eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ هم میان دست و بازو فاصله افتاده است هم میان هر دو ابرو فاصله افتاده است تیر سوزن شد، که دوزد پیکر او را به هم بین اعضا از همه‌سو فاصله افتاده است نکته‌ای سر بسته را بر دوش با خود باد برد این‌که بین شانه و مو فاصله افتاده است! @hosenih تیغ‌ها در پیکرش پهلو به پهلو می‌شوند در دل هر زخم از این رو فاصله افتاده است ازدحام تیر شد در سینه که بین نفس با نفس در این هیاهو فاصله افتاده است ناامیدی ساخت کارش را همین‌که غرق زخم دید بین مشک با او فاصله افتاده است @hosenih غیر او در هر کسِ دیگر طبیعی هست اگر بین تیر و چشم و زانو فاصله افتاده است *** شیر می‌گویند امّا بین ابروهای او مثل دو بال پرستو فاصله افتاده است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد هیچ کس مثل ابوفاضل علمداری نکرد دست از دست و سر و از آبروی خود کشید با مُواساتش کسی اینگونه دینداری نکرد گفت برگردان امان نامه، امانِ من خداست هیچ کس با دشمنش اینگونه رفتاری نکرد @hosenih کس ندیده،هیچ سقایی بمیرد تشنه لب یادی از لبهای خود وقت گرفتاری نکرد بر مقامش غبطه خورده هر شهید و هر امیر هیچ سرداری چنین بی دست طیاری نکرد بسکه چشمانش برآن طفلان عطشان خون گریست از ادب مانند او کس جوی خون جاری نکرد @hosenih یا اخی را گفت و از زین واژگون شد بر زمین وقتِ جانبازی به جز جان باختن کاری نکرد دید چون یاسِ کبود،،از غصه چشمش تیر خورد بیش از این عباس با آن یاس دیداری نکرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ناگهان دور و بر شیر حرم غوغا شد سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد دشمنان هلهله کردند همین که افتاد سند غارت اموال حرم امضا شد علقمه شعبه ای از مسجد کوفه شده بود سر سردار حسین تا دل ابرو وا شد @hosenih کوری چشم همه بد نظران کوفه بین خون چهره ی سقا چه قدر زیبا شد بعد سی سال به ارباب برادر گفت و همه ی دشت پر از عطر و بوی زهرا شد لشکر حرمله خندید به عباس و حسین پیش چشمان همه قامت آقا تا شد @hosenih سرو رعنای حرم هم قد قاسم شده بود این غم انگیز ترین روضۀ عاشورا شد وقت رفتن به همه درس وفاداری داد همه ی غصۀ او بی کسی آقا شد با لب تشنه لبِ آب ازین دنیا رفت آب شرمندۀ کوه ادب سقا شد رفت آقا به حرم ماند اباالفضل غریب سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ طوفانِ تیر،کار عمو را خراب کرد این مشکِ پاره، نقشۀ او را بر آب کرد میخواست«یاسکینه» به قولش عمل کند بارانِ تیر،سخت عمو را جواب کرد شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو عباس را خجالت زینب مذاب کرد @hosenih احساس شد،صدای حروف مقطعه ارباب را بریده بریده خطاب کرد نعش مرا به خیمه مبَر جان اصغرت سقای با وفای تو شرم از رباب کرد میخواست«یاحسین» به پایت ادب کند دستان من،مسیر تو را انتخاب کرد @hosenih دستی،یمین و دست دگر در یسار ماند این کار،حرفِ علقمه را یک کتاب کرد دستی نمانده بود،علم بر زمین فتاد یک بی حیا رسید و بسویم عتاب کرد آمد عمود و تاجِ غرورِ مرا شکست دشمن جسور شد،زد و پا در رکاب کرد @hosenih خصمِ من از حماسۀ صفین کینه داشت در کربلا حساب مرا بی حساب کرد چشمم به خیمه بود که تیری ز ره رسید این دیده را ز بُرد نگاهش مُجاب کرد انگار پیشِ چشم من آمد مصائبی کز گفتنش زبانِ مرا در حجاب کرد @hosenih خون گریه میکنم که پس از این زنند جار این قوم،حمله بر حرم بوتراب کرد گفتید ماهِ علقمه،ماهِ رُخم گرفت مادر رسید و علقمه را آفتاب کرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چه بلايي است خدايا به سرم آمده است ازره دور غمي در نظرم آمده است تاپذيراي غمي سخت شوم، باردگر اشك غم بدرقۀ چشم ترم آمده است ما جگرسوختگان آب نخواهيم ولي اين چه داغي است كه سوي جگرم آمده است @hosenih اشكها پرده به چشمان تر من نـزنيد آه با قد خميده پدرم آمده است خبر از ساقي مـا نيست ولي مي دانم چه غمي بر جگرشعله ورم آمده است علم خيمۀ سقا كه روي خاك