#امام_حسین_علیه_السلام
#اربعین
#غزل
شنیده بود که اینبار باز دعوت نیست
کشید از ته دل آه و گفت: قسمت نیست
بیا به داد دل تنگ ما برس ای عشق!
اگر که حوصله داری، اگر که زحمت نیست
غمیست در دل جاماندههای کربوبلا
که هرچه هست یقین دارم از حسادت نیست
میان ما که نرفتیم و رفتهها، شاید
تفاوتیست در آغاز و در نهایت نیست
همیشه آنکه نرفتهست بیقرارتر است
همیشه آنکه نرفتهست، کمسعادت نیست
و آن کسی که در این راه اهل دل باشد
مدام اهل گله کردن و شکایت نیست
خودش نرفت و دلش را پیاده راهی کرد
نباید این همه دل دل کند که فرصت نیست
مریم_کرباسی
#امام_حسین_علیه_السلام
#اربعین
#ترکیب_بند
ای حامیان مکتب هل من معین سلام
جاماندگان قافله اربعین سلام
قومی پیاده بر حرم یار می روند
حسرت کشان قبر امام مبین سلام
زینب چه کرده با دل مشتاق شیعیان
گویند زائران همه، بانوی دین سلام
زینب اگر نبود شکوهِ شرف نبود
او را دهد فرشته ز عرش برین سلام
زینب اگر نبود کنون کربلا نبود
ازاو به ما رسیده شکوه آفرین سلام
آداب اربعین و زیارت نوشته شد
زینب به شه چو داد به صوت حزین سلام
اسلام را سلام جهت دار زنده کرد
لبیک بود معنی آن بهترین سلام
زینب مرام باش که تا مکتبی شوی
لبیک یاحسین بگو زینبی شوی
ای عاشق ولا همه دم "یاحسین"بگو
سرباز کربلا همه دم "یاحسین" بگو
فریاد تو به خرمن وهّابی آتش است
کن آتشی به پا همه دم "یاحسین" بگو
ازعاشقان باشرف بیست میلیونی
بشنو همین ندا همه دم "یاحسین" بگو
هرماه ما محرم و هرشهر کربلاست
کن دین خود ادا همه دم "یاحسین" بگو
فریاد یاحسین شهیدان شنیدنی است
با لشگر خدا همه دم "یاحسین" بگو
آنانکه پیروان وفادار زینبند
گویند ازوفا همه دم "یاحسین" بگو
استاد_کلامی_زنجانی
#امام_حسین_علیه_السلام
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
#اربعین
#غزل
ره واکنید قافله سالار میرسد
یک قافله اسیرعزادار میرسد
برخیز یا حسین سری دست و پانما
دلبر برای دیدن دلدار میرسد
حالا که پیرعشق شدم ناز میکنی
باشد تو ناز کن که خریدار میرسد
سر الحسین سینه سینای زینب است
آری حقیقت همه اسرار میرسد
بالا بلند بودم و حالا خمیده ام
پرغم ترین زمانه دیدار میرسد
عباس کو که صبرعقیله سر آمده
ناموس حق زکوچه و بازار میرسد
بر روی قبر پیرهنت پهن میکنم
جانم به لب زگریه بسیار میرسد
تکرارصحنهها شده درپیش دیده ام
نیزه به دست لشگر اشرار میرسد
گویا هنوز میشنوم زیر دست و پا
فریاد العطش ز لب یار میرسد
آن بار گر نشد بدنت را بغل کنم
قبرت به روی سینهام این بار میرسد
هرجا که شد غرور مرا دشمنت شکست
زینب غمین از آن همه آزار میرسد
آه رباب و قبر بهم خورده ی علی
لالایی اش ازآن دل غمدار میرسد
قاسم_نعمتی
رباعی و دوبیتی های مناسب اربعین سالار شهیدان
*************************************
خدایا لاله ی من یاس من کو ؟
مهی کز مهر دارد پاس من کو ؟
همه اطراف من خار است و خاشاک
گل ام البنین عباس من کو ؟
انسانی
*********************************
چرا از دیده و دل خون نگریم
چرا از ابرها افزون نگریم
بسان نخل در باران اگر من
زسر تا پا نگریم چون نگریم
انسانی
**********************************
از شام رسیده زائر کوی توام
برخیز و ببین که زنده از بوی توام
از طفل سه ساله ات مپرس از خواهر
تا حشر خجالت زده روی توام
سید محمد رستگار
**********************************
مپرس از من چرا از پا فتادم
