قدیم ترها که #سرما #سرما بود و #باران می زدو #برف می زد و هوا این طور مه سرب نبود، ما بودیم و یک #کُرسیِ #گرم در خانه عزیز و یک دیگ #آش گرم.دور تا دور مینشستیم و میگفتیم و می خندیدیم.بزرگترها #غیبت میکردند.ولی خدا وکیلی بی صفتی نمیکردند.
قدیم تر ها دور آن #کُرسیِ، زیر لحاف چهل تیکه که هر تکه اش #قصه ای داشت و فقط عزیز بلد هر #قصه اش بود.
کوچیکترها بازی هایی میکردند که هنوز در خاطر مان مانده.بیرونِ #کرسی سرمای سخت بودو زیر کرسیآن امنیتی به تو برمی گشت که سال هاست دریغ شده.
شمارا نمیدانم اما من هربار #کرسی میبینم احساس امنیت می کنم.کرسی به نوعی #معکب زندگی بود،بگذار حالا فراتر بروم:هربار #کرسی می بینم حس میکنم آدم هنوز زنده است.
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊
#کرسی را یادتان هست؟
نه سرما سرمای آن روزهاست، نه حال ما مثل گذشتهست
ما گول خوردیم.
فکر کردیم گوشی #هوشمند دست بگیریم و با انگشت تصویرهای حیرتانگیز را جابهجا کنیم همه چیز سادهتر و #هیجان انگیزتر میشود.
ولی گیر افتادیم.
زمان از دستمان در رفت.
همه چیز سختتر شد
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊
این حسِ ناب
#کرسی...
پنجرههای بدون جداره و رو به #آفتاب
#عطر #چای تازه دم #مادر
#تلویزیون قدیمی که جون میده بشینی پاش #فیلم ببینی
اون #لحاف سنگینِ روی #کرسی
که تا میری زیرش انگار امنترین و گرمترین جای دنیا رفتی…
یادش بخیر چقدر اون زمانا خوب بود که
۱۰ تا بچه میشستن پای #تلویزیون قدیمی کوچولوها و #کارتن نگاه میکردن...
چقدر مزه میداد...
چقدر حال دلمون خوب بود...
نمیدونم چرا این #تکنولوژی به #اوج خودشم که برسه، آخرش نمیتونه حال دلِ آدمو خوب کنه...!
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