" بسم رب الفاطمــه سلاماللهعلیها "
💠 از زبان مادر آرمان...
سلام آرمان من.
الان دقیقا دو ماه و شانزده روز است که قطعهای از جانم را به خاک سرد سپردهام؛ اما درد نبودنش را نادیده میگیرم، بغضم را فرو میخورم و لبخند میزنم، تا چرخ خانه مثل همیشه بچرخد و زخمی که بر قلب پدر و برادرت نشسته، التیام بگیرد.
منتظرم مثل سال قبل، صدایت را از بیرون آشپزخانه بشنوم. بگویی که کارم داری، به زور روی مبل بنشانیام، دستم را ببوسی، یک انگشتر عقیق در دستم بگذاری و در تمنای بهشت، به پایم بیفتی. منتظرم برای روز مادر، سری به من بزنی و من، دوتا چای برای خودم و خودت بریزم و با هم صحبت کنیم. تو هرچه در بهشت دیدهای را برای من بگویی و من... من رازهای مادرانه دلم را.
یک رازهایی در عالم هست که فهمیدنش، تنها با تجربه ممکن است. هرچقدر بگویی و شرح بدهی، کلمات حائل میشوند میان تو و آن راز. مادری هم یکی از آن رازهاست؛ آشکارترین راز پنهان در عالم. شاید برای تو و مردهای دیگر، نامفهوم و پیچیده باشد؛ اما هر دختری از آغاز تولدش، در درون خودش، در وجود خودش حسی مادرانه دارد. هر دختری از بدو تولد یک مادر هم هست؛ حتی اگر هیچوقت بچهدار نشود. این حس مادرانه را تو نمیفهمی؛ اما حماسیترین حسیست که یک انسان میتواند تجربه کند. عجیب نیست که خدا، آسمان و زمین برای یک مادر – حضرت زهرا سلاماللهعلیها – خلق کرده باشد و عجیب نیست اگر بگویم که این مادر، با همان حس حماسی و شورانگیز مادرانهاش، راز شب قدر باشد؛ راز شب تعیین سرنوشت هستی.
مادری قدرتمندترین نوع عاطفه و پدیده بشری ست.
قویتر از عشق، شادی، هیجان، خشم، نفرت، ترس و هرچیز دیگری. اصلا انگار اول مادری بوده و بعد، تمام احساسات و کنشها، دور محور مادرانگی شکل گرفتهاند.
زنها یا بهتر بگویم مادرها، شجاعترین قهرمانان روی زمیناند. شجاعتر از همه قهرمانهای شاهنامه و ایلیاد و افسانههای باستانی، شجاعتر از سلحشوران و جنگاوران بزرگ تاریخ و شجاعتر از هر پهلوانی که در محدوده خیال بشر قدم گذاشته.
اگر در وجود مردی، بارقههایی از قدرت و شجاعت باشد، سرچشمه آن قدرت و شجاعت را در روح مادرش پیدا میکنی؛ همانطور که یقین داشته باش مردان بزدل، حاصل تربیت زنانی با روح ضعیفاند.
وقتی داستان مقاومت و شهادتت به گوشم رسید، از ته دل خدا را شکر کردم که من را از مادران دسته اول قرار داده؛ مادرانی که قدرت روحشان در شجاعت فرزندانشان نمایان میشود. راستش را بخواهی، بعد از شهادتت، قدرتی در خودم یافتهام که قبلا از وجودش آگاه نبودم؛ قدرتی هزاران برابر شجاعت تو. انگار یک دریای مواجم، یک رود خروشان، یک طوفان بیقرار.
تو وقتی قدم به دنیا گذاشتی، من را وارد جهان تازهای کردی؛ جهان مادرانگی. و شهادتت هم برای من تولد دوباره بود؛ یک شهود مادرانه.
سلام بر تو پسر شهیدم؛
سلام بر تو که با چهره کبود و خونین، سر بر چادر حضرت مادر گذاشتی، سلام بر تو که مایه سرافرازی من در روز محشری، و سلام بر حضرت مادر، که همه مادرها، آینهای هستند برای باز تاباندن نور بینهایتش...
.
.
پینوشت: تبریک به تمام بانوان و دختران سرزمینم؛ که همه مادرند، چه فرزند داشته باشند چه نه...
✍🏻فاطمه شکیبا
#روز_مادر
#میلاد_حضرت_زهرا
#آرمان_دهه_هشتادی_ها
http://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 93 اگر عباس میر
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
📙رمان امنیتی #شهریور 🌾
✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 94
با چشم اشاره میکند به ظرف: بفرمایید. شیرینیِ روزهاولی بودنمه.
-شیرینیِ چی؟
-امسال اولین سالیه که روزه میگیرم. این کیک رو هم خودم با مامانم پختم. بفرمایین.
ظرف را جلوتر میآورد. بوی کیک خانگی را که میفهمم، تازه یادم میافتد چقدر گرسنهام. زیر لب تشکر میکنم، یکی برمیدارم و نصفش را با یک گاز بزرگ، نجویده میبلعم.
منتظرم دختر برود؛ اما مینشیند کنارم، روی نیمکت. کودکانه میپرسد: چرا گریه میکنی؟
جا میخورم و دست میکشم به صورتم. خیس است. لعنتی. قرار بود دیگر گریه نکنم. حالم دارد بهم میخورد از خودم. حواسم یک لحظه پرت شد، بغضم فرصت رهایی پیدا کرده.
کیک را کامل به دهان میگذارم و کمی حالم بهتر میشود. دختر میگوید: دیدم داشتی گریه میکردی، خواستم خوشحالت کنم.
دوست دارم سرش جیغ بکشم: چرا خواستی خوشحالم کنی؟ به تو چه ربطی دارد که من خوشحالم یا غمگین؟ مگر من را میشناسی؟ اصلا چه سودی به تو میرسد؟ چرا شما ایرانیها فقط دنبال نجات این و آنید؟ چرا نگران کسانی میشوید که هیچ نسبتی با شما ندارند؟ چرا یک نفرتان مثل عباس، هزاران کیلومتر آنطرفتر از کشورش میجنگد برای مردمی که اصلا نمیشناسدشان؟ شما ایرانیها را اگر رها کنند، دنبال نجات همه دنیایید... چرا سرتان را در لاک خودتان نمیبرید و دنبال یک نفر میگردید که کمکش کنید؟
حرفهایم را میخورم و تندتند اشکهایم را پاک میکنم. آرام میپرسم: منو خوشحال کنی؟
-آره دیگه. بیا یکی دیگه بردار. خیلی خوشمزهس.
از خدا خواسته، یک برش دیگر هم برمیدارم. دخترک میگوید: اسم من بارانه. اسم تو چیه؟
با دهان پر میگویم: آریل.
-چه اسم عجیبی!
کیک را قورت میدهم و میگویم: اسم یه فرشته ست.
-قشنگه.
کیک باعث شده حالم بهتر شود و مغزم بهتر کار کند. میپرسم: چند سالته باران؟
#ادامه_دارد ...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/6820
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
سلام
ممنونم،
ازشون بپرسید به حقیقت بیشتر بها میدن یا نژاد؟
ارزش اون زن عرب، به نژادش نیست و ما کاری به نژاد افراد کاری نداریم. مهم ارزشهای انسانی اون بانو و جایگاهش در برابر خداست.
اگه حضرت زهرا از هر نژاد دیگهای بودند و همین سیره و منش رو داشتند، باز هم چیزی ازشون کم نمیشد.
اهمیت به نژاد یک تفکر عقبمانده و جاهلانه ست نه تفکر یک انسان فرهیخته...