که از داغ تو در صحرا فتادم
چو می خوردم ز دشمن تازیانه
به یاد مادرم زهرا فتادم
سید هاشم وفایی
**********************************
دلم از درد و داغ اندوهگین بود
گل سرخم در آغوش زمین بود
گذشت از داغ تو یک اربعین لیک
برای من هزاران اربعین بود
محمود تاری
*********************************
ز داغ لاله ها زینب غمین است
پریشان موی زین العابدین است
دوباره کربلا شد عرصه ی غم
شهیدان خدا را اربعین است
محمود تاری
**********************************
سفر کردم به دنبال سر تو
سپر بودم برای دختر تو
چهل منزل کتک خوردم برادر
به جرم این که بودم خواهر تو
غلامرضا سازگار
***********************************
حسینم وا حسین گفت و شنودم
زیارت نامه ام جسم کبودم
چه در زندان چه در ویرانۀ شام
دعا می خواندم و یاد تو بودم
غلامرضا سازگار
**********************************
برای هر بلا آماده بودم
چو کوهی روی پا استاده بودم
اگر قرآن نمی خواندی برایم
کنار نیزه ات جان داده بودم
غلامرضا سازگار
* *****************************************
اسلام ز سعی مسلمین ریشه گرفت
وز خون حسین نخل دین ریشه گرفت
نخلی که حسین روز عاشورا کاشت
از اشک عزای اربعین ریشه گرفت
سید رضا موید
***********************************
بین قافله ات چه سوز و آهی دارد
این خواهر تو عجب سپاهی دارد
احوال سه ساله را اگر می پرسی
در کنج خرابه بارگاهی دارد
محمود ژولیده
***********************************
دلِ خون، حالِ خسته، اشکِ جاری
غریبی، بی پناهی، بی قراری
اسارت، آه غربت، روی نیلی
چهل روز و هزاران یادگاری
یوسف رحیمی
********************************
نگاه ابری اش دارد زمینه
شده دلتنگ مهتاب مدینه
پس از یک اربعین، سر باز کرده
کنار عقلمه بغض سکینه
یوسف رحیمی
* ****************************************
نوای ناله و غم ها رقیه
گرفته کاروان دم: یا رقیه
رسیده اربعین بی قراری
همه برگشته اند اما رقیه ...
یوسف رحیمی
*********************************
غریبی، بیکسی، منزل به منزل
خبر دارد ز حالم چوب محمل
چهل روز است در سوز و گدازم
فقط خاکستری جا مانده از دل
یوسف رحیمی
*********************************
چه بارانی دو چشم آسمان است
چه طوفانی دل این کاروان است
کنار قبر سالار شهیدان
همه جمعند و زینب روضه خوان است
یوسف رحیمی
**********************************
شبیه آتش است این اشک خاموش
که می بارد ز چشمان عزاپوش
رباب است این که با لالایی خود
کنار خیمه ها رفته ست از هوش
یوسف رحیمی
#حضرت_زینب
#اربعین_حسینی
از سفر برگشته ام من با سحر های عجیب
ذکر من در طول این مدت شده امن یجیب
قامتم طوری خمیده که شد ه مثل رکوع
شد نمازم هم شکسته هم نشسته یا حبیب
مدتی گشته تیمم کارمن جای وضو
از نماز ایستاده گشته زینب بی نصیب
دست بردارید از روی دلم ای همرهان
تا بگویم راز مخفی دلم را با حبیب
داغ عنوان کنیزی ریشه جانم بسوخت
من بمیرم بر تو و این دختر پاک و نجیب
بر سر ما دشمنان فریاد مستی می زدند
یک نفر پیدا نمی شد بهر ما گردد مجیب
#حضرت_زینب
#اربعین_حسینی
سر تو از سر نیزه به من توان می داد
امید بر دل مجروح بی کسان می داد
خودت که از سر نیزه به چشم خود دیدی
کنیزکی به یتیم تو خرده نان می داد
نماز جمعه کوفه شلوغ بود آن روز
گمان کنم که علی اکبرت اذان می داد
میان مجلس شان از کنیز تا گفتند...
سکینه دخترت از ترس داشت جان می داد
برای خوش گذرانی، یزید در مجلس
مدال نیزه زنی را که بر سنان می داد
رقیه دختر دردانه داشت دق می کرد
دوباره رأس اباالفضل را نشان می داد
هزار مرتبه گفتم نخوان عزیز دلم
تو خواندی و صله ات را به خیزران می داد
همین که چوب جفا بر لبان تو می خورد
بدان که خواهر تو سخت امتحان می داد
نبودن تو ز یک سو و ضربۀ زنجیر
به جسم خواهر تو درد استخوان می داد
مهدی نظری
بانوی برتر
با چادرش قیامت عظما رقم زده
بانویِ برتری که جهان را بهم زده
در علقمه علم به زمین زَد برادرش
در شام و کوفه اوست که حالا علم زده
با "یاحسین" گفتن خود عشق می کند
او که فقط زِ عشق حسین آه.. دم زده
غم های او چون کوه بلند است و اُستوار
با صبر خود چه طعنه بر این کوهِ غم زده
از کودکی به غصّه و غم مبتلا شده
لطمه به صورتش زِ همان سنّ کم زده
زینب عفیفه ایست که در راه عفتش
معجر نداده، بوسه به دست قلم زده
از آسمان بپرس چه شد عاقبت، که او..
در کربلای خونِ خدایش قدم زده!
ای"ملتمس"قیام خدا زنده شد از او،
او زیرِ تازیانه دَم از این ستم زده..
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#امام_حسین
#اربعین_حسینی
معرفت ، در نوکری ام ، قدِ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی ، چشم من روشن نبود
تو صدایم کردی و گوشم بدهکارت نشد
پیش خود گفتم : یقین دارم که او ، با من نبود
اشتیاق تو به من ، اندازه ی عرش خدا ...
اشتیاق من به تو ، قدِ سرِ سوزن نبود
روضه می آیم ، ولی بعدش گناه و هی گناه
زشتیِ اعمال من ، در شأن سینه زن نبود
نفس امّاره زمینم زد ، که جا ماندم حسین
هیچ کس قدِ خودِ من ، با خودم دشمن نبود
از درون ، پیری سراغم آمده ، با هر گناه
باز شد راه حرم ... پای حرم رفتن نبود
من شلوغش کرده ام با جمله ی "جا مانده ام"
شور و شوق کربلایی ، در سرم اصلاً نبود
روضه خوان ، "گودال" گفت و اشک من جاری نشد
کاشکی در روضه هایت این دلم " نشکن" نبود
روضه خوانت میشوم ، با روضه ای تک مصرعی
بر زمین بودی و بر جسم تو پیراهن نبود
رضا قاسمی
پیراهن سرخ
ای خفته در خون رفته ای و باورم نیست
تنهایم و جز درد و غم دور و برم نیست
جان برادر کربلا منزل گه ماست
هر جا روم غیر از هوایت بر سرم نیست
ای شمع دل ها، مثل یک پروانه از بس
پرپر زدم از داغ تو، بال وپرم نیست
هر بار دیدم بر روی نیزه سرت را
با خویش می گفتم نگاه آخرم نیست؟
برخیز و صبری بر دل زینب عطا کن
صبری دگر در سینه ی غم پرورم نیست
این اشک حسرت می نویسد بر روی خاک
دردا که عباس و علی اکبرم نیست
پیوسته در گوشم صدای «وابُنی» است
بانگی که جز غم ناله های مادرم نیست
ای یوسف من غیر از این پیراهن سرخ
دیگر فروغی بر روی چشم ترم نیست
من زود می میرم پس از تو ای برادر
افتاده ام از پا و روح پیکرم نیست
حالا چگونه بی تو برگردم مدینه
در آن دیاری که دگر برادرم نیست
غیر از خداوند تعالی، ای «وفایی»
دیگر کسی آگه ز حال مضطرم نیست
#سید_هاشم_وفایی
بعد از اربعین حسینی
پاره هاي جگر
مبريدم به مدينه كه دل من خون است
همه ی هستی من كرب وبلا مدفون است
بگذاريد بمانم به روی خاك حسين
كه دلم چون بدن غرق به خونش خون است
جان من خفته دراين خاك،خدامی داند
تاكه جان در بدنم هست دلم محزون است
حال من ازنفس سوخته ی من پيداست
شاهد آه دلم شب همه شب گردون است
پاره های جگرم ريخته دراین وادی
گركه ازخون دلم دشت بلا گلگون است
به همان پيكربی غسل وكفن،لاله صفت
خيمه ومنزل من دشت غم و هامون است
اُسوه ی صبرم وبعد ازسفركوفه وشام
ازكف صبرعنان دل من بيرون است
عجبي نيست اگرجان بسپارم پس از اين
جان سپردن به ره عشق و وفا قانون است
ای«وفایی»به عزای گُل پرپرشده ام
هركسی اشك نريزد به جهان مغبون است
#سید_هاشم_وفایی
خیمهی ماتم
کوی تو عرش معلی است اباعبدالله
نام تو حل معماست اباعبدالله
با دلم گشته عجین نام تو و کرب و بلا
دل به عشق تو مصفاست اباعبدالله
از دل ما نرود یاد تو هرگز بیرون
شور عشق تو به دلهاست اباعبدالله
بستهام دل به تو و مرقد شش گوشهی تو
قبلهام روی تو آقاست ابا عبدالله
دارم امید، شوم زائر کوی تو حسین
مهر تو ضامن فرداست ابا عبدالله
خواهم از حق که دهم جان به طواف حرمت
در رهت مرگ چه زیباست اباعبدالله
در دلم خیمهی ماتم زد اشک غم تو
نوحهگر بهر تو زهراست اباعبدالله
دل آدم ز غم و محنت تو ریخت به هم
در دلش شور تو بر پاست ابا عبدالله
میرسد بانگ عطش از تو و طفلان حرم
غربت از نای تو پیداست ابا عبدالله
بر سرش ریخت ملک خاک عزاخانهی تو
سوگوار تو در آنجاست ابا عبدالله
با لب تشنه تو را کشت عدو بر لب آب
بدنت از چه به صحراست ابا عبدالله
سوگوار غم تو گشته به عالم احسان
بر لبش ذکر تو مولاست ابا عبدالله
رباعی
شده زینب ز غمت چلهنشین
ز سفر آمده با حال حزین
آمده بهر زیارت به برت
بی رقیه شده او زار و غمین
*
اربعین است و ز دل ناله و افغان آید
به سر تربت شه زینب نالان آید
اولین زائر دلسوختهی کوی حسین
جابر غمزده با سینهی سوزان آید
قم، حسین عربنژاد(احسان)
به نام خدا
#زمزمه_دلتنگی
#حرم_امام_حسین_ع
#شعر_رقیه_سعیدی_کیمیا
#سبک: *سلام آقا که الان روبروتونم*
ســـلام آقا ، ســـلام آرام جــان من
ســـلام آقا ، تویی روح و روان من
*حسیـــن جانم (۲)*
ســلام اقا ، که تو درمون هر دردی
ازت ممنـــو نم آقا ، دعـــوتم کردی
*حسیـــن جانم (۲)*
خــدا رو شــکر دیدم اربعیــنت رو
بهشــت کــربلای بـی قــرینــت رو
گــره بستـــم دلـم را در حـریم تو
نگاهـــم مــونده بر دست کریم تو
*حسیـــن جانم (۲)*
دارم میـــرم ولـی دلتنـــگم از الان
شـدم از دوری تو بی سر و سامان
دوباره از غـــم هجــر تو می بارم
دل آشفتـــه رو دست تو میسپارم
*حسیـــن جانم (۲)*
خداحافـــظ نمیگــم تا که برگردم
کنار قبـر شــش گوشـــه فدا گردم
هـــوای اربعیــــن دیگــــری دارم
دوباره منتــظر تا وقت دیــدارم
*حسیـــن جانم (۲)*
رقیه سعیدی (کیمیا)