eitaa logo
گلچین شعر
14.5هزار دنبال‌کننده
901 عکس
308 ویدیو
12 فایل
ارتباط با ادمین: @noroz_ad کانال دوم ما @robaiiyat_takbait
مشاهده در ایتا
دانلود
گهگاه غزل می رود آن ور که نباید گهگاه شود آن کَسِ دیگر که نباید در مزمزه یِ شیطنتِ بچگی اش باز گهگاه زند سنگ به آن در که نباید از آب گرفته ست تنش را کسی و گفت: بوده ست در آن برکه شناور که نباید هی می زدی اش بر سر هر‌قصه و می گفت آرام، غزل با تو، که مادر که نباید! آهسته سر کوله ی او سر زدی آخر... یک روز به آن صفحه ی دفتر که نباید چندیست مخالف شده با هر که توگفتی چندیست موافق شده با هرکه نباید آخر غزل آنگونه که باید نشد انگار با آنهمه تاکید که: دختر که نباید!!! @golchine_sher
سَرَم گرم است در دوریِ تو اما بگو بی‌تو چگونه گرم سازم این دلِ ویرانه‌یِ خود را؟ @golchine_sher
محبوب جان و جانِ جهانم، حسین جان روح و روان و راحتِ جانم، حسین جان آرامش خیال نفس‌های زندگی ذکر همیشه روی زبانم، حسین جان من از دعای مادر تو نوکرت شدم ای کاش نوکر تو بمانم، حسین جان پیچیده روزگارِ مرا زخم و داغ و درد از دردِ این جهان بِرَهانم، حسین جان در کوره‌راه زندگی‌ام، عطر روضه‌ات راه حیات داده نشانم، حسین جان وابسته‌ام به روضه‌ی تو همچنان نَفَس من بی تو یک نفس نتوانم، حسین جان این روزها غمِ حرم و غربت و فراق افتاده مثل زخم به جانم، حسین جان @golchine_sher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش میشد کنج آغوش خودت بستری کرده مرا درمان کنی ... @golchine_sher
عاشقی از سرِ اجبار میسّر نشود عشق آنست که با فاصله کمتر نشود باید از رود به دریا برسی، می فهمی! غیر از این راه، لبِ تشنگیَت تر نشود لعل در زیر زمین حاصل صد سوختن است سنگ، بی حادثه تبدیل به گوهر نشود آسمان باش که پروانگیَم می میرد قفس اندازه ی احساسِ کبوتر نشود ای که بر برکه ی تاریکیِ من می خندی آب از صورتِ مهتاب مکدّر نشود گرچه دیوانگیم را همه مدیون ِتوام بی جنون روز و شبِ زندگیَم سر نشود کوه کندم که بدانی تنم از تیشه پر است تا ابد خستگی از کوهِ تنم در نشود ... @golchine_sher
بالابلندی، شانه‌های مهربان داری بر طاق چشمانت دو ابروی کمان داری بر لب طنین دلنشین نور و الرحمن روی عبایت آیه‌هایی از دُخان داری بارانی و با ابرهای جمعه می‌باری بارانی و در مُشت خود هفت آسمان داری در دست، گرچه ذوالفقار انتقام اما بر روی دوشت بقچه‌های آب و نان داری ما عاشقان مدعی هرگز نفهمیدیم حسی که تو، به هر کدام از شیعیان داری! گفتیم دوری، بی نشانی، غافل از اینکه هر جا که دلتنگ توأیم، از خود نشان داری هر جا که نامت را بخوانم می‌رسی از راه هرجای دنیا باشم آنجا جمکران داری @golchine_sher
ای مرگ بگو عقربه تا چند بیاید؟! انگار محال است تبم بند بيايد بالایِ سرم باش که کابوس نبینم  عطر نفس و آتش و اسفند بيايد ارباب،مرا بست به تقديرِ طويله تا بر بدنم  رقصِ كمربند بيايد من مثلِ زنی رنج کشیدم که برايش يك شب خبرِ مردنِ فرزند بیاید   مرداب تر از این شده ام تا تو بخواهی از دور و برم بویِ خوشایند بیاید هرراه که رفتم به رهایی نرسیدم فریاد کشیدم  که  خداوند بیاید ای کاش نفهمی چه غمی در دل من هست ای کاش! به لبهایِ تو لبخند بیاید... @golchine_sher
رفت و باز آمدنش شد همه ی خواهش ما چه غریبانه به هم ریخته آرامش ما خواب آسوده نداریم از این پس، آخر شب به شب شانه ی او بود فقط بالش ما چشممان روی خوش از آینه ی بخت ندید غصه شد پیرهن و اشک شد آرایش ما تا به کی ساز دل ما بزند شور فقط تا به کی سرکشی زندگی و سازش ما آه افسوس که خودسر تر از آن است جهان که بخواهد بدهد گوش به فرمایش ما @golchine_sher
چشم مست یار من میخانه می ریزد بهم  ... @golchine_sher
گفتم ببینمت مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم... @golchine_sher