#مناجات
#شب_قدر
بیا سنگینیِ بارِ گناهم را نبین امشب
مقدّر کن برایم بهترینها را همین امشب
برای استجابت فرصتی بهتر نخواهم یافت
گره خوردهست احیا با امیرالمؤمنین امشب
تمام عمر با خود، گرمِ جنگی تن به تن بودم
به دیدارت میآیم از جدالی سهمگین امشب
پناهِ من همین سجاده و تسبیح و قرآن است
نگاهی کن به این درماندۀ گوشهنشین امشب
شب قدر است و جا خوش کرده بغضی در گلوی من
مقدّر میشود آیا برایم اربعین امشب؟
به فردایم امیدی نیست، اکنون دستگیری کن
همین حالا، همین حالا، همین امشب، همین امشب
#رضا_ابوذری
#نوحه تک یا شور شهادت امیرالمومنین
بسبک : منم باید برم
آقای عالمین بار سفر رُو بسته ای
عازم به سوی اون یار پهلو شکسته ای
دیگه تو یا علی میری کنار فاطمه
راحت شدی آقا ای تو قرار فاطمه
علی علی علی مظلوم علی علی علی
زینب عزا گرفت تا فرق تو شده دو تا
وقت سفر شده چون حاجتت شده روا
بهونه می گیره آخه زینب شده یتیم
نشسته رو دلش داغ و مصیبتی عظیم
علی علی علی مظلوم علی علی علی
می میره یا علی برات زِ غُصه دخترت
می میره زینبت برای خونِ بسترت
ببین حسن نشست از داغ تو به ماتمت
انگار که جون داده حسینِ تو برا غمت
فدای غُربتت ببین می خنده قاتلت
فدای تو علی فدای غُربت دلت
علی علی علی مظلوم علی علی علی
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
#نوحه زمینه شب شهادت امیرالمومنین
آسمون پُر شداز / نالۀ فاطمه
قلب زینب خدا / پُر ز درد و غمه
کوفه پر از غمه ، لبریز ماتمه ،
دارالعزا شده خونه
از قتل مرتضی ، غم فرق دو تا ،
زینبش روضه می خونه
یا علی ، علی مولا یا حیدر (3)
هر طرف شور غم/ شد بپا ای خدا
غرق خون شدعلی/گشته حاجت روا
زینب عزا داره ، درد و دلا داره ،
دنیا بی تو چقدر سرده
یتیما بی تابن ، دیگه نمی خوابن ،
باباشون بر نمی گرده
یا علی ، علی مولا یا حیدر (3)
#کربلایی_مرتضی_شاهمندی
❃﷽❃
#مناجات_باخدا
#شب_قدر
#سرودهٔ_رقیه_سعیدی_کیمیا
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
قرآن به سر می گیرم و شب زنده دارم
با دستهـــایــی خــالی از هــر اعتـــبارم
بر می گزینــــم ســــرپنـاه محکمـــی را
وقتی ســرم را زیر قــــران می گــذارم
قرآن به سر می گیرم و تقـدیر خود را
دست نبـــی و اهل بیتش می سپـارم
ده بار می گویم بِکَ یا حضــرت عشق
غیـر از ظهــــور از تو تمنـــــایی ندارم
ده بــار بـر در مــی زنــم بـا استـــغاثه
تا رحمتت شــــامل شـود بر حال زارم
ده بار می گویم ببخـــشا جــان مــولا
از این همـــه بار گنـــاهان شرمـــسارم
ده بار نه بلـــکه هـــزار اســـم خدا را
بـا صــد امیـــد و آرزو بر لب میـــارم
من آمـدم با واســـطه با چــارده نــور
تا وا شــود صــدها گـره از کار و بارم
جــا دارد امشــب بین اسمـــاء الهـــی
از غــربت صاحب زمانم ، خون ببارم
با آیهٔ "أَمَّن یُجیـبُ المُضـــطر" امشب
دل می رود از دستم و در اضـطرارم
بی تابم امشب یا غیـاثَ المُستـغیثین
دستم بگیــر ، آرامشــم ده ، بیقـــرارم
گفتی بیا ، "لاتَقتُـطوا مِن رحمــةِ الله"
پس آمــدم بر رحمتــــت امیــــدوارم
مستم کن امشب ازشراب ناب عرفان
در حسرت آن مِی ، پریشان و خمارم
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
رقیه سعیدی(ڪیمیا)
۱۴۰۲/۱/۲۲
#امیرالمومنین_شهادت
#بستر_مولا
#شب_بیست_و_یکم
صورت همینکه بر کفِ پای پدر گذاشت
آتش گرفت از غم و روی جگر گذاشت
سوزانده بود زهر علی را در این دو روز
پا ، بس که داغ بود به رویش اثر گذاشت
تا دید بچههای فاطمه بر گِرد بسترند
او رفت سر به زیر و سرش را به در گذاشت
امالبنین به شانهی او گریه میکند
از اضطراب ، دستِ دعا روی سر گذاشت
آمد صدای زخمیِ مولا ؛ تو هم بیا
لب را به گوشِ او پدری محتضر گذاشت
جانِ تو جانِ دخترِ زهرا عزیزِ من
آتش به سینهاش ، نفَسی شعلهور گذاشت....
کف را به آب برد و نهیبی به آب زد
آبِ فرات سر کفِ پای قمر گذاشت
ناموس مرتضاست به خیمه بیا رویم
خم شد به روی مَشک قدم در گذر گذاشت
نگذاشت تا به خیمه رسد مَشک با عمو
زخمی که حرمله به دو چشمان تر گذاشت
تیری که کُشت اهل حرم را رُباب را
تیری گذشت و فاطمه را خونجگر گذاشت
یک نانجیب تیغ به کتفِ امیر زد
یک نانجیب بر روی دستش تبر گذاشت
زینب دوید و دخترکان را به خیمه برد
وقتی حسین دست به روی کمر گذاشت
زخمِ سهشعبه ای که عمو را به مَشک دوخت
نفرین به حرمله که به حلق پسر گذاشت
از آن به بعد جای عمو جای شانهاش
سر روی سنگ دخترکی دربه در گذاشت...
#حسن_لطفی
شبهای زمین بدون او بیبدر است
حتی شب قدر بیعلی بیقدر است
در زمرهی خوبان جهان در تاریخ
تا روز حساب نام او در صدر است
#مجتبی_خرسندی
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از علی
ای کوفه حالا میچشی طعم یتیمی را
از دست خواهیداد بابایی صمیمی را
از رحمت حق بعد از او بیبهره خواهیماند
حتی نمیبینی به خود دیگر نسیمی را
شمشیر زهرآلود جهل و کینه میکارد
بر روی دلها تا ابد داغ عظیمی را
یکعمر از دست شما خون جگر خوردهست
با این که بر دل داشته زخمی قدیمی را
حکم علی حکم خدا بود و نفهمیدید
محکوم کرده حکمتان حکم حکیمی را
این چشمهای خیره بر در تا سحر مانده
باید کجا پیدا کند مرد کریمی را؟
از دست و پا افتاده کوه صبر در محراب
تا حس کند دنیا کمی حال وخیمی را
غیر از غمی جانکاه و زجرآور چهخواهد داشت؟
آه! این جهان بعد از علی دیگر چهخواهد داشت؟
ارکان دین با رفتن این مرد ویران شد
محراب مسجد قتلگاه شاهمردان شد
دیگر صدا از چاه نخلستان نمیآید
ازبسکه شبهایش پر از آه یتیمان شد
حالا جهان بیعلی دنیای بیدینهاست
دست بشر کوتاه از دامان ایمان شد
دلهای ما با رفتن او چون کویری خشک
در آرزوی دیدن یکقطره باران شد
مولای مظلومان همین که بار رفتن بست
جولان ظالمها در این عالم فراوان شد
"فُزتُ وَرَبِّ الکَعبه" را وقتی که سر میداد
تا روز حشر از محضرش شرمنده انسان شد
خون دلی که از فراق فاطمه میخورد
امروز از زخم سرش لعل نمایان شد
لعنت به آن که با مرادش نامرادی کرد
لعنت به آن که تا تو را کشتند، شادی کرد!
دنیا پس از تو میشود آیینهی غمها
رنگ عدالت را نمیبینند آدمها
دیگر فقیران ماندهاند و خاطرات تو
هر نیمهشب دارند با یاد تو عالمها
کار خلافت میرسد در دست نااهلان
دار محبت میشود معراج میثمها
راه نجات این است که یار علی باشیم
وقتی که دنیا پر شود از ابنملجَمها
روزی که از نسل علی یک مرد میآید
بر زخمهای کهنه میبارند مرهمها
او عاقبت با ذوالفقار از راه میآید
تا سرنگون گردند در هر گوشه پرچمها
پر میشود از دوستان او بهشت، اما
پر میشود از دشمنان او جهنمها
ما چشممان کور است، بین ما ولی هستی
عین علی، عین علی، عین علی هستی
ای منتقم ما شوق دیدار تو را داریم
ما نیز مانند علی مشتاق دیداریم
تو در لباس و سیره مانند علی هستی
ما هم برایت قنبر و سلمان و عماریم
هر روز ما روز قیامت میشود بیتو
هرشب شب قدر است و با یاد تو بیداریم
در سینهی ما هیچترسی از شهادت نیست
تا در رکاب یک نفر از نسل کراریم
یا با تو باید بود یا با دشمنان تو
این حرف سنگین است و ما آن روز مختاریم
آنجا مشخص میشود هر دوست از دشمن
ما دوستان از دشمنانت سخت بیزاریم
حاشا که از این باور خود دست برداریم
ما از سقیفه داغ "مادرکُشتگی" داریم
وقتی بیایی مرهم این درد خواهی شد
راه تمیز مرد از نامرد خواهی شد.
#مجتبی_خرسندی
#امیرالمومنین_زمینه
امشب امیرالمومنین حاجت روا شد
درد دلِ سی ساله اش دیگر دوا شد
راحت شد از هجرِ ؛ یارش پس از سی سال
با محسنش آید ؛ زهرا به استقبال
مظلوم علی جانم ؛ مظلوم علی جانم
.......
با گریه زینب چشم بابا را ببندد
او میزند بر سینه و قاتل بخندد
این خنده قاتل ؛ شد قاتلِ زینب
وای از دلِ زینب ؛ وای از دلِ زینب
مظلوم علی جانم ؛ مظلوم علی جانم
......
تابوت مولا را چه مظلومانه بردند
مانند زهرا نیمه شب از خانه بردند
زینب صدا میزد ؛ بابا خداحافظ
رفتی به دیدار ِ ؛ زهرا خداحافظ
مظلوم علی جانم ؛ مظلوم علی جانم
#امیرالمومنین_ع_شهادت
بگو به خواب که آید به چشم بیدارش
دلا بسوز که مولا تمام شد کارش
سریعتر بدنش را به خاک بسپارید
که در بهشت، علی وعده کرده با یارش
زمینیان غمگین آسمانیان خوشحال
که بیقرار دلی میرسد به دلدارش
برای دیدن دست کبود فاطمهاش
به عرش رفته یدالله دست حق یارش
خدا کند ز علی باز رو نگیرد؛ آه
خدا کند برود ابر از شب تارش
دوباره دست به پهلوی خود نگیرد کاش
دوباره گُل نکند کاش زخم مسمارش
خلاصه باز علی جان دهد اگر آید،
دوباره فاطمهٔ زخمیاش به دیدارش
علی که سیر شد از کوفه زینبش هم رفت
چه کوفهای که تمامی نداشت آزارش
چه کوفهای که دوباره کشاند زینب را
نه بین مجلس تفسیر، بین انظارش
رواست کوفه خودش را فرو بَرَد در خاک
که رفت دختر غیرت میان بازارش
گرفت كوفه كس و كار دخت حيدر را
امان ز مردم نامرد بی کس و کارش
#محمدعلی_بیابانی