💫💫💫💫💫💫
💫💫💫💫💫
💫💫💫💫
💫💫💫
💫💫
💫
#رمان_امنیتی_گمنام
#قسمت_4
#داوود
هرچه در توان داشتم فرمونو چرخوندم...😣
اما انگار فرمون قفل شده بود...😖😖
_نمیشههههه...سعید یه کاری کن.... الان میریم تو درهههه.😱😱
یه ضربه دیگه....❌❌
از آیینه نگاهی به پشت کردم..
صورشان معلوم نبود.👀
حس کردم چرخ ماشین پنچر شد....نههههه...پاره شد🚗⛓
_سعییید....فرشیدددد..هر موقع گفتم بپریدددد...🏃🏻♂🏃🏻♂
فریاد زد...📢
_پس تو چی داوود؟؟ . . .♦️⁉️
_بپریدددد....پشت سرتون میام...مدارک رو باید بردارممم..💢💢📑📃
سرعت ماشین که کم نمی شد..🗯
در رو باز کردن...به سه نکشیده فرشید پرید...🏃🏻♂
سعید را هم هل دادم...🙌🏻
فرمان را رها کرده بودم...
کلتم را در آوردم و روی کاپوت ماشین گذاشتم..
داشبورد را باز کردم...
با عجله تمام فلش ها و مدارک را در جیب و زیر لباسم جا دادم📱🕳
ضربه بعد...🔫
برای پریدن دیر شده بود...
تنها چند متر تا فرعی..🔻🔻
➖➖➖➖➖➖➖➖
#محمد
صدای بوق دستگاه سرمو به درد آورده بود...💆🏻♂
دیوانه ام کرده بود...🙅🏻♂
چشمانم را به زحمت باز کردم👁
اولین چیزی که به ذهنم رسید محسن بود . . . محسن🙀
تیری که روی پیشانی اش نشسته بود🔫
لبخندی که به لب داشت🙂💔
تمام دنده های سینم تیر می کشید...
همین هم نفسمو تنگ کرده بود
زیر گلوم تماما باند پیچی شده بود...
خون لای انگشتان دستم خشکیده بود...
خواستم دست راستم را بالا بیارم . . . گیر کرد⛓
به زحمت سرم را بالا آوردم
با تعجب نگاهی به دست باندپیچی شده ام کردم . .🤚🏻
قبل از اینکه بخوام از خودم عکس العملی نشون بدم در باز شد . .🚪
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
#رسول
کم مانده بود از ترس قالب تهی کنم💔💔آروم در گوش حسام گفتم:
_فقط نگاش کن...بیااا...اگه همینجا خاکم نکرد...⚰
کنار تخت ایستادیم🛌
_سلام آقا محمد....بهترید؟
اشاره ای به دستش کرد👉🏻
_معنی ... این ... مسخره .. بازی ها ... چیه؟؟چرا ... دستم ... رو ... به ...تخت ... بستید؟؟🤨🤨
با خنده گفتم:
_برای پیشگیری از وقوع جرم . .😅
با نیشگونی که حسام از دستم گرفت متوجه گندی شدم که ناخواسته بالا آوردم...😰😰
_جرم؟؟؟؟🧐
قبل از اینکه بخواهم دهن باز کنم و گند دیگری بزنم حسام به دادم رسید...😕
البته خودش هم دست کمی از من نداشت...😒
_منظور رسول اینه که برای اینکه شما اینجا بمونید ... یعنی برا اینکه فرار نکنید😊
نه...😐
اخ..😑
فک کنم منم گند زدم..😬😬
آنچه خواهید خواند . . .❤️❤️
۱۹ دقیقه به انفجار مونده بود . . 😱😱
سیستم کاملا بر عکس بود😥😥
بازم ماشین متوقف نشد . .🤯😳😓😨😰