی را به ما آموختند. آنها به ما یاد دادند كه به دیگران، چگونه بگذاریم ... 🙈@cartoon_ghadimy🙊
بند رختی که اینور رو به اونور وصل می‌کرد اون روزا اگه می‌دونستیم یه روزی دلمون برای همین بند رخت هم تنگ میشه، شاید پهن کردنِ رو بیشتر طولش می‌دادیم... 🙈@cartoon_ghadimy🙊
یادش بخیر قبلنا رسم بر این بود که فقط عیدها نو میخریدن. از همین رو اواسط سال نوبت لباسا میشد و بازسازی و وصله زدن سر زانوهای 😊 🙈@cartoon_ghadimy🙊
‏آیا می‌دانستید میانسالی که در و بیشتر از سه ثانیه روی شما می‌کنند درحال تصور شما با برای پسر خود هستند؟😂 البته الان از این خبرا نیست، این موضوع مال دههٔ های قبل ٨٠ بود... دلتون رو صابون نزنید... 😂 🙈@cartoon_ghadimy🙊
دلم کمی خونه می خواهد...با گلگلی،دستان ،موهای حنازده و لبخندی که همیشه رو صورتش بود.🍃 🙈@cartoon_ghadimy🙊