بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#مصطفی_هاشمی_نسب
▶️
من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم؟
خبــر ریختن بال و پرت را ببرم
واژه های بدنت سخت به هم ریخته است
سینه ات یا جگرت یا که سرت را ببرم؟
@hosenih
مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی
تن پامال شده در گذرت را ببرم
ولدی لب بزن و نام مرا باز ببر
تا به همراه نسیم این اثرت را ببرم
ارباً اربا تر از این قامت تو قلب من است
چونکه باید بدن مختصرت را ببرم
@hosenih
میوه های لب تو روی زمین ریخته است
با عبا آمده ام تا ثمرت را ببرم
بت شکن بودی وپیش از همه مبعوث شدی
حالیا آمده ام تا تبرت را ببرم
شبه پیغمبر من معجزه ها داری، حیف!
قسمت من شده شق القمرت را ببرم
@hosenih
سفره ات پهن شده در همهء دشت ، کریم!
سهم من هم شده سوز سحرت را ببرم
لشگر روبرویت "آکلة الاکباد" است
کاش می شد که علی جان جگرت را ببرم
بدنی نیست که تشییع کنم ، مجبــورم
تکه تکه تنی از دور و برت را ببرم
@hosenih
عمه ات آمده بالای سرت می گوید :
تو که رفتــی بگُذار این پدرت را ببرم
ترسم این است که لب بر لب تو جان بدهد
بگُذار این پدر محتضرت را ببرم
مادرت نیست ولی منتظر سوغات است!
عطر گیسوی تو از این سفرت را ببرم
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#صادق_میرصالحیان
▶️
مات شد لشکری از شیوه جنگ آوری اش
حرمی شاد شد از این رجز حیدری اش
"شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهان"
تا پدر دید قد و قامت پیغمبری اش-
@hosenih
"گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان"
دل من بسته به زلف تو کجا می بری اش؟
"مست بگذشت و نظر بر صف لشکر انداخت"
با همان شیوه چشمان علی اکبری اش
تشنه برگشت سراغ پدر و آب گرفت
از لب و چشم پدر با هنر دلبری اش
@hosenih
یوسفی آمده خورشید نشان در میدان
جزخدا کیست، اگر هست کسی مشتری اش
دست بر پهلوی خود داشت و بابا می دید
به پسر می رسد از ارثیه مادری اش
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#مرضیه_عاطفی
▶️
نور چشمم، شبه پیغمبر، نکش پا بر زمین
آمدم بابا! علی اکبر(ع)، نکش پا بر زمین
کینۂ نام ِ تو را دارند این سرنیزه ها
گر چه شد دور و برت محشر، نکش پا بر زمین
@hosenih
تیرهایش شد تمام و دید جان داری هنوز
بر تنت شمشیر زد بدتر، نکش پا بر زمین
بسکه با سرنیزه ها بر سینه ات ضربه زدند
از نفس افتاده این حنجر، نکش پا بر زمین
خشکی لب های خود را غرق خون بر هم نزن
پیش من بیتاب و مضطر، پا نکش روی زمین
@hosenih
إرباً إربا یعنی افتاده ست از تو رویِ خاک
تکّه تکّه هایی از پیکر، نکش پا بر زمین
رحم کن بر سنّ و سالم، جان سپردم تا تو را...
جمع کردم در عبا... دیگر نکش پا بر زمین!
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
#حضرت_علی_اکبر_ع_مدح_و_ولادت
#حضرت_علی_اکبر_ع_مدح_و_شهادت
گفتند بهشتي كه نباشي برهوت است
ديديم كه اين مُلك ز فيضت ملكوت است
گفتند كه از تيرهی مردان بزرگي
ديديم تمام تو جلال و جبروت است
گفتند در آئين شما باده حرام است
ديديم مِي نام تو در جام قنوت است
هرجا سخن از حُسن تو آيد به ميانه
در كنج لب يوسفيان خال سكوت است
قافيه مهم نيست در آن بيت كه گفتند
الطاف خداوند به عشق تو منوط است
آيينهی الله نمايی علی اكبر
مستغرق در ذات خدايي علی اكبر
يك عده بر آنند كه قرآن كريمي
يك عده بگويند كه احسان قديمي
يك قوم تورا زادهی طوفان بشناسند
يك عده بگويند كه از نسل نسيمي
آن روز كه از راه رسيدي همه گفتند
تو نقطهی بسم اللَه رحمن و رحيمي
بايد كه تورا قبلهی راهش بشناسد
هر ديدهی بينايي و هر قلب سليمي
آيينهی پيغمبري و خَلقاً و خُلقاً
بايد همه گويند كه تو خُلق عظيمي
طوبا هوس قامت رعناي تو دارد
عباس دلش ميل تماشاي تو دارد
فارغ شده بازار دل از سود و زيانها
كالا به جز عشق تو ندارند دكانها
بي روحتر از هر جسدم بي غم عشقت
اي نام تو انگيزهی ضرب ضربانها
آنجا كه پي حاكم شايسته بگردند
بايد سخن از مدح تو آيد به ميانها
محدود به يك عصر و زمان نيستي آقا
انديشهی تو ريشه دوانده به زمانها
مجموعهی علم و ادب و زهد و شجاعت
بايد ز تو سرمشق بگيرند جوانها
الگوي جوان اي پسر ارشد ارباب
درياب گدا بر درتان آمده درياب
هرجا خبري غير تو باشد خبري نيست
جز مهر تو در عمق دل ما اثري نيست
اي ميوهی شيرين درخت علويّون
شيريني شهد لب تو در شكري نيست
اي حضرت اربابِ ادب محضر ارباب
گر تو پسري هيچكسي را پسري نيست
تو میروی و پشت سر تو دلِ باباست
يك وقت نگويي پي من چشم تري نيست
داني كه چه آورده غمت بر دل بابا
داغت به جگر هست وليكن جگري نيست
هر چند كه هر بند تو از بند جدا شد
برخيز كه باباي تو انگشت نما شد
✍ #محسن_عرب_خالقی
📝 #اشعار_آیینی_حسینیه | عضو شوید👇
↳ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#مصطفی_هاشمی_نسب
▶️
حتی تصور غم دنیا بدون تو
آتش کشیده بر جگر ما بدون تو
چیزی بگو به خاطر بابای مضطرت
جانش رسیده است به لبها بدون تو
@hosenih
بالای پیکر تو تمام حسین ریخت
چیزی نمانده است ز بابا بدون تو
اینکه دوباره قامت او راست می شود
افتاده بین شاید و اما بدون تو
وقتی توان حرف زدن در گلوت نیست
ای اُف به هر چه نغمه و آوا بدون تو
@hosenih
از بسکه نیزه روی نیزه به پهلوت خورده است
افتاده یاد پهلوی زهرا بدون تو
با نعل تازه جسم تو را پخش کرده اند
جایی نمانده است به صحرا بدون تو
تو می روی و باد سراسیمه می وزد
در خیمه سوی چادر زنها بدون تو
@hosenih
قبل از غروب بود سرش روی نیزه رفت
طاقت نداشت مأذنه ات را بدون تو
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#یاسر_مسافر
▶️
آسمان درنظرت تیره شده چون دود است
تشنگی از لب خشکیده ی تو مشهود است
قطعه قطعه شدنت را همگی خندیدند!
کوفیان را زقدیم عاطفه ها کمبوداست...
@hosenih
چه بلایی به سرت آمده اینگونه شدی
راه سینه ت پسرم بسته شده مسدود است
عمه ات را بنگر با غم اندوه رسید
دشمنت را بنگر که چقدر آسوده است
هرچه کردم نشد از روی زمین ات ببرم
قطعه های بدن توست که نا محدود است
@hosenih
آه ای اهل حرم زود به دادم برسید
اینکه مثله شده است دار و ندارم بود است
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#موسی_علیمرادی
▶️
خورشید شد سوار فلک بی قرار رفت
ازمرکب امید پدر شهسوار رفت
می ریخت برگ و بر زدرختان سبز پوش
آمد ز راه باد خزان تا بهار رفت
@hosenih
اشکی بدل به خون جگر شد قدم قدم
روح زلال از بدن چشمه سار رفت
خلقا و منطقا گوهر ناب خلق بود
گنج عیان زکیسه این روزگار رفت
مانند تیر پر زده از چله کمان
شمشیر قامت آخت و چون ذوالفقار رفت
@hosenih
خود از سر سپاه ز سیر قدش فتاد
تا بین دشت آن قد چون کوهسار رفت
میدان همه قلمرو ابرسیاه بود
تا آفتاب سرزد و دشمن کنار رفت
از موی و روی او شده گم صبح و شام کفر
در بین دشت جلوه ی لیل و نهار رفت
@hosenih
مانند سیل حمله او لشگری شکافت
از میمنه به میسره با اقتدار رفت
با شعله های تیغ علی روح دشمنان
ازتن فرار کرد وشبیه شرار رفت
از گرد باد تیغ علی در امان نبود
هرکس رسید تا به فلک چون غبار رفت
@hosenih
تا که ز رعد و برق عمودی فلک شکافت
تاب از قرار دامن آن بی قرار رفت
کوچه برای پیکر او دشمنش گشود
بی اختیار در وسط نیزه زار رفت
خورشید در محاصره ابر تیره بود
باران شروع گشت و تنش زیر بار رفت
@hosenih
تیغ و عمود و نیزه ومقراض و سنگ وچوب
در قتل او هر آنچه بگویی به کار رفت
دست از تن علی نکشیدند دشمنان
هر سوی چون ستاره ی دنباله دار رفت
باران نیزه دُرِّ نجف نه عقیق ساخت
از دست تکه تکه آن خوش عیار رفت
@hosenih
هر کس رسید برگی از آن گل ربودو برد
آنگونه که دگر اثر از گلعذار رفت
بر پاره های او ننهد تا قدم حسین
زانو کشید و دروسط لاله زار رفت
وقتی که دست پا زدنش را به چشم دید
بی اختیار جان وی از اختیار رفت
@hosenih
تغییر کرد میوه جان حسین ،آه
آمد شبیه سیب ولی چون انار رفت
باصد هزار چشم ببیند مگر حسین
بازآن تنی که زیر سنان بی شمار رفت
ناچارشد به خاطره دل خوش کند ، فقط
چندین پر از علی به حرم یاد گار رفت
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
حجت الااسلام #محسن_حنیفی
▶️
خونت بنا را بر کرامت می گذارد
برگردن شمشیر منت می گذارد
این جمله ها که گفته شد وقت وداعت
بردوش تو بار نبوت می گذارد
@hosenih
می خواست رویت را نبوسد وقت رفتن
اما مگر که این شباهت می گذارد
تو ماه رفتی ؛ماهپاره بازگردی
باتیغ وحدت سربه کثرت می گذارد
قطعه قطعه اربا اربا .....نه !نه این لفظ
سرپوش برروی مصیبت می گذارد
@hosenih
از تو هزاران آه مانده در بساطش
روی عبا نوبت به نوبت می گذارد
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#حسن_لطفی
▶️
خواست با دستش ببندد پلکِ اکبر را نشُد
خواست تا با گریه شویَد پلکِ دیگر را نشُد
رویِ زانو چار دست و پا رسیده بر سَرَش
خواست زینب نشنود لبخندِ لشگر را نشُد
@hosenih
گفت بابایی بگو اما فقط یک "با" شنید
هرچه میکوشید گویَد حرفِ آخر را نشُد
با دو انگشتش میانِ حَلق دنبال چه است؟
خواست تا بیرون کِشَد یک تکه خنجر را نشُد
خُردههایی استخوان از سینه بالا میروند
خواست تا خالی کُنَد هربار حنجر را نشُد
@hosenih
خواست زینب تا که بردارد حسینش را نشُد
خواست بابا هم کِشَد تا خیمه خواهر را نشُد
غیرتیاش کرد شاید چشمها را وا کند
هِی نشان میداد خاکِ رویِ معجر را نشُد
خواست بردارد از این پاشیده در آغوشِ خویش
دست را پا را نشُد تَن را نشُد سر را نشُد
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#امیر_عظیمی
▶️
تو کیستی که پدر اینچنین اسیر تو شد
جوان ترین قبیله، قبیله پیر تو شد
اذان بگو که اذانت دل از بلال ربود
صفا بده به نمازم، نماز گیر تو شد
@hosenih
تو می روی به سلامت، دعام پشت سرت
نگاه عمه ی تو جوشنِ کبیر تو شد
برای العطشت، کام تشنه ی من و تو
ببین برادرم عباس سربزیر تو شد
چقدر دور و بر تو شلوغ شد ناگاه
چقدر دست اجل راهی مسیر تو شد
@hosenih
چه آمده به سر من که خواهرم زینب
ز خیمه آمده بیرون و مستجیر تو شد
چه آمده به سر تو، علی اکبرمن
کنار این تن پرپر، حسین پیر تو شد
برای بدرقه ی شرحه شرحهی جسمت
ببین پیمبر خاتم عبابگیر تو شد
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
حجت الااسلام #محسن_حنیفی
▶️
گیسویش وقتی پریشان و مجعد می شود
سوگواری شب هشتم زبانزد می شود
چشم های خیس لیلا گفت هنگام وداع
فرصت بوسیدنش آیا مجدد می شود
@hosenih
طبع نازکتر ز گل تا رفت بین داس ها
آه آه لاله های دشت ممتد می شود
تا تنش از هم نپاشد باد هم با احترام
دست به سینه ز اطراف تنش رد می شود
پیکرش مثل فدک نامه است؛درمرثیه اش
غالبا بین دو روضه رفت و آمد می شود
@hosenih
گیسویش را روی نیزه باد هر سو می برد
مثل پرچم اهتزازش نذر گنبد می شود
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_علی_اکبر_ع_شهادت
#دودمه
#قاسم_نعمتی
▶️
بین لشگر نعره الله اکبر آمده
شیر لشگر آمده
@hosenih
گویا حیدر برای فتح خیبر آمده
شیر لشگر آمده
⏹
©️ کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih