eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تا بین میدان ساقی میخانه افتاد یادِ سه‌ساله‌دختر، آن حنانه افتاد چشمان خود را نذر مشک آب خود کرد سقا به فکر دادنِ بیعانه افتاد @hosenih لاحول...های خواهرش هم بی‌اثر شد صد چشمِ بد بر قامت شاهانه افتاد بال یمینش را زدند و در پی آن دست چپش هم بعد، بی‌صبرانه افتاد بر مشک تیری آمد و آهی کشید و... یاد رباب و اصغرِ دردانه افتاد تیری به سینه خورد و داغِ او دوتا شد انگار یاد میخ درب خانه افتاد ترسویِ رذلی با عمود خود رسیده حالا که دست حضرتش از شانه افتاد ابِن طفیل پست تنها گیرش آورد بر جان او با نیزه بی‌رحمانه افتاد آخر چگونه از روی زین بر زمین خورد؟! وقتی بدون بال و پر پروانه افتاد @hosenih شاید همین‌که بوی زهرا سویش آمد با صورتش محض ادب رندانه افتاد سیراب از سرچشمه‌ی علم علی بود کوه بصیرت... عالم فرزانه... افتاد تا آخرین دم ساقی ما یاعلی گفت والله، مثل مرتضی مردانه افتاد دیگر علمداری به دور خیمه‌ها نیست غارت به فکر دشمن بیگانه افتاد @hosenih ای کاش روی نیزه این‌ها را نبیند صد چشم بد بر عمه بی‌شرمانه افتاد یا اینکه دنبال سه‌ساله می‌دویدند دنبال او کردند و آن ریحانه افتاد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ برادری به زمین بود و بال و پَر می‌زد برادری به سرش بود و هِی به سر می‌زد برادری به زمین از لبش جگر می‌ریخت برادری به سرش داد از جگر می‌زد @hosenih چقدر چین و چروک است رویِ این صورت کنار هلهله‌ها دست بر کمر میزد دو دست در بغل و یادِ مادرش می‌کرد دوباره حرف در و چوبِ شعله‌ور می‌زد رشید بودنِ او کار دست زینب داد گره به معجرِ طفلانِ بی‌خبر می‌زد کشید تیر به زانو و چشم‌هایش ریخت سه‌شعبه زخم خودش را عمیق‌تر می‌زد @hosenih کمی ز ساقه‌یِ هر تیر از دو سو پیداست کسی که بغض علی داشت تا به پَر می‌زد برای خاطر هشتاد و چهار خانم بود اگر حسین نشسته به روی سر می‌زد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ افتادی و هرکس که در دور و برت بود با نیزه یا شمشیر بالای سرت بود @hosenih دست تو سویی مشک سویی دشمنت باز راضی نشد ، در فکر دست دیگرت بود افتادی و از بغض دیدم می فشارد آن نیزه ای را که میان پیکرت بود می زد تو را و با زبان طعنه می گفت ؛ ایکاش ای عباس ! اینجا مادرت بود @hosenih افتادی ای سقا و از آن لحظه دشمن با چشم دنبال حجاب خواهرت بود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ امیر لشگر من دست من به دامن تو رباب مانده و امید آب‌بردن تو به اهل خیمه سپردم که آب گردن من بلند گر نشوی خون من به گردن تو @hosenih ز بس که تیر تنت خورده ماه طایفه‌ام نشد که نور بگیرد لبم ز روزن تو عبای من که نصیب علی شده ماندم چگونه جمع کنم پاره‌پاره تن تو دو تیر با دو کمان و سپاه مژگان کو؟ چه آمده سر چشمان مردافکن تو بدون چشم تو تکلیف خیمه روشن نیست حصار امن خیامم نگاه روشن تو @hosenih بلند شو که نشیند هر آنکه استاده برای کسب غنیمت نشسته دشمن تو بلند شو گره از کار خیمه‌ها وا کن که چشم بسته حرامی به چشم بستن تو ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای ساقی لب‌تشنگان، ای جان جانانم سقای طفلانم داغت شکسته پشت من، ای راحت جانم سقای طفلانم من بی‌برادر چون کنم، با این سپاه دون، در دامن هامون بینم تو را در ابر خون، ای مـاه تابـانم، سقای طفلانم @hosenih خواهم برم در خیمه‌گه، ای گل تن پاکت، پیکر صدچاکت ممکن نباشد «یا اخا» محزون و نالانم سقای طفلانم برخیز و ای جان برادر کن علمداری بنما مرا یـاری بی‌تو غریب و بی‌معین در این بیابانم سقای طفلانم @hosenih بی‌تو یقین دارم که فردا زینب نالان بر ناقه‌ی عریان گردد سوار از راه کینه با یتیمانم سقای طفلانم شد روز روشن پیش چشمم تیره‌تر از شب چون معجر زینب بینم تو را در موج خون، ای دُرّ غلطانم سقای طفلانم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ مي زنم دم ز علمدار رشيد حرم عشق شه با كرم عشق ‌مه محترم عشق صفاي قدم عشق چكد از لب او بر لب پيمانه نم عشق همان شاه كه باشد سر دوشش علم عشق @hosenih نگار دل زارم صفا بخش مزارم ‌بجز عشق جمالش به دل خويش ندارم ‌قرارم، ‌بهارم،‌ شعارم همه دار و ندارم كه باشد شب اول دل ِقبرم به كنارم دلم عاشق رويش شدم بنده كويش