#چشمه_حکمت
#آیات_نور
#کانال_قرآنی_رحیق(تفسیر وقرآن پژوهی)
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سطح_متوسط
#تفسیر_سوره_بروج
#سوره_بروج
🔅🔅🔅
📌نگاشت10:نکته های تفسیری آیات 1و2 سوره بروج
✅ وَ السَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ
«ذَاتِ الْبُرُوجِ»: دارای برجها و باروها. کمتر تفسیری است که بروج را به برجهای دوازدهگانه خورشید و بیست و هفتگانه ماه اختصاص نداده باشد. ولی باید مراد همه کواکب و ستارگانی باشد که میلیاردها از آنها تشکیل کهکشانی، و به اصطلاح شهری جداگانه با نظم و نظامی شگفت تشکیل میدهند، و کهکشانهای بیشمار جهان هستی، بر طبق نقشه و حساب پدیدار گشته و با هم رابطه تنگاتنگ داشته و دارای وحدت ساختمان و ساختارند و نمایاننده کمال تدبیر و عظمت و قدرت الهی میباشند، و در اصل کشور کائنات را تشکیل میدهند و برابر آیههای قرآن موجودات زنده در گوشههائی از این کشور پهناور گیتی موجود و ساکنان مخصوص به خود دارد .
✅ ۱ - آسمان، داراى برج و باروهاى مستحکم است. (و السماء ذات البروج)
🔹 «برج» به چیزى گفته مى شود که ظاهر و مرتفع باشد. به کاخ ها، دژها و برج هاى دیدبانى نیز به جهت ظهور و ارتفاع آن، «برج» گفته مى شود (لسان العرب). در آیه شریفه، مراد از آن، ستارگان یا جایگاه آنها است که چون آشکاراند و یا وسیله حفاظت آسمان مى باشند، به آنها برج گفته مى شود. برخى «بروج» را بر منزل گاه هاى خورشید - که دوازده برج است - تطبیق داده اند.
✅ ۲ - سوگند خداوند، به آسمان و برج هاى آن (و السماء ذات البروج) قسم به آسمان، با وصف خاص آن، قسم به موصوف و وصف، هر دو است.
✅۳ - سوگند خداوند، به ستارگان که مرتفع و نمایان اند. (و السماء ذات البروج) تطبیق «برج» بر ستاره، به لحاظ ارتفاع و ظهور آنها است.
✅ ۴ - آسمان، موجودى شگفت است و برج هاى آن بر شگفتى اش افزوده است. (و السماء ذات البروج)
🔅🔅🔅
✅ وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ
🔹 «الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ»: مراد روز قیامت است که وعده آن جهت حساب و کتاب و سزا و جزا داده شده است
✅ ۱ - خداوند، به مردم وقوع قیامت را وعده داده است. (و الیوم الموعود) مفسران اتفاق نظر دارند که مراد از «الیوم الموعود» قیامت است.
✅ ۲ - «الیوم الموعود»، از نام هاى قیامت (و الیوم الموعود)
✅ ۳ - سوگند خداوند، به روز قیامت (و الیوم الموعود)
✅ ۴ - روز قیامت، روزى بزرگ و شگفت (و الیوم الموعود) متعلّق قسم هاى خداوند، از عظمتى خاص برخوردار است که آن را شایسته قسم او ساخته است.
✅ ۵ - قدرت خداوند بر آفرینش آسمان و برج هاى آن، نشانه صداقت او در وعده آمدن قیامت است.* (و السماء ذات البروج . و الیوم الموعود) یاد کردن قیامت - پس از ذکر آسمان و برج هاى آن - ممکن است به این لحاظ باشد که توجّه به آسمان، باور به قیامت را تقویت مى کند.
⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این سوره هدیه به پیشگاه مقدس امام محمد بن علی الباقر علیه السلام🌹
تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
#چشمه_حکمت
#آیات_نور
#کانال_قرآنی_رحیق(تفسیر وقرآن پژوهی)
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سطح_متوسط
#تفسیر_سوره_بروج
#سوره_بروج
🔅🔅🔅
📌نگاشت11:نکته های تفسیری آیه 3 سوره بروج
✅ وَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ
▫ «شَاهِدٍ»: گواهیدهنده. «مَشْهُودٍ»: بر آن گواهی داده شده. مراد از شاهد، همه گواهان روز قیامت است، اعم از پیغمبران و فرشتگان و اعضاء و اندامهای آدمی . و منظور از مشهود، انسانها و اعمالشان است. یا این که شاهد و مشهود، به معنی خدا و جمیع آفریدگان خدا و همه احوال و عجائبی است که در صحنه قیامت یا حضور پیدا میکنند و یا حاضر آورده میشوند.
✅ ۱ - سوگند خداوند، به ناظران و امور مشهود در قیامت (و شاهد و مشهود)
🔹 شهادة; یعنى، حاضر بودن همراه با مشاهده بصرى یا بصیرتى و گاه به حضور بدون آن نیز گفته مى شود (مفردات راغب). لفظ «شاهد و مشهود» - به قرینه سوگند بر آنها- نکره هایى اند که از آنها عموم اراده شده است تا سوگند به آن بیهوده نباشد و بعید نیست که عظمت آن دو نیز استفاده شود. در این صورت مراد عظمت شهادت مربوط به آنها است تا بر احتمالات گوناگونى که درباره مصداق آن دو گفته شده است، قابل تطبیق باشد.
✅ ۲ - ناظران صحنه قیامت و حوادث آن روز، داراى عظمتى در خور سوگند خداوند (و شاهد و مشهود)
✅ ۳ - قیامت، روز حضور گواهان اعمال و شهادت دادن آنها است. (و شاهد)
🔹 راغب پس از آن که شهادت را به معناى حضور با مشاهده آورده است، معناى گواهى را براى آن ذکر کرده و مى گوید: شهادت، گفتارى است که از روى علم سرزده باشد. (مفردات راغب)
✅ ۴ - سوگند خداوند، به گواهان اعمال انسان ها در قیامت (و شاهد)
✅ ۵ - گواهان صحنه قیامت، داراى مقامى ارجمنداند. (و شاهد)
✅ ۶ - سوگند خداوند، به مضمون گواهى شاهدان در قیامت (و مشهود)
🔹 چنانچه شهادت به معناى گواهى دادن باشد; نه مشاهده و نظارت، کلمه «مشهود» نیاز به متعلق محذوفى خواهد داشت که مى توان گفت: مراد «مشهود به» است.
✅ ۷ - سوگند خداوند به مؤمنانى که در ملأ عام شکنجه شده و در برابر چشمان دشمن، سوزانده مى شوند. (و مشهود) داستان اصحاب «اخدود» - که پس از این آیه مطرح شده است - به ویژه آیه «و هم على ما یفعلون بالمؤمنین شهود» قرینه بر احتمالى است که درباره مصداق «مشهود» گفته شده است. در این نظر تقدیر آن «مشهود علیهم» است.
⏪ التماس دعا ...ثواب انتشار و استفاده این سوره هدیه به پیشگاه مقدس امام محمد بن علی الباقر علیه السلام🌹
تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
Al-Burooj01.mp3
زمان:
حجم:
6.54M
#چشمه_حکمت
#آیات_نور
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_تخصصی
#تفسیر_سوره_بروج
#سوره_بروج
#تفسیر_صوتی
🔅🔅🔅
📌نگاشت 12:تفسیر صوتی سوره بروج
📝 استاد فرزانه و مفسر عالیقدر آیت الله جوادی آملی
📒 جلسه اول
☑ ثواب انتشار و استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مطهر امام محمد باقر سلام الله علیه
🌴🌴🌴
🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید.
🔅تفسیر و قرآن پژوهشی
@rahighemakhtoom
تفسير سوره بروج جلسه 1.docx
حجم:
33.6K
#چشمه_حکمت
#آیات_نور
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_تخصصی
#تفسیر_سوره_بروج
#سوره_بروج
#تفسیر_متنی
🔅🔅🔅
📌نگاشت 12:تفسیر متنی سوره بروج
📝 استاد فرزانه و مفسر عالیقدر آیت الله جوادی آملی
📒 جلسه اول
☑ ثواب انتشار و استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مطهر امام محمد باقر سلام الله علیه
🌴🌴🌴
🔰در رساندن سخن حق و پایبندی به آن استقامت بورزیم و ثابت قدم باشیم.یاریگر ما در انتشار این دغدغه باشید.
🔅تفسیر و قرآن پژوهشی
@rahighemakhtoom
.
⚘. #ایام_غدیریه
⚘. #عید_غدیر_عید_رسمی_شیعه
.
❈.این مسئله ایست که باید روی آن دقت نمود؛ مقام علم و ادراک به حقائق جداست، و مرحله خضوع نفس و انقیاد او نسبت به حق جداست. بسیاری از کسانی که در چاه طبیعت و هوی گرفتارند، نه به علت جهل آنان بطریق صلاح می باشد، بلکه چه بسا دارای علم کافی هستند، و بسیار خوب زشت را از زیبا تشخیص می دهند، ولی در مقام عمل روی سیطره قوای نفسیه، و عدم انقیاد آنها نسبت بملکه عقل، و روی غلبه غرائز شهویه، خود را در کام آن کردار زشت و ناپسند در می آورند. لذا انبیاء و ائمه اطهار دعتوشان مبنی بر اصلاح نفس است، و خضوع و انقیاد در مقابل حق، خدای علی اعلی فرمود: قَد اَفلَحَ مَن زَکّیها وَ قَد خابَ مَن دَسّیها ( شمس/۱۰) هیچ نفرمودند فلاح مختص کسانی است که روایت از پیغمبر بشنود، و بدبختی و خسران برای کسی که نشنود؛ بلکه فرمود رستگاری برای کسی است که نفس خود را اصلاح کند، و زیان و خسران برای کسی است که نفس خود را به تباهی آورد، و در طی طریق هلاک آزاد گذارد.
.
.
• امام شناسی ، ج۱ ، ص ۲۳۰
• علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس سره
.
.
.
#سیره_صالحان #علامه_سید_محمد_حسین_حسینی_طهرانی #علامه_حسینی_طهرانی #علامه_طهرانی
🔅تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
برداشت از آیات ۲۶۳ ـ ۲۶۱ #سوره_بقره
📌#انفاق
#سالک الی #اللّه باید بداند که بزرگترین وسیله ای که به او در پیشرفتهای معنوی کمک می کند #انفاق در راه #خدا است و از خصوصیات #انفاق این است علاوه بر آن که از #مال انسان در واقع چیزی کم نمی شود بلکه هر مقدار #خلوص بیشتری در #انفاق داشته باشد #خدای تعالی بیشتر آن را اضافه می کند. کسانی که #انفاق می کنند و منتی به طرف نداشته و او را اذیت نمی کنند به مقام اولیاء #خدا که آنها خوفی ندارند و هیچ گاه محزون نمی شوند خواهند رسید.و همه بدانیم که گفتن مواعظ و دادن غذای روحی به دیگران و به #رشد آنها کمک کردن بهتر از #صدقه دادنی است که انسان طرف را اذیت کند و به او #منت بگذارد...
🔅تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
مائده 10.mp3
زمان:
حجم:
7.95M
#استاد_رنجبر
#تفسیر_صوتی
#تفسیر_عمومی
#سوره_مائده
#جلسه 10
🔅🔅🔅
🔹با بیانی جذاب، شنیدنی و زیبا و آسان وساده و کاربردی
▪️با هشتگ #استاد_رنجبر در کانال تمام فایل هااز سوره #حمد تا سوره #مائده را می توانید گوش کنید.
☑️ ثواب انتشار و استفاده از این فایل هدیه به پیشگاه مطهر امام علی علیه السلام...التماس دعا
🔅تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
کتاب ادب فناي مقربان جلد2
استاد علامه #جوادی_آملی
🔁 آثار #عقل 12
⏪ 26. نردبان كمال و ترقّي: «العقل رقيٌّ إلي علّيّين»[ شرح غررالحكم، ج1، ص350.]؛ عقل و خرد، بالا برنده انسان به علّيين است. «العاقل يطلب الكمال الجاهل يطلب المال»[ همان، ص153.]؛ عاقل، طلب كمال ميكند و جاهل، طالب مال است.
⏪ 27. اصلاح فكر و انديشه: «العقل يحسن الرويّة»[ همان، ص133.]؛ عقل، فكر را نيكو ميكند.
⏪ 28. سود بخشي علم و معرفت: «من لم يعقل عن الله لم يعقد قلبه علي معرفة ثابتة يبصرها و لم يجد حقيقتها في قلبه»[ بحار، ج1، ص139.]؛ كسي كه بهره عقلي از خدا نبرد، نميتواند قلبش را بر معرفت ثابتي گرهبزند كه او را بصير كند، و حقيقت آن را در قلب خويش احساس نميكند.
📜 تذكر: چنان كه قبلاً نيز اشاره شد[ر.ك: ج1، ص275.5]، براي پرورش صحيح انسان، دو عقد و گره لازم است:
◀ يكم. عقد و گره بين موضوع و محمول مسئله كه اگر ربط بين دو طرف قضيّه، مستحكم و مُتْقن نباشد، يعني مطلبي با دليل معتبر عقلي يا نقلي ثابت نشده باشد، علم راستين حاصل نميشود؛ زيرا قطع علمي، فرع بر عقد متقن بين دو طرف مسئله است؛ لذا قضيّه را عَقد گويند.
◀ دوم. عقد و گره بين عصاره قضيّه و قلب است كه اين عقد دوم و گره جديد را عقيده گويند و اگر ايمان و اعتقاد، يعني عقد دوم حاصل نشود، عقل ناب ظهور نميكند.
▫ بنابراين، با عقد نخست، علم حاصل ميشود و با عقد دوم، عقل ظهور ميكند كه با آن خدا عبادت ميشود و بهشت كسب ميگردد. اينكه گاهي علم وجود دارد و عدل و قسط نيست و اطاعت از دستور خدا حاصل نميشود و بالاخره بهشت كسب نميگردد، براي آن است كه علم هست، اما عقل نيست؛ چنانكه اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمود: «ربّ عالم قد قَتَلَه جَهْلُه و علمه معه لا ينفعه».[ نهج البلاغه، حكمت 107.]
📐 نكته مهم آنكه محور اساسي در عقد دوم، اين است كه قلب به عصاره علم گره بخورد؛ به طوري كه دل در اختيار علم باشد، نه به عكس؛ زيرا علم، نوري است كه به خداي جهان؛ يعني به (نور السّموات و الأرض) مرتبط است؛ چون حقيقت علم، همان است كه به صورت دين در قرآن كريم تجلّي يافته است و قرآن حكيم حبل متين الهي است و اعتصام به حبل، وقتي سودمند است كه آويخته باشد، نه انداخته. حقيقت علم و دين، طناب خداست كه يك طرف آن به دست انسان و طرف ديگر آن به دست خداوند است؛ يعني اين طناب علمي آويخته است، نه انداخته. پس حقيقت علم از هر گزندي مصون است و اگر قلب انسانِ سالكِ صالحي به اين حقيقت گره بخورد، از هر گونه آسيبي محفوظ خواهد ماند.
ادامه دارد...
🔅تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانقدر سروش هدایت ج 3- برش 222
#آیت_الله_جوادی_آملی
#سروش_هدایت
#اسلام_شناسی
#آموزه_های_اسلامی
#قرآن_شناسی
#آموزه_های_قرآنی
📈 رساله اي به درخواست فرزندي صالح از دوده طاها
بسم اللّه الرحمن الرحيم
....اين رساله كوتاه به پيشنهاد فرزندي صالح از دوده طاها تنظيم مي شود. محور عنصري اين مرقوم، بيان نزديك ترين راه به خداست و عصاره مطالب آن در طي چند وَصْل ارايه خواهد شد.
⏪ چهارم. چون هويّت نامتناهي خداي سبحان، نه متزمن است و نه متمكن و نه موجّه، و سير به سوي او، نه زمانمند است و نه مكاندار و نه در جهت خاص قرار دارد، و تنها وسيله سلوك به طرف وي، خرق حجاب تقيّد، بلكه تعيّن است، بايد عنايت نمود كه از اين منظر، فرقي بين موجود مادّي و مجرّد نيست، زيرا هر دو نسبت به حقيقت نامحدود الهي محجوب اند و بدون برطرف شدن حجاب، توان شهود حقّ مطلق را، هر چند نسبت به اندازه محدود خود ندارند. از اين لحاظ، حجاب به ظلماني و نوري منقسم شده است.
▫ قلمرو طبيعت، محدوده حجابِ ظلماني است. منطقه مثال و عقل، قلمرو حجابِ نوري است و رقّت حجاب و غلظت آن رهين ضعف وجود و شدّتِ آن است. هر اندازه وجود قوي تر باشد، حجاب رقيق تر است و هر اندازه وجود ضعيف تر باشد، حجاب غليظتر است. البته از منظر ديگر حكم آن معكوس است، چون سلوك به سوي خدا از بستر معرفت مي گذرد و شناخت اسماي حسناي الهي يا به نحو علم اليقين است يا عين اليقين و يا حق اليقين؛ يعني يا به طور دانستن نام خداست يا يافتن آن و يا شدن كه در اين حال خود انسان كامل، مظهر نام سامي پروردگار مي شود، لذا بايد حجاب نوري را شناخت و با كيفيّت خرق آن نيز آشنا شد تا به مقدار ميسور، اين سير روحاني انجام شود.
▫ حجاب نوري براي صاحب نظرانِ برهان عقلي، اعم از حكيم و متكلم، همانا يافتن مبادي مُتقَن استدلال و خرق آنها از رهگذر فهم دقيق و ادراك ماوراي آنها يا نتيجه است، زيرا مقدمات، حاجب مطلوب اند و تا شخص مستدِلّ از آنها عبور نكند، به مقصد، يعني به نتيجه نمي رسد و كسي كه ژرف نگر نيست، پشت ديوار نوري مبادي استدلال مي ماند و گذرنامه ندارد و كسي كه عميق انديش است، با رواديد علمي از مقدمات مي گذرد و مقصود را مي فهمد و آن را با علم حصولي ادراك مي نمايد.
حجاب نوري براي صاحب بصران عرفان شهودي، مثال متصلْ و خرق آن از مجلاي طهارت روح و نزاهت نفس و شهود، مثال منفصل و خرق آن يافتن عقل منفصل است، زيرا هر متصلي اعم [از] خيال و عقل، حاجب
منفصل است، چنان كه مثال منفصل حاجب عقل منفصل است و تا عارف شاهد از حجاب نوري دروني و بيروني نرهد، به فرشته عقل منفصل نمي رسد و او را مشاهده نمي كند و رهيدن از اين انوار، باصره نيرومندِ باطنْ مي طلبد.
▫حجاب نوري براي شاهدانِ عيني فرشته عقلِ ناب، انفصال وجودي شاهد و مشهود است، زيرا در مرتبه حقّ اليقين، هنوز تعدّد نسبي محفوظ است، هر چند در دو مرحله قبلي، يعني مرتبه علم اليقين و عين اليقين، جريان اتحاد عاقل و معقول به دست آمد؛ ولي اتحاد با رقيقه يك واقعيت خارجي غير از اتحاد با حقيقت آن است و با خرق اين فصل وجودي، سالك شاهد از مقام يافتن، يعني عين اليقين، به مقام شدن، يعني حق اليقين نائل مي گردد.
▫ البته تبيين اين صعود و اتحاد و عينيّت بر مبناي جسمانيّة الحدوث و روحانية البقاء بودن نفس انسان از يك سو و حركت جوهري و مراتب تشكيكي هستي از سوي ديگر و تفاوت اتحاد مفهومي يا ماهوي كه باطل است، با اتحاد وجودي كه حقّ است از سوي سوم، دشوار نيست.
🔅تفسیر و قرآن پژوهی
@rahighemakhtoom