eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ پیچید در بین عبایش جسم اکبر را "یا ایها المزّمّل" ی عین پیمبر را صورت به صورت آیه هایش را تلاوت کرد از بای بسم الله تا لبخند آخر را دارد تمنا می کند از چشم خونینش یک پلک، یک گوشه و یا یک ناز دیگر را @hosenih شان نزول لحظه ی "امن یجیب" این جاست اینجا که می بوسد لبش، لب های مضطر را مانده است برگرداند از میدان شهیدش را یا نه! بگیرد زیر بازوهای خواهر را زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ والا علی اکبر زیبا علی غوغا علی رعنا علی اکبر @hosenih باد موافق را با گیسویش انداخته ازپا علی اکبر اصلا به جای زلف پیچیده دور سر شب احیا علی اکبر با تیغ ابرویش جمعِ عدو را میکند منها علی اکبر یا مظهر الوالی یا مصطفی، یا مرتضی و یا علی اکبر تکثیر شد حیدر اینجا علی آنجا علی هرجا علی اکبر اعلان ختم جنگ؛ می شد اگر می تاخت با سقا علی اکبر پس خُلقاً و خَلقاً پیغمبری گویاست پس گو...یا علی اکبر الدَّهرُ یومان است: امروز علی اصغر و فردا علی اکبر بابا زدنیا و می برد هرلحظه دل ازبابا علی اکبر بعد از تو بابا گفت ای خاک عالم بر سر دنیا علی اکبر! @hosenih این آخر روضه ست مثل علی اصغر شده حالا علی اکبر ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ سینا شدن سینا شدن سینا شدن داری با این بدن اندازه ی صحرا شدن داری آتش فروزان است قدر شعله ای ، امّا این وادی طور است پس موسی شدن داری داری می آیی ، خوش قد و بالایی اسماعیل! انگیزه در قربانی بابا شدن داری @hosenih الیاس نه ، ادریس نه ، بالاتر از آنی خونت گواهی می دهد یحیی شدن داری گفتند پیغمبر نخواهی شد ، چه بد گفتند وقتی شبیهی اینقدر ! طاها شدن داری در مرغ بسمل بودنت شکی ندارم ، تو در بطن بسم الله قصدِ ( با ) شدن داری @hosenih ممسوس در ذات خداوندی ، چه مجنونی! فرزند لیلا ! ریشه در لیلا شدن داری در ما رأیتُ... می شوی پیدا ، زمانی که عزم به خون غلطیدن و زیبا شدن داری دریا زبان زد ، تشنگی را در دهانت سوخت ای چشمه جاری شو برو ، دریا شدن داری @hosenih دشمن علی را دیده در رزم تو ، قطعاً که إربا شدن إربا شدن إربا شدن داری صحرا نشد با پیکرت اندازه ، اما عشق وقتی عبا گسترده باشد ، جا شدن داری هل من معینی می رسد از گوشه ی مقتل ای إرباً إربا ! باز قصدِ پا شدن داری... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دل حرم میشود سحر گاهی که شود صحن دیده تر گاهی قطرۀ آب در مرور زمان میکند در حجر اثر گاهی دل من سخت تر ز سنگ که نیست امتحان کن بر این جگر گاهی ای خریدار بر رضای خدا جنس پس مانده را بخر گاهی یعنی آنقدر بی بها هستم نیستم لایق نظر گاهی بین سجاده دیده بر راهم نیمه شب میشود خبر گاهی بنده ای را که دست و پا گیر است همرهت تا خدا ببر گاهی قتلگاهی به پا کنی با ناز گر ازینجا کنی گذر گاهی پسری که کریم زاده بود میکند جلوه ی پدر گاهی تاج اصحاب علی یا علی اکبر یابن ارباب یا علی اکبر @hosenih تو مطهر شدی زهرچه بدی تا بگوئی ز نسل لم یلِدی صدو ده بار هو کشم زجگر که تو با کعبه زاده هم عددی همه دلگرمی ام محبت توست یابن لیلا “علیک معتمدی” گرتو شاگرد مجتبی هستی دست خالی نمی رود احدی ناز تو فاطمی تر از همه است راه دلبردن از علی بلدی نوه ی ارشد دو دریایی موجی از عشق گاه جذر و مدی جای مادر بزرگ تو خالی زود پر زد به وادی ابدی تو ز هر پنج تن نشان داری تو حدیث کسای مستندی جز برای دل ابوفاضل پرده از روی خویش پس نزدی تا خدا پرده از رخ تو کشید چشم عباس مصطفی را دید @hosenih تاکه بابا تو را صدا میکرد محشری در حرم به پا میکرد با نگاهی به قد وبالایت یاد پیغمبر خدا میکرد توکه هستی که پیر میخانه با مناجات تو صفا میکرد ای دل آرام خوش صدای حجاز مأذنه بر تو اقتدا میکرد آتش روی بام خانه ی تو کوچه ها را پر از گدا میکرد هرکسی داشت نذر پیغمبر به در خانه ات