eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
358 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5789938063325008506.mp3
1.58M
❣﷽❣ سلام اي مادر سردار تشنه سلام حق بر آن دلدار تشنه تمام جان اهل آسمانها فداي آن سپه سالار تشنه بسوزم درعزاي تو سرو جانم فداي تو گدايم من گداي تو مرا غرق شرار و غرق آهم كن تو را جان اباالفضلت نگاهم كن 🥀آه واويلا واويلا واويلا دوباره شور و محشر در زمين شد همه ماتم سرا عرش برين شد كجايي ساقي طفلان زهرا عزاي حضرت ام البنين شد مدينه سرد و خاموش است همه عالم سيه پوش است جنازه بر سر دوش است صبا بر گو كه شاه مشرقين آيد بگو تا كه علمدار حسين آيد 🥀آه واويلا واويلا واويلا امير المومنين حيدر كجايي الا اي جان پيغمبر كجايي عزاي همسرت ام البنين است بيا اي فاتح خيبر كجايي نخورده سيلي بر رويش ندارد زخمي پهلويش ملائك زائر كويش ولي آن شب دلت خون شد تو اي مولا شب غسل عزيزت حضرت زهرا 🥀آه يازهرا يازهرا يازهرا نشد تشييع او ديگر شبانه نزد در خانه اش آتش زبانه نمانده در ميان كوچه تنها نگشته غسل و دفنش مخفيانه ولي زينب قلبش خون شد دو چشمش رود جيحون شد ز اشكش دامن گلگون شد علي مي شسته آن شب جسم مادر را صدا مي زد حبيب خود پيمبر را 🥀آه يازهرا يازهرا يازهرا (غریب)
4_5875215081368719132.mp3
215.9K
❣﷽❣ 🔹 🔹 ای ساقی لب تشنگان ای نور چشم مرتضی،حامی دینی تو ام البنینی تو آیینه ی ایزدنما،حبل المتینی تو ام البنینی تو ای بانوی بیت علی،یار ولی هستی جان علی هستی بر یوسف زهرا حسین،یار و معینی تو ام البنینی تو گفتی علی در خانه ات،گرچه عزیزم من بر تو کنیزم من از لطف حی کبریا،حصن حصینی تو ام البنینی تو ای رهنورد فاطمه،عطر گل یاسی تو ام العباسی با چار فرزند رشید،فخر آفرینی تو ام البنینی تو فردا به نزد فاطمه،گر روسپیدی تو ام الشهیدی تو امشب روان گشته سوی،خلد برینی تو ام البنینی تو بشنیده ای عباس تو،جانش فدا گشته دستش جدا گشته بهر حسین فاطمه،زار و حزینی تو ام البنینی تو مدینه از داغت شده،ای تالی زهرا در ماتم عظمی با فاطمه یار ولایت همنشینی تو ام البنینی تو ( ) ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
4_5875215081368719133.mp3
130.7K
❣﷽❣ 🥀 🥀 حاج اکبر ناظم حسین سرباز ره دین بود شب غم و رحلت ام البنین خون شده از داغت دل مؤمنین بانوی مهربان تو رفتی از جهان 🔘آه و واویلا۲ مدینه از غم تو ماتمسراست ز ماتمت خون دل اهل ولاست غمت افزون شده دل ما خون شده 🔘آه و واویلا۲ گلی ز گلشن ولایتی تو سرمنشاء جود و کرامتی تو گل آل عبا رفته ای ز دنیا 🔘آه و واویلا۲ خاک بقیع از تو معطر شده دیده ی ما از غم تو تر شده مادر علمدار بر توایم عزادار 🔘آه و واویلا۲ بر آل حیدر بوده ای تو حساس فرزند ارشد تو گشته عباس شده یار حسین علمدار حسین 🔘آه و واویلا۲ ندیده ای اکبر شد اربا اربا در موج خون به پیش چشم بابا غرق خون پسر شد خونجگر پدر شد 🔘آه و واویلا۲ ندیده ای ظلم و ستم فزون شد قنداقه ی اصغر غرق خون شد همه دل ها کباب خونجگر شد رباب 🔘آه و واویلا۲ ندیده ای عباس تو فدا شد دستان او از پیکرش جدا شد کنار علقمه آمده فاطمه 🔘آه و واویلا۲ ندیده ای خنجر ز کین کشیدند رأس حسین را از قفا بریدند زد آتش به خیمه سر به روی نیزه 🔘آه و واویلا۲ ( ) ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
⚫️ ▪️در کمال وقارو زیبایی ▪️حاج قاسم شدی تماشایی ▪️پدر کفر را در آوردی ▪️با ولای علی به تنهایی ▪️مالک اشتر سپاهِ ولی ▪️ای که چون ذوالفقار مولایی ▪️خون و یادت همیشه جاوید است ▪️تا ابد در قلوب شیدایی ▪️سخت ما انتقام میگیریم ▪️از حسودان کور دنیایی ▪️میرسد روز مرگ اسرائیل ▪️میرسد لحظه صف آرایی اما ⬅️خوش بحال اونایی که فهمیدند با کی معامله کنند... خوش بحال سردار شهیدمون...مالک اشتر رهبرمون بود حتما معامله خوبی با خدا داشته..به قول خودش انقدر تو این بیابونا در به در دنبال شهادت گشت تا که اینقدر خدا عزیزش کرد ببین اگه آدم با خدا باشه خدا چه عزتی بهش میده خوش به سعادتش..به زبون عامیانه خدا براش سنگ تموم گذاشت یه جوری خریدش به یه کیفیتی شهادت روزیش کرد که هم همه غبطه می خورن بهش هم دامنه روضه اش انقدر وسیعه که از هر بزرگواری یه نشونی داره حالا براتون میگم اما دوس دارم همینجا تو ایام وفات شهادت گونه مادر قمر بنی هاشم همه به نیت حاج قاسم هم سقای دشت کربلا این شعر که همه تون بلدین با هم زمزمه کنیم ان شاءاله خدا شهادت روزی شما که همرزم حاج قاسم بودین و از صدقه سر شما روزی من روسیاه سراپا تقصیر بغیر استحقاق کنه آنکه را صبح شهادت نیست شام مرگ هست بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می کند دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد چشم حرامی با حرم روبرو شد (حاج قاسم مگه نگفت جمهوری اسلامی حرمه دیدین تو این مدت چطور تا چشم امسال حاج قاسم دور دیدن چشم طمع دوختن به این حرم) بیا برگرد خیمه ای کس و کارم منو تنها نگذار ای علمدارم آب به خیمه نرسید فدای سرت حسین قامتش خمید فدای سرت بذار چند تا از شباهت های حاج قاسم به شهدای کربلا بگم ▪️مثل قاسم تنت شده خونی ▪️همچو اکبر اربااربایی ▪️دست هایت بریده شد، آری ▪️مثل عباس مثل سقایی اما همه مون میدونیم چقدر ارادت داشت به بی بی دوعالم حضرت زهرا ▪️بدنت سوخته میان شرر ▪️این هم ار داغ های زهرایی درسته یه شباهت هایی داره اما فرق هایی هم داره همه میدونن بدن سردارو شب دفن کردند.. (آره عاشق حضرت زهرا باید از بی‌بی نشونه داشته باشه) ⏺اما اما اما یه فرقی داره با حضرت زهرا.. چقدر مردم اومدند تشیع جناره چقدر ادب کردند احترام کردند این شهید رو ... اما من بمیرم .... تو مدینه 7نفر شبانه.. بدن زهرا رو تشیع کردند خب آماده این بریم کربلا آخه حاج قاسم کربلایی بود و سرتاپا حسین خوش به حال آن‌که تا آخر بماند با حسین لِلذینَ آمَنوا فی هذهِ الدنیا... حسین هرکه عزم کربلا دارد بگوید «یا حسین» ▪️خوب شد خاتمت به دستت بود ⬅️هان دلت کجا رفت ⬅️ آخه بدن رو یا از سر میشناسند یا از لباس یا یه نشونی مثل انگشتر یادتون میاد تا عکس اون دست حاج قاسم که انگشتر داشت پخش شد همه مطمئن شدن شهید شده... اما فدای اون آقایی بشم که نه سر در بدن داشت نه لباسی به تن داشت آخ نه انگشتری داشت وقتی بی‌بی زینب اومد کنار تل زینبیه یه ناله ای کرد... 🔳آخ گلی گم کرده ام میجویم او را 🔳به هر گل میرسم میبویم او را آخ 🔳گل من یک نشانی در بدن داشت 🔳یکی پیراهن کهنه به تن داشت یه وقت شنید از بین شمشیر شکسته ها و نیزه شکسته ها یه صدای ناله ای بلنده آخ 🔳گل گم گشته ات خواهر منم من 🔳سرور سینه ات خواهر منم من) ▪️خوب شد خاتم به دستت بود ▪️بر سرت نیست جنگ عُدوانی ▪️خوب شد دخترت کنارت نیست ▪️تا بگوید به ناله،، بابایی ⬅️میخوام بگم حاج قاسم اگه بدنت اربا اربا شد اگه دست از بدنت جدا شد دیگه دخترت نبود کنار.بدنت ناله بزنه ☑️فدای اون آقای غریبی که وقتی دخترش اومد کنار بدن، بابا وقتی اومد دید عمه یه بدن قطعه قطعه رو بغل گرفته ..... 🔲《عَمَّتِي! هَذَا نَعشُ مَن؟》 "عمه این بدن قطعه قطعه ی کیه؟ عمه این بدن کیه رو زمین افتاده؟؟ بی‌بی فرمود : سکینه جان 🔲 [[هَذَا نَعشُ أَبيِکَ اَلحُسَينِ]] عزیزم این بدن قطعه قطعه ی بابات حسینه آخ بمیرم خودشو انداخت رو این بدن بی سر شروع کرد با بابا درد دل کردن (یادتونه چطور همه دخترای حاج قاسم تسلا میدادن ) اما چه کردند با این نازدانه ابی عبداله نوشتن اجتمعت عدة من الاعراب حتی جروها عن جسد ابیها ریختن تو گودال هم این دختر زدن هم عمه رو زدن یه کاری کردن لحن دختر عوض شد صدا زد یا ابتاانظر الی عمتی المضروبه و رؤوسنا المکشوفه بابا پاشو دارن عمه مو میزنن دیگه بقیه شو معنانکنم هر جا نشستی صدا بزن ای حسین.
4_5875215081368719126.mp3
9.58M
❣﷽❣ 🔘 🔘 منم باید برم 🔘 منم ام البنین ام بنینِ بی بنین هستم کنیزخونهٔ امیرمومنین برای غزبت مولا شده دلم حزین 🌹 عجین شدم بازینبین وبادرد مِحَن مادرشدم برای غربت امام حسن بایادمادرش ناله میزد حسین من 🌹 چهارپسرخدابه من داده توعالمین که شیرشون دادم با ناله و باشور وشین انشاالله کربلا بشن فدا سرحسین ع 🌹 🔘حسین من حسین 2 قضایای بعدازکربلا 🌹 خداروشکرکه حاجت دلم شده روا تموم بچه هام شهیدشدن توکربلا شدن فداییِ حسین ذبیحاًبالقفا 🌹 شیرم حلالتون دلاورایِ نورعین شنیدم عباسم که توشدی قطع الیدین هرچی سرت اومدگفتی فداسرِحسین 🌹 توعلقمه کی زد باتیربه چشم اطهرت کدوم نامردی زد عمودآهن برسرت گل ام البنین برات بمیره مادرت 🔘حسین من حسین 2 (ڪربلایے مجیدمرادزاده) ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
|⇦•خیز از جا و.... وتوسل به حضرت علی اکبر علیه السلام ویژهٔ شب جمعه اجرا شده به نفس حاج مهدی سماواتی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ صلی الله علیک یا ابا عبدالله بریم کربلا، پایین پای ابی عبدالله، کنارِ قبر میوه دلش علی اکبر علیه السلام. همون آقایی که وقتی روانه میدان شد بابا محاسن سفیدشو رو دست گرفت.صدا زد.."اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَقَدْ بَرَزَ إِلَيْهِمْ غُلَامٌ أَشْبَهُ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ وَ كُنَّا إِذَا اشْتَقْنَا إِلَى نَبِيِّكَ نَظَرْنَا إلیه ..." یعنی خدا شاهد باش رفت به طرف این قوم جوانی که شبیه ترین مردم به رسول تو بود، هر وقت مشتاق نگاه پیغمبر میشدیم، نگاه به چهره علی می کردیم .. امان از اون لحظه ای که صدای ناله ی اشبه الناس به رسول خدا رو،شنید حق داشت از اسب زمین بیفته.. نوشتن "فَسقط الحسین من فَرسه، فَجَلس علی التُراب فصاح سبع مرات ولدی علی" حسین ،حسین ،حسین جانم..* خیز از جا، آبرویم را بخر عمه را از بین نا محرم ببر حسین.......
روضه خانگی - حضرت علی اکبر(ع) - 1701.mp3
5.19M
|⇦خیز از جا و... وتوسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده به نفس حاج‌ مهدی سماواتی ✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ امام صادق (ع) فرمودند : هر موقع دلتان برای حسین (ع) گرفت ندا بدهید :صل الله علیک یا اباعبدالله
Arbaeen01-Karimi-04.mp3
8.55M
ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده خسته از ناقه فتادم تا رسیدم قتله گه آمد به یادم تا رسیدم یاد روزی که از اینجا رفته بودم آنچنان گویی ز دنیا رفته بودم شد لبالب صبر زینب کربلا شد قبر زینب ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده گم شدم در شوره زار هسته ی ناباوری ها خاطرات خیمه ها سجاده ها آب اوری ها تیغ و ها و رگ های جوشان ناله ی سرهای عریان ضجه های کودکان زنجیر و ها بی معجری ها آتش و خون دشت و گلگون ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده بر مزار خاکی ات سر می گذارم قبر تو شویم به اشک چشم تارم بی کفن ماندی مگر خواهر نداری ماه من انگشت و انگشتر نداری جامه ای بر بر نداری سرور من سر نداری ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده خسته بود از نیزه ات نوری به بند دست و پایم می کشیدی از پی خود تا به دنبالت بیایم خسته اما زنده بودم تا شب مرگ سه ساله مردم اما پیکری هستم که می لرزد صدایم دل کبابه از خرابه بوی موجی تشنه آید بر مشام می روم دنبال کار ناتمامم مانده ام در حسرت آنچه ندیدم پس کجایی ای علمدار رشیدم آمدم من در بر تو تا ببینم پیکر تو ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده ای پناه بی پناهان آمدم بر خیز و بنگر از چه اکنون هم غریبی می کنی با من برادر آرزویم را به گورت برده ای حسرت کشیدم ناتوانم در جواب تو بگویم جان خواهر ای برادر خواهرت زینب رسیده رفته و برگشته اما قد خمیده نور دیده،سر بریده🔳🔳🔳
مرغ دل پر میزند پیوسته سوی کربلا گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا اشک چشم زینب و خون حسین بن علی گشته تا صبح قیامت آبروی کربلا کعبه و سعی و صفا و مروه ی من کربلاست هر کجا باشم دلم باشد به سوی کربلا در صف محشر که سر می آورم بیرون ز خاک میکند چشمم به هر سو جستجوی کربلا بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا کربلا یا کربلا دانلود مداحی مرغ دل پر میزند پیوسته سوی کربلا مجید بنی فاطمه کعبه یک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشاق تو نازم که دو زمزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسینه ی توست هر که را مینگرم شور محرم دارد نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با یاد غمت جامه ماتم دارد روضه خوان تو خدا گریه کن تو آدم اشک ارثیست که ذریه آدم دارد نازم آن کشته که تا صبح قیامت زنده است سلطنت هم چو خدا در دل عالم دارد اشک در ماتم تو بس که عزیز است حسین جای در چشم رسولان مکرم دارد جگرم زخمی آن کشته که زخم بدنش هر دم از زخم دگر دارو و مرهم دارد روز محشر نفروشد به دو صد باغ بهشت هر که یک میوه ز نخل تر میثم دارد.
.....  به سبک : دوباره مرغ روحم دوباره جمعه اومد  از تو خبر نیومد ازهجر روی ماهت صبرهمه سر اومد آقا  دلم  گرفته  از  دست  این زمونه برای دیدن  تو   هِی  می گیره  بهونه یابن الحسن کجایی داد  از   غم   جدایی از آسمون قلبم  بارون اشک  می باره دیگه ز  دوری  تو   صبر و قرار  نداره دلبر من  تو  هستی  توی  دلم  نشستی گِرِه باعشق نازت به قلب من تو بستی یابن الحسن کجایی داد  از  غم   جدایی بذار  که من   گدای   در  خونت  بمونم تا جون دارم همیشه اسم تو رو بخونم آقا  منو   دعا کن  برای  خود  سوا  کن این دل  مضطرم  رو   راهی  کربلا  کن یابن الحسن  کجایی داد  از  غم   جدایی
دشتی (مهدی زهرا) ای پناه بی پناهان کی میایی ################ غمی  در  سینه  دارم بیقرارم خدا   داند  دگر  طاقت ندارم اَلا   مهدی   زهرا   کی میایی عزیز  فاطمه  صبر  و   قرارم گل   نرگس  گل  یاس ولایت گلستانم  تویی   با   تو بهارم کنون که رفته ای بنگر‌  بحالم خزان گشته ز دوری لاله زارم غریب   و  بیکس  تنها  ترینم پریشان گشته بی تو روزگارم به هر آدینه بنشینم  به راهت به پایان می رسدکی انتظارم دعای ندبه  میخوانم به یادت نگه کن اشک من زار  و نزارم چه شب هاتاسحربیدارماندم بیا  مهدی  بیا   ای  غمگسارم ندارم  صبر و  آرامی مدد کن غمی  در  سینه  دارم بیقرارم بیقرار اصفهانی.
4_5947230241129760808.mp3
2.81M
این دلِ تنگم کربلا می خواد (2) حرمِ شاهِ شهدا می خواد (2) روضه اون صحن و سرا می خواد(2) آقا، ای قبله ی جانان حسین(ع) مولا، ای کعبه ی پیمان حسین(ع) عشقا، سرتاسرِ قرآن حسین(ع) اِنّ الحسین سفینةُ النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاه در دلم آه و شور و شین دارم (2) عطشِ بین الحرمین دارم (2) هم ابالفضل و هم حسین دارم (2) آقا، ای مظهرِ ایمان حسین مولا، آیینه ی برهان حسین عشقا، شاهنشهِ خوبان حسین اِنّ الحسین سفینةُ النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً می تپد قلبم به هوای تو (2) چه صفا دارد کربلای تو (2) سرمه ی چشمم خاکِ پای تو (2) آقا، ای دارو و درمان حسین مولا، ای آیتِ سبحان حسین عشقا، ای گوهرِ تابان حسین اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً اِنّ الحسین سفینة النَّجاهً .
مداحی_آنلاین_نماهنگ_قرار_حدادیان.mp3
2.68M
(عج) 🍃به شام بی‌کسی‌ها سحر 🍃مدافع حقوق بشر 🎙 ‍ . توی تقویمای دنیا ببینیم یه روز ایشاالله زیر یک جمعه نوشته ظهور بقیة الله خوب میدونم توی راهی نشون به این نشونه بوی اسفند میرسه از کنار سقاخونه من اگه دور از تو هستم لحظه لحظه بی قرارت کاشکی باشم من یکی از سیصد و سیزده تا یارت به شام بی کسی ها سحر مدافع حقوق بشر بیا آقا بیا آقا داره میگذره روزگارم بدون تو دارن پیر میشن عاشقای جوون تو قرار ما تو صحن و سرای رضا قرار ما تو سرداب سامرا قرار ما نجف تو ایوون طلا قرار ما شب جمعه کربلا .
hosein.taheri-paye.beyaate.to.mimunam(128).mp3
4.81M
🎪پای بیعت تو می مونم علی علی علی 🎪 پای بیعت تو میمونم علی علی علی امشب از می تو حیرونم علی علی علی مثل شیر خدا میخونم علی علی علی بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن و یا رحیم به نام خدای علی آفرین خدای زمان و خدای زمین به نام علی خلقت آغاز شد در آسمان در زمین باز شد شیر خدا شاه نجف تو یک طرف عالم یک طرف علی علی علی علی علی علی ... به یاد مردای با دین و ایمون به یاد پهلوونای تو میدون شبیه مرشد زورخونه هامون دوست دارم دوست دارم یکی و دو تا سه تا و چهار تا پنج تا و شیش تا و هفت تا و هشت تا و نه تا و ده تا و صد تا هزار تا دوست دارم دوست دارم علی علی علی علی ... من بر مهر شما دل دادم علی علی علی بر خاک نجفت افتادم علی علی علی از قید دو جهان آزادم علی علی علی بسم الله الارکان الهدی ای سکان ارض و سما خراب شرابم ز خم غدیر بیا ساقی امشب مرا دست گیر امین الله ای شاه دلدل سوار فدای تو ای صاحب ذولفقار قبله ما روی شما کعبه کجا ایوون طلا شیر خدا شاه نجف تو یک طرف عالم یک طرف نام تو گل میکنه تو صدامون خاطره ها میشه زنده برامون ساده بگم مثل بچه گیامون دوست دارم دوست دارم یکی و دو تا سه تا و چهار تا پنج تا و شیش تا و هفت تا و هشت تا و نه تا و ده تا و صد تا هزار تا دوست دارم دوست دارم علی علی علی علی.
4_5775904403714215862.mp3
11.7M
📋 می‌خوام که دنیا رو خلاصه کنم حاج ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ می‌خوام که دنیا رو خلاصه کنم تموم نقلا رو یه کاسه کنم سِرِّ نگفته و نهان فاطمه‌ست دلیل خلقت جهان فاطمه‌ست بعد دست خدا / دست مادر ماست کار ارض و سما با نگاش میتونه / وا کنه گره از کار شاه و گدا نقطه‌ی پرگاره عالمه علته تقدیس آدمه تموم هستی و داد خدا تحفه به ساحتِ فاطمه «مولاتنا یا فاطمه» می‌خوام دعام و خلاصه کنم با یه عبارت استغاثه کنم شرط قبولیه دعا فاطمه‌ست رمز رضایت خدا فاطمه‌ست تو قنوتِ نماز / وقت راز و نیاز یاد گریه‌کناس اون که مِهر نگاش/ مُهر تذکره‌ی سید الشهداس چشمه‌ی جوشان پاکیه برکت دنیای خاکیه به غیر زهرای مرضیه شفاعت شیعه با کیه « مولاتنا یا فاطمه» می‌خوام ولایت و خلاصه کنم با واژه‌ها خلق حماسه کنم رکن ولای مرتضی فاطمه‌ست نور ائمة الهدی فاطمه‌ست توی راه خدا / توو مسیر ولا مقتدای همه‌س واسه آل رسول / زندگیه بتول اسوه الحسنه‌س معنیِ ایثار و غیرته جلوه صبر و شهامته نوکرِ فاطمه بودن از نشونه‌های سعادته « مولاتنا یا فاطمه» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5775904403714215863.mp3
13.98M
📋 سراب منم حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سراب منم زلال مثه آب تویی محبت ناب تویی تویی تویی فقیر منم امید فقیر تویی که خِیر کثیر تویی تویی تویی مادر مادر؛ چادرت پناه بی‌پناها مادر مادر؛ تویی آبروی روسیاها مادر مادر؛ یه نگام کن از اون نگاها مادر مادر مادر مادر؛ کس و کار همه بچه‌هایی مادر مادر؛ دلتنگم بگو کجایی مادر مادر؛ همیشه نگران مایی مادر مادر نغمه‌ی هر روزم؛ یا زهرا یا زهرا مادر دلسوزم؛ یا زهرا یا زهرا گدات منم همیشه بَرات تویی مفرح ذات تویی تویی تویی غریق منم دو دست نجات تویی حیات و ممات تویی تویی تویی مادر مادر؛ من ظلمتم و تویی مهتاب مادر مادر؛ نگرانم و مضطر و بی‌تاب مادر مادر؛ شب اول قبرم و دریاب مادر مادر مادر مادر؛ به خودم که امیدی ندارم مادر مادر؛ به دادم نرسی بیچاره‌م مادر مادر؛ بذا‌ سر رو دامنت بذارم ای دُر نایابم؛ یا زهرا یا زهرا مادر اربابم؛ یا زهرا یا زهرا نغمه‌ی هر روزم؛ یا زهرا یا زهرا مادر دلسوزم؛ یا زهرا یا زهرا *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5775904403714215915.mp3
18.29M
📋 ای خیر کثیر، ای مرد دلیر حاج ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای خِیر کثیر، ای مرد دلیر یا شاه نجف، دستام و بگیر ای ماه منیر، ای شاه و امیر یا شاه نجف، دستام و بگیر من ار به قبله رو کنم، به عشق روی او کنم اقامه‌ی صلاة را، به گفت و گوی او کنم صاحب لواء، علی علی علی ای مقتدا، علی علی علی ای جان ما، علی علی علی صَلّ عَلیٰ، علی علی علی نگارم تمام ایل و تبارم به سینه حُبّ و دارم، علی علی با قدسیان به خاک قدم‌های تو جبین بگذارم، علی علی « یا حیدر، علی یا حیدر» ای صوم و صلاة، عالی درجات یا شاه نجف، جونم به فدات ای حَیّ و مَمات، ای راه نجات یا شاه نجف، جونم به فدات اَلا که رحمت آیتی، ز رحمت علی بُوَد همه کتاب انبیاء، حکایت علی بُوَد صاحب کَرَم، علی علی علی لوح و قلم، علی علی علی ای با جَنَم، علی علی علی ای محترم، علی علی علی غدیر علی بشیر و نذیر امیرِ روزه غدیر علی علی نترسه میون معرکه یِکّه حریف گَله‌ی شیره علی علی « یا حیدر، علی علی» جانم به کفم، من با شَرَفم چون خاکِ دَرِ، شاه نجفم غرق شعفم، من با هدفم چون خاکِ دَرِ، شاه نجفم گر از وطن سفر کنم، سفر به سوی او کنم ز حج بیت بگذرم، طواف کوی او کنم اول امام، علی علی علی صاحب کلام، علی علی علی ماه تمام، علی علی علی عالی مرام، علی علی علی شب قدره قدر و منزلت او امیر خیبر و بدره علی علی مولای ما نمونه‌ی دورانِ و نشسته به سجده علی علی « یا حیدر، علی علی» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5775904403714215860.mp3
18.84M
📋 اگرچه حیدر تنهاست حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اگرچه حیدر تنهاست سپاه حیدر زهراست پناه زهرا حیدر پناه حیدر زهراست دم در شد / چه نبردی و چه پیکاری علی دارد / چه فدایی و چه غم‌خواری که زهرا داشت / چه حمایت و چه ایثاری ز شعله با خبر شد کنار در سپر شد کسی نماند و زهرا فدایی حیدر شد « وای مادر؛ وای مادر» در آتش غم حیدر در آتش در زهرا حبیب زهرا حیدر خلیل حیدر زهرا دل زهرا / دل مرتضی از آن غم سوخت دل حیدر / دل فاطمه چه با هم سوخت در آن آتش / به خدا که قلب عالم سوخت دوباره ظلم نمرود دوباره آتش و دود سپاه حیدر تنها میون شعله‌ها بود « وای مادر؛ وای مادر» عزیز حیدر آمد شکسته پهلو برگشت کنار آن در آمد شکسته بازو برگشت علی بود و / دل کوچه غرقِ غوغا شد علی بود و / درِ خانه با لگد وا شد علی بود و / غم او فراقِ زهرا شد دوباره داد و فریاد هجوم ظلم و بیداد کنار در ای فضه بیا که زهرا افتاد « وای مادر؛ وای مادر» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4_5775904403714215859.mp3
14.42M
📋 انگار نه انگار، دیروز همین جا یکی خورد به دیوار (س) کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ انگار نه انگار، دیروز همینجا یکی خورد به دیوار انگار نه انگار، یه زن رو زدن بین انظار انگار نه انگار، دیروز یه بچه شهید شد با مسمار انگار نه انگار، اونقد زدند دستش افتاده از کار بی‌حیا تر این کوچه، کوچه کوفه و شامه سخت‌تر از روضه‌ی سیلی، روضه سنگ رو بامه انگار نه انگار، می‌بینه از روی نیزه علمدار انگار نه انگار، توو دست و پا سر میوفته هزار بار انگار نه انگار، ناموس پیغمبره توی بازار *شاعر: ✍ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. 📋 شب است و غم و درد و الم و تابش مهتاب (س) حاج ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شب است و غم و درد و الم و تابش مهتاب، در آن شهر پر از ظلم، به جز مردم یک خانه، همه خواب، همه خواب، و جز هِق هِق آهسته‏ی یک مرد، و یا ناله‏ی آرام دو سه کودک بی تاب، اگر گوش کنی می شنوی زمزمه‏ی ریختن آب اگر چه همه خوابند، ولی در دل آن خانه پر از ماتم و غوغاست، که این شب، شب بی مادری زینب کبراست، شب اصلی ضربت زدن حضرت مولاست، شب غسل گل یاس علی حضرت زهراست علی بود وَ یک زانوی لرزان، علی بود و غم تازه یتیمان، علی بود وَ آن اشک روان، سینه‏ی محزون پر از درد، وَ آن گریه‏ی پنهان، علی بود، وَ یک یاس شهیده، همان شیر خدا، حیدر کرار وَ رنگی که ز رخسار پریده، همان فاتح خیبر، که قدش سخت خمیده، علی بود، همان همسر زهرا، که چندی است به جز فاطمه از مردم آن شهر سلامی نشنیده، علی بود وَ رخساره‏ی زهرا که سه ماه است ندیده علی بود و دلی خسته در آن بارش غمها، علی بود وَ اسماء، کنار بدن خسته‏ی زهرا، در آن نیمه شب ساکت و خلوت، همان نیمه شب غصه و غربت، شب هجر، شب اوج مصیبت، شب مرگ علی، شب مرگ گل یاس، علی کرد نگاهی سوی اسماء، که بریز آب روان بر روی گلبرگ گل یاس وَ با اشک نگاهی به تن فاطمه اش کرد و چنین گفت: عزیز دل حیدر، مددی کن که دهم غسل تنت را، کمک کن که بشویم بدنت را، وَ با نام خدا غسلِ گل یاس شد آغاز، خدا داند از آن لحظه که شد چشم علی سوی گلش باز علی بود وَ قلبی که به اندازه‏ی یک فاطمه غم داشت، علی بود وَ بازوی کبودی که ورم داشت وَ دستان علی بر گل زخم بدن فاطمه اش خورد، علی زنده شد و مرد، نفس در دل او حبس شد و سوخت، علی چشم به چشمان گلش دوخت، وَ آن بغض که در سینه نهان داشت رها شد، دوباره قد او خم شد و تا شد، وَ روح از بدنش رفت و جدا شد، سرش را به روی شانه‏ی دیوار زد و زار زد و گفت:، نگفتی به علی فاطمه یک بار، از این زخم وَ از قصه‏ی دیوار، از این اذیت، آزار، از این سینه و از لطمه‏ی مسمار، خدایا چه کند حیدر کرار؟! همه عالم هستی، فغان گشت و ز آه دل آن رهبر مظلوم، وَ از اشک یتیمیّ حسین و حسن و زینب و کلثوم، به جز زمزمه‏ی ریختن آب، از آن خانه صدائی به سما رفت، که تا عرش خدا رفت، صدای طپش یک دل خسته، که بندش شده پاره وَ از ریشه گسسته، صدای کمرِ کوه، که از غصه شکسته فقط آه کشید آه، علی با مدد فاطمه استاد روی پا، وَ چنین گفت به اسما، بریز آب به روی گل حیدر، ولی سعی کن آرام بریزی که یاسم شده پرپر، بریز آب ولی سعی کن آرام بریزی که گلم خسته‏ی خسته است، بریز آب ولی سعی کن آرام بریزی، که پهلوش شکسته است علی شست تنش را، و َبا گریه چنین گفت به زهرا: شدی پرپر و این شهر نفهمید، که گل طاقت این اذیت و این همه آزار ندارد، تو رفتی و علی یار ندارد، وَ در مردم این شهر طرفدار ندارد، گذشت از من و تو قصه ولی کاش به گلبرگ شقایق بنوسیند، که گل تاب فشار در و دیوار ندارد ... *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📋 (س) (س) شروع کرد بندهای روسری رو آروم آروم گره‌هاش و باز کرد، تا اومد گره رو باز کنه دید حسن یه فریادی زد:« آه! مادر». راز بین حسن و مادر برملا شد. امیرالمومنین به امام حسن و امام حسین گفت:« من و اسماء این بدن و غسل میدیم فقط شما مواظب زینب باشید، زینب نباید خون ببینه؛ زینب نباید بازوی شکسته ببینه؛ زینب نباید این صحنه‌ها رو ببینه؛ ولی بزار زینب ببینه، بزار زینب نگاه کنه غسل شبونه رو یاد بگیره؛ بزار زینب غسل زیر پیراهن و یاد بگیره؛ بزار زینب غسل بدن شکسته رو بلد بشه؛ یه شبی این غسل به دردش می‌خوره. زن غساله اومد این بدن و غسل بده دیدن عقب عقب داره فرار می‌کنه. کجا؟! من این بدن و غسل نمیدم. همه جای این بدن شکسته‌ست، همه جای این بدن سیاهه... یهو بی‌بی بدو بدو اومد کار خودمه من یاد گرفتم، من اون شبی که مدینه بابام بدن مادرم و غسل میداد یادمه بلدم؛ بلدم چه جوری غسل بدم. بابام اینجوری غسل میداد؛ بابام به اسماء میگفت اسماء آروم آب بریز... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇
. 📋 حضرت زهرا (س) (س) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ غسل تموم شد، بچه‌ها معلومه یه طرف دیگه‌ای بودند غسل مادر و ندیدند. صدا زد علی:« حسن! حسین! بیاین برای آخرین بار مادرتون و ببینید. فقط آروم، کسی بلند گریه نکنه». می‌خواد بند آخر کفن و ببنده حسن و حسین اومدند خودشون و انداختند رو بدن بی‌جان مادر. امیرالمومنین قسم می‌خوره میگه به خدا قسم دیدم بندای پایینی کفنم باز شد. دوتا دستاش و از توی کفن بیرون آورد. دستاش و بیرون آورد یکی گردن حسن، یکی گردن حسین. سه ماهه اینجوری حسین و بغل نگرفته، سه ماهه اینجوری حسن و بغل نگرفته... یکی گردن حسن، یکی گردن حسین. شاید چند ثانیه‌ای، چند دقیقه‌ای این صحنه طول کشیده باشه. سریع از آسمان ندا اومد یاعلی! بچه‌ها رو از بدن فاطمه جدا کن، ملائکه طاقت دیدن ندارن... قربونت برم حسینم بسه دیگه، حسنم بسه؛ دورتون بگردم بسه دیگه؛ ببینید زینبم داره نگاه می‌کنه، بلند شید. شما مردای این خونه‌اید بلند شید، زینب داره نگاه می‌کنه الان جون میده‌ها بلند شید... بچه‌ها رو با نوازش از رو بدن مادر جدا کرد، کار تموم شد. صدا زد:« حسن!». - جونم بابا - بدو برو سلمان و خبر کن. دیگه من طاقت ندارم، دیگه پاهام نمی‌کشه؛ بگو سلمان اقلاً بیاد کمک کنه. حسن بدو رفت در خونه‌ی سلمان زد، سلمان! بدو خودت و برسون. چه خبره؟! شبیه چی شده؟! - آخ سلمان مادرم و بابام شسته می‌خوایم ببریم. - شبیه؟! توو دل این شب، توو این تاریکی؟! - آره. - چرا به ما نگفتی؟! - مادرم سفارش کرده کسی نباشه، کسی نشنوه، کسی نبینه. سلمان بدو بدو اومد، اومد توو خونه‌ی مولا، وای چه خبره توو خونه! وسط حیاط خونه یه تابوت گذاشته، بدنم یه طرفه علیم یه طرف زانوهاش و بغل گرفته؛ حسینم یه طرف، زینبم یه طرف... همچین که سلمان اومد توو خونه، علی چشمش به سلمان خورد آه! سلمان... سلمان و بغل گرفت انقدر دوتایی گریه کردند. سلمان دیدی چی شد؟! سلمان دیدی مردم شهر با علی چی کار کردند ؟! - آقا به من بگو چی کار کنم؟! چه کاری از دست من برمیاد؟! - سلمان کمک علی باش، تو از مایی؛ کمک من کن؛ من دیگه دستام، بازوهام، پاهام طاقت نداره. امیرالمومنین فرمود:« سلمان! تو کمک من باش، من جلوی تابوت و می‌گیرم تو هم عقب‌تر؛ تابوت و بلند کردند. یهو دید بچه‌ها - بچه‌ها شما هم می‌خواید بیاید؟! - قول باید بدیدا، همین الان به بابا قول بدید توو کوچه حرفی نزنید؛ داد نزنید، گریه نکنید. - باشه بابا. فقط به ما اجازه بده بیایم تشییع جنازه. آروم آروم تابوت و بلند کردند، به عزت و شرف لا اله الا الله. توو کوچه امیرالمومنین جلوی تابوت داره میره، بچه‌ها هم عقب تابوت دارن میان. یهو یه نقطه از کوچه که رسیدن دیدن حسن رو زمین نشست. تابوت و زمین گذاشتن زیر بغلای حسن و گرفتند؛ چی شده؟! چرا اینجوری گریه می‌کنی؟! مگه قول ندادی داد نزنی؟! صدا زد: سلمان! دست به دل حسن مگذاز، این چیزی که من اینجا دیدم نه حسین دیده، نه بابا علی دیده. یه رازی بین من و مادر بوده توو این دلم مونده بزار الان بگم همه بفهمند چرا من اینجوری دارم گریه می‌کنم. سلمان! همینجا با مادر می‌رفتیم، دست توو دست مادر. مادر با من حرف می‌زد؛ مادر دست من و گرفته بود؛ من و می‌کشوند به سمت خونه. اما یه مرتبه دیدم روبه‌رومون چند نفر جلومون و گرفتند. کجا؟! من اومدم جلو فهمیدم اینا برای چی اومدند، سلمان! یه مرتبه دیدم دستش رو بالا برد، نه یه دست دو دستش و بالا برد... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .👇