ا فتاد گشت معلوم بلائي به سرم آمده است @hosenih علقمه عطرگل ياس گرفت و پيداست از جنان مادر نيكو سيرم آمده است عمۀ غمزده ام باهمه غم هاي دلش به تسّلاي دل نوحه گرم آمده است اي «وفائي»بنويس از اثر غصه و غم اشك و خون همره هم از بصرم آمده است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تو کیستی لب تشنۀ جام بلایی فرماندۀ کل قوای کربلایی سقایی و سردار مقطوع الیدینی باب العطا باب الکرم باب الحسینی خون خدا خون خدا خون خدایی ابن و اخ و عم امامان هدایی @hosenih هم اشرف الخلق استی و هم اشجع الناس آری تو عباسی تو عباسی تو عباس سرتا قدم مولا امیر المؤمنینی فرزند زهرا زادۀ ام البنینی با مهر ثار الله وجودت را سرشتند نام ید الله را به بازویت نوشتند @hosenih جبریل پیشانی نهد برخاک راهت کافر مسلمان می شود با یک نگاهت چشم تو تفسیر امیرالمؤمنین است ابروت شمشیر امیر المؤمنین است والله ان قطعتوا یمینی از توست وعن امام الصادق الیقینی از توست @hosenih بی دستی تو عالمی را دستگیر است کی مثل تو اینسان به نفس خود امیر است کی مثل تو در آب دست از آب شسته جام عطش را در درون بحر جسته کی مثل تو فانی به راه دوست گشته یک لحظه از دست و سر و چشمش گذشته @hosenih کی مثل تو گردیده عالم پای بستش کی مثل تو حیدر زده بوسه به دستش تو جعفر طیار دشت کربلایی حقا که پرچمدار دشت کربلایی هم آب بی تو از درونش شعله خیزد هم مشک بر بی آبی تو اشک ریزد @hosenih از قلب آتش ره به دریا باز کردی در آب بودی و به دریا ناز کردی دریا گریبان چاک زد بحر وصالت گفتا که شیر فاطمه بادا حلالت شرح وفاداریت را ام البنین گفت زهرا به ایثار و وفایت آفرین گفت @hosenih دریا به تو از حنجر تو تشنه تر بود با حنجر خشک تو داغش برجگر بود آتش زسوز سینۀ تو تاب می خواست آب از لب خشکیدۀ تو آب می خواست از اشک چشمت ماهیان خون خورده بودند امواج دریا از خجالت مرده بودند @hosenih برغربت تو مرکبت خون گریه می کرد حتی عطش هم بر لبت خون گریه می کرد دستت جدا اشکت به رخ سوزت به سینه عذرت موجه بود در نزد سکینه دل بر دل دریا زدی آبی نخوردی دیگر چرا یک جرعه بر اصغر نبردی @hosenih سر در قدوم دوست بنهادی اباالفضل سقایی و لب تشنه جان دادی اباالفضل تنها نه میثم با غمت از تاب رفته تا صبح محشر آبرو از آب رفته ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آن‌جا که حرف قامت بالابلندهاست گر بگذری قیامت بالابلندهاست جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو در نوع خود ملامت بالابلندهاست با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام بالا سرِ سلامت بالابلندهاست @hosenih با آسمان معاشرتی هست بینشان گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست خَم می‌کنند سر، اگر از در گذر کنند افتاده‌گی علامت بالابلندهاست دیدند نارساست بر آن‌ها قدِ زمین تا اوج نی فخامت بالابلندهاست @hosenih افتاد دست تو که شود دست‌گیر ما این، هیچ از کرامت بالابلندهاست تنها نه دست، پا هم از آن‌ها حسد گرفت این کم‌ترین غرامت بالابلندهاست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است دودست داده به راه خدا وپس چه عجب اگر که معنی دست خدا اباالفضل است به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم که استجابت صدها دعا اباالفضل است @hosenih نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است از ابتدا به من آموخت مادرم تنها دوای درد گرفتارها اباالفضل است چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است @hosenih خود امام زمان گفته است می آید به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دستی از معجزه سرشار تویی یا عباس قمر حیدر کرار تویی یا عباس به همان نهر که طوف تو نموده است قسم کعبه ی گنبد دوار تویی یا عباس مادر دهر شبیه تو نمی زاید باز گوهر بی بدل انگار تویی یا عباس @hosenih حلقه ی عشق وسیع است و در این حلقه فقط آن که شد نقطه ی پرگار تویی یا عباس کاشف الکرب حسینی و به لشگر آنکه زهره برد از دل کفار تویی یا عباس جرعه ای بوسه به لب های اباعبدالله از لب آب طلبکار تویی یا عباس @hosenih ساقی مشک به دوشی که لب آب فرات به عطش می زند افسار تویی یا عباس دستت افتاد زمین، آب به خیمه نرسید خجل از فاطمه اینبار تویی یا عباس هر چه آمد به سرت، نور سرت کم نشده بر سر نیزه قمربار تویی یا عباس @hosenih سنگ ها نرخ سرت را چقدر چوب زدند یوسف رفته به بازار تویی یا عباس سر بازار بیا اهل حرم را دریاب که به این قافله ستار تویی یا عباس ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ گلایه کرد به کرات آفتاب از آب شکستگی سر آب شد جواب از آب مسلّم است که گل‌آلود می‌شود ذهنش چرا که آمده ابن ابوتراب از آب گشود برقع خود را و بعد با دستش گرفت در وسط علقمه نقاب از آب @hosenih بر آنکه ببوسد لبان خشکش را فرات بست به دست عمو طناب از آب بدون آنکه بنوشیم مست علقمه‌ایم درست کرده اباالفضل ما شراب از آب پس از تو آه تعجب نمی‌کنم هرگز در این دیار بگیرند اگر گلاب از آب @hosenih به جای آنکه فرات از لبت ثواب برد تو با نخوردن خود برده‌ای ثواب از آب نداد لب چو به عباس بعد از آن خورشید هنوز ظهر که شد می‌کشد حساب از آب کتاب دست اباالفضل باز شد در رود چه شد که بسته درآمد همان کتاب از آب @hosenih پس از پسر همه عمر وقت نوشیدن گرفت حضرت ام‌البنین حجاب از آب چه قدر زود به زانو در آمدی با مشک درست مثل بنایی که شد خراب از آب و اوج فاجعه این است چون سه شعبه پرید تکان نخورد ز پرتاب تیر آب از آب @hosenih حسین گریه‌کنان می‌کند خضاب از خون به خنده حرمله هم می‌کند خضاب از آب پس از گلوی علی‌اش که شد سه شعبه به تیر کسی ندید بگیرد وضو رباب از آب ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ای ماه هاشمی سر و جانم فدای تو شیواترین ترانه‌ی عمرم برای تو عشق از حضور چشم تو تکثیر می‌شود جاریست عطر عشق و غزل در هوای تو @hosenih نامت حواس شعر مرا پرت می‌کند اینجا من و قلم دل من کربلای تو آقا دخیل بسته نگاهم به دست‌هات من مؤمنم به معجزه‌ی دست‌های تو تو عبد صالحی و سلام نماز ما عرض ارادتی‌ست نثار صفای تو @hosenih دریا هنوز چشم به راهت نشسته است شرمنده‌اند آب و عطش از وفای تو انگار واژه‌های من آتش گرفته‌اند با یاد هُرم لعل لبت از حیای تو ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ با وجودت در هجوم درد سنگر داشتم دست تو در دست‌هایم بود شَه‌پَر داشتم گرچه در دل داغ قاسم، داغ اکبر داشتم لا اقل دلخوش به این بودم برادر داشتم تکیه‌گاه شانه‌ی مجروح من بودی اَخا تو برای قلب من مثل حسن بودی اَخا @hosenih جان من در علقمه افتاده ای جانم بیا من اسیر شام تارم ماه تابانم بیا رحم کن عباس بر حال پریشانم بیا من اگر گفتم که سقا شو پشیمانم بیا تشنگی سخت است اما بی‌کسی مشکل‌تر است به حرم برگرد که در خیمه‌هایم محشر است @hosenih از نفس افتاده‌ام که با تقلا می‌رسم تشنه‌لب دارم سر بالین سقا می‌رسم قامتم خم می‌شود بالا سرت تا می‌رسم بوی زهرا می‌رسد هر وقت اینجا می‌رسم حال و روز پیکرت از جوشنت معلوم بود لطف مادر از برادر گفتنت معلوم بود @hosenih تیرهایی که سریعا پیکرت را می‌شکست داشت زیبایی چشمان ترت را می‌شکست پابه پای چشم قلب مادرت را می‌شکست گرز آهن آن زمانی که سرت را می‌شکست ناگهان دیدم رباب از خیمه‌اش بیرون دوید برسرش زد گریه کرد و از جگر آهی کشید @hosenih تیر بود و تیر بود و تیر بود و تیر بود چشم تا می‌دید روبَه دور جسم شیر بود طاق ابروی قمر مجروح از شمشیر بود تیر درآوردن از چشم تو بی‌تاثیر بود دست سویش می‌برم دردت مکرر می‌شود حال و روز کاسه‌ی چشم تو بدتر می‌شود بعد تو دیگر زمان هتک حرمت می‌شود @hosenih بعد تو دیگر زمان هتک حرمت می‌شود خیمه‌ها از حمله‌ی اشرار غارت می‌شود وای من بر چادر زینب جسارت می‌شود از کنیزی‌بردن و تحقیر صحبت می‌شود خیز و از این لشگر بی‌عاطفه جان را بگیر هرزه‌چشمند این جماعت چشم‌هاشان را بگیر ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih