eitaa logo
دروس استاد احدی حفظه الله تعالی
108 دنبال‌کننده
44 عکس
10 ویدیو
136 فایل
این کانال جهت نشر دروس خارج فقه و اصول استاد می باشد. ارتباط با ادمین sd1251356@
مشاهده در ایتا
دانلود
📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 🍃🌾🌷🍃 🌾🌷🍃 🌷🍃 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله المَهدِيُّ مِن وُلدِي ، اسمُهُ اسمي ، وكُنيَتُهُ كُنيَتي ، أشبَهُ النّاسِ بي خَلقا وخُلُقاً ، تَكونُ لَهُ غَيبَةٌ وحَيرَةٌ ، حَتّى تَضِلَّ الخَلقُ عَن أديانِهِم ، فَعِندَ ذلِكَ يُقبِلُ كَالشَّهابِ الثّاقِبِ ، فَيَملَؤُها قِسطاً وعَدلاً ، كَما مُلِئَت ظُلماً وجَوراً . «مهدى» از فرزندان من است. نامش نام من، كنيه اش كنيه من ، و شبيهترينِ مردم در خلق و خو به من است . غيبت و حيرت او چنان به طول مىانجامد كه مردم، دين خود را گم مى‌كنند و در اين هنگام است كه مانند شهاب درخشان مى‌آيد و زمين را از عدل و داد پر مىكند، همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است». كمال الدين : ص ۲۸۷ ح ۴ 🌷🍃 🌾🌷🍂 🍃🌾🌷🍃 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی 📗📙📕📗📙📕📗📙📕📗📙⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴 @ostadahadi 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 🍃🌾🌷🍃 🌾🌷🍃 🌷🍃 ۹۷/۲/۱۰ ۱۰۳ دلیل پنجم بر حجیّت قول لغوی را توضیح دادیم. شیخ در رسائل این دلیل را رد کرد زیرا موارد استعمال لغات در تشخیص احکام شرعیه بسیار کم است. لذا اگر نسبت به برخی از حکم شرعی شک کنیم و برائت جاری کنیم مشکلی پیش نمی¬آید. یعنی ما بدون تکلیف باقی نمی¬مانیم. به حق با است. زیرا مباحث احکام شرعیه: ‌أ. یا در مفردات است مثلا کلمه قرء به معنی پاکی یا به معنی اغتسال بعد از پاکی است. و لفظ ( صعید )‌ مطلق وجه الارض است یا تراب است. در اینگونه موارد می¬توانیم به کمک آیات و روایات اشکال خود را برطرف کنیم. مثلا به حائض امر شده است که ( دعی الصلاه ایام اقرائک ) بجای کلمه حیض اقراء به کار رفت. از این واژه برای ایام حیض استفاده کرد. ‌ب. یا در مواد است: مثل اینکه ماده أمر به چه معنی است؟ آیا به معنی فرمان و دستور است یا معنی دیگری دارد. این راه راهی است که در اوامر و نواهی بحث شده است ‌ج. هیئات که بر دو قسم است: 1. هیئات مفرده مثلا هیأت افعل دال بر وجوب و هیأت لا تفعل دلالت بر حرمت دارد. 2. هیأت مرکبات مثل جمله اسمیه یا مفهوم شرط. جمله فعلیه یا اضافه. موارد استناد ما به لغات آنقدر زیاد نیست که در احکام شرعیه تأثیر داشته باشد موارد بسیار کم است. از این نظر انسداد در اینجا جاری نیست. جمع بندی: لغات از دو جهت قابل استناد است: 1. از باب حجیّت خبر ثقه در موضوعات 2. به عنوان اینکه لغوی خبره است. فرق این دو این است که اولی اخبار عن حسٍ است و دومی اخبار عن حدسٍ است. لکن حدسی است که مخالف ندارد. اما وثاقت؛ به نظر ما هیچ یک از ائمه لغات توثیق ندارند. زیرا ائمه لغت دو دسته هستند یک دسته بصریین هستند و یک دسته کوفیین. اما سلسله بصرییین به محمد بن حسن دریدی عضدی متصل می¬شوند که توثیق ندارد بلکه تا ۹۰ سالگی گرفتار شرب خمر بوده است. اما کوفیین به علی بن حمزه کسائی متصل می¬شوند که شارب خمر بوده لذا توثیق