eitaa logo
فلسفه نظری
2.3هزار دنبال‌کننده
524 عکس
83 ویدیو
125 فایل
🔮شناخت عقلانی پیرامون حقیقت‌ موجودات‌ را فلسفه‌نظری گویند. ✔والحّقُ لایعرفُ الّا بِالبُرهان لابِالرِجال @eshragh1300
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻در میان که درباره جناب سخن گفته و شعر وشخصیت وی رابه تحلیل بررسی پرداخته اند، مطالب بدیع وعجیبی بیان داشته که پرداختن به آن جهت شناخت خط ایران شناسی جریان روشنفکری خالی از لطف نیست. ⌜@falsafeh_nazari
✅ تحریف حافظ_۲ در میان که درباره جناب سخن گفته و شعر وشخصیت وی رابه تحلیل بررسی پرداخته اند، مطالب بدیع وعجیبی بیان داشته که پرداختن به آن جهت شناخت خط ایران شناسی جریان روشنفکری خالی از لطف نیست. وی در مقدمه کتاب (حافظ چه می گوید) درباره جناب لسان الغیب میگوید: از سالهاست كه شرق شناسان اروپا كه افزار سياست‌اند، ستايش‌ها از حافظ و شعرهای او سروده اند؛ اين ستايش‌ها كه جز از راه سياست نيست مايه گمراهی انبوهی از ايرانيان گرديده كه آنها را راست پنداشته رو به كتاب حافظ آورده اند، و چون گفته های حافظ درهم و پريشان است و يك خواستی از آن فهميده نميشود، كسانی خود را به رنج انداخته اند كه خواست او را بدانند، و اين خود مايه گرفتاری برای بسياری شده است كه خود فريب خورده اند و ديگران را نيز فريب می‌دهند. برای چاره كردن به آن گرفتاری و جلو گرفتن از آن  رنجهاست كه من به اين نوشته ميپردازم. من خواهشمندم خوانندگان آن خوش گماني را كه به حافظ دارند به كنار گزارند و نام «لسان الغيب» و ديگر ستايشهاي گزافه آميز را كه درباره اين شاعر شنيده‌اند، فراموش كنند و با يك انديشه‌ی ساده يكايك اين شعرها را بسنجند و بيازمايند تا ببينند چه معناهای پوچی از هر كدام بيرون ميآيد و برای آنكه به آسانی اين موضوع را دريابند بهتر است هر شعری را به نثر برگردانند و با آنحال به انديشه سپارند. چنانكه خوانندگان می دانند شاعران در ايران، در غزلسازی بيش از هر چيزی به قافيه اهميت میدهند؛ اين است يك شاعری چون میخواهد غزلی بسازد نخست قافيه های آن را (يا بهتر گويم: كلمه هايی را كه بكار قافيه میخورد) جسته و يافته و فهرست وار زير هم يا پهلوی هم می‌نويسد. مثلا: كَس، بَس، عدس، نفس، پس، مگس، هوس و سپس به هر يكی جمله هايی انديشيده شعری پديد می آورد و بدينسان غزلی می سازد. راستی را رشته سخن در دست قافيه است، و شاعر ناگزير است كه پيروی از آن نمايد. حافظ نيز از همين شيوه پيروی می‌نموده و ما اينك غزلی را از او برای گواهی ياد ميكنيم: در ضمير ما نميگنجد بغير از دوست كَس هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بَس يار گندم گون ما گر ميل كردی نيم جو هر دو عالم پيش چشم ما نمودی يك عَدس ياد ميداری كه بودی هر زمان با ديگران ای كه بی ياد تو هرگز بر نياوردم نفس ميروی چون شمع و جمعی از پس و پيشت روان  نی غلط گفتم نباشد شمع را خود پيش و پس غافلست آنكو بشمشير از تو ميپيچد عنان قند را لذت مگر نيكو نميداند مگس اين غزل را شما چون بينديشيد هر شعری از آن مطلب جداگانه ايست، و ارتباط آنها با يكديگر جز از راه قافيه نميباشد. از آنسوی بسياری از اين شعرها جز يك معنای خُنكی را در بر نميدارد و پيداست كه مقصود شاعر تنها استفاده از قافيه بوده و چندان توجهی به معنی جمله ها نداشته است. مثلاً شعر دوم كه معنای بسيار خنكی دارد و بی گفتگوست كه مقصود جز استفاده از كلمه «عدس» نبوده... مثلاً اين شعر را بينديشيد: بعزم توبه سحر گفتم استخاره كنم بهار توبه شكن ميرسد چه چاره كنم آيا براي توبه نيز استخاره ميكنند؟ !.. توبه كجا و استخاره كجا؟ !.. استخاره آنست كه كسی بوسيله قرآن يا دانه های تسبيح يا بوسيله ديگری از خدا شور خواهد كه فلان كار را كنم يا نكنم، و اين عقيده مسلمانان عامی است. در همین غزل ميگويد: اگر شبی بزبانم حديث توبه رود ز بی طهارتی آنرا بمی غراره كنم آنجا شاعر مسلمان بوده و سخن از توبه و استخاره ميرانده. در اينجا به اسلام توهين زشتی زده ميگويد: من اگر نام توبه را به زبان بياورم دهانم ناپاك ميشود و آن را با غراره كردن (غرغره كردن) می پاك ميکنم. در اينجا نيز تنها آنرا ميخواسته كه از كلمه «غراره» استفاده كند و آنرا قافيه آورد و تنها براي همين مقصود است كه چنان مضمونی را بافته است. 𖤓┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┄‌┄‌ 🔹فلسفه نظری ⌜@falsafeh_nazari
🔻 بدان اول چیزی که حق تعالی بیافرید گوهری بود تابناک. او را «عقل» نام کرد. و این گوهر را سه صفت بخشید: یکی شناخت حق و یکی شناخت خود و یکی شناخت آنکه نبود، پس ببود. از آن صفت که به شناخت حق تعلق داشت حُسن پدید آمد - که آن را «نیکویی» خوانند. و از آن صفت که به شناخت خود تعلق داشت عشق پدید آمد که آن را «مهر» خوانند و از آن صفت که نبود پس به بود تعلق داشت حُزن پدید آمد - که آن را «اندوه » خوانند. 📖 فی حقیقه العشق @falsafeh_nazari
11.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد... 🔻فی الجمله از زیبایی آفاق و هنر و حُسن وجمال نهفته در میراث ملی_دینی ماست، اما در پی یافتن این امور به دست اجنبی نگاه کرده و با تحقیر خود بر طبل تقلید میکوبیم... ⌜@falsafeh_nazari
record.ogg
زمان: حجم: 21.86M
🎙 وویس چت با موضوع: ادراک عقلی و شهودی. ▫️ارائه دهنده: محسن بهرامی ▫️گروه تلگرامی: الهیات اسلامی. https://t.me/Islami_Theologyy 𖤓┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┄‌┄‌ ⌜@falsafeh_nazari
خدا رحمتش کنه انسان بزرگواری بود... کنار ساختمان وفروشگاه کشف ملی در میدان قیام تهران بساط دستفروشی داشت....مگر اهل علم وطریقت واخلاق وسلوک، مردم عادی نمیدونستند که این پیرمرد ساده دستفروش از سالکان ومقربان روزگار است....از حوزه که میومدیم خونه میرفتیم بهشون سر میزدیم....چند خط نصیحت میکرد ...کلامش نورانی بود... 🏴 تصویری از عبدصالح خدا مرحوم آقای حاج محسن قزوینی(ره) از نخبگان شاگردان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(ره) که امروز به رحمت خدا واصل شد. رحم الله من قرأ الفاتحة و مع الصلوات و اهدى ثوابهـا للمرحوم الحاج محسن قزوینی ⌜@falsafeh_nazari
11.57M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 خاطرۀ شنیدنی استاد منصوری لاریجانی از کرامات علامه حسن زاده آملی که خود، شاهد آن بوده‌اند: طی‌الارض به همراه علامه حسن زاده، و گفتگو و پرسش ایشان از ارواحِ امامزادگان، و قدرت بر احضار ارواح بزرگانی چون سید حیدر آملی، ابن‌سینا و ملاصدرا. ⌜@falsafeh_nazari
45.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻خاطره مرحوم از ذوق هنری وخلاقیت شاعرانه استاد 🌱اگر ذوق باشد این موانع خودشان هنر آفرینن اما اگر ذوق نباشد موانع که هیچ، زمین هموار هم ذوق کش میشود. ⌜@falsafeh_nazari
16.58M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹تصاویری ویژه از بزرگترین گنبد کاشی معرق جهان
گنبد  متشکل شده از دو میلیون قطعه کاشی
پس از مدتها مرمت از دست داربستها رهایی یافت 🔻 این مسجد یادگار در میدان نقش جهان اصفهان است که به روح جد بزرگ خود اهدا کرد.@falsafeh_nazari
5.93M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢معماری اسلامی وجود ندارد!! نقدی بر سخن 🔻🔻 ⌜@falsafeh_nazari
معماری اسلامی وجود ندارد!!! این سخن ضعیف‌تر از آن است که قابل نقد وبررسی باشد زیرا به گواه تاریخ دوران قبل وبعد از پذیرش در تغییرات بسیاری در ایجاد شد که مجموعه این تحولات نشان از وجود هنر خلاق اسلامی دارد. اما از آنجا که این سخن در مجازی رواج بسیار یافته و موجبات مسرت باستان گرایان ضدملی و ضداسلام شده، راقم این سطور به بیان نکته‌ای دراین باب کفایت میکند . منظور از وصف اسلامی در عباراتی چون اشاره به حوزه تاثیرپذیری هنرمند از مذهب وفرهنگ اسلام و مسلمین است، به عنوان مثال در اندیشه حکمی ومعرفتی اسلام، نحوه ظهور جهان و موجودات به نحو بوده است وتجلی یعنی سیر از وحدت به کثرت. براین اساس حکیم وعارف مسلمان سعی دارد این حقیقت بزرگ را به نحو غیر مستقیم ودر قالب الوان و یا اشعار به مخاطب خود انتقال دهد. اشعار زیر بیان این حقیقت به نحو تمثیلی در میباشد: صورت از بی صورتی آمد پدید چون به صورت آمد آن نور سُره / شد عدد چون سایه‌های کنگره از طرفی این حقیقت در معماری خود را بصورت بناهای گنبد محور با تزئیناتی خاص از گلهای ختایی و اسلیمی و رنگهای نمادین که هر کدام معنا و مرادی دارند نشان میدهد. در بالای گنبد یک دایره توخالی بی رنگ(نماد تجرد از کثرات) یا نقطه سیاه(نماد وحدت) وجود دارد، هرچه قدر پائین میرویم طیف نقوش با محوریت گلها (گیاه نماد ظهور نفس پایه‌ای حیوان وانسان است زیرا اولین مرتبه نفس انسانی وحیوانی نفس نباتی است...پس نقش گیاه دلالت بر ظهور جانداران مرکب ذی نفس که گیاه و انسان وحیوان است دارد) که همگی در بستر طیف رنگهای گرم هستند ایجاد میشود (گرمی نماد لطافت و فقدان تکاثف ماده است) سپس به سمت قاعده و پائین بنا میرویم که در آنجا تراکم گلها وتزئینات (تراکم نقش ونگار، نماد کثرت عالم ماده است) بامحوریت طیف رنگهای سرد مثل آبی و بنفش (که سردی نماد تکاثف وغلظت ماده است) وجود دارد که این همه بیان گر روند خلقت عالم که همان سیر از وحدت به کثرت، ویا ظهور صورت از بی صورتی، وظهور اسماء الله و تشکیل موجودات است میباشد که در واقع دلالت بر مفهوم در اندیشه عرفانی اسلامی دارد. البته گنبد قبل از اسلام هم در ایران وجود داشته مانند گنبد خشتی کاخ در استان فارس اما چنین منظومه معرفتی از هنر که خود را در چینش و نسبت نقش ونگارها وتزئینات نشان میدهد در آن دوره وجود نداشته. زیرا هنر متکی بر جهان بینی والهیات است و چنین الهیات و نگرش عرفانی مخصوص به اسلام میباشد وقبل از اسلام وجود نداشته، تبعاً هنر این الهیات نیز ویژه دوران خودش میباشد و نمیتوان وجود آنرا نفی کرد. بر اساس آنچه گفته شد هنر، ظهور الهیات وجهان بینی در الوان واصوات والحان واشعار است، لذا هر هنری یک آبشخور الهیاتی_فلسفی دارد همانگونه که هنرمند واقعی دارای الهیات وجهان بینی مبنایی است که حسب آن میسازد وایجاد میکند و جلومیرود. باستان‌گرایی وناسیونالیسم ایرانی که هوشنگ سیحون مدافع آن است اساسا فاقد آن عمق معرفتی_الهیاتی است که بخواهد هنر ایجاد کند لذا هنری که متاثر از ملیت ونژاد خاصی باشد موضوعیت ندارد و بِلاوجه میباشد. براین اساس قبل از اسلام هم ایرانیان تحت تاثیر الهیات وفلسفه و سپس آئین (ونه ملیت‌گرایی) هنرخاصی را ایجاد کردند که با ظهور اسلام وتغییر آن الهیات خاص قطعا الهیات جدید و تبعا هنر تازه‌ای ایجاد شد. البته بیان نکات ویژه و حکمتهای خاص هنر اسلامی در معماری اختصاص به چند نمونه خاص ندارد و بیش از این میباشد..که محدودیت مجازی مجال بیانش را نمیدهد. ┅┅┅┅──✺──•⊰➺ 🔸فلسفه نظری@falsafeh_nazari