eitaa logo
🔅 صفحه قرآنی رحیق🔅
2.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.7هزار ویدیو
830 فایل
«رحیق» یعنی نوشیدنی گوارا و ناب ویژه بهشتیان. ۲۵مطففین . مقصد و مقصود ما درک و دریافت عمیق تر کتاب خداست. از محتوای لقمه ای و عموم پسند و صرفا انگیزشی استقبال نمی کنیم.همراهان ما اندکند لیکن ژرف نگرند. @s_m_a57
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌مردی که آیه ای از قرآن بر علیه او نازل شد ثعلبه بن حاطب انصاری به پیامبر (ص) عرض کرد: ▫️از خدا بخواه تا مالی رزویم کند، سوگند به خدائی که تو را به حق مبعوث کرد، اگر خدا به من مالی دهد، حق هر کس را به او خواهم داد. ▫️ پیامبر (ص) فرمود: خدایا مالی روزی ثعلبه گردان. ثعلبه گوسفندانی گرفت و آن گوسفندان زیاد شدند، تا آنجا که دیگر مدینه بر او تنگ آمده، پس از آن دور شد و در یکی از وادیها منزل کرد، گوسفندانش چندان زیاد شدند که دیگر از مدینه دوری می کرد و در نماز جمعه و جماعت حاضر نمی شد، پیامبر فردی را برای گرفتن صدقات نزد او فرستاد، امّا او سرباز زد و بخل ورزید. ▫️رسول خدا (ص) فرمود: وای بر ثعلبه، پس خداوند این آیه را نازل فرمود: «وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ». یعنی: برخی از مردم کسانی هستند که با خدا عهد می بندند که اگر از فضلش به ما ببخشد، البتّه صدقه می دهیم و از نیکان خواهیم بود. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
. كسی كه از «حيات معقول» و حيات مستند به خدا اطلاعی ندارد، و يا با داشتن اطلاع، به علت سست‌عنصری و پيروی از خواسته‌های حيوانی، از آن زندگی اعلای انسانی خود را محروم ساخته است، همان زندگی طبيعی حيوانی را بالاترين آرمان تلقی می‌كند و همۀ توانایی‌های خود را در ادامۀ آن زندگی به كار می‌بندد. خلاصه، برای كسی كه زندگی را به معنای «حيات معقول» می‌داند كه از حكمت و عنايت ازلی خداوندی سرچشمه گرفته و تا پيشگاه خداوندی كشيده می‌شود، زندگی طبيعی محض يک وسيلۀ مناسب برای وصول به آن «حيات معقول» است كه شخص آگاه در راه به دست آوردن آن، حاضر است صدها بار دست از آن زندگی طبيعی محض بردارد. اين احساس باعظمت را در شب عاشورا، در ياران فداكار و آگاه امام حسین(ع) همگان نقل كرده‌اند. اگر كسی به خود اجازه دهد كه عظمت فداكاری و كشته شدن در راه جهاد و دفاع از جان‌ها و حيثيت و شرافت و آزادی معقول و دفاع از ارزش‌های والای انسانی را مورد ترديد قرار دهد، ما هيچ سخنی برای گفتن به اين‌گونه سفسطه‌بازان خودكامه نداريم. روی سخن ما با كسانی است كه برای حيات بشری، فوق خوردن و خوابيدن و اشباع شهوات و فوق حركت بر مبنای «من هدف و ديگران وسيله»، به معنايی والا معتقدند. بديهی است كه دفاع و جهاد، يعنی حركت در مرز زندگی و مرگ. شما اگر سخنان پيشتازان قافلۀ انسانيت و رشديافتگان نوع بشری را مورد مطالعه و تحقيق قرار بدهيد، خواهيد ديد كه اين كمال‌يافتگان، مرگ را بر زندگی ذلت‌بار و محدود و غوطه‌ور در جنب و جوش حيوانی، چنان ترجيح می‌دهند كه حيات را بر مرگ؛ زيرا زندگی پست از نظر آنان، بدتر از مرگ است. از جمله سخنان امام حسین(ع) در ذی‌حُسُم رو به كوفه چنين است: «من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ستمكاران را جز دلتنگی و اضطراب و ملالت نمی‌بينم.» جعفری، محمدتقی. امام حسین(ع)، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت. ص ۱۳۵
3.53M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عقل سرخ (۱۲) _ نهضت ماندنی (علیه السلام) توقیعی مرقوم فرمودند، همین یک جمله: (بَقیهُ السّیف اَبقَی عَدداً وَ اَکثَرُ وَلَداً). خانواده های شهداء منقرض نمی شوند، می مانند. خدا فرزندان فراوانی به اینها می دهد، نام اینها را خدا زنده نگه می دارد. شمشیر خیلی ها را از پا در آورد، یک چند نفری ماندند؛ اینها ماندنی اند! برکات اینها، فرزندان اینها به مقاماتی می رسند؛ نام اینها همیشه زنده است. خدا ممکن نیست، (وَ مَا کانَ رَبُّکَ نَسیّاً)؛ ... کاری انسان درباره خدا بکند، در راه خدا بکند، ممکن نیست که فراموش کند! وجود مبارک (سلام الله علیها) هم سوگند یاد کرد، فرمود: قسم به خدا نمی توانی ما را از پا در بیاوری، ما ماندنی هستیم؛ (فَوَ اللهِ لا تَمحُوا وَحیَنا وَ لا تُمیتُ ذِکرَنا). 🔷️ ر.ک نهج البلاغه / حکمت ۸۴ ، سوره مریم / آیه ۶۴ و بحار الانوار / جلد ۴۵ / صفحه ۱۳۵ ✅ درس اخلاق _ قم ؛ ۱۳۹۸/۰۸/۲۳ 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
برداشت از آيات ۱۷۱ ـ ۱۶۹ 📌 الی همدوش است الی اگر تزکيه نفس کند مانند در آسمان چهارم در برزخی زنده است و در نزد پروردگارش می‏ خورد و مانند اولياء خدا ترسی ندارد و محزون نمی‏ شود، به ‏ های و تفضّلش بشارت داده می‏ شود و اجر او را ضايع نمی‏ کند. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
برشی از کتاب گرانسنگ (28) 🔅🔅🔅 ✅ آیه 1 - الم 📈 تفسير ⏪ ويژگيهاى حروف مقطعه ☑ 6- برخى از اين حروف اصلا تكرار نشده، مانند ن و ق ؛ بعض ‍ از آنها دوبار تكرار شده ؛ مانند ص كه در سوره ص به طور استقلال ذكر شده و در سوره اعراف جزو المص قرار گرفته ؛ برخى از آنها شش بار تكرار شده ؛ مانند الم و بعضى از آنها هفت بار تكرار شده ؛ مانند حم و آن سوره هاى هفتگانه به حواميم سبعه موسوم است. پس، از اين جهت حروف مقطعه به چهار بخش منقسم است. ☑ 7- حروف مقطعه پس از حذف مكررات آنها 14 حرف است:، ح، ر، س، ص، ط، ع، ق ، ك، ل، م، ن، ه، ى. ☑ 8- در ابتداى همه سوره هايى كه با حروف مقطعه آغاز مى شود به استثناى سوره هاى چهارگانه مريم، عنكبوت، روم و قلم واژه كتاب ي قرآن آمده است و در آغاز يا متن آنها سخن از وحى و عظمت قرآن است، ليكن با بررسى بيشتر معلوم مى شود كه در آن چهار سوره نيز سخن از وحى و رسالت و قرآن مطرح است. در سوره قلم آياتى مانند ما انت بنعمه ربك بمجنون (آيه 2) آمده و در سوره مريم، قصه بسيارى از پيامبران، مانند يحيى و عيسى (عليهماالسلام) ذكر شده است. پس محور مطلب سوره مريم نيز نبوت عامه و برخى از نبوتهاى خاصه است ؛ چنانكه عصاره مطالب سوره عنكبوت و روم نيز وحى و نبوت و اعجاز است. ▫ حاصل اين كه، 29 سوره اى كه حروف مقطعه دارد، از جمله حواميم سبعه و طواسين، در آغاز يا متن آنها سخن از وحى و نبوت و كتاب است و در نتيجه يكى از مطالب مشترك بين سوره هاى داراى حروف مقطعه، نبوت و رسالت الهى است. ☑ 9- بين حروف مقطعه هر سوره با محتواى آن سوره ارتباط خاصى است. ▫ بر اين اساس، همه سوره هايى كه با حروف مقطعه همگون آغاز مى شود در خطوط كلى مضامين نيز همگون است ؛ مثلا، هفت سوره اى كه با حم آغاز مى شود (حواميم سبعه) همه سخن از وحى و رسالت و عظمت قرآن كريم به شيوه خاص و مضمون ويژه دارد. همچنين سوره هايى كه ب الم شروع مى شود همه در آغاز خود سخن از نفى ريب از قرآن دارد. ▫ بر همين اساس، سوره اى كه به تنهايى داراى مجموع حروف مقطعه دو سوره ديگر است ، به تنهايى جامع محتواى آن دو سوره نيز هست، مانند سوره اعراف كه با المص شروع مى شود و جامع معارف سوره هايى است به با الم و ص شروع مى شود و سوره رعد كه ب المر شورع مى شود و جامع معارف سوره هايى است كه با الم و الر افتتاح مى شود. 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
🏴 به یاد سید الشهداء ▪️ وجود مبارك ابی ‌عبدالله طبق آن زبان حالی كه به حضرت منسوب است فرمود كه شما در مراسم ماتم اگر ماتم مربوط به ماتم خود من هست كه خوب اشك و اندوه شما رواست و فضیلت است و اگر مربوط به من نیست عزیزی را از دست دادید و گرفتار ستم شدید یا گرفتار غربت شدید مرا بهانه نكنید و برای خودتان و متوفایتان گریه بكنید، بلكه آنها را بهانه كنید به یاد من اشك بریزید. گاهی شما می ‌بینید كسی كه آن تولّی تام را ندارد برای اینكه مظلوم واقع شد یا عزیزی را از دست داد یا به اسارت رفت براساس این مظلومیت خودش و بازماندگی خودش و اسارت خودش اشك بریزد جریان كربلا را بهانه می ‌كند، شعری كه مربوط به حضرت سیدالشهدا و شهدا (علیهم الصلات و علیهم السلام) می‌ خواند یا برای او می ‌خوانند، به بهانه كربلا برای مشكلات خودش می ‌نالد؛ این روا نیست. اگر كسی یك حادثه تلخی برای او پیش آمد یك قلب شكسته ‌ای پیدا كرد، یك حالت مناسبی است كه این حالت مناسب را بهانه كند زمینه قرار بدهد برای حضرت سیدالشهدا (سلام الله علیه) اشك بریزد كه آن می ‌شود فضیلت. ▪️ در آن شعر معروف و منسوب به حضرت فرمود كه «اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی»؛[1] اگر از خاندان شما كسی شهید شد یا در مراسم شهادت یكی از شهدای جنگ شركت كردید آنها را بهانه قرار بدهید برای من اشك بریزید، نه اینكه مرا بهانه قرار بدهید و برای آنها ناله كنید «اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ»؛ نه «فندبوه» «فَانْدُبُونی»؛ آنها را بهانه قرار بدهید و برای من اشك بریزید تا فضیلتی باشد، نه اینكه كربلای مرا بهانه قرار بدهی برای آنها ناله بكنی كه فیضی نبری. فیض مال آن هدف اشك است، اگر اشك شما برای آن غریب خودتان مظلوم خودتان متوفای خودتان باشد یك تأثیر روانی دارد یك مقدار سبك می ‌شوید، اما هیچ اجری ندارد، خب آدم این همه نیرو صرف بكند و بی ‌أجر! حالا اگر گناه نباشد یقیناً ثواب هم ندارد؛ حالا پدر كسی مرده, مادر كسی مرده برادر كسی مرده آدم این قدر سر و سینه بزند و نیرو صرف بكند و لا أجر! اما بعضی از مراحل ‌اش كه خب اشكال دارد حالا به صورت بزند یا مثلاً.. همین كارها را اگر درباره حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) كنید می‌بینید روح و ریحان است! فرمود ما را بهانه نكنید برای آنها گریه بكنید برای اینكه نه خیر دنیا دارد نه خاصیت آخرت، آنها را بهانه كنید برای ما گریه كنید كه هم سبك می ‌شوید از نظر روانی هم فیض می ‌برید. [1]. المصباح للكفعمی(جنة الأمان الواقیة، ص741؛ «شِیعَتِی مَا إِنْ شَرِبْتُمْ رَی عَذْبٍ فَاذْكُرُونِی ٭٭٭ اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی». 📚 درس خارج فقه مکاسب ـ جلسه 260 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 📌نگاشت9:نکات تفسیری آیات 1تا3 سوره انشقاق اذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ‌ ☑ ۱ - آسمان در آستانه قیامت، از هم گسیخته شده و اجزاى آن