دلم بسته به مويش ، ‌قدح نوش سبويش شتابان دل زارم همه شب جانب كويش ‌چنان برگ خزاني است روان در دل جويش @hosenih ‌ندارم به خدا جز هوس ديدن رويش ‌مرا كشته به والله علي واري خويش ‌اباالفضل اميرم، امير بي نظيرم كه جز عشق رخش در دل خسته نپذيرم چه خوش باشد اگر باز زنده با دو سه تيرم كه صيدش شوم و و زير قدمهايش بميرم ز غيرش همه سيرم @hosenih ‌دل از مهر خدايي اباالفضل نگيرم ‌علمدار اباالفضل، سپه دارابالفضل ‌جهانگير و جهاندارابالفضل ‌بود دلبر و دلدارابالفضل مرا يار و مددكارابالفضل ‌طپش هاي دل حيدر كرارابالفضل ‌شده در حرم فاطمه پرگارابالفضل زنم جارابالفضل بود عشق شرر بارابالفضل @hosenih ‌بگويد سر ديوانه سردارابالفضل سرم پر ز هوايش ‌دلم جاي ولايش غلامم به سرايش همه هستي و دينم به فدايش ربوده ز سر ‌روح الامين عقل، صدايش ‌بود محور عرش ازلي دست جدايش ‌حسين ابن علي سوره توحيدبخواند ز برايش كسي نيست به پايش به قربان نوايش به قربان دعايش دلم گشته خريدار بلايش ‌به قربان گره بند قبايش لقب باب الحوائج نسب باب الحوائج @hosenih ‌خداوند نجیبی و ادب باب الحوائج ‌دلم غرق كمالش، پريشان وصالش دو ابروي هلالش بود زينب كبري همه جا محو جمالش دلم بنده ی نامش ، گرفتار مرامش كه افتاده به دامش ‌نه حاتم نه سليمان و نه لقمان كه موسي است غلامش ‌حسين است كلامش به زهراست سلامش قيامت متجلي شود از وقت قيامش ‌تمامي بهشت است بنامش ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ آمده شیرنر ام البنین بهر شکار مثل حیدر با وقار @hosenih لافتا الا علی لاسیف الا ذوالفقار مثل حیدر با وقار ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ در علقمه آه از دلِ ریش نکش آرامشِ خیمه را به تشویش نکش @hosenih این تیرِ سه‌شعبه، مُخبرِ حرمله است این قدر تو حرفِ مشک را پیش نکش ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای آن که بود باب حوائـج لقبت شرمنده فرات از عطش و تاب و تبت @hosenih سقّا و لب تشنه، لب آب فرات؟ جان همه عالم به فدای ادبت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چشمم از اشک پر و مشک من از آب تهی ست جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهی ست @hosenih گفتم از اشک کنم آتش دل را خاموش پر ز خوناب بُوَد چشم من، از آب تهی ست به روی اسب قیامم، به روی خاک سجود این نماز ره عشق است ز آداب تهی ست جان من می بَرَد آبی که از این مشک چکد کشتی ام غرق در آبی که ز گرداب تهی ست هر چه بخت من سرگشته به خواب است؛ حسین! دیده ی اصغر لب تشنه ات از خواب تهی ست دست و مشک و علمم لازمه ی هر سقاست دست عباس تو از این همه اسباب تهی ست مشک هم اشک به بی دستی من می ریزد بی سبب نیست اگر مشک من از آب تهی ست @hosenih شعر آن است "شهابا" که ز دل برخیزد گیرم از قافیه و صنعت و القاب تهی ست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ مثل آشوبی که یک توفان به دریا می دهد درد، گاهی شکل زیبایی به دنیا می دهد @hosenih ابرها را می برد تا سینه ی دریا ولی حسرت یک قطره باران را به صحرا می دهد عشق با هفتاد خوانش امتحانت می کند سنگ هم باشی خودش را در دلت جا می دهد یک نفر مثل تو عهدش را به آخر می برد یک نفر در ابتدای ماجرا وا می دهد از همان اول تو "تنها مرد میدان" بوده ای! عشق کاری دست آدم های "تنها" می دهد مادرت از غربت این روزها کم می کند یک پسر مثل تو را وقتی به زهرا می دهد می روی و اسب ها از دلهره رم می کنند دشت امشب یک نفس بوی خدا را می دهد @hosenih آن خدایی که زمانی تشنگی را آفرید غیرت و مردانگی را هم به سقا می دهد! ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ساقی تشنه لبان گو چه شده ساغر تو اینهمه تیر چرا مانده به دور و برتو @hosenih تیرهای همه ی حرمله ها خرج تو شد شده اندازه ی قاسم همه ی پیکر تو خیزو نگذار بخندند به حالم عباس همه گفتند به من،ریخت به هم لشگر تو اینچنینی که سرت ریخته از هم عباس بیم دارم که سر نی نشود جا سر تو خیز تا پای حرامی به حرم وا نشود ترسم آن است که از دست رود خواهر تو غیرت الله ببین صحبت سوغات شده چشمها سوی حرم کو غضب حیدر تو @hosenih قسمتی از بدنت قسمت سر نیزه شده خوب شد نیست ببیند بدنت مادر تو ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih