🌸🍃🌸🍃
#داستان_شب
دکتر #روانشناسی بود که هر کس مشکلات روحی و روانی داشت به #مطب ایشان مراجعه می کرد و ایشان با# تبحر خاصی بیماران را #مداوا می کرد و آوازه اش در همه شهر پیچیده بود.
یک روز ب#یماری به مطب این دکتر آمد که از نظر روحی به شدت دچار مشکل بود.
دکتر بعد از کمی#صحبت به ایشان گفت در همین خیابانی که مطب من هست، #تئاتری موجود هست که یک دلقک برنامه های #شاد و خیلی جالبی اجرا می کند.
معمولا بیمارانی که به من مراجعه می کنند و #مشکل روحی شدیدی دارند را به آنجا ارجاع می دهم و توصیه می کنم به دیدن #برنامه های آن دلقک بروند و همیشه هم این توصیه #کارگشا بوده و تاثیر بسیار خوبی روی بیماران من دارد.
شما هم لطف کنید به #دیدن تئاتر مذکور رفته و از برنامه های شاد آن #دلقک استفاده کرده تا مشکلات روحی تان حل شود.
بیمار در جواب گفت: آقای دکتر من همان #دلقکی هستم که در آن تئاتر برنامه اجرا می کنم...!
همیشه هستند #آدم هایی که در ظاهر شاد و خوشحال به نظر می رسند و گویا #هیچ مشکلی در زندگی ندارند، غافل از اینکه دارای #مشکلات فراوانی هستند اما نه تنها #اجازه نمی دهند دیگران به آن مشکلات واقف شوند، بلکه با #رفتارشان باعث از بین رفتن ناراحتی و مشکلات دیگران نیز می شوند.
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🆔
@mojaradan
#داستان_شب
سالهای آغاز #قرن سیزدهم بود، مرجع بزرگ تقلید اسلام آیت آللَّه العظمی وحید بهبهانی (رحمة الله علیه) در کربلا سکونت داشت، و دارای #حوزه درسی بود و شاگردان بسیاری داشت. وی به عنوان #سید محمد باقر محمد اکمل اصفهانی، معروف به وحید بهبهانی، در سال 1205، در کربلا رحلت کرد، و قبرش در پائین پای #شهداء در رواق امام حسین (علیه السلام) است.
از شنیدنی ها در این عصر اینکه، یکی از #شاگردان برجسته او به نام مولا محمد کاظم هزار جریبی نقل می کند:
من در مجلس درس آیت آللَّه وحید بهبهانی در مجلس پائین صحن مقدس کربلا #حضور داشتم، ناگاه مردی که از زوار غریب بود، نزد آیت آللَّه بهبهانی آمدو نشست و دست ایشان رابوسید، و یک دستمال بسته که در میان آن #طلاهای زنانه بود نزد آیت آللَّه بهبهبانی نهاد و عرض کرد، این طلاها رادر هر جا که #صلاح دیدید، به مصرف برسانید.
آیت اللَّه: این طلاها از کجابه دست آمده، ماجرایش چیست؟
زائر غریب: این طلاها، داستان عجیبی دارد: اگر #اجازه بفرمائید بیان کنم.
آیت آللَّه : بیان کن:
زائر غریب: من از #اهالی شیروان (یا دربند) هستم، به یکی از بلاد روسیه مسافرت کردم، ودر آنجا #تجارت و بازرگانی می نمودم و در ثروت کلانی به دست آوردم، در آنجا چشمم به دختری زیبا افتاد، #شیفته جمال او شدم و سرانجام از او خواستگاری کردم.
او گفت : من #مسیحی هستم، و تو مسلمان، اگر تو مسیحی شوی، حاضرم با تو ازدواج کنم.
بسیار غمگین شدم، #حیران بودم که چه کنم، کارم به جائی رسید که تجارت و #شغلم را رها ساختم و آن چنان پریشان بودم که نزدیک بود هلاک گردم، سرانجام #تصمیم گرفتم به آن دختر اعلام کنم که مسیحی شده ام، نزد خانواده آن دختر رفتم و #رسما مسیحی شده ام، نزد خانواده آن دختر رفتم و رسما مسیحی شدم، واز اسلام برائت جستم، و آنها پذیرفتند و سرانجام با آن دختر #ازدواج نموده ام نه می توانستم به وطن باز گردم، و نه برایم ممکن بود که به #دستورهای آئین مسیحیت عمل کنم.
در این بحران، به یاد #مصائب امام حسین (علیه السلام) می افتادم و گریه می کردم و از اسلام چیزی به جز از حسین (علیه السلام) و #رنجهای او در راه اسلام، در قلبم جائی نداشت، زار زار می گریستم، #همسرم با تعجب زیاد از من می پرسید که چرا گریه می کنی؟
من با #توکل به خدا، حقیقت را به او گفتم: که در مذهب اسلام باقی هستم، و گریه ام به خاطر مصائب آقا امام حسین (علیه السلام) است.
همسرم همین که نام شریف امام حسین (علیه السلام) را شنید، #نور اسلالم در قلبش پرتو افکند و هماندم مسلمان شد، و با من در مورد مصائب آن حضرت می گریست.
روزی به او گفتم: بیا #مخفیانه با هم به کربلا به کنار قبر امام حسین
(علیه السلام) برویم، تا در حرم آن حضرت، آشکار #اظهار اسلام کنی، او موافقت کرد، و با هم به فراهم کردن #لوازم سفر، پرداختیم، در این میان او بیمار شد و در همان بیماری از #دنیا رفت، بستگان او جمع شدند و او را #مطابق آئین مسیحیت همراه همه طلاها و زیورهائی که داشت در قبرستان مسیحیان روسیه به خاک سپردند.
از #فراق آن زن، بسیار محزون گشتم، تصمیم گرفتم که جسد او را از قبر بیرون آورم به شهری ببرم و در قبرستان مسلمین دفن کنم، وقتی در دل شب،# قبر را شکافتم، دیدم مردی با ریش تراشیده و سبیل کلفت، در آنجا مدفون است بسیار پریشان شده و تعجب کردم، در همان حال، #خواب مرا فرا گرفت، در عالم خواب دیدم، شخصی به من می گوید:
#شادمان باش که فرشتگان (نقاله) جسد همسرت را به کربلا بردند و در آنجا در میان صحن، #طرف پائین پا، نزدیک منازه کاشی، دفن کردند، و این جسد را که در این قبر می بینی جسد فلان #رباخوار است که امروز او را در اینجا دفن کردند، و فرشتگان آن جسد را به اینجا آورده اند، و زحمت حمل و نقل #جنازه عیالت را، از تو برداشته شد!.
بسیار #خوشحال شدم و بی درنگ بار سفر بستم و به کربلا آمدم، و به توفیق الهی برای #زیارت قبر شریف امام حسین (علیه السلام)، وارد حرم شدم، در آنجا از دربان صحن، پرسیدم، آیا فلان روز ( نام همان روز دفن همسرم را به زبان آوردم در پای مناره کاشی چه کسی را دفن کردید؟.
گفتند: فلان ربا خوار را.
من قصه خودم را برای آنها باز گو کردم، آنها همان قبر را شکافتند، من وارد قبر شدم، دیدم #عیالم در میان لحد خوابیده است، همان دم زیورهای او را که طبق #مذهب نصاری، با او دفن شده بود، بیرون آوردم، و به حضور شما رسیدم و تقدیم می کنم، تا در آنچه #صلاح دانستید به مصرف برسانید .
آیت آللَّه بهبهانی (رحمة الله علیه) آنها را گرفت و در #راه تامین زندگی فقرای کربلا، به مصرف رسانید
اقتباس از در السلام عراقی
✍️عالم برزخ در چند قدمی ما
نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی
🖤🍃🍃🖤🍃🍃🖤
@mojaradan
#داستان_شب
💠💠کاش با فلانی رفاقت نمیکردم
👈 دختر خانمی که .....
❌ با #نامحرم در ارتباطی...
❌ و پسرِ نامحرمِ فضای مجازی رو «#داداشی» خطاب میکنی
و #خودمونی میشی ...
👈و آقا پسر، ..
❌ که با #ناموسِ مردم چت میکنی...
❌ و #حریمِ نامحرم رو تو فضای مجازی رعایت نمیکنی...
❌همین که #اجازه بدی یه غریبه به حریمت وارد بشه، و تو رو از #خدا دور بکنه، برای #سقوط کافیه...
میدونستی یکی از #حسرتهای جانسوز اهل جهنّم، همین رفاقتها و دوستیهاست⁉️
🔰 سوره مبارکه فرقان،
آیه ﴿۲۸-۲۷﴾
〖یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ یَقُولُ... یَا وَیْلَتَی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا〗
🌷【به خاطر بیاور روزی را که،
#گناه کار دست خود را از شدّت #حسرت به دندان میگزد، و میگوید: «ای وای بر من، کاش فلانی را بعنوان دوست خود انتخاب نکرده بودم!»】 :
حالا این دوست میتونه:
✴️ همکلاسیت...👩🎓👨🎓
✴️ همسایهات...👥
✴️ همکارت...👥
✴️ همون نامحرمِ فضای مجازی...👤
✴️ یا حتّی گوشیِ موبایلت باشه...📱
⚠️ حواست هست⁉️
⚰ معلوم نیست #ملک الموت کِی بیاد سراغمون...
پس همیشه #یاد_مرگ رو تو دلمون زنده نگه داریم
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
--------------------------
هدایت شده از مجردان انقلابی
#پرسش_و_پاسخ
استاد #دهنوی
❓#راهکار شما برای #ترک_رابطه بافردی که او را #دوست داریم ولی #هدف از رابطه مان #ازدواج نیست ،چیست؟
1⃣ #دو تا #پنج_هفته فرد را نبینید.
2⃣هیچ #ارتباط_سمعی نداشته باشید.(سیم کارتتان را عوض کنید)
3⃣ #آثار_فرد را از جلوی #چشمتان بردارید.
4⃣ #اجازه ندهید #فکر طرف وارد ذهنتان شود.(ثابت شده روزانه 6هزار فکر وارد #ذهن_انسان می شود،که می تواندهمه آن را #مدیریت کنند.)
🌏منبع: بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی کاشان
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
💫 @mojaradan
✨﷽✨
#پندانه
✍مرد جوانی در آرزوی #ازدواج با دختر کشاورزی بود. کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه #گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من #دخترم را به تو خواهم داد. مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و #خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سُم به زمین می کوبید و به طرف مرد #جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین دَر طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با #سرعت حرکت کرد، جوان پیش خودش گفت: منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این #ارزش جنگیدن ندارد.سومین دَر #طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس #لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دُم گاو را بگیرد.اما.........گاو دُم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها #اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه #فرصتهای مناسب را دریابیم.
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🍃 @mojaradan
💕➖💕➖💕➖
#ازدواج💍
👩❤️👨
#تقدیر_خداوند در امر ازدواج 🍃
🔆 گفتیم که افراد باید سعی کنند که مورد مناسبیرو برای زندگی پیدا کنند،
👌 مورد مناسبرو هم عرض کردیم که #خانواده طرف خیلی مهمه و رفتارهای پدر و مادر #پسر یا #دختر خیلی تعیین کننده است، در اینکه این فرد خانواده داری #بلد هست یا نه.🤔
💢
البته موردهاییرو هم داریم که ممکنه فردی پدر و مادر درستی نداشته باشه، ولی خود اون فرد واقعاً خودساخته باشه و آدم درستی برای زندگی باشه؛ 💯
خب تا اینجا یک طرف #قضیه است.✅
💯 اما طرف دیگه قضیه که درمورد انتخاب همسر باید به اون دقت بشه اینه که واقعاً ازدواج انسانها عمدتاً #تقدیر خداوند هست،😍
و خداوند متعال هست که #زن و #شوهرهارو برای هم انتخاب میکنه👌
و تقدیر خدا در این زمینه فوق العاده #جالب هست💫
💚امام رضا علیه السلام فرمودند:
گاهی خداوند متعال #عقل انسان را میبندد و بعد از این که انسان کاری را انجام میدهد عقلش را باز میکند.
🔷بعد انسان به #خودش میاد و میگه
چرا من این انتخابرو کردم⁉️
چرا با این آدم #ازدواج کردم⁉️
چرا این کار رو انجام دادم⁉️
🔶درحالی که نمیدونه خداوند متعال میخواد اون رو #امتحان کنه، و اون فرد دقیقاً با کسی ازدواج میکنه که همون فرد میتونه بیشترین رشد ممکن رو در #زندگی او ایجاد کنه. ✔️
💠حالا چه اون فردی که با اون #ازدواج کرده آدم خوبی باشه، چه آدم بدی باشه💑
هر اخلاقیاتی داشته باشه، دقیقاً #خداوند متعال طوری طراحی میکنه زندگی انسانهارو که باهم جور دربیاد.💞
نباید اینطور باشه که خیلی از افراد تا #ازدواج میکنند و به مشکلی برمیخورند سریع فکر کنند که انتخابشون #اشتباه بوده.😔
❌ نه عزیز من چنین #تفکری، تفکر درستی نیست.
☘اینطور نیست که انتخاب شما اشتباه بوده باشه؛ اتفاقا خیلی هم #دقیق بوده، اصلا نگرانش نباش.🎀
💠واقعیت امر اینه که زندگی ما رو خداوند متعال طراحی کرده و اجازه نمیده کسی در زندگی انسان وارد بشه و #امتحانات خدا رو خراب کنه و نذاره انسان رشد کند.☺️🍃
شما با خیال راحت با هر کسی که ازدواج کردید یک #زندگی خیلی خوب رو بسازید.💪
🍃دنبال این نباشید که از بیرون کسی یا چیزی باعث خوشبختی شما بشه.
🔷اگر تصور درستی نسبت به زندگی داشته باشید دیگه در انتخاب همسر هم #سختگیری نمیکنید.
🔶اگر واقعاً قرار باشه شما با #همسری زندگی بکنید، خداوند متعال حتما سیستم رو طوری ردیف میکنه که شما بیشترین رشد رو با اون فرد داشته باشید.💯😊
اگرقرار باشه که اون فرد باعث رشد شما نشه، قطعاً خداوند متعال #اجازه نمیده که شما با اون فرد ازدواج بکنید.👍
♥️ انشاءالله که خداوند متعال نگاههای ما رو نسبت به امر #ازدواج قشنگتر و زیباتر و دقیق تر بفرماید.🤲
#پایان_این_قسمت
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
😍 @mojaradan