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨ 🌷 #ریحانه 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 💠بیانات امام
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨
🌷 #ریحانه 🌷
‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱
پس، در عرصهی دوم -که عرصهی فعّالیتهای اجتماعی و سیاسی و علمی و فعّالیتهای گوناگون است- زنِ مسلمان مثل مردِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضای زمان است، آن خلأیی را که احساس میکند، آن وظیفهای را که بر دوش خود حس میکند، انجام دهد. چنانچه دختری مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادی کند، یا در رشتههای علمی کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهای سیاسی وارد شود، یا روزنامهنگار شود، برای او میدانها باز است. به شرط رعایت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعهی اسلامی میدان برای زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همهی آثار اسلامی است که در این زمینهها وجود دارد و همهی تکالیف اسلامی است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسئولیت اجتماعی برخوردار میکند. اینکه میفرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعهی اسلامی و امور جهان اسلام و همهی مسائلی که در دنیا میگذرد، احساس مسئولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفهی اسلامی است.
بر اساس آیهی شریفهی سورهی احزابْ فرق نمیکند؛ چه اسلام، چه ایمان، چه قنوت، چه خشوع، چه تصدّق، چه صوم، چه صبر و استقامت، چه حفظ ناموس، چه ذکر خدا، زن و مرد در این بخشها یکسانند. فعّالیت زنان در عرصهی اجتماع، فعّالیتی کاملاً مباح و روا و مطلوب و مُجاز است که با حفظ حدود اسلامی، اینها را انجام دهند و نیمی از نیروی فعّال جامعه را به جامعه تقدیم کنند. آن وقتی که در جامعه، هم مرد تحصیل میکند و هم زن، جمعیت تحصیل کرده، دو برابر آن زمانی است که فقط مردان تحصیل میکنند. آن وقتی که زنان در جامعه تدریس میکنند، معلّم در جامعه دو برابر تعداد آن وقتی است که فقط مردان تدریس میکنند. در فعّالیت سازندگی، در فعالیت اقتصادی، در طرّاحی و فکر کردن و برای امور کشور و یک شهر و یک روستا و یک مجموعه و امور شخصی خانواده مطالعه کردن، میان زن و مرد تفاوتی نیست. همه مسئولند و همه باید انجام دهند.
💠بیانات امام خامنهای در اجتماع زنان خوزستان
۱۳۷۵/۱۲/۲۰
#میلاد_حضرت_زهرا سلاماللهعلیها
#روز_زن
https://eitaa.com/istadegi
‼️از روز زن تا روز زن
حدود ۱۱۰ سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در ایران، روز زن زادروز حضرت زهرا(س) است. تفاوت اصلی میان روز زن در جهان و ایران، مناسبت تاریخی آن نیست. تفاوت اصلی در نوع برگزاری آن در ایران و جهان است. روز زن در جهان، فرصتی است برای بازنگری وضعیت زنان در حوزههای حقوق و توسعه(بهداشت زنان، اشتغال زنان، قوانین مدنی مربوط به زنان و...) و آمارهای جهانی دربارۀ زنان کارگر، بیسرپرست، خیابانی و خشونتدیده، و هر مسئلهاي كه به جنسیت ربط دارد. در اکثر کشورهای جهان، در روز هشتم مارس، کارشناسان مینشینند و دربارۀ اين مسائل گفتوگو میکنند و هشدار میدهند و از راهحلها میگویند.
دیشب و امروز که تلویزیون ایران را میدیدم، جز متنهای ادبی و شعر دربارۀ زن و مادر نشنیدم؛ بگذریم که متنها یا تکراری بودند یا سطحی و شعاری. موضوع متنها هم یا عفاف بود یا فداکاری زنان...
(برشی از یادداشت آقای رضا بابایی ۹۵/۱۲/۲۹)
#روز_مادر
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
‼️از روز زن تا روز زن حدود ۱۱۰ سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در ایران، روز زن زادروز ح
بسم الله...
#روز_مادر
این متن را که خواندم، داغ دلم تازه شد و ضرورت دیدم چند کلمهای به آن اضافه کنم.
