بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#امیر_اکبرزاده
▶️
هم میان دست و بازو فاصله افتاده است
هم میان هر دو ابرو فاصله افتاده است
تیر سوزن شد، که دوزد پیکر او را به هم
بین اعضا از همهسو فاصله افتاده است
نکتهای سر بسته را بر دوش با خود باد برد
اینکه بین شانه و مو فاصله افتاده است!
@hosenih
تیغها در پیکرش پهلو به پهلو میشوند
در دل هر زخم از این رو فاصله افتاده است
ازدحام تیر شد در سینه که بین نفس
با نفس در این هیاهو فاصله افتاده است
ناامیدی ساخت کارش را همینکه غرق زخم
دید بین مشک با او فاصله افتاده است
@hosenih
غیر او در هر کسِ دیگر طبیعی هست اگر
بین تیر و چشم و زانو فاصله افتاده است
***
شیر میگویند امّا بین ابروهای او
مثل دو بال پرستو فاصله افتاده است
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#محمود_ژولیده
▶️
هیچ کس مانندِ عباسم مرا یاری نکرد
هیچ کس مثل ابوفاضل علمداری نکرد
دست از دست و سر و از آبروی خود کشید
با مُواساتش کسی اینگونه دینداری نکرد
گفت برگردان امان نامه، امانِ من خداست
هیچ کس با دشمنش اینگونه رفتاری نکرد
@hosenih
کس ندیده،هیچ سقایی بمیرد تشنه لب
یادی از لبهای خود وقت گرفتاری نکرد
بر مقامش غبطه خورده هر شهید و هر امیر
هیچ سرداری چنین بی دست طیاری نکرد
بسکه چشمانش برآن طفلان عطشان خون گریست
از ادب مانند او کس جوی خون جاری نکرد
@hosenih
یا اخی را گفت و از زین واژگون شد بر زمین
وقتِ جانبازی به جز جان باختن کاری نکرد
دید چون یاسِ کبود،،از غصه چشمش تیر خورد
بیش از این عباس با آن یاس دیداری نکرد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#محمدحسین_رحیمیان
▶️
ناگهان دور و بر شیر حرم غوغا شد
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد
دشمنان هلهله کردند همین که افتاد
سند غارت اموال حرم امضا شد
علقمه شعبه ای از مسجد کوفه شده بود
سر سردار حسین تا دل ابرو وا شد
@hosenih
کوری چشم همه بد نظران کوفه
بین خون چهره ی سقا چه قدر زیبا شد
بعد سی سال به ارباب برادر گفت و
همه ی دشت پر از عطر و بوی زهرا شد
لشکر حرمله خندید به عباس و حسین
پیش چشمان همه قامت آقا تا شد
@hosenih
سرو رعنای حرم هم قد قاسم شده بود
این غم انگیز ترین روضۀ عاشورا شد
وقت رفتن به همه درس وفاداری داد
همه ی غصۀ او بی کسی آقا شد
با لب تشنه لبِ آب ازین دنیا رفت
آب شرمندۀ کوه ادب سقا شد
رفت آقا به حرم ماند اباالفضل غریب
سر ذبح قمر هاشمیون دعوا شد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#محمود_ژولیده
▶️
طوفانِ تیر،کار عمو را خراب کرد
این مشکِ پاره، نقشۀ او را بر آب کرد
میخواست«یاسکینه» به قولش عمل کند
بارانِ تیر،سخت عمو را جواب کرد
شرمندۀ تبِ لبِ اطفال شد عمو
عباس را خجالت زینب مذاب کرد
@hosenih
احساس شد،صدای حروف مقطعه
ارباب را بریده بریده خطاب کرد
نعش مرا به خیمه مبَر جان اصغرت
سقای با وفای تو شرم از رباب کرد
میخواست«یاحسین» به پایت ادب کند
دستان من،مسیر تو را انتخاب کرد
@hosenih
دستی،یمین و دست دگر در یسار ماند
این کار،حرفِ علقمه را یک کتاب کرد
دستی نمانده بود،علم بر زمین فتاد
یک بی حیا رسید و بسویم عتاب کرد
آمد عمود و تاجِ غرورِ مرا شکست
دشمن جسور شد،زد و پا در رکاب کرد
@hosenih
خصمِ من از حماسۀ صفین کینه داشت
در کربلا حساب مرا بی حساب کرد
چشمم به خیمه بود که تیری ز ره رسید
این دیده را ز بُرد نگاهش مُجاب کرد
انگار پیشِ چشم من آمد مصائبی
کز گفتنش زبانِ مرا در حجاب کرد
@hosenih
خون گریه میکنم که پس از این زنند جار
این قوم،حمله بر حرم بوتراب کرد
گفتید ماهِ علقمه،ماهِ رُخم گرفت
مادر رسید و علقمه را آفتاب کرد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#سيدهاشم_وفایی
▶️
چه بلايي است خدايا به سرم آمده است
ازره دور غمي در نظرم آمده است
تاپذيراي غمي سخت شوم، باردگر
اشك غم بدرقۀ چشم ترم آمده است
ما جگرسوختگان آب نخواهيم ولي
اين چه داغي است كه سوي جگرم آمده است
@hosenih
اشكها پرده به چشمان تر من نـزنيد
آه با قد خميده پدرم آمده است
خبر از ساقي مـا نيست ولي مي دانم
چه غمي بر جگرشعله ورم آمده است
علم خيمۀ سقا كه روي خاك ا فتاد
گشت معلوم بلائي به سرم آمده است
@hosenih
علقمه عطرگل ياس گرفت و پيداست
از جنان مادر نيكو سيرم آمده است
عمۀ غمزده ام باهمه غم هاي دلش
به تسّلاي دل نوحه گرم آمده است
اي «وفائي»بنويس از اثر غصه و غم
اشك و خون همره هم از بصرم آمده است
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#غلامرضا_سازگار
▶️
تو کیستی لب تشنۀ جام بلایی
فرماندۀ کل قوای کربلایی
سقایی و سردار مقطوع الیدینی
باب العطا باب الکرم باب الحسینی
خون خدا خون خدا خون خدایی
ابن و اخ و عم امامان هدایی
@hosenih
هم اشرف الخلق استی و هم اشجع الناس
آری تو عباسی تو عباسی تو عباس
سرتا قدم مولا امیر المؤمنینی
فرزند زهرا زادۀ ام البنینی
با مهر ثار الله وجودت را سرشتند
نام ید الله را به بازویت نوشتند
@hosenih
جبریل پیشانی نهد برخاک راهت
کافر مسلمان می شود با یک نگاهت
چشم تو تفسیر امیرالمؤمنین است
ابروت شمشیر امیر المؤمنین است
والله ان قطعتوا یمینی از توست
وعن امام الصادق الیقینی از توست
@hosenih
بی دستی تو عالمی را دستگیر است
کی مثل تو اینسان به نفس خود امیر است
کی مثل تو در آب دست از آب شسته
جام عطش را در درون بحر جسته
کی مثل تو فانی به راه دوست گشته
یک لحظه از دست و سر و چشمش گذشته
@hosenih
کی مثل تو گردیده عالم پای بستش
کی مثل تو حیدر زده بوسه به دستش
تو جعفر طیار دشت کربلایی
حقا که پرچمدار دشت کربلایی
هم آب بی تو از درونش شعله خیزد
هم مشک بر بی آبی تو اشک ریزد
@hosenih
از قلب آتش ره به دریا باز کردی
در آب بودی و به دریا ناز کردی
دریا گریبان چاک زد بحر وصالت
گفتا که شیر فاطمه بادا حلالت
شرح وفاداریت را ام البنین گفت
زهرا به ایثار و وفایت آفرین گفت
@hosenih
دریا به تو از حنجر تو تشنه تر بود
با حنجر خشک تو داغش برجگر بود
آتش زسوز سینۀ تو تاب می خواست
آب از لب خشکیدۀ تو آب می خواست
از اشک چشمت ماهیان خون خورده بودند
امواج دریا از خجالت مرده بودند
@hosenih
برغربت تو مرکبت خون گریه می کرد
حتی عطش هم بر لبت خون گریه می کرد
دستت جدا اشکت به رخ سوزت به سینه
عذرت موجه بود در نزد سکینه
دل بر دل دریا زدی آبی نخوردی
دیگر چرا یک جرعه بر اصغر نبردی
@hosenih
سر در قدوم دوست بنهادی اباالفضل
سقایی و لب تشنه جان دادی اباالفضل
تنها نه میثم با غمت از تاب رفته
تا صبح محشر آبرو از آب رفته
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح
#امیر_اکبرزاده
▶️
آنجا که حرف قامت بالابلندهاست
گر بگذری قیامت بالابلندهاست
جایی که قامتت شده معیار، وصف سرو
در نوع خود ملامت بالابلندهاست
با تو بلند پرچم زیبا رُخان مدام
بالا سرِ سلامت بالابلندهاست
@hosenih
با آسمان معاشرتی هست بینشان
گرچه به خاک اقامت بالابلندهاست
خَم میکنند سر، اگر از در گذر کنند
افتادهگی علامت بالابلندهاست
دیدند نارساست بر آنها قدِ زمین
تا اوج نی فخامت بالابلندهاست
@hosenih
افتاد دست تو که شود دستگیر ما
این، هیچ از کرامت بالابلندهاست
تنها نه دست، پا هم از آنها حسد گرفت
این کمترین غرامت بالابلندهاست
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح
#مجتبی_خرسندی
▶️
همیشه روی لبم ذکر یا اباالفضل است
چراکه حضرت مشکل گشا اباالفضل است
دودست داده به راه خدا وپس چه عجب
اگر که معنی دست خدا اباالفضل است
به جمله جمله ی یا کاشف الکروب قسم
که استجابت صدها دعا اباالفضل است
@hosenih
نمونه است اباالفضل و در مسیر حسین
کسی که شدهمه چیزش فدا اباالفضل است
از ابتدا به من آموخت مادرم تنها
دوای درد گرفتارها اباالفضل است
چه ترس دارد از آتش ،چه ترس از دوزخ
اگر شفاعت هر شیعه با اباالفضل است
@hosenih
خود امام زمان گفته است می آید
به مجلسی که در آن ذکر یااباالفضل است
بگیر ذکر اباالفضل با امام زمان
ببین که بر لب صاحب عزا اباالفضل است
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_مدح_و_شهادت
#امیر_عظیمی
▶️
دستی از معجزه سرشار تویی یا عباس
قمر حیدر کرار تویی یا عباس
به همان نهر که طوف تو نموده است قسم
کعبه ی گنبد دوار تویی یا عباس
مادر دهر شبیه تو نمی زاید باز
گوهر بی بدل انگار تویی یا عباس
@hosenih
حلقه ی عشق وسیع است و در این حلقه فقط
آن که شد نقطه ی پرگار تویی یا عباس
کاشف الکرب حسینی و به لشگر آنکه
زهره برد از دل کفار تویی یا عباس
جرعه ای بوسه به لب های اباعبدالله
از لب آب طلبکار تویی یا عباس
@hosenih
ساقی مشک به دوشی که لب آب فرات
به عطش می زند افسار تویی یا عباس
دستت افتاد زمین، آب به خیمه نرسید
خجل از فاطمه اینبار تویی یا عباس
هر چه آمد به سرت، نور سرت کم نشده
بر سر نیزه قمربار تویی یا عباس
@hosenih
سنگ ها نرخ سرت را چقدر چوب زدند
یوسف رفته به بازار تویی یا عباس
سر بازار بیا اهل حرم را دریاب
که به این قافله ستار تویی یا عباس
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#مهدی_رحیمی
▶️
گلایه کرد به کرات آفتاب از آب
شکستگی سر آب شد جواب از آب
مسلّم است که گلآلود میشود ذهنش
چرا که آمده ابن ابوتراب از آب
گشود برقع خود را و بعد با دستش
گرفت در وسط علقمه نقاب از آب
@hosenih
بر آنکه ببوسد لبان خشکش را
فرات بست به دست عمو طناب از آب
بدون آنکه بنوشیم مست علقمهایم
درست کرده اباالفضل ما شراب از آب
پس از تو آه تعجب نمیکنم هرگز
در این دیار بگیرند اگر گلاب از آب
@hosenih
به جای آنکه فرات از لبت ثواب برد
تو با نخوردن خود بردهای ثواب از آب
نداد لب چو به عباس بعد از آن خورشید
هنوز ظهر که شد میکشد حساب از آب
کتاب دست اباالفضل باز شد در رود
چه شد که بسته درآمد همان کتاب از آب
@hosenih
پس از پسر همه عمر وقت نوشیدن
گرفت حضرت امالبنین حجاب از آب
چه قدر زود به زانو در آمدی با مشک
درست مثل بنایی که شد خراب از آب
و اوج فاجعه این است چون سه شعبه پرید
تکان نخورد ز پرتاب تیر آب از آب
@hosenih
حسین گریهکنان میکند خضاب از خون
به خنده حرمله هم میکند خضاب از آب
پس از گلوی علیاش که شد سه شعبه به تیر
کسی ندید بگیرد وضو رباب از آب
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#حسن_کردی
▶️
ای ماه هاشمی سر و جانم فدای تو
شیواترین ترانهی عمرم برای تو
عشق از حضور چشم تو تکثیر میشود
جاریست عطر عشق و غزل در هوای تو
@hosenih
نامت حواس شعر مرا پرت میکند
اینجا من و قلم دل من کربلای تو
آقا دخیل بسته نگاهم به دستهات
من مؤمنم به معجزهی دستهای تو
تو عبد صالحی و سلام نماز ما
عرض ارادتیست نثار صفای تو
@hosenih
دریا هنوز چشم به راهت نشسته است
شرمندهاند آب و عطش از وفای تو
انگار واژههای من آتش گرفتهاند
با یاد هُرم لعل لبت از حیای تو
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسمالله الرحمن الرحیم
#حضرت_عباس_ع_شهادت
#سیدپوریا_هاشمی
▶️
با وجودت در هجوم درد سنگر داشتم
دست تو در دستهایم بود شَهپَر داشتم
گرچه در دل داغ قاسم، داغ اکبر داشتم
لا اقل دلخوش به این بودم برادر داشتم
تکیهگاه شانهی مجروح من بودی اَخا
تو برای قلب من مثل حسن بودی اَخا
@hosenih
جان من در علقمه افتاده ای جانم بیا
من اسیر شام تارم ماه تابانم بیا
رحم کن عباس بر حال پریشانم بیا
من اگر گفتم که سقا شو پشیمانم بیا
تشنگی سخت است اما بیکسی مشکلتر است
به حرم برگرد که در خیمههایم محشر است
@hosenih
از نفس افتادهام که با تقلا میرسم
تشنهلب دارم سر بالین سقا میرسم
قامتم خم میشود بالا سرت تا میرسم
بوی زهرا میرسد هر وقت اینجا میرسم
حال و روز پیکرت از جوشنت معلوم بود
لطف مادر از برادر گفتنت معلوم بود
@hosenih
تیرهایی که سریعا پیکرت را میشکست
داشت زیبایی چشمان ترت را میشکست
پابه پای چشم قلب مادرت را میشکست
گرز آهن آن زمانی که سرت را میشکست
ناگهان دیدم رباب از خیمهاش بیرون دوید
برسرش زد گریه کرد و از جگر آهی کشید
@hosenih
تیر بود و تیر بود و تیر بود و تیر بود
چشم تا میدید روبَه دور جسم شیر بود
طاق ابروی قمر مجروح از شمشیر بود
تیر درآوردن از چشم تو بیتاثیر بود
دست سویش میبرم دردت مکرر میشود
حال و روز کاسهی چشم تو بدتر میشود
بعد تو دیگر زمان هتک حرمت میشود
@hosenih
بعد تو دیگر زمان هتک حرمت میشود
خیمهها از حملهی اشرار غارت میشود
وای من بر چادر زینب جسارت میشود
از کنیزیبردن و تحقیر صحبت میشود
خیز و از این لشگر بیعاطفه جان را بگیر
هرزهچشمند این جماعت چشمهاشان را بگیر
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih