eitaa logo
فلسفه نظری
2.1هزار دنبال‌کننده
463 عکس
76 ویدیو
76 فایل
🔮شناخت عقلانی پیرامون حقیقت‌ موجودات‌ را فلسفه‌نظری گویند. ✔والحّقُ لایعرفُ الّا بِالبُرهان لابِالرِجال @eshragh1300
مشاهده در ایتا
دانلود
✅ آن دَمی که از سینه برآید، فعلِ واحد انسانی است، که چون تنزل یابد وبر زبان درآید، صورت کثرات لفظیه به خودگیرد... تاانسان موجود باشد، آن دمِ واحد هم چون قائم بوجود انسان است پس موجود می‌باشد، پس آن دم، قدیم وازلی است اما قدیم بودنش ذاتی خودش نیست، بلکه چون آن دَم، عین وابستگی به انسان است، پس قدیم بودنش هم افاضه شده از جانب انسان است لذا قدمت آن دم، بالغیراست...اما کلمات والفاظ همگی حادث هستندومتغییر... آن دَمِ واحد را مَثَلِ وجود بدان، که فعلِ حق تعالی است وقدیم و واحب است، اما قدمتش به واسطه حق تعالی است، پس وجود واجب بالغیراست...اما موجودات همگی حادث هستند. @falsafeh_nazari
✅آن دمِ واحد، حیثِ مایلی‌الحقی کلمات والفاظ هستند وظاهرِعبارات که به نحو صدا از زبان وگلوی انسان صادر میشوند، حیثِ مایلی‌الخلقی کلمات والفاظ هستند وجودِ منبسط که فعل الهی است، حیثِ مایلی‌الحقی موجودات است لذا واحد وقدیم وازلی است اما به نحوبالغیر وماهیات وموجودات حیثِ مایلی‌الخلقی عالم هستند، لذا کثیرو حادث ومتغییر وفانی می‌باشند. @falsafeh_nazari
⬅️ موجودات و ماسوی‌الله ، از حیثِ مایلی‌الحقی: قدیم و واجب هستند آنهم به نحو بالغیر موجودات وماسوی‌الله، از حیثِ مایلی‌الخلقی: حادث و ممکن هستند آنهم به نحو بالذات. @falsafeh_nazari
💠 بنابر آنچه گفتم معنای عباراتی ازاین سنخ که درعرفان بکار میرود معلوم میشود: "آنچه در دار وجود است وجوب است و‌ بحث در امکان برای سرگرمی است." یعنی ازحیث مایلی‌الحقی، فعل واحدالهی که همان وجود است، واجب می‌باشد. (البته بین این وجوب که بالغیراست با وجوبی که برای واجب تعالی بیان میکنند وبالذات است، فرق بسیاری می‌باشد) و بحث درامکان(ممکن‌الوجود بودن موجودات) یعنی بحث در حیث مایلی‌الخلقی موجودات، برای آن است که ذهن انسان آماده ورود به مباحث عمیق‌تر معرفت، یعنی آشنایی با حیث مایلی‌الحقی عالم بشود. @falsafeh_nazari
✅الهیات سکولاریسم دربنیانش متاثراز الهیات وثنوی است. بدین معناکه درنهادش ارجاع به دوگانه: ونامقدس، روحانی وغیر روحانی، به عنوان دوحوزه مستقل متعارض دارد. واین مساله ریشه درالهیات ثنوی دارد.توضیح آنکه عالم هستی به دوحوزه مستقلِ متعارضِ مبدائیت نور ومبدائیت ظلمت، که یکی منشاء ایجاد امر روحانی ودیگری مصدر صدور امر غیرروحانی است تقسیم میشود.این دوگانه الهیاتی، تعارضی است که جمع واتحادشان غیرممکن است.زیرا برای امرمقدس ونامقدس، مابه‌ازای مستقل فی‌نفسه ماهوی، درنظرمیگیرند.یعنی کلیساومعبدونهادی که تکفل امور دینی را دارد، وهمچنین طبقه روحانی که متولی اجرای شعائرواحکام مذهبی هستند، ماهیتا روحانی ومقدس میباشند، درمقابل سایرنهادهای غیرمذهبی وطبقات غیر روحانی قرار دارند که غیرمقدس میباشند. پس مابادوحوزه مستقل ماهوی متعارض مواجه هستیم که هرکدام لوازم وعوارض خاص خویش رادارند، وتبدیل هرکدام به دیگری ناممکن میباشد زیرا مستلزم انقلاب درماهیت است فهومحالُ. براین اساس جمع دومقام ملکوت وناسوت،دین ودنیا، در افق الهیات ثنوی وبالتبع تقریبا ناممکن وممتنع است، یابایداهل آسمان باشی یااهل زمین.ماهیت و ذاتا مغایر با هویت وامر انسانی است.چراکه دین عطف به ساحت ثابتات ازلی و احکام الهی است اماسیاست ذاتی سیال دارد زیرا مشیربه دنیابوده ونشاءدنیا، محکوم به تغییر وحرکت میباشد.البته این ثنویت در مسیحی نیز وجود دارد، زیرا دوگانه و که جزء مبانی متافیزیکی کلام مسیحی است آنچنان عمیق وجدی میباشد که فیلسوفان همچون و در عصر نوزایی نتوانستند از این دوگانه فراتر رفته ودر دام دوگانه و قرارگرفته ونتوانستند بین آن دو جمع کنند. همچنین در ساختار مدرن ودرمساله و ردپایی ثنویت مسیحی به چشم میخورد. براین اساس مساله دین چون عطف به امرمقدس دارد، وماهیتا متعالی است، با مساله حاکمیت وسیاست که دلالت برامرنامقدس داشته وماهیتا دنیایی وغیرمتعالی است درتعارض میباشد وجمع آن دو محال وممتنع است.درصورت اقدام به این کار،دین وسیاست دچار فرافکنی شده، وامرنامتعارفی به نام محقق میشود....که سبب خسران خلق وتباهی امور ملک وفساد دین وانهدام صلاح وسیاست و..هکذا میشود. اما در الهیات توحیدی واسلامی، ملکوت حقیقت دنیا میباشد. وهرامر دنیایی ونامقدسی دربطن خودش به امرقدسی والهی منتهی میشود.زیرا حقیقت، یک کل واحد ذومراتب است. هرمرتبه‌ای باطن وحقیقت مرحله مادون است، وتمام مراتب مقدس والهی میباشند. امر نامقدس در جهان‌بینی اسلامی مابه‌ازای خارجی وماهوی ندارد بلکه تنها درحیطه ذهن واراده انسان موضوعیت می‌یابد. به عبارت امرنامقدس بالتبع وجود موجودمختار(انسان) موضوعیت می‌یابد.الهیات و مستلزم نمی‌باشد. البته درطول تاریخ مسلمانان سکولار وجود داشته‌ ودارند، اما وقوف در این تفکر، حاصل اندیشه اسلامی نیست، بلکه حاصل تاثیرگذاری ثنویت مندک در ارکان عالم ویا اطوار اندیشه‌ غیراسلامی میباشد. در تفکر توحیدی همه چیز مقدس است زیرا حاصل فیض الهی وتجلی اسماء وصفات حق‌تعالی میباشند. امرنامقدس در فکر انسان تقرر دارد که نهایتا متعلق اراده قرار میگیرد. لذا امرغیرالهی، ماهیت مستقلی ندارد بلکه نحوه نیت ومتعلق اراده انسان میباشد.زمین، تنزل یافته آسمان ودنیا حاصل تجلی ملکوت است. پس حقیقت ، است وباطن واعمال قدرت و ولایت بر انسانها، و اوامر الهی است. شریعت ودین تنزل ربوبیت تشریعی حق تعالی میباشد. وربوبیت او شامل حوزه فردی واجتماعی انسان میشود. ➖➖➖➖➖➖➖➖ 💠فلسفه نظری @falsafeh_nazari
مدرن دربنیانش متاثراز الهیات ثنوی وگنوستیکی است.بوین معنا که در بنیادش ارجاع به دوگانه امرمقدس ونامقدس، امرروحانی وغیرروحانی، به عنوان دوحوزه مستقل متعارض دارد. @falsafeh_nazari