#رمان_سو_من_سه
#قسمت_هفتاد_ام
موبایلم را چک می کنم. باز هم جواد نه در تل است که با فیلترشکن سرپا نگه داشتمش، نه در اینستا.
عصبی شده ام کمی. این را از موبایلم که خرد شده افتاده پای دیوار می فهمم. نگاه تاسفبارم کاری جلو نمی برد. خرد شد. خاک بر سرش؛ اپل اصل هم به دیوار بخورد می ترکد.
راه می افتم. دستم را که روی زنگ خانه شان می گذارم می فهمم رسیدم. در باز میشود بدون حرف. حتما جواد نیست. مادرش که مقابلم می ایستد مطمئن می شوم نمی داند جواد کجاست. رنگ مو های مادرش عوض شده، دفعۀ پیش شرابی بود، حالا طلایی.
مادر جواد خیلی خونگرم است. دستش را که جلو می آورد، ناخواسته دست می دهم و تازه می فهمم که چقدر سردم. می کشدم داخل خانه.
- بهش زنگ نزدی؟ عیب نداره. الان من می گم اومدی.
می نشینم روی مبل مقابل صفحۀ دو متری که دارد فیلم نشان می دهد.
همان فیلمی که مادر آرشام هم دنبال می کند. گاهی که جایی مهمان بودیم و ماهواره داشتند پایه بودم، اما یک طوری شدم. یعنی یک جوری بود. دخترهایش قشنگ بودند، ولش کن. ولش کردم. شرف که ندارند؛ خیانت زن های شوهردار را راحت نشان می دهند. بعد زندگی می شود گ...
تا حالا توی سرِ ما می زدند که چرا یک مرد می تواند چهار تا زن بگیرد، اسلامِ ظالم. حالا خودشان می گویند زن جان! برو با چهار تا، چهل تا، چهارصد تا مرد باش؛ حقت رو، بگیر. بعد هم برده می کنند و بارکد پشت گردن زن می زنند و می فروشندش. عصر جاهلی برگشته.
اما حال و هول مادر جواد این روزها، با چند سال پیش، فاصله اش از خانه است تا پشتبام و دیش. چشمانم را می بندم و تف می فرستم به فرهنگشان که عقاید شان را اینطور جذاب قالب می کنند.
دلم برای مادرم تنگ می شود. الان من چرا اینجا آمده ام وقتی که...
#بخوانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#محرمانه
📍روزنامه انگلیسی گاردین: تقریباً تمام زنان جوان در انگلیس آزار جنسی دیدهاند
@secret_file
🔹بر اساس نتیجه نظرسنجی مؤسسه «زنان سازمان ملل»، ۹۷ درصد از زنان ۱۸ تا ۲۵ ساله در بریتانیا گفتهاند هدف آزار جنسی قرار گرفتند و ۸۰ درصد از زنان همه طیفهای سِنی نیز گفتهاند در اماکن عمومی آزار جنسی را تجربه کردهاند.
#پشت_پرده
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آموزش دوخت سفره پاک کن 🎥🔝
با چیزای کوچیک میتونید کلی سلیقه تون رو به رخ بکشید👌👌
سعی کنید بیشتراز پارچه های نخی استفاده کنید
.
امیدوارم استفاده کنید خوش سلیقه های من❤️
•┈┈••✾❀🕊💓🕊❀✾••┈┈•
🏡 #هنر_مهارت
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
همیشه آیهی
وَ جَعَلْنا... (آیه ۹سوره یس)🌻🌈
را زمزمه میکرد
گفتم:
آقا ابراهیم این آیه برای محافظت
در مقابل دشمنه، اینجا که دشمن نیست⁉️
نگاه معناداری کرد و گفت:
دشمنی بزرگتر از شیطان👿 هم وجود داره..؟!
#شهید_ابراهیم_هادی 💚
#الگو
#یک_نمونه
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
🔴 خطر سرطان برای شب کارها
▫️تحقیقات جدید نشان میدهد که اختلال در ساعت زیستی بدن به دلیل شب کاری میتواند روی ژنهای مربوط به تومور اثر گذاشته و با بر هم زدن فرآیندهای طبیعی ترمیم DNA، ریسک سرطان را افزایش دهد.
▫️«جیسون مک درموت»، یکی از نویسندگان تحقیق می گوید: شواهد مستحکمی وجود دارد که ریسک ابتلا به سرطان در شب کارها بیشتر است. این موضوع سبب شد تا سازمان جهانی بهداشت شب کاری را به عنوان یک عامل سرطان زا احتمالی معرفی کند!
یافتههای این تحقیق در ژورنال Pineal Research منتشر شده است.
#علمی
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
کلیپ به زبان انگلیسی ترجمه فارسی 🎵
عید مبعث 🎉
#موزیک_تایم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
گزیدهای از کتاب شنود 📗📒📕
من راننده را دیدم که خیره شده بود به چهره زنی بسیار بد حجاب که از عرض خیابان رد میشد،اسمش فرشید بود اما به خاطر این هرزه گی ها زندگی اش را از دست داد سال بعد از زنش جدا شد.
اما از آن طرف آن زن را دیدم که در محشر بدنبال فرشید بود تا از او حلالیت بطلبد، حق الناس به گردنش بود او باعث شد که این فرشید و صد ها مثل او از زندگی با همسر شان دلسرد شوند و کار شان به طلاق منجر شود،
او به تمام این مردها بدهکار بود
#نیامده_ایم_که_بمانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#رمان_سو_من_سه
#قسمت_هفتاد_و_یکم
مادرم یک زن است؛ یک انسان. می فهمد! با صدای تقّی که می شنوم چشم باز می کنم:
- خوابت میاد وحیدجان!
نگاه از موهای افشان مادر جواد می گیرم و به لیوان شربت روبرویم می
دهم و نمی گویم:
- خوارم. یعنی احساس خواری می کنم.
اما می گویم:
- نه. زحمت کشیدید. جواد کی میاد؟
می نشیند و پا روی پا می اندازد.
ساپورت چه نقشه ای پشتش بود که این طور در کشور ما پر شد. مهدوی می گفت غربی ها برای زنان کابارهای طراحی کردند اما تمام زن های سالم ما مشتاقانه استفاده کردند! خدا رحمت کند، شلوار چیز خوبی بود. دست می برم لیوان پر از یخ را برمی دارم. خنکی اش بهترم می کند. من باید بروم. جواد برود و بمیرد که معلوم نیست این موقع کجاست. نمی دانم چطور از خانه بیرون می زنم. خداحافظی می کنم یا نه. به زحمت قبول می کند که بروم.
در را که به هم می زنم، به دیوار تکیه می زنم و چشمم را تا ته باز می کنم تا فقط درخت روبرو را ببینم. نفس هایم را بیرون می دهم تا خنکی غروب را ببلعم.
وای مادرم. از کف پایش می بوسم تا فرق سرش. مادرست!
○●○●○
- خودتی وحید؟
چشم باز می کنم و سر می چرخانم سمت جوادی که مقابل در خانه شان کلید به دست، دارد نگاهم می کند. تکیه از دیوار نمی گیرم، اما می گویم:
- نه. روح خبیثمه که منتظر توی لعنتیه.
کلید را برمی گرداند توی جیبش و می آید مقابلم.
- چته تو. چرا این ریختی شدی؟
نفس عمیق می کشم. جواد را که می بینم، یادم می آید که غیر از خاک که داشتم نثار همه می کردم، هوا هم هست. پس فعلا می شود زندگی کرد.
- کی اومدی؟ اینجا وایسادی خب می رفتی تو خونه. فکر کنم مامان باشه.
تمام حرص هایم را سرش خالی می کنم:
- معلومه این روزا کدوم گوری هستی؟ داری چه غلطی می کنی؟ سرت تو کدوم آخوره؟
#بخوانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
پروردگارا
ببخشمراآنقدرکہ
حسرتنداشتہهایمراخوردم؛
شاکرداشتههایمنبودم...
#الحمداللہعلیکلحال..🦋
•🌿•
#ازخدابه_مخلوق
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost