eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
📈(ع) 2 در بیان آیت الله العظمی جوادی آملی 👇🏽👇🏽👇🏽 4⃣روش دیگری كه اهل بیت(علیهم‌السلام) در تفسیر قرآن پیموده اند و آن را ترویج، بر آن تكیه و شواهد فراوانی برای آن ارائه كرده اند، همان راهی است كه استاد ما علامه طباطبایی(قدس‌سرّه) پیموده اند. در این روش، برخی آیات قرآن به كمك بعضی دیگر تفسیر می شوند. برای مثال، در بعضی موارد اهل بیت(علیهم‌السلام) آیه ای را تفسیر می فرمودند و وقتی در مورد دلیل آن از آنها پرسش می شد، در پاسخ آیه ای دیگر را ذكر می كردند، چنان كه در زمان یكی از خلفا، مادری فرزند خود را شش ماه پس از ازدواج به دنیا آورد. خلیفه به رجم او حكم كرد و اهل بیت(علیهم‌السلام) با حكم خلیفه، با استناد به آیات قرآن و از طریق انضمام آیات با یكدیگر مخالفت كردند. بدین ترتیب، حكم خدا را بیان و خون بیگناهی را حفظ كردند.[3] در یك آیه، مجموعه دوران بارداری تا پایان شیرخوارگی كودك سی ماه بیان شده است: ﴿وحمله و فصاله ثلاثون شهرا﴾[4] و در آیه دیگر، شیر خوارگی كامل دو سال معرفی می شود: ﴿والوالدات یرضعن اولدهنّ حولین كاملین﴾[5] و چون دو سال، یعنی بیست و چهار ماه، از سی ماه كم شود، مدّت شش ماه برای حد اقل دوران حمل باقی می ماند. ✳️این روش تفسیری، نظیر نوع اول، راهی عمومی است و هر انسانی كه در خدمت قرآن باشد و با آن انس بگیرد، می تواند از ارجاع آیات قرآن به یكدیگر و جمع آنها، پیام و كلام خاص را از آن دریافت دارد. در نوع نخست، به ظاهر یك آیه یا سوره استناد می شود. در آن حال نمی توان گفت: قرآن در این مورد این مطلب را بیان می دارد، بلكه باید گفت: این آیه یا آیات چنین پیامی دارند. وقتی می توان از پیام قرآن درباره یك مطلب سخن گفت كه همه آیات قرآن در كنار یكدیگر مورد توجه قرار گرفته، با اجتهاد، از تفسیر برخی آیات نسبت به بعضی دیگر استفاده شود. در این مرحله نیز نمی توان گفت: نظر اسلام در مورد این مطلب همین است، زیرا برای اثبات این ادعا، باید روایاتی كه درباره مطلب مورد نظر وارد شده، در كمال اجتهاد بررسی نمود و با استعانت از براهین عقلی، در خدمت قرآن، به جمع بندی و نتیجه گیری همت گمارد. منبع: کتاب نسیم اندیشه، جلد اول 🍀🍀🍀 پاورقی: [1] ـ سوره زخرف، آیه 4. [2] ـ سوره شعراء، آیه 195. [3] ـ ر.ك: مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 365؛ دعائم الاسلام، ج 1، ص86. [4] ـ سوره احقاف، آیه 15. [5] ـ سوره بقره، آیه 233. @rahighemakhtoom
📈(ع) 1 در بیان آیت الله العظمی جوادی آملی 👇🏽👇🏽👇🏽 1⃣اهل بیت(علیهم‌السلام) ظاهر قرآن، یعنی آنچه از لغت، جمله، قراین، سیاق و فرهنگ محاوره به دست می آید، را حجّت می دانستند و با استدلال به آن، آیه را تفسیر می كردند. این راه كه آنها خود در پیش گرفته و امضا كرده اند، راهی عمومی است كه دیگران نیز می توانند پی بگیرند. 🌟🌟🌟 2⃣روش تفسیری دیگر امامان(علیهم‌السلام) به تعیین حدودِ احكام و شرایع الهی مربوط است. این روش به امامان(علیهم‌السلام) اختصاص دارد و دیگران از آن بی نصیب هستند. ایشان در این روش، مطلق های قرآنی را مقید كرده، تخصیصات مربوط به عمومات را ذكر می كنند و شرایط یا موانعی را بیان می دارند. این نوعِ تفسیر، از ظاهر و لفظ عبارات قرآنی یا سیاق آیات، جملات و كلمات به دست نمی آید؛ مانند قید یا شرطی كه برای نماز صبح، ظهر یا عصر ذكر می شود، یا اینكه نماز صبح دو ركعت باشد و بلند خوانده شود. بسیاری از اموری كه شرایط، موانع، حدود، قیود و تخصیصات را بیان می دارد و مبهم ها را معین می كند، از این قبیل است. این نوع تفسیر مختص ائمه(علیهم‌السلام) است و از راه وحی به دست می آید. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم وحی تشریعی را از خدای سبحان دریافت می دارد، امّا امامان معصوم(علیهم‌السلام)، چون دارای رسالت و نبوّت نیستند، وحی تشریعی ندارند، امّا از وحی تسدیدی، اِنبائی، الهام و دیگر اقسام آن بهره می گیرند. 🌟🌟🌟 3⃣ نوع سوم تفسیر امامان معصوم(علیهم‌السلام) به باطن قرآن مربوط است. نزول قرآن به تجلّی است؛ نه تجافی. نزول قرآن مانند نزول باران نیست، چون باران به تجافی از ابر فرو می ریزد. در نزول به تجافی، قطره باران تا زمانی كه در بالاست، در پایین نیست و چون به پایین بیاید، در بالا نخواهد بود. اما نزول قرآن، چنان كه در نهج البلاغه آمده، به تجلّی است. در نزول به تجلّی، آن حقیقت در عین اینكه در مبدأ و منبع است، مرحله وسطی و رقیق شده آن به اوسط مراحل و مرحله نازلتر و رقیقتر آن به پایین ترین مراتب می رسد و از این طریق در اختیار دیگران قرار می گیرد. ✳️ریشه اصلی قرآن كریم كه به تجلّی تنزّل یافته است، در ﴿اُمّ الكتاب﴾ است و خدای سبحان بدین سان از جایگاه آن خبر می دهد: ﴿و اِنّه فی اُمّ الكتاب لدینا لعلی حكیم﴾[1]؛ به درستی كه آن در اُم الكتاب نزد ماست و همین كتاب در نزول به تجلی، به صورت ﴿عربی مبینٍ﴾[2] ظاهر می شود. این حقیقت در همه مراحلی كه از ﴿اُمّ الكتاب﴾ تا ﴿عربی مبین﴾، به وساطت فرشتگان، به تجلّی طی می كند، قرآن است، به همین دلیل كسی كه با لغت عربی آشناست، در همان محدوده از آن استفاده می كند، و كسی كه به راه نزول قرآن آشنا باشد، از ظاهر به باطن پی میبرد و از باطن به باطن باطن. در نظر اهل بیت(علیهم‌السلام)، برای قرآن ظاهر و باطنی است و برای باطن آن نیز باطن دیگر، و برای باطن باطن آن نیز بر همین قیاس باطنی است. بر این اساس یكی از روشهای تفسیری اهل بیت(علیهم‌السلام) اظهار و بیان باطن قرآن است، زیرا آنها با بطون قرآن انس كامل دارند و با مسیری كه قرآن در آن نزول كرده، آشنا هستند، و طی این راه تا پایان مختص آنهاست؛ لیكن طی برخی مراحل آن، مقدور صاحبدلانی می باشد كه از راه تهذیب، در خدمت قرآن هستند. 🌟🌟🌟 @rahighemakhtoom
📚 بیان آیه 1 سوره در تفسیرالمیزان لَم يَكُن الّذينَ كَفروُا مِن أهلِ الكتابِ و المشركينَ مُنفَكينَ حَتّى تَاتيهُم البيّنة1 ✅ تفسير آيه1كه گفته شده از ترين آيات قرآنى است. آيات اين سوره در است كه به عليه كافران به دعوت اشاره مى كند، چه از اهل كتاب و چه مشركين، و نيز عده اى از اهل كتاب كه از آمدن حجت به خاطر ناشى از حجت خدا را رها كردند. و با در نظر داشتن اين از ظاهر آيات بر مى آيد كه منظور اشاره به اين معنا است كه خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) از حجت اى است كه مردم قيام شده، و الهى كه در بندگان جارى است كرده اين حجت گشته، و اين رسول شود، چون سنت جارى خدا مى كرد بينه و حجت روشنگرش به سوى اين طوايف نيز بيايد، همانطور كه به طوايف و اقوام گذشته از اختلافشان همين اقتضا را كرد و بر ايشان فرستاد، چيزى كه هست خودشان از آن استفاده نكردند، و با يكديگر راه انداختند. 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom
📚 بیان آیه 1 سوره در تفسیر 🔹 بنابراين، از جمله (الَّذينَ كَفروا) در آيه شريفه، كافران از دعوت اسلامى است، از اهل كتاب و چه مشركين، و كلمه (من) در جمله (مِن أهل الكتاب) را مى رساند، نه تبيين را، و كلمه (وَالمُشركين) است بر كلمه (أهل الكتاب) و از (مُشركين)، اهل كتاب است حال چه بت پرست باشند، و چه اصناف ديگر مشركين. 🔹 و كلمه (منفكين) از ماده است، كه به معناى دو چيز است كه به به هم بوده اند، و مراد از آن - به طورى كه از جمله (حَتّى تَاتيَهُم البَينة) استفاده مى شود - شدن از مقتضاى هدايت و بيان است، گويا سنت الهى از آنان نبوده، تا و بينه بيايد، همينكه آمد آن وقت مى كند، و به حال خودشان مى كند، همچنان كه در جاى ديگر به اين اشاره نموده مى فرمايد: (و ما كان اللّه ليضل قوما بعد اذ هديهم حَتى يبين لهم ما يتقون ). 🔹 (حَتَّى تأتِيهُمُ البَينة) - اين جمله به همان معناى معناى مى شود، يعنى منظور از كلمه (تأتيهُم ) كه است همان آينده است، و كلمه (بَينة) به معناى است 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom
📚 بیان آیه 1 سوره در تفسیر بیان آیه 1⃣ سوره در تفسیر ✅ معناى آيه شريفه اين است كه: خداى تعالى كسانى را كه به و يا رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) كافر شدند، و يا به قرآن كفر ورزيدند، نخواهد كرد، تا آنكه بينه و دليل روشن كه همان خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) است براى آنان بيايد، (و ساده تر آنكه خداى تعالى دست از اين كفار بر نمى دارد تا زمانى كه بر آنان تمام شود، و خودشان كنند كه محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلم) خدا است، و مى گويد، و و عناد وادار به كفرشان ساخته). 🔹 و اما در تفسير آيه و معانى كلمات آن به راه انداخته اند، به طورى كه از آنان - آنطور كه مى گويند - گفته اند: اين آيه از ترين آيات قرآن است، هم از نظر و هم از نظر . ✅ ولى كه ما براى آيه كرديم با سياق آيات سوره است، و هيچ بين مفردات و جمله هاى آن رخ نمى دهد، و از هر كس بخواهد به طور به آن قيل و قالها واقف شود بايد به مراجعه كند. 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom
وحی و نبوت در قرآن 33 📌 كيفيت وحى قرآن مجيد به طور احتمال آنچه قرآن مجيد در كيفيت وحى خود توضيح مى‌دهد اين است كه وحى اين كتاب آسمانى به طور تكليم بوده و خداى متعال با پيغمبر گرامى خود سخن گفته و آن حضرت با تمام وجود خود- نه تنها با گوش- سخن خدا را تلقى نموده است. ✅ خداى متعال مى‌فرمايد: «وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ* وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» «شورى، آيات 51- 52» به هيچ بشرى نمى‌رسد كه خدا با او سخن گويد مگر اين‌كه وحى كند- سخن پنهانى و با اشاره كه ديگران نفهمند- يا از پشت پرده‌اى حرف زند يا رسول و فرستاده‌اى بفرستد و او به اذن خدا آنچه را خدا مى‌خواهد وحى نمايد، زيرا خدا بلند مرتبه و محكم كار است * و به همين نحو روحى را از امر خودمان- قرآن را- به تو وحى كرديم از پيش خود نمى‌توانستى درك كنى كه كتاب چيست و نه ايمان چيست ولى ما آن را نورى قرار داديم كه با آن كسانى را كه مى‌خواهيم رهبرى مى‌نماييم و تحقيقاً تو راه راستى را نشان مى‌دهى. 🔹 به قرينه ترديدى كه در آيه اولى هست و وحى كه در قسم اول به جايى نسبت داده نشد ودر قسم سوم به رسول نسبت داده شده در آيه براى تكليم خدا سه قسم مختلف ذكر شده است. 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom ادامه در👇👇👇
وحی و نبوت در قرآن 33 📌 در آیه 51 سوره شوری سه گونه وحی بیان شده است که از نوع سخن گفتن خدا با رسول خویش است. ✅ 1. گفتار خدايى كه هيچ واسطه‌اى ميان خدا و بشر نباشد. ✅ 2. گفتار خدايى كه از پشت حجاب شنيده شود مانند شجره طور كه موسى عليه السلام سخن خدا را مى‌شنيد ولى از ناحيه آن. ✅ 3. گفتار خدايى كه ملكى آن را حمل نمود به بشر برساند و در اين صورت سخن فرشته وحى شنيده مى‌شود كه سخن خدا را حكايت مى‌نمايد. 🔹 و آيه دوم مى‌رساند كه قرآن مجيد از همين راه به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده و از اين جا روشن مى‌شود كه وحى قرآن از راه تكليم و گفت وگو بوده است. ✅ و باز مى‌فرمايد: {«نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ* عَلى‌ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ* بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ» «شعراء، آيه 194 » قرآن را روح امين- جبريل- به قلب تو يعنى به نفس تو با زبان عربى آشكار نازل كرد تا از كسانى باشى كه مردم را از خدا مى‌ترساند. ✅ و مى‌فرمايد: {«مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلى‌ قَلْبِكَ» «بقره، آيه 97» (ترجمه آيه گذشت). 🔷 از اين آيه‌ها استفاده مى‌شود كه قرآن يا بخشى از قرآن به وسيله فرشته وحى كه جبريل و روح امين است فرستاده شده (قسم سوم تكليم). 🔹 و اين‌كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله قرآن را از فرشته وحى با نفس‌ «به دليل اين‌كه در هر دو آيه تنزيل قرآن را به قلب پيغمبر اكرم نسبت مى‌دهد مى‌فرمايد «عَلَى‌ قَلْبِكَ» ونمى‌فرمايد «عليك» و قلب در عرف قرآن نفس است به دليل اين‌كه در چندين جا درك و شعور و هم‌چنين معصيت را كه از آن نفس است به‌قلب نسبت مى‌دهد » خود يعنى با تمام وجود خود تلقى مى‌كرد نه از راه گوش. 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom ادامه در👇👇👇
وحی و نبوت در قرآن 33 📌 در دریافت وحی پیامبر خطا و اشتباهی نکرد ✅ و مى‌فرمايد: {«فَأَوْحى‌ إِلى‌ عَبْدِهِ ما أَوْحى‌* ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‌* أَ فَتُمارُونَهُ عَلى‌ ما يَرى‌» «نجم آيات 10 -12 » پس وحى نمود به بنده خود آنچه را كه وحى نمود دروغ نگفت و اشتباه نكرد قلب- نفس- پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در آنچه مشاهده كرد آيا با او در چيزى كه- عياناً- مشاهده مى‌كند به مجادله مى‌پردازيد؟ ✅ و در جاى ديگر تلقى وحى را با خواندن الواح تعبير فرموده است: {«رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً» «بينه آيه 2 » فرستاده‌اى از جانب خدا كه صحيفه‌هاى پاكى را تلاوت مى‌كند. ✅ در خاتمه اين بحث مى‌گوييم كه توضيحات و مسائل بسيار ديگرى در اطراف اقسام وحى و صفات و خواص آنها از قرآن مجيد استفاده مى‌شود كه اين كتاب با اختصارى كه از براى آن در نظر گرفته شده گنجايش ايراد آنها را ندارد. 🍁🍁🍁 @rahighemakhtoom
؟ اگر انسان می‌خواهد روح معنویت را در خود قوی کند، باید مقید شود به هرچه از روایات و حقایق قرآن می‌آموزد، عمل کند. همانند حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) که مقید بودند به هر چه از پدربزرگوارشان شنیدند، عمل کنند و با تمام وجود تسلیم اوامر الهی باشند. مهم‌ترین سرّ در الگوگیری از حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)، تبعیت از همین روحیهٔ عبودی ایشان است. برگرفته از بحث
هر انسانی می‌داند که روزی نطفه‌ای در شکم مادرش بوده است. با گذراندن دورانی در آن مکان و تغذیهٔ درست، مراحل نطفگی و جنینی را سپری کرده و نوزاد سالمی به دنیا آمده است. پس از خروج نیز، نوزادی و کودکی را با مراقبت مادر سپری کرده و سرانجام تمام قوای جسمی‌اش به رشد کامل رسیده است. بنابر آیات قرآن و روایات، انسان صرف نظر از استعداد تکامل بشری، استعداد کمال انسانی و الهی نیز دارد. برای پرورش قوای انسانی، باید استعداد‌های انسانی در رَحِم معنویِ مادر معنوی، قرار گیرد و از تغذیه‌های متناسب این عالَم استفاده کند. محل ساخته‌شدن استعدادهای روحانی انسان، دامن ولایت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) و تربیت و سرپرستی ایشان است. اگر مو‌به‌مو با سیرهٔ حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها)حرکت کنیم، به کمال ابدی خود می‌رسیم و سعادتمند می‌شویم.
1 📚 تجليل مجيد از و ترغيب در تحصيل آن‌ 🔹 تجليل و تمجيدى كه مجيد از و دانش نموده نظير آن در هيچ كتاب آسمانى ديگر يافت نمى‌شود و در اين باره همين بس كه قرآن زمان توحش اعراب را كه عهد پيش از اسلام بود زمان جاهليت نهاده است. 🔹 قران مجيد در صدها آيه به‌طرق مختلفه نام علم و دانش را به ميان آورده و در بيشتر آنها در مقام بزرگداشت آن مى‌باشد. ✅ خداى متعال در مقام منت‌گذارى انسان مى‌فرمايد: {«عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ» «علق، آيه 5 » به انسان چيزى را كه نمى‌دانست ياد داد. ✅ و باز مى‌فرمايد: «يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ» «مجادله، آيه 11 » خدا- مقام- كسانى را كه ايمان آورده‌اند بلند مى‌كند و كسانى را كه به آنان علم داده‌ شده چندين درجه. ✅ و بالأخره مى‌فرمايد: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ» «زمر، آيه 9 » آيا كسانى كه علم دارند و كسانى كه علم ندارند مساوى مى‌باشند. آيات قرآنى در اين باره بسيار است و در حديث پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اهل‌بيت عليهم السلام كه تالى كتاب خداست اخبار بى‌شمار در اين باب وارد شده است. 🍁🍁🍁 کانال قرآنی رحیق در ایتا- برای همراهی با ما کلیک کنید 👇👇👇 @rahighemakhtoom
2 📚 علومى كه مجيد به‌ آنها مى‌كند 🔹# قرآن مجيد در آيات بسيارى (كه به‌سبب وفور و كثرت به نقل آنها نپرداختيم) به تفكر در آيات آسمان و ستارگان درخشان و اختلافات عجيبى كه در اوضاع آنهاپديد مى‌آيد و نظام متقنى كه بر آنها حكومت مى‌كند دعوت مى‌كند. 🔹 به تفكر در آفرينش زمين و درياها و كوه‌ها و بيابان‌ها و آنچه از عجايب در شكم زمين قرار گرفته و اختلافات شب و روز و تبدلات فصول تحريض و ترغيب مى‌نمايد. 🔹 به تفكر در آفرينش شگفت‌آور نبات و نظامى كه در زندگى آن جريان دارد و در آفرينش گوناگون حيوان و آثار و احوالى كه در محيط وجود از خود بروز مى‌دهد تشويق مى‌فرمايد. 🔹 به تفكر در خلقت خود انسان و اسرار و رموزى كه در ساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن در نفس و عوالم باطنى آن و ارتباطاتى كه با ملكوت اعلا دارد و به سير در اقطار زمين و مشاهده در آثار گذشتگان و كنجكاوى اوضاع و احوال ملل و جوامع بشرى و قصص و تواريخ ايشان اصرار تمام دارد. 🍁🍁🍁 کانال قرآنی رحیق در ایتا- برای همراهی با ما کلیک کنید 👇👇👇 @rahighemakhtoom