ندارد. اما یک نفر از اهل لغت توثیق دارد. ایشان خلیل بن احمد از قدمای اهل لغت است. ( قوله حجه فی الادب ) علامه علمای لغات را دو قسم کرده است قسم اول موثقین که در این میان نام خلیل بن احمد را برد و قسم دوم غیر موثقین. ( رجوع شود به خلاصه الرجال ذیل حرف خ ) در رجال ابن داود، خلیل را توثیق کرد و گفت افضل ادیب ها در زمان خودش بوده است. بنابراین ما در حجیّت لغوی نیاز به توثیق داریم و ایشان آن معنایی را بگوید که عند اهل اللسان رایج است. اما خبره؛ از کجا بفهمیم لغوی اهل خبره است؟ از دو راه یکی از راه علائم حقیقت و مجاز مثل تبادر ، صحت سلب، صحت تقسیم و... یکی هم اصل در استعمال حقیقت است که مبنای سید مرتضی و قاضی تاج الدین در شرح منهاج می¬باشد. لکن قول لغوی دو مشکل دارد: 1. یکی اینکه شأن لغوی بیان موارد استعمال یا معنی حقیقی است لذا باید پیدا کنیم که این خبره لغت معنی حقیقی را می¬گوید یا موارد استعمال را می¬گوید. زیرا استعمال اعم از حقیقت و مجاز است. 2. دوم این است که اگر شک در مراد متلکم کنیم اصلی نداریم که شک خود را برطرف کنیم. مثلا اصاله الحقیقه. مثلا بگوییم اصل در استعمال حقیقت است. چنین اصلی نداریم لذا این دو مشکل را در خبرویت داریم. نهایت امر این است که قول خبره می¬تواند تأیید کند. 🌷🍃 🌾🌷🍂 🍃🌾🌷🍃 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴
سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴 @ostadahadi 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 🍃🌾🌷🍃 🌾🌷🍃 🌷🍃 ۹۷/۲/۱۵ ۱۰۴ اصول درباره قول لغوی: 1. آخوند: ایشان می گوید کار لغوی فقط بیان موارد استعمال است لذا قول لغوی اعتباری ندارد ضمن اینکه ایشان مراجعه فقیه به لغات را از ضروریات استنباط می داند چون هرکجا احتمال می دهد که حکم شرعی در آن جاست باید فحص کند تا به استنباط برسد ادله وجوب فحص در شبهات حکمیه فقیه را وادار می کند براینکه اگر گوشه ای از لغات احتمال داد که متعلق حکم شرعی است باید فحص کند چون در استنباط فحص تام لازم است. به نظر استاد روشن است اینکه فرمودند کار لغوی فقط بیان موارد استعمال است درست نیست چون مبانی اهل لغات فرق می کند مثلا قاموس اللغه اول معنای حقیقی را بیان می کند بعد به موارد استعمال می پردازد و نیز تاج العروس چنین است. اما قسمت بعدی که کار فقیه در استنباط مراجعه به لغات است حرف درستی است و ماهم قبول داریم. 2. شیخ : لغات دارای مواد و هیئات اند: اما مواد جهل ما نسبت به معانی مواد هر لغتی بسیار قلیل است مثلا ماده صعید یا ماده غنا چه معنایی دارد لذا مراجعه به لغات نسبت به مواد به حدی گسترده نیست که ما نسبت به حکم شرعی مشکلی پیدا کنیم . نتیجه این است که علم اجمالی ما منحل شد یعنی علم اجمالی به وجود احکام شرعیه در میان موضوعات لغوی است این علم اجمالی منحل شد وقتی منحل شد هرجا شک کردیم که آیا این حکم شرعی را می توان از لغات به دست آوریم یانه برائت جاری می کنیم . واما هیئات: می فرماید که هیئات دو قسم اند: ‌أ. ظاهر در حکم اولی اند مثل افعل که ظاهر در وجوب است و لا تفعل ظاهر در حرمت است . ‌ب. ظاهر در حکم ثانوی است مثل امربعداز توهم حذر دلالت بر اباحه می کند . اما قسم اول از راه تبادر به ضمیمه اصاله عدم قرینه معین می شود مثلا از هیات افعل نسبت طلبه و بعثیه و لابدیه تبادر می کنیم و اگر احتمال بدهیم که قرینه ای وجود دارد براینکه این افعل دلالت بر تهدید، تعجیز یا سایر موارد امر می کند اصل عدم قرینه جاری می شود این احتمال می رود. واما قسم دوم نیازی به تبادر نیست بلکه خودش قرینه عامه است عموما امر بعد از نهی دلالت بر اباحه می کند و نیازی به تبادر نیست .( از باب ضرب القاعده و تاسیس قاعده باشد) والانصاف: ما در استنباط احکام شرعیه نیازمند به لغات بسیاری هستیم به موارد زیادی از لغات برخورد می کنیم که باید برای فهم هریک از آنها به قول لغوی مراجعه شود درآن جا ما اتفاق قول لغوی را معتبر می دانیم مثلا همه آنها اجماع دارند براینکه ظهور اولی صعید تراب است نه سنگ و فقیه هم بر اساس همین مورد اتفاق اهل لغت فتوا می دهد که مثلا به خاک تیمم کن نه سنگ بردو مطلب: 1. تبادر به انضمام اصل عدم قرینه : وفیه اگر تبادر کافی است پس اصل عدم قرینه لازم نیست چون خود تبادر علامت حقیقت است از حاقّ لفظ به دست می‌آید تبادر حاقی انس ذهن به معناست مثلا تا لفظ را بکار می برید ذهن بلا فاصله به سمت همان معنا می رود مثل آب. علاوه برآنکه اصل عدم قرینه ظهور سازی نمی کند آن چه ظاهر را می سازد اصالة الحقیقة است نه اصالة عدم القرینه. و اصالة الحقیقة هم دلیل اعتبار ندارد چون برخی علما اصل در استعمال را حقیت نمی دانند بلکه اعم از حقیقت و مجاز می دانند مثل سید مرتضی. 2. اما مطلب دوم: کثرت لغات با مراجعه به اتفاقات مستفیضه باعث می شود که رجوع به قول لغوی حجت شود این خلاف مبنای شماست چون شما اجماع منقول را در احکام حجت نمی دانید چه رسد به موضوعات. علم لغات از علوم موضوع شناسی است آیا اجماع در شناخت موضوع معتبر است؟ یعنی کاشف از رای معصوم است یا خیر؟ شما در احکام اجماع را کاشف از رای معصوم نمی دانید آن وقت در موضوعات قبول می کنید لذا اتفاق ایشان مشخص نشد چیست؟!! علاوه بر آن : قول لغوی را از باب خبرویت حجت می دانید و در باب خبره نیازی به اتفاق و اجماع نیست بلکه در مساله خبره لازم است که دو چیز احراز شود یکی اینکه ایشان در این فن کار شناس اند یا نه؟ ودیگر عادل اند یا نه؟ وما ثابت کردیم در میان علمای لغات که شهادت عدلین کمتر پیدا می شود چون اکثرا شارب الخمر بودند. والسلام. 🌷🍃 🌾🌷🍂 🍃🌾🌷🍃 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫
دینی سعید: سعید دینی 📗📙📗📙📗📙📗📙️⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵⚫️🔴🔵 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴 @ostadahadi 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 🍃🌾🌷🍃 🌾🌷🍃 ۹۷/۲/۱۶ ۱۰۵ قول سوم : ایشان قول لغوی را معتبر نمی داند و حتی نسبت به خبرویتش هم مناقشه کرده ولی در پایان تصریح کرده که قول لغوی در صورت تعدد و عدالت اعتبار دارد یعنی چند تا لغوی عادل بر روی موضوعی از موضوعات شرعیه نظر بدهند قابل اعتبار است.در تنقیح بحث فقه در ج 4 پیرامون حد مسح پا درباره کعب می نویسدکه قول لغوی عین عامه و خاصه اختلاف است اهل لغت دو دسته اند:دسته ای کعب را دو تا استخوان محیط به پا می دانند و برخی دیگر کعب را پشت پا (ظهر) می دانند و قائل به تعارض و تساقط اند و بعد از تساقط باید مراجعه به روایات شود تا حد مسح پا معین شود. ما سه اشکال داریم: 1. ایشان تعدد و عدالت را منحصر به باب قضاوت می داند قاضی درحکم، باید نظر بینه را ملاحظه کند یعنی نظر دو شاهد عادل در غیر زنا و لواط و چهار شاهد عادل در زنا و لواط را توجه کند اما در غیر باب قضا سیره قطعیه عقلائیه بر کفایت وثوق و عدم وجود رادع است همین اندازه که نظر شخصی برای ما وثوق بیاورد کافی است در صورتی که این نظر را شارع ردع نکرده باشد پس تعدد و عدالت را در غیر باب تضاد لازم نمی داند لذا کلام ایشان در باب لغات که قائل به تعدد و عدالت شد مخالف با مبنای ایشان می باشد . 2. اینکه فرمودید قول لغوی در صورت عدالت و تعدد معتبر است چه اثری دارد؟ با وجود اینکه خود شما لغوی را خبره نمی دانی و می گوئید که لغوی اشاره به موارد استعمال دارد معانی حقائق را بیان نمی کند بر طبق این مبنا قوللغوی اثری ندارد یعنی نمی شود به قول لغوی تعبد کرد یک حکم شرعی را استنباط کرد به لحاظ اینکه او را خبره نمی دانید در حالی که در مساله کعب به قول لغوی متمسک شدید و نیز در جاهای دیگر فقه نیز از اهل لغت کمک گرفتید. 3. آیا لغوی خبره در معناست یا خبره در استعمال؟ اگر خبره در معنا باشد در فقه اثر دارد قاعده تعارض و تساقط را جاری کنیم اما اگر لغوی موارد استعمال را بیان می کند در فقه اثری ندارد لذا چرا قاعده تعارض و تساقط را در کتاب فقه خود مثل تنقیح جاری کردید؟ شما که قائل به موارد استعمال هستید نباید قاعده تعارض و تساقط را بیان کنید. قول چهارم : قول لغوی حجت نیست چون مورد امضای شارع نیست این روش(یعنی مراجعه به قول لغوی ) ازمستحدثات است و در زمان ائمه نبود بعد می‌گوید نعم اگر به قول لغوی مراجعه شود و برای شخص اطمینان به ظهور الفاظ ایجاد شود، اعتماد بر آن صحیح است کما هو تحصیل فی اغلب الموارد در اغلب موارد به دست آوردیم که قول لغوی به ما وثوق و اطمینان داده. بعد می‌گوید لکنه غیر حجیة قول الغوی بالمعنی المتقدم . تنقیح الاصول ج 3 ص 133. : مراجعه به قول لغوی را طریقه حادثه دانستید و فرمودید که در زمان ائمه ع نبوده است ،بسیار بعید است چون در ان زمان نامه ها رد و بدل می شد و ارتباطات تجاری بود وقف نامه ها بود نیازمند به مراجعه به اهل لسان بود مرحوم طبرسی در مجمع البیان ج 1 ص 13 حدیثی را از پیامبر نقل می کند که القرآن ذلول ذو وجوه فاحملوه علی احسن الوجوه. ذلول یعنی رام از بس که رام است چند تفسیر دارد بعد فرمود قرآن را بر احسن احتمالات حمل کنید ابن عباس چهار نقل بیان کرده: 1. مربوط به عموم مردم 2. مربوط به علما و دانشمندان 3. مربوط به عرب است 4. مربوط به خود خداست . اما آن وجهی که شاهد ماست این است که واما الذی تعرفه العرب بلسانها فهو حقائق الغه و موضوع کلامهم اما آن الفاظی که مربوط به زبان عربی است این است که عرب حقیقت های لغت را بیان می کند و موضوع سخنانش قرار می دهد. : بسیاری از لغوی ها اول معنای حقیقی را نقل می کنند و بعد معانی دیگر را ذکر می کند. ما وثوق و اطمینان را قبول داریم اما تعدد و عدالت را آنگونه که مرحوم خوئی گفت قبول نداریم. والسلام . 🌷🍃 🌷🍃 🌾🌷🍂 🍃🌾🌷🍃 🌹🍃🌾🌷🍃🍀🍃 📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖📚📖 @ostadahadi 🔴➖➖➖➖➖➖➖➖🔴📕📕📕⚫🔴🔵