eitaa logo
امام حسین ع
23.2هزار دنبال‌کننده
416 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🎤 هر کس هر آن چه دیده، اگر هر کجا، تویی یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی بر تو خدا تجلی هر روزه می کند آیینۀ تمام نمای خدا تویی میلاد تو تولد توحید و روشنی ست ای مادرِ پدر، غرض از روشنا تویی چیزی ندیده ام که تو در آن نبوده ای تا چشم کار می کند ای آشنا تویی نخل ولایت از تو نشسته چنین به بار سر چشمۀ فقاهت آل عبا تویی غیر از علی نبود کسی هم تراز تو غیر از علی ندید کسی تا کجا تویی تو با علی و با تو علی، نور واحدید نقش علی ست در دل آیینه یا تویی؟! شوق شریف رابطه های حریم وحی روح الامین روشن غار حرا تویی ایمان خلاصه در تو و مهر تو می شود مکه تویی مدینه تویی کربلا تویی زمزم ظهور زمزمه های زلال توست مروه تویی، قداست قدسی، صفا تویی بعد از تو هر زنی که به پاکی زبانزد است سوگند خورده است که خیر النسا تویی شوق تلاوت تو شفا می دهد مرا ای کوثر کثیر! حدیث کسا تویی آن منجی بزرگ که در هر سحر به او می گفت مادرم به تضرع بیا تویی آن راز سر به مُهر که حافظ غریب وار می گفت صبح زود به باد صبا تویی هنگام حشر جز تو شفاعت کننده نیست تنها تویی شفیعۀ روز جزا تویی در خانۀ تو گوهر بعثت نهفته است راز رسالت همۀ انبیا تویی قرآن ستوده است تو را روشن و صریح یعنی که کاشف همۀ آیه ها تویی درد مرا که هیچ طبیبی دوا نکرد آه ای دوای درد دو عالم! دوا تویی من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم ای چلچراغ سبز اجابت! دعا تویی ذکر ذکیۀ تو شب و روز با من است بی تاب و گرم در نفس من رها تویی پیچیده در سراسر هستی ندای تو تنها صدا بماند اگر، آن صدا تویی پهلو شکسته ای تو و من دل شکسته ام دریابم ای کریمه که دار الشفا تویی «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» بی تو چه می کنند، تویی کیمیا تویی گفتم «تو» ای بزرگ، خطای مرا ببخش لطفت نمی گذاشت بگویم «شما» تویی باری کجاست بقعۀ سبز غریب تو؟ بر ما بتاب روشنیِ چشم ما تویی شاعر: .👇
۱۵ آذر ۱۴۰۳
161.2K
. خداحافظ عزیزم خوشی از این دنیا ندیدی حالا دیگه راحت خوابیدی چرا جوابمو نمیدی؟ خداحافظ عزیزم فدای قبر بی نشونت فدای قامت کمونت ببین شدم فاتحه خونت خداحافظ عزیزم تاب و توونمو گرفتن یار جوونمو گرفتن خانوم خونمو گرفتن ******* .
۱۵ آذر ۱۴۰۳
Shab4Fatemieh2-1403[07].mp3
13.19M
▪️غسل تن حوریه‌ی زخمی چه سخت است () 🎙 بانوای: حاج دیدی غمش آخر علی را خون جگر کرد قرآن بخوان اسما که قرآنم سفر کرد هرچند ساکت بود دلگرمی من بود با رفتنش دیگر مرا بی بال و پر کرد یادم نرفته بین محراب عبادت.. با آرزوی مرگ شب‌ها را سحر کرد خون‌مردگی چشم‌هایش را ندیدم از بس که پیش محرمش چادر به سر کرد بیدار بود از درد اما دم نمی‌زد با دردهای پیکرش مردانه سر کرد غسل تن حوریه‌ی زخمی چه سخت است از شرم آبم کرد، من را محتضر کرد دلشوره و دلواپسی آمد سراغش هروقت که به معجر زینب نظر کرد شاعر: .
۲۱ آذر ۱۴۰۳
نماهنگ ناحله الجسم.mp3
3.13M
🎙 #️⃣ #️⃣ #️⃣ #️⃣ دعایی زیر لب دارم شبانه بگو آمین تو ای ماه یگانه الهی هیچ مظلومی نبیند عزیزش را به زیر تازیانه
۲۲ آذر ۱۴۰۳
. 📋بوی عصیان می دهد گرچه جسارت های من (ع) (س) ........................................... بوی عصیان می دهد گرچه جسارت های من تو کرامت می کنی وقت سماجت های من باز هم شرمنده ام از اینهمه بار گناه باز هم می بخشی ام قبل از ندامت های من هیچکس گوشش به حرفم نیست جز تو ای رفیق می نشینی نیمه شب ها پای صحبت های من بچه ی لجبازم اما دوستم داری خدا خاک می ریزی خودت روی لجاجت های من آنقدر تو آبرویم را خریدی پیش خلق که کسی اصلاً نزد حرف از فضاحت های من تا گره بر کار من افتاد ، کارم شد درست هست محتاج کمی انگور ، حاجت های من حال ما بیچاره ها با یاعلی خوش می شود شوق ایوان نجف دارد زیارت های من ذکر تسبیح شب جمعه حسین است و حرم قیمتی تر می شود با او عبادت های من با لب خشکیده در مقتل صدا می زد حسین .... زیر و رو شد با نوک چکمه قرائت های من گفت مادر جان بمیرم زخم پهلو بدتر است ... از هزار و نهصد و اندی جراحت های من اولین بار است می دزدم نگاهم را ز تو ! فکر آن پیراهنی یا که خجالت های من ؟ شاعر : ......................................... 📋شب جمعست حرم الان شلوغه ........................................... .(بند اول). شب جمعست حرم الان شلوغه کاش میگفتن هر چی روضست دروغه مثلا این که تو رو تشنه کشتن سر فرصت ، تو رو با دشنه کشتن بارونه کربلا وقتی که زهرا مهمونه کربلا وقتی که نوحه میخونه کربلا غوغا میشه بلوا میشه مثل روز عاشورا میشه سر پیراهنت پیرم کردن از زندگی سیرم کردن سر تو از سر نی می افتاد آخ مادرت هی می افتاد خواهرت هی می افتاد .(بند دوم). عصر گودال هرچی که بود و بردن پیش چشم دخترات آب می خوردن خیمه ها سوخت وقت تاراج و غارت زن و بچت همه رفتن اسارت بی محمل بردنم چند تا لابالی قاتل بردنم دستای بسته چهل منزل بردنم نیزه نیزه ، ناقه ناقه روی قلبم ، یک دنیا داغه سر هر کوچه من سنگ میخوردم از آشنا سنگ میخوردم نمیبینه چشام، وافریاد از شهر شام وافریاد از ازدحام شاعر : ✍ ......................................... 📋خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن (س) ........................................... خانه‌ را بر سرم از داغِ خود آوار مکن جارو از فضه مگیر آب شدی کار مکن تب مکن لرزه مکن خوب شو و خواب برو لب مگز حرف بزن دردِ خود انکار مکن نان نپز خاک مگیر آرد مکن راه مرو بسترت جمع مکن کار به اصرار مکن به خود از درد مپیچ آب مشو چهره نگیر بغلی باز کن و حالِ حسن زار مکن نفسی آب بنوش آه مکش سرفه مکن زخمِ خود تازه مکن مقنعه خونبار مکن نفسم حبس نمان آینه‌ام خورد مشو قسمتم خنده‌ی نا‌مردمِ بی‌عار مکن حرفِ تابوت نزن باز وصیت ننویس یاد محسن نکن و بر جگرم خار مکن گفتمت فاصله‌گیر آتش و بغض و لگد است حرفی از من نزن و تکیه به دیوار مکن گفتم ای در مشکن شعله نزن سینه مسوز زخم، مسمار مزن آه که مسمار مکن بقچه را باز مکن باز کفن را مشمار صحبت از غسلِ تن و نیمه‌شبِ تار مکن دست لرزان و نخ و سوزن و چشمِ تارت آه ای یار مکن یار مکن یار مکن پیراهن را بسپار و غم گودال نخور زینبت را نشکن صحبت دیدار مکن زینبت زار زند دشنه‌نزن تیغ مَبُر پیراهن را مکش و زخم تلنبار مکن جرعه‌ای آب، لبش خشک تنش پامال است نیزه‌ها را مشکن این‌همه نیزار مکن شمر برگرد، گلو را سه نفر بوسیدند خنجرت بی‌اثر است اینهمه اصرار مکن شاعر : ......................................... مسعود پیرایش 🎤 .👇
۳ دی ۱۴۰۳
امام حسین ع
خسته از دست بازی دنیا خسته از هر چه بود و هر چه که هست گنده لات محله گرفت وضو شست از هر چه اهل دنیا
.📋 به هجران و به هر تأخیر در دیدار حساسند (ع) (س) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به هجران و به هر تأخیر در دیدار حساسند پسرها روی مادرهای خود بسیار حساسند نباید هیچ چشم ناروایی دورشان باشد به نامحرم، به حتی خنده‌ی أغیار حساسند تب ناموس دارند و رگ غیرت به تن دارند به فتنه‌هایِ بین کوچه و بازار حساسند امان از لحظه‌ای که چادر مادر شود خاکی به ضرب تازیانه، حمله‌ی مسمار حساسند به آتش، بغض، درب سوخته، بر طعنه و توهین به هر چیزی که مادر را دهد آزار حساسند به پهلوی لگد خورده، به بازوی وَرَم کرده به چشمانش که از سیلی ببیند تار حساسند به آن لحظه که برمی‌خیزد از بستر! به وقتی که عصای دست مادر می‌شود دیوار حساسند تمام آنچه را گفتم امام مجتبی(ع) دیده ست پسرها وقت غم دیدن به هر اقرار حساسند جوان بود و محاسن شد سفید از آن غم پنهان از اینجا میشود فهمید بر اسرار حساسند مغیره خوب می‌دانست احوالِ پسرها را که روی اشک های مادرِ بیمار حساسند! *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📋 تشییع پیکر امام حسن مجتبی (ع) (ع) (س) با نوای حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نمی‌گفت؛ حرفی نمی‌زد، توو دلش می‌ریخت. هرچی این خواهرش بهش اصرار می‌کرد. ـ داداش! آخه چی شده تو دنبال مادر رفتی. وقتی رفتی اینجوری نبودی که...الان هم موهات پریشون شده، هم چادر مادر خاکی شده، هم از لحظه‌ای که مادر اومده همینطوری چادر و روش گرفته... همچین که ابی عبدالله تابوت این آقا رو بلند کرد، بعد چندتا بدن که شبونه دفن کرده بودند (هم مادرش و شبونه بردند هم باباش امیرالمومنین و ) این یکی رو ابی عبدالله فرمود:« روز می‌بریم، روز دفن می‌کنیم»، تابوت و بلند کردند. انقدر تیر به این تابوت زدند که روایت میگه:« ابی عبدالله هفتاد چوبه‌ی تیر از این تابوت درآورد، بدن به این تابوت چسبیده شده بود. همچین که این بدن و از تابوت درآورد، داخل خاک گذاشت صدا زد:« داداش! غارت زده به اونی نمیگن که مالش و بردند، غارت زده به من میگن، برادری مثل تو رو دارم توو خاک می‌گذارم. یه جای دیگه هم ابی عبدالله همین حرف و زد، همچین که اومد کنار نعش پاره پاره‌ی عباسش، یه نگاه به این بدن کرد؛ پاها رو بریدن، دستا رو بریدن، بدن ارباً ارباست، نشست کنار این بدن صدا زد:« عباسم! غارت زده منم که برادری مثل تو رو دارم از دست میدم»... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
۲ اسفند
. 📋 در حیرتم که با جگر او چه کار کرد (ع) (س) (ع) با نوای حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در حیرتم که با جگر او چه کار کرد زهری که آب کرد دل سنگِ خاره را زینب رسید ناله‌کنان، زودتر حسین پنهان کنید این جگر پاره پاره را تا سرفه کرد طشت پُر از داغِ کوچه شد می‌خواند جای او جگرش درد واره را در کوچه دید ضربه‌ای از پشت دست خورد بعدش شنید ضربه‌ی دستی دوباره را سیلی از این طرف زد و از آن طرف شکست دیوار بسته بود به او راهِ چاره را می‌رفت صبح زود به کوچه همیشه تا پیدا کند بقیه‌ی آن گوشواره را هفتاد تیر بر کفننش زار می‌زدند تا که کنند یاد تنی تکه‌پاره را لایَوم مثل کرب و بلا، نیزه می‌زدند کم‌کم زیاد کرد حرامی شماره را انگار حرصِ حرمله خالی نمی‌شود پیش رُباب می‌شکند گاهواره را دارد حسین رو به حرم گریه می‌کند وقتی که شمر داشت به زنها اشاره را... *شاعر: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 📋 صل اللهُ علیکَ یا عطشان (ع) با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ صل اللهُ علیکَ یا عطشان مقتل میگه افتادی آقا جان از روی زین بر خاک و خون غلطان آقای من! مقتل میگه از مادر آب خواستی آقا بردن پیرهنت راستی تنها نذار اُمُّ المصائب رو خیمه نفرست اسب بی‌صاحب رو مقتل میگه پنجه توو موت کردن بی‌پیراهن هی زیر و روت کردن خواهرت به نفس‌نفس افتاد خیمه دست شمر و شَبَث افتاد آقای من! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
۴ اسفند
. 🔊 مراسم 📆 جمعه ۳ اسفند ماه ۱۴۰۳ 🔷 حاج 🔊 بخش اول | وای بر آن که سحر دست به دامان تو نیست 🔊 بخش دوم 🔊 بخش سوم | اشک هایش به مادرش رفته 📋 (ع) از زبان خودشان (ع) (س) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ عبد الزهرا روضه خون، روضه می‌خوند، یه شب در عالم رویا یا مکاشفه رسید محضر آقا امام حسن؛ آقا بهش گلگی کرد. - عبد الزهرا! - جونم آقا - عبد الزهرا چرا روضه‌ی من و نمی‌خونی؟! - آقا! من بارها روضه‌ی شما رو خوندم، الهی قربونتون بشم. مگه روضه‌ی شما طشت و پاره‌های جگر شما نیست؟! نکنه اشتباهی می‌خونیم؟! - فرمود:« نه عبد الزهرا؛ اینا ظاهر قصه‌ست، روضه‌ی ما همون روضه‌ایه که دستم توو دست مادرم بود... از خونه که می‌رفتیم مادر دست من و گرفته بود من و می‌برد، اما توو راه برگشت کار برعکس شد من دست مادر و گرفته بودم؛ راه خونه رو مادر گم کرد... آخه چرا اون نامرد با سیلی توو صورت مادرم زد؟! به یک ضربت دو سیلی خورد زهرا یکی از ضرب دست و وان یک ز دیوار عبد الزهرا! یه مرتبه دیدم مادرم نقش زمین شد، دیدم گوشواره از گوش مادرم در اومد... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 👇👇
۵ اسفند
Fadaeian_Monajat_Shabaniyeh_1403_Shab03_02.mp3
33.35M
🔊 بخش دوم 📋 اشکهایش به مادرش رفته (ع) (س) حاج سید رضا نریمانی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اشکهایش به مادرش رفته سینه‌ی پُر شراره‌ای دارد نه! به یک طشت اکتفا نکنید! جگر پاره پاره‌ای دارد از علی هم شکسته‌تر شده است! علتش کینه‌ها، حسادت‌هاست غربت چشمهای مظلومش سند محکم خیانت‌هاست خواهرش را کسی خبر نکند ! مادرش خوب شد که اینجا نیست! لخته‌خونها سرِ لج افتادند هیچ طشتی حریف آنها نیست از غرور شکسته‌اش پیداست صبر هم صحبت دلِ آقاست نه! من از چشم سَم نمی‌بینم کوچه‌ای شوم قاتل آقاست کوچه‌ای تنگ، کوچه‌ای تاریک شده کابوس هر شبِ آقا برگه را پس بده... نزن نامرد... چیست این جمله بر لبِ آقا؟ از صدایِ شکستن بغضش چشمِ دیوارها سیاهی رفت مادرش راه خانه‌ی خود را تا زمین خورد، اشتباهی رفت تا که باغش میان آتش سوخت میله‌های قفس نصیبش شد کودکی نه! بگو خزانِ بهار پیری زود رس نصیبش شد نفسش بند آمده ای وای! به خدا نای روضه‌خوانی نیست باز هم شکر! گوشه‌ی این طشت لااقل چوب خیزرانی نیست ✍ .👇
۵ اسفند
امام حسین ع
🔊 بخش چهارم #روضه l دیر کرد و به خانه راه نداشت، وسط کوچه ها پناه نداشت 👇متن https://eitaa.com/ema
. گیر کرد و به خانه راه نداشت ‍ 📃 🖊 (سلام‌الله‌علیها) 🖊 🖊 (علیه‌السّلام) ای شفاعت کننده ی فردا السلام علیک یا زهرا فاطمه ای حبیبه ی داور فاطمه ای بهشت پیغمبر بانوی بانوان هر دو جهان مفتخر از کنیزیت هاجر ای که معنای لیلة القدری درک کرده فقط تو را حیدر به حسین و به زینبین و حسن بهترین مهربان‌ترین مادر ای به وصف تو سوره‌ ی انسان ای به مدح تو سوره ی کوثر من گنه کارم و پیشیمانم ای که هستی شفیعه ی محشر نفس پاک توست انسان ساز چادرت میشود مسلمان ساز ای کرامت همیشه عادت تو ای به کون و مکان سیادت تو به نمازت خدای فخر کند عرشیان عاشق عبادت تو ای تو تنها مدافع مولا جان‌فدای تو و رشادت تو دستِ تو بوسه زد نبی و زنی کور شد از حسادت تو من سیه پوش ماتمت هستم آمدم تا که در شهادت تو بر غروب مدینه گریه کنم بر جراحات سینه گریه کنم یاس بودی و ارغوان گشتی ای بهارِ علی خزان گشتی ای رخت ماهِ آسمان علی پشت ابر سیه نهان گشتی از اثرِ ضربه های قنفذ بود که تو در کوچه نیمه جان گشتی قدر تو خاکیان ندانسته‌اند عازمِ روضه ی جنان گشتی صبر مبهوت مانده از صبرت سینه ی عاشقان بُوَد قبرت میخوای برات روضه بخونم؟ بدونید مادر جوون و چجوری زدن سیدا حسینیا سادات منو ببخشن روضه ی مادر و باید یجوری خوند بدونن در حق ناموس علی بد کردن گیر کرد و به خانه راه نداشت وسط کوچه ها پناه نداشت او سر جنگ با مدینه نداشت بین نامحرمان پناه نداشت بر روی خاک بی صدا افتاد مادر ما مجال آه نداشت غیر دیوار کوچه ها آن روز فاطمه هیچ تکیه گاه نداشت بخدا مادرم گناه نداشت کاشکی به مغیره میگفتید که زمین خوردنش نگاه نداشت کاش میشد غلاف کاری با زن تنهای پابه ماه نداشت در خانه ماند امر خوش ربنای تو امروز زنده ام به هوای دعای تو همسایه ها به مجلست ختمت نیامدند من بودم و همین دو سه تا بچه های تو خیلی بر خورد به مجتبی تو فاطمه فامیل کم گذاشت برای عزای تو فاطمه جای تمام شهر خودم گریه می‌کنم از بس که خالی است در این خانه جای تو مرا ببخش که نزاشت غربتم یک ختم باشکوه بگیرم برای تو از دست گریه های تو راحت شدند این وقت شکوه نمی‌کنند به من از صدای تو دیگر به تیغ فتنه ی کوفه نیاز نیست خون مرا نوشته مدینه به پای تو فاطمه جانم اگر میتوانی بمانی بمان عزیزم تو خیلی جوانی بمان 👇
۲۹ اسفند
. 🎙 🗓 در 📍 "علیه‌السلام" 🏷 (س) دشمن، میان کوچه چو بگرفت بر تو راه رویش سیاه باد؛ کز او شد جهان، سیاه دستش بلند گشت؛ نگویم دگر چه‌شد ترسم که جان شود به تن انس و جان، تباه دستش بلند گشت ولی در درون خاک از دل کشید ناله پیمبر که آه آه خورشید، مات گشت؛ تو گویی که نیم‌روز در کوچه‌های شهر مدینه، گرفت ماه گفتی که شب به خاک سپارد تو را علی تا بعد مرگ هم نکند بر رخت نگاه بر طفل دل‌شکسته‌ی تو، ناله سرکنم یا بر تو اشک بارم یا عصمت اله او صبح‌دم شفای تو را خواست از خدا تو مرگ خویش را طلبی وقت شام‌گاه مظلوم‌تر ندیده جهان از تو و علی تاریخ هست بر سخنم، بهترین گواه تو رنج خویش در دل شب می‌بری به گور او راز خود به‌وقت سحر می‌برد به چاه بردار سر زخاک و شبی همرهش بیا بنگر که بی تو شب به کجا می‌برد پناه روزی عیان به خلق شود دردهای تو کان روز، مهدی تو شود بر تو دادخواه .👇
۳ فروردین