ادا میکرد بسکه با غمزه راه میرفتی پدرت پشت سر دعا میکرد دور از چشم شور مردم شهر از رخ تو نقاب وا میکرد بوسه ای از لب تو هر دردِ پدری پیر را دوا میکرد گوشه ای مینشست و با زینب نظری سوی مجتبی می کرد بعد میگفت این پسر غوغاست چقدر شکل مادرم زهراست @hosenih تو ز اجداد خود چه کم داری نسبی پاک و محترم داری وارث آدم و کلیم و مسیح بهر احیای مرده دم داری گشته شش گوشه این حرم یعنی تو جدا گانه یک حرم داری که زیارات کامل و متقن همچونان سایر امم داری تو ز پایین پا ولایت بر کرسی و نون و والقلم داری مابه نام تو سینه زن شده ایم حق شاهی بر عجم داری تو که باب الحوائجی بی شک بسکه آقایی و کرم داری یک قدم تو عقب تر از عباس برسر دوش خود علم داری شانه هایت ز بس مودب بود دومین تکیه گاه زینب بود @hosenih خیز و شمشیر مرتضی بردار بزن ای شیر بردل کفار زره مصطفی بپوش علی در رکاب عقاب پا بگذار نعره ای زن منم علی اکبر نوه ی حق حیدر کرار همچو شیری بزن به قلب سپاه تابریزی به هم یمین و یسار ضجه ی کوفه را درآوردی ای ابر مرد عرصه ی پیکار هر طرف تاب میدهی تیغت کشته سازی ز کشته بسیار تشنگی را بهانه فرمودی رو نمودی به جانب دلدار لب نهادی بر آن لبان خشک گفتی آهسته این سخن با یار کی محاسن سپید در بندم دست خود از محاسنت بردار تا که دلکنده از تو بابا شد بالهای شهادتت وا شد @hosenih ناگه از دشت یک صدا آمد ناله ی ای پدر بیا آمد پدر آمد ولی چه آمدنی چه کسی گفته روی پا آمد پیرمردی کنار نعش جوان با سر زانو از قفا آمد روضه ات گشته شرح موت حسین وسط هلهله نوا آمد آنچنان نعره زد علی ولدی ناله اش بین که تا کجا آمد دست خود را گرفته روی سر زینب از سوی خیمه ها آمد شد حسین زنده با دم زینب پای معجر میان تا آمد با تن ریخته بر زمین چه کند نوبت یاری عبا آمد شب جمعه است بس کن ای شاعر چونکه مادر به کربلا آمد هر شب جمعه کربلا غوغاست فاطمه روضه خوان کرب وبلاست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ این نیزه ها که روی تنت قد کشیده اند انگار تیغ به روی محمد کشیده اند تا این که خوب خوب جدایت کنند، آه! هر گوشه هر طرف که نباید کشیده‌اند بالای زین بمان که و گر نه به رسم کفر این ها اگر سوار بیفتد کشیده اند @hosenih فزت و رب کرب و بلا را بخوان که باز این ابن ملجمان همگی قد کشیده اند حتماً نماز شکر ادا کرده اند چون تکبیرهای ممتد و بی حد کشیده اند حتی فرشته های خدا هم قلم به دست بر تکه تکه های تو گنبد کشیده اند @hosenih از پا نشستم از غم و پایین پای من تنها برای توست که مرقد کشیده اند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ مثل عکسی که میان قاب لذت می برد چشم تو دارد از این محراب لذت می برد این که گاهی چهره ات را ماه می خوانیم ما بیشتر از هرکسی مهتاب لذت می برد تا تو هستی توی خیمه بچه ها از بازی و توی گهواره علی از خواب لذت می برد @hosenih هی تو دستت را به هم دادی و شکل تاب شد هی رقیه دارد از این تاب لذت می برد آمدی تا اذن میدان را بگیری از پدر عمه را دیدم از این آداب لذت می برد یک قدم برداشتی کُشتی پدر را قبل رزم پس قدم بردار که ارباب لذت می برد @hosenih از لب خشک پدر آن جور لذت برده ای که لب خشکیده ای از آب لذت می برد آه ماهیگیر وقتی طعمه اش را صید کرد دیگر از بازی با قلاب لذت می برد ارباً اربا گشته ای این آخر کار تو نیست از صدای استخوان قصاب لذت می برد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟ جای یک بوسه نماند از کف پا تا دهنت چون رکاب دهنت خرد شده، ساخته اند با سرِ نیزه رکابی به عقیق یمنت تا تو می آیی علی خطبه ای آغاز کنی می پرد سرفه و خونابه میان سخنت @hosenih تو کجا نیستی ای عشق که پیدات کنم؟ همه ی دشت پر است از همه جای بدنت مثل یک آینه ی خردشده ریخته ای کل صحرا متلألئ شده از نور تنت رفته ای در وسط معرکه و خنجر و سنگ سبقت از تیر گرفتند برای زدنت @hosenih زرهت پاره شده پیرهنت پاره تر است قطعات بدنت پاره تر از پیرهنت دلهره دارم علی جان، متلاشی نشوی؟ دردسر می شود این پا به زمین کوفتنت چاره ای نیست قرار است که اکبر نشوی می نشینم که ببینم علی اصغر شدنت @hosenih زنده کرد عمه ی تو خاطره ی مادر من تو کمک کن ببرش مثل عموجان حسنت سر تو بر سرِ نی همسفر باد شده پرچم قافله شد زلف شکن در شکنت غزل من! شده ای مثنوی طولانی شعر تقطیع شده! خون چکد از تن/ تتن / ـَت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آمدم من ز حرم لحظه ی پر پر زدنت شاخه ای نیست که نشکسته میان چمنت گردنت را بکشم تا نفسی تازه کنی صبر کن پاک کنم لخته ی خون از دهنت کمرم خم شده بالای سرت با این حال فزعت قاتل جانم چه کنم با بدنت @hosenih اربا اربا شده ای پیش نگاهم چه کنم گل لیلا شده در هم زره تو به تنت جگرم پاره شده یک کلمه حرف بزن دلم آرام بگیرد شنوم گر سخنت بین علمدارو علم را که علم بر دوش است کمکم کرد کنم بین عبایم کفنت حرمت معجر زینب کمرم راست نمود مرده بودم به خدا ورنه کنار بدنت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ در بند کسی باش که در بند حسین است گلواژه ی لبهاش شکرخند حسین است @hosenih آنکس که گلت را به یکی "فاطمه" گفتن آدم بنموده است هنرمند حسین است ای دوست، از آن دم که سر از عقل بریدند بر گردن عشاق گلوبند حسین است زوار حسین بن علی زائر حقند پیوند به حق بسته به پیوند حسین است وقتی که رسل جمله عزادار حسین اند در واقع عزادار، خداوند حسین است @hosenih دل کند از او اکبر و آن کس که به دنبال خون خورده و جان داده و دل کنده حسین است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اي غريبان جهان منتظرت همه دل سوختگان منتظرت مرتضي ندبه برايت خواند فاطمه سينه زنان منتظرت كي بقيع حسن آباد شود جگرش ناله كنان منتظرت @hosenih بيكفن از تو كفن مي خواهد سر او روي سنان منتظرت زينب ِخسته زمين افتاده در حرم قد كمان منتظرت علم افتاده و ساقي بي دست... مشك سقاي جوان منتظرت @hosenih يك سه ساله كه ز غم پير شده در خرابه نگران منتظرت پرچم شاه خراسان هر شب با تو گويد كه جهان منتظرت سالها رفت و خبر از تو نشد اي محرم ، رمضان منتظرت صاحب مجلس روضه بنگر نوحه و سوز و فغان منتظرت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای که دادی به دست ما پرچم با غمت کرده‌ای مرا همدم لطف خود را بیا و افزون کن تا شوم با غم دلت مَحرم چه کنم تا که این دل مستم نشود از غمت جدا یکدم ای غریب به خاک افتاده وی اسیر غمت بنی آدم لب خشکیده ات فرات حیات تشنه کام لبت بود زمزم نظری کن به سوی این وادی ما همه گمشده تویی هادی @hosenih به تو و خاک پای تو سوگند به تو و کربلای تو سوگند به دل مهربان تو جانا به خلوص و صفای تو سوگند به غریبی کودکان تو و... به غم ماجرای تو سوگند به ندای غریب و جانسوزت به طنین صدای تو سوگند به تن پاره پاره و بر آن سر از تن جدای تو سوگند نبود حاجتی مرا دیگر غیر اینکه دهم به راهت سر ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بوی سيبِ حرم از سمتِ سحر می‌آيد قطعِ اين فاصله از دستِ تو بر می‌آيد روز و شب كارِ شما گريه شده می‌دانم باز از دامنتان بویِ جگر می‌آيد كاشكی قدر بدانيم جوانی‌ها را زود بر شاخه در اين فصل ثمر می‌آيد @hosenih تا نشستيم در اين حلقه سرِ مجلسمان مادرت دست شكسته به كمر می‌آيد روزها سايه نشينِ قَدمش خورشيد است هركه در سايه ی اين بيرق اگر می‌آيد می‌رسد جمعه ای و پيشِ تو دَم می‌گيريم عاقبت غُربتِ اين جمع به سر می‌آيد @hosenih تا كه آبی بزند بر لبِ لب تشنه ی ما مادرِ سينه زنان زود زِ در می‌آيد كفنم پيرهنِ مشكیِ من كاش شود رنگِ مشكی به كفن هم چقدر می‌آيد علت اول دیوانگی ماست حسین باز از مستیِ ديوانه خبر می‌آيد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih