#حکایت📚
#مثل_آباد😇
(خیاط هم در کوزه افتاد.
خیاط افتاد توی کوزه.)
افرادی وجود دارند که دائما مشکلات و مسائل و یا هر موردی از زندگی دیگران را زیر نظر داشته و در باره آنها صحبت کرده و در بین دیگران جار زده و مطرح میکنند، که هم جلب توجه کرده و هم گاهی باعث شرمساری دیگران شوند. زمانی که خود این افراد به مشکلات و مسائل و موارد مشابه گرفتار شوند، از این عبارت در مورد خود آنها استفاده میشود. مثلا کسی که در مورد شکست تحصیلی یا شغلی دیگران یا هر مورد دیگری دائما صحبت کرده و حتی به آنها سرکوفت میزند و این شکستها را همه جا مطرح میکند، وقتی خودش شکست مشابهی بخورد دیگران در مورد وی میگویند: "خیاط افتاد تو کوزه".
این عبارت در موارد جدی به شکل انتقامجویانه و تلافیجویانه استفاده میشود و در مواردی که خیلی مهم نیستند نیز به صورت مزاح و شوخی به کار میرود.
در مورد داستان این ضربالمثل چنین میگویند:
در روزگاران قدیم در روستایی خیاطی بود که مغازهاش بر سر راه گورستان بود و هر بار کسی درمیگذشت بازماندگان باید برای خاک کردن متوفی از جلوی مغازه خیاط میگذشتند و او متوجه میشد یک نفر دیگر فوت کرده است.
یک روز #خیاط به این فكر افتاد كه تعداد مردگان را بشمارد و برای این کار کوزهای به دیوار آویزان كرد و هر بار جنازهای را به #گورستان میبردند، خیاط یک دانه سنگریزه داخل کوزه میانداخت.
هر چند وقت یکبار سنگریزهها را میشمرد و به دیگران تعداد مردگان را اطلاع میداد به طوری که به این کار معروف شد و هر از چندگاهی شخصی از او میپرسید: امروز چه خبر بود؟ #خیاط پاسخ میداد که آن روز چند نفر در کوزه افتادهاند.
تا اینکه بالاخره #خیاط هم درگذشت و مغازهاش بسته شد. کسانی که از آنجا رد میشدند و #مغازه #خیاط را بسته میدیدند از همسایگانش جویای وی و علت بسته بودن مغازه میشدند و همسایگان در پاسخ به وی میگفتند: #خیاط هم افتاد توی #کوزه.
🙈@cartoon_ghadimy🙊
#حکایت📚
#مثل_آباد😇
(جمع کن کاسه کوزه تو)
در قدیم برای قمار بازی علاوه بر خانه هائی که در آن قمار راه می انداختند مکانهای مثل خرابه ها و پشت دروازه های شهر و روی پشت بام حمامها و جاهای کم رفت و آمد سفره هائی برای این کار گشوده میشد و گرداننده قمار را #کاسه کوزه دار می گفتند.
#کاسه کوزه سمبل این حرفه بشمار میرفت.
غرض از #کاسه ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد، یک قران سهم گرداننده یا قمار خانه دار در آن انداخته میشد یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز #گلدان دهن باریک یا کوزه کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می انداختند تا از یک تا شش چه #رقمی بنشیند.
در کنار #کاسه #کوزه دار و قمار بازها اشخاصی نیز بودند که به آنها جیزگر می گفتند یعنی #پول #قرض بده. به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند.
این جیزگرها نزولی برابر #تومان به #تومان قرض می دادند.
که البته #اصطلاح جیز شد یا جیز میشی از همین جا آمده در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و #هیجان بازی بیرون می آمدند میفهمیدند که چه بلائی سرشان آمده است.
و البته هنگامی که کار به #دعوا و #چاقو کشی و #چوب و چماق میرسید، آژان و پاسبان پست سر رسیده و به بساط قماربازها حمله ور میشدند و اول کار آنها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن جمع کن کاسه کوزه تو، همه لات و لوتها و اراذل را ریسه کرده و به #کلانتری محل می بردند!
🙈@cartoon_ghadimy🙊