eitaa logo
گلچین شعر
15.5هزار دنبال‌کننده
943 عکس
319 ویدیو
13 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad سه تا کانال شعرهای ما @golchine_sher @robaiiyat_takbait @noroz_ramezani
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم از کوه بگویم قدمم می لرزد از تو دم می زنم اما قلمم می لرزد هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست پی نبردیم به یکتایی نامت زینب کار ما نیست شناسایی نامت زینب من در ادراک شکوه تو سرم می سوزد جبرئیلم همه ی بال و پرم می سوزد من در اعماق خیالم … چه بگویم از تو من در این مرحله لالم چه بگویم از تو چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است چه بگویم که خداوند روایتگر تو است تار و پود همه افلاک نخ معجر توست @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
تهران شده بازیچه موهای بلندت یک شهر نشستند تماشا بکنندت  مجموعه شعری که خدا شاعر آن است تضمین شده در باغچه ها بند به بندت  با طعم لبت صنف شکر خانه خراب است این مرتبه هم قند فریمان گله مندت  بازار گل شهر محلات به هم ریخت وقتی گذر قافیه افتاد به خنده ت   دین و دل من ، چشم و لبت ، موی تو... تسلیم ! کافر شده ام در جدل چشم به چندت  با درد دیابت که کنار آمده ام ،کاش یک شب برسد جان بدهم با لب قندت ... چندیست مهندس شده این شاعر بی چیز شاید بپسندد پدر سخت پسندت... @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
زینب اسیر نیست دو عـالـم اسیر اوست او را اسیر قافله خواندن خجسته نیست @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
صبر شرمنده ی زینب شده در درد وبلا کیست با این همه غم باز ثناگوی خدا داغِ یک تن که نه ، هفتادو دو تن ، وای سرم چه کسی بوده جز این کوه بر این داغ رضا "کربلا ، شام " گواه است که زینب مرد است معجزه مانده در حیرانی اعجاز شما بار غم های جهان را بکشی بر دوشت هم علی باشی و هم فاطمه در کرببلا به گمانم که سر نیزه شهیدان گفتند صبر شرمنده ی زینب شده در درد وبلا @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
از لحظه ای که نشسته عشق حسین تو بر دل آری تو را برده با خود ، این عشق منزل به منزل همراه نام حسینت نام تو را می توان دید در هر دم روضه خوانان، در سطر سطر مقاتل گاهی بلندای تل و گاهی سراشیب گودال در عشق اینگونه کردی یک روزه طی مراحل آه از زمانی که برگشت شیون کنان مرکب از دشت صد آه از آن دم که میشد دار و ندار تو بسمل دیدند کوفی صفت ها در تو شکوه علی را آنجا که خنجر کشیدی در مقتل از دست قاتل وقتی که مردان خود را بر مرکب نیزه دیدی حق داشتی سر بکوبی  آن لحظه بر چوب محمل ای خشم تو سیل و طوفان با زخم های فراوان مانند کوه ایستادی، رو در روی هر چه باطل از کربلا ی حسینت راهی شدی خطبه بر لب ای فاتح کوفه و شام این راه شد با تو کامل @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
اگر بی تابی من خاطرت را میکند محزون غمت را مثل تیری از دل خون میکشم بیرون... @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
صبر ایّوب نبی(ع) ضرب المثل شد در جهان حضرت ایّوب خود مبهوت صبر زینب(س) است @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم همواره تويی هرچه تو گويی و تو خواهی @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
نازنینم رنجش از دیوانگی‌هایم خطاست عشق را همواره با دیوانگی پیوندهاست @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
خواهر... نگاهم ماند و از درها نیامد نشانی از کبوترها نیامد زمانی گِردِ من پُر بود حالا..‌. یکی از آن برادرها نیامد دلم از تارِ غم شیرازه دارد وجودم دردِ بی اندازه دارد لباسِ کهنه‌ات را می‌فشارم لباست بویِ خونِ تازه دارد لبم خشک است آب‌آور کجایی رُبابم مُرد علی‌اصغر کجایی سرم برخاک اُفتاده‌است عمه عصایِ پیری‌ام، اکبر کجایی مگر در شامِ غم خواهر ندارید مگر این گوشه یک دختر ندارید بیایید و ببینم رویتان را... ولی افسوس بر تَن سر ندارید مرا در لحظه‌ی خوشحالی‌اش زد مرا در موقعِ بی‌حالی‌اش زد کسی که تیغِ خود را بر تنت کرد مرا هم با غلافِ خالی‌اش زد امیدم رفت تا بازوی تو رفت اباالفضلم چه‌شد اَبروی تو رفت سرم را ضربِ یک نیزه شکسته همان نیزه که بر پهلویِ تو رفت... @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
زهرای کربلا... گفتیم آسمانی و دیدیم، برتری  گفتیم آفتابی و دیدیم، بهتری گفتیم دختر اسدالله غالبی ‌ایام کوفه آمد و دیدیم، حیدری تو از زمان کودکی‌ ات تا بزرگی‌ ات شیواترین مُفَسِّر الله اکبری تو از کدام طایفه هستی که مستقیم  فیض از حضور علم خداوند می‌بری بر شانه‌‌های سبز تو بار رسالت است  تو اولین پیمبر بعد از پیمبری ای آفتاب روشن شب‌ های کربلا ای زینب مدینه و زهرای کربلا "ای ماورای حد تصور، کمال تو" بالاتر از پریدن جبریل، بال تو از مادری چنان، نه عجب چون تو دختری هم خوش به حال فاطمه، هم خوش به حال تو غیر از حسینِ فاطمه چیزی ندیده‌ ایم  در انعکاس‌ آینه‌ های زلال تو نزدیک سایه‌ های عبورت نمی‌ شویم  نامحرمان عشق کجا و خیال تو؟ گیرم که خیمه‌ی تو به تاراج رفته است  گنجینه‌های باغ بهشت است مال تو از گوشه‌‌های چشم تو، ساحل درست شد از سایه‌ی عفاف تو، محمل درست شد ای سایه‌ی بلند اباالفضل بر سرت ای بال جبرئیل گلستان معبرت مهتاب هم رشیدی قد تو را ندید از بس که چون هلال گذشت از برابرت شب‌ زنده‌دارِ شامِ غریبانِ کربلا دل‌ بسته‌ی نماز شب تو برادرت ای خطبه‌ی رسای تو نهج‌ البلاغه‌‌ات وی محمل بدون جهاز تو منبرت ای قلّه‌ی نجابت و ایثار جای تو عطر حضور فاطمه دارد صدای تو... @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
عالم امکان هلاکش می شود غرق در انوار پاکش می شود من چه دارم تا بگویم از علی(ع)؟!، کعبه وقتی سینه چاکش می شود؟!.. @golchine_sher
۱۷ بهمن ۱۴۰۱