چه در ایران، چه در غرب و چه در تمام نقاط جهان، زنان گرفتار نوعی از مردسالاریاند؛ فرقی نمیکند، مردسالاری چه مدرن باشد چه سنتی، مردسالاری ست. اما یک تفاوت بزرگ هست میان زنان ایرانی و زنان غربی. زن غربی، با یک مردسالاری بیرحم و سرد مواجه است و خیلی زود طعم آن را میچشد و میفهمد. زن غربی، مسئله را دیده و فهمیده. آمار تجاوز و نابرابری حقوق و خشونت علیه زنان و... مقابلش هست، میداند که یک جای این نظام ایراد دارد و برای گرفتن حقوقش، داد میزند و اعتراض میکند. شاید صدای اعتراضش به جایی نرسد، ولی حداقل میداند دردش را. و برای همین است که میبینید فمینیستهای اروپایی، سرگشته از بحران هویت زنانه خود، به دامان اسلام پناه میآورند.
اما زن ایرانی و مسلمان... با کمال تاسف به خواب عمیقی رفته و نه درد را میداند و نه راه حلش را. از کودکی گرفتار یک نظام مردسالار است؛ چه در فرهنگ، چه در قانون، چه در سیاست و اقتصاد... و این نظام چنان خود را توجیه کرده که زنان مسلمان حتی نمیدانند مشکلشان کجاست، حقوقشان چیست و چطور مورد ظلم قرار گرفتهاند. وقتی هم حرف از حقوق زنان و جایگاه و مشکلاتشان به میان میآوری، سریع همان زنان برچسب فمینیست روی پیشانیات میچسبانند و طردت میکنند، یا مثل مجسمه نگاهت میکنند، سر تکان میدهند، پوزخند میزنند و از کنارت رد میشوند.
روز زن... روز مادر...
هر سال در این روز چه اتفاقی میافتد جز شنیدن اشعار و متنهای ذوقی و شعاری و شنیدن تبریک این و آن؟ روز زن در ایران، فقط این دغدغه را با خودش میآورد که برای مادر یا همسر چه هدیهای بخریم. و زنان هم انگار شرطی شدهاند، تنها انتظارشان در این روز یک هدیه است و تبریک. اما فقط همین؟ پس شناخت حضرت زهرا سلاماللهعلیها و عملی کردن سیره و سبک زندگیشان کجای زندگی ماست؟
و وقتی حرف از الگوی فاطمی میزنیم، سریع بحث حجاب و عفاف را پیش میکشند و در همین حد محدودش میکنند. حجاب و عفاف تنها یک بعد از شخصیت بینهایت حضرت زهراست و ما با تقلیل ایشان به یک بعد، در حق این بانو ظلم کردهایم. تصویر ما از ایشان، صرفا یک زن مومنه است؛ نه یک الگوی کامل برای تمام زنان و مردان.
ما انقدر این بانو را تقلیل دادهایم که وقتی حرف از حقخواهی به میان میآید، کسی به یاد مطالبهگری و قیام هوشمندانه ایشان در جریان فدک نمیافتد. زنی که ادعا میکند الگویش حضرت زهراست، آیا حاضر است برای مطالبه حقش، در جمعی مردانه سخنرانی کند؟
قیام حضرت زهرا، یک قیام زنانه در جامعهای سراسر مردسالار است؛ قیامی که نه فقط برای احقاق حق خود و بازگشت جامعه به مسیر درست اتفاق افتاد، بلکه درواقع قیامی بود برای بازیابی هویت و جایگاه زنان؛ که هرچند در جامعه آن زمان درک نشد، الگویی شد برای تمام تاریخ. اگر بخواهیم از حضرت زهرا سلاماللهعلیها الگو بگیریم، یکی از گامهای ما باید مطالبه حق کرامت الهیمان باشد.
وقتی حرف از حقوق زنان میزنم، منظورم آزادی پوشش و دوچرخهسواری نیست. متاسفانه زنان ایرانی، باز هم در پیدا کردن حق خود به اشتباه رفتهاند. مطالباتی که در اعتراضات اخیر مطرح شد، نهتنها به سود زنان نبود که باعث به حاشیه راندن مطالبات واقعی بانوان شد؛ هرچند... مطالبات بانوان مدتهاست که در حاشیه است؛ چنان که خودشان هم آن را نمیشناسند.
بیپرده میگویم:
حدود هشتاد درصد تجاوزها در ایران، به دلیل فرهنگ و باورهای غلط، گزارش نمیشود و به تبع آن مورد پیگرد قانونی قرار نمیگیرد؛
قوانین برای پیشگیری از آزار جنسی زنان به اندازه کافی بازدارنده نیستند؛
هیچ آمار دقیقی از خشونت خانگی علیه زنان، آزار جنسی و تنفروشی در ایران وجود ندارد؛
آمار در حوزه قتلهای ناموسی، ازدواجهای اجباری، کودکهمسری و خودکشی زنان و دختران مبهم است؛
(این نکته را به یاد داشته باشید: با نگاهی به آمارهای خشونت علیه زنان در غرب، میتوان فهمید که وضعیت زنان غربی تاسفبار است؛ اما به این معنی نیست که شرایط زنان ایرانی بهتر یا بدتر است. آمار برای قضاوت وضعیت بانوان، به اندازه کافی واقعنما نیست. ممکن است وضعیت زنان غربی از زنان ایرانی بهتر، بدتر و یا مشابه باشد و در این باره هیچ نمیتوان گفت. و وقتی آمار در دست نباشد، یعنی ما اصلا دید درست و جامعی نسبت به مسئله نداریم و نمیتوانیم آن را حل کنیم.)
متاسفانه در برخی استانهای کشور، شاهد تعداد قابل توجهی از خودسوزی و خودکشی زنان به علت خشونت خانگی و ازدواج اجباری هستیم؛
هنوز هستند دخترانی که به علت فقر، اجبار خانواده، ازدواج اجباری و... از تحصیل باز میمانند؛ اما آمار دقیقی از آنان وجود ندارد؛
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
بسم الله... #روز_مادر این متن را که خواندم، داغ دلم تازه شد و ضرورت دیدم چند کلمهای به آن اضافه ک
تعداد قابل توجهی از زنان سرپرست خانوار و بانوان مطلقه و بیوه، از محدودیتهای اجتماعی، مشکلات معیشتی، مشکلات روحی و محدودیتهای خانواده رنج میبرند؛
بخشی از زنان به علت فقر، علیرغم میل خود، مجبور به کار در خارج از خانه هستند؛
بخشی از زنان به علت وجود ساختارهای مردانه در ادارات و نهادهای مختلف، از دستیابی به شغل مورد علاقه خود باز میمانند و شایستگی علمی و اجرایی آنان نادیده گرفته میشود؛
با وجود شعارهای فراوان، قوانین و ساختارها هنوز مادران شاغل را نادیده میگیرند و تسهیلات لازم را برای آنان فراهم نکردهاند؛
خانهداری هنوز به عنوان یک شغل، به رسمیت شناخته نشده و بسیاری از زنان خانهدار، از بیمه و حقوق بیبهرهاند؛
قوانین در حوزه خانواده و طلاق، کارآمدی لازم برای حفظ نظام خانواده و دفاع از حقوق زنان را ندارند؛
به علت خلاءهای قانونی و مسائل فرهنگی، هنوز زنان از امنیت لازم در محیط تحصیلی و کاری برخوردار نیستند؛
آموزش و فرهنگسازی در جهت آگاهی زنان از مسائل بهداشتی، حقوقی، اجتماعی و خانوادگی صورت نگرفته است و بسیاری از زنان از حقوق و تکالیف خود آگاهی ندارند؛
تنها بیست و شش درصد از مدیران کشور از جامعه زناناند و هنوز نقش زنان در مشاغل مدیریتی و تصمیمساز کمرنگ است؛
در رسانههای رسمی و غیررسمی و در باور عامه، هنوز کلیشهها و انگارههای غلط درباره زنان وجود دارد (این که زنان بهره هوشی کمتری دارند، وابستهاند، از فهم و انجام برخی امور ناتواناند، تنها به فکر ظاهرند و...)؛
و این موارد، تنها بخشی از مسائل و مشکلاتی ست که زنان ایران با آن مواجه و از آن غافلاند. در چنین شرایطی، بهتر است بجای تبریک روز زن و تکرار سخنان کلیشهای، به فکر حل مشکلات جامعه زنان باشیم...
✍️فاطمه شکیبا
#روز_مادر #مادر
https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 94 با چشم اشاره
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
📙رمان امنیتی #شهریور 🌾
✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 95
کیک باعث شده حالم بهتر شود و مغزم بهتر کار کند. میپرسم: چند سالته باران؟
-ده سال.
-سختت نیست روزه بگیری؟
باران پاهایش را روی نیمکت تاب میدهد. سرش را به یک سمت خم میکند و چشمانش را تنگ: ام... یکمی تشنهم میشه بعضی وقتا.
به دومین برش کیکم، گاز دیگری میزنم و میپرسم: مامان و بابات مجبورت میکنن روزه بگیری؟
ابرو بالا میاندازد: نچ. خودم دوست دارم.
پاهایش را تندتر تاب میدهد و میگوید: پارسال هم میخواستم بگیرم. ولی بابام گفت به شرطی میذاره روزه بگیرم که دکتر اجازه بده.
-چرا؟ مگه مریضی؟
میخندد: نه بابا. بخاطر این بود که مطمئن بشه ضعیف نباشم. پارسال که رفتیم دکتر، دکتر گفت برام خوب نیست. ولی امسال اجازه داد.
دستانش را باز میکند و کش و قوسی به بدنش میدهد: خیلی خوشحالم!
دلم نمیآید بزنم توی ذوقش. با خندهاش میخندم و میگویم: تبریک میگم.
رویش را به سمتم برمیگرداند و دستانش را میگذارد لبه نیمکت: تو چرا گریه کردی؟
در خودم جمع میشوم و دنبال یک پاسخ کوتاه میگردم تا از شرش خلاص شوم. آرام میگویم: هیچی... فقط یکم دلم گرفته بود.
از میان صدای خنده و شادی بچهها در زمین بازی، صدای خواندن شعری واضحتر به گوشم میرسد: تاب تاب عباسی... خدا منو نندازی...
-الان حالت بهتره؟
#ادامه_دارد ...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/6820
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨ 🌷 #ریحانه 🌷 ‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱 پس، در عرصه
✨بسماللهالرّحمنالرّحیم✨
🌷 #ریحانه 🌷
‼️آنچه بانوان و دختران کشورم باید بخوانند...🌱
دختران مسلمان و زنان مؤمن!
این را هم بگویم: اروپایی که امروز ادّعا میکند زن در آنجا آزاد است، تا نیمقرن پیش به زن اجازه نمیداد که در مال شخصی خودش تصرّف کند! یعنی مثلاً یک زن اروپایی یا امریکایی، تا پنجاه، شصت سال قبل از این، اگر میلیونها ثروت داشت، خودش حق نداشت که از این ثروت، به میل و ارادهی خودش استفاده کند؛ باید در اختیار شوهر یا پدر و یا برادرش میگذاشت و آنها هم به میل خودشان از ثروت آن خانم -یا برای او و یا برای خودشان- استفاده میکردند! در اسلام، این طور نیست. در اسلام، زن مالک ثروت خود است. شوهرش راضی باشد، یا راضی نباشد؛ پدرش راضی باشد، یا راضی نباشد -فرقی نمیکند- او میتواند ثروت و مال و اندوختهی خود را مصرف کند و ربطی به کس دیگری ندارد. نظر اسلام، این است. در حمایت از استقلال اقتصادی زنان، دنیا سیزده قرن است که از اسلام عقب است. اسلام این را سیزده قرن قبل گفته است؛ ولی در اروپا تازه چهل، پنجاه سال و در بعضی از کشورها کمتر از این مدّت است که تازه شروع کردهاند به زن اجازه دهند که در مال و ملک خود، دخل و تصرّف کند! اسلام، از این جهت هم جلو است.
بخش سوم -که آن هم بسیار مهم است- بخش خانواده است. به نقش زن در اعتلای معنوی اشاره کردیم و حکم اسلامىِ هر نوع فعّالیت اجتماعی را گفتیم؛ اما در این بخش، نقش زن در خانواده را مطرح میکنیم؛ یعنی زن بهعنوان یک همسر یا یک مادر. اینجا واقعاً احکام اسلام به قدری درخشان و افتخارآمیز است که انسان وقتی احکام اسلام را مشاهده میکند، احساس اعتزاز مینماید.
💠بیانات امام خامنهای در اجتماع زنان خوزستان
۱۳۷۵/۱۲/۲۰
#میلاد_حضرت_زهرا سلاماللهعلیها
#مادری
https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰 📙رمان امنیتی #شهریور 🌾 ✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا قسمت 95 کیک باعث شده
🔰 #بسم_الله_قاصم_الجبارین 🔰
📙رمان امنیتی #شهریور 🌾
✍️به قلم: #فاطمه_شکیبا
قسمت 96
از میان صدای خنده و شادی بچهها در زمین بازی، صدای خواندن شعری واضحتر به گوشم میرسد: تاب تاب عباسی... خدا منو نندازی...
-الان حالت بهتره؟
باران این را میپرسد و من لبخند میزنم: آره. ممنون بابت کیک.
باران از روی نیمکت پایین میآید و ظرف کیک را برمیدارد: من برم پیش مامانم. تو هم دیگه غصه نخور. باشه؟
سرم را مثل خودش خم میکنم و پلک میزنم: باشه.
- اگه منو بندازی... بغل مامان بندازی...
چند قدم از نیمکت فاصله نگرفته که دوباره صدایش میزنم: باران!
برمیگردد: بله؟
-این شعری که میخونن... که میگه تاب تاب عباسی... معنیش چیه؟ چرا میخوننش؟
با دست، موهای بیرونزده از روسریاش را به داخل هل میدهد و چشمانش گرد میشوند: تا حالا نشنیدی مگه؟
-نه.
باران متعجبتر میشود و شانه بالا میاندازد: این شعر رو موقع تاببازی میخونن. معنیش هم معلومه دیگه...
مکث میکند؛ انگار او هم اولین بار است که شعر را شنیده و دربارهاش فکر کرده. شمردهشمرده ادامه میدهد: داره از خدا میخواد که نندازدش زمین، بندازدش بغل بابا یا مامان.
صدای کودک هنوز هم به گوش میرسد که بلند میخواند: تاب تاب عباسی...
میگویم: خب چرا میگه تاب تاب عباسی؟ چرا میگه عباسی؟
باران انگار گیج شده و سوال من برایش بیمعناست. باز هم شانه بالا میاندازد: از اول همینطور بوده دیگه. منم نمیدونم.
فایده ندارد. شعرهای فولکلور همینطورند؛ هیچکس دقیقا نمیداند از کجا آمدهاند و معنایشان چیست. لبخند میزنم: ممنون. ببخشید...
دستش را برایم تکان میدهد و لبخند شیرینی میزند: شب بخیر!
باران میرود و بچهها هنوز در زمین بازی، «تاب تاب عباسی» میخوانند.
در دل به عباس میگویم: پات به دنیای همه این بچهها باز شده؛ بدون این که بشناسنت و بدونن تو یه زمانی بخاطر اونا مُردی... چیزی که مطمئنم اینه که این شعر قبل از این که تو به دنیا بیای هم وجود داشته؛ حتما عباس اسم یه قهرمان دیگه بوده، یه قهرمان که بچهها دوستش داشتن. برای همین اسمش توی شعر اومده و مامانت هم اسم تو رو گذاشته عباس...
#ادامه_دارد ...
قسمت اول رمان:
https://eitaa.com/istadegi/6820
⛔️کپی بدون هماهنگی و ذکر منبع، مورد رضایت نویسنده نمیباشد⛔️
#فاطمه_شکیبا
#مه_شکن ✨
🌐https://eitaa.com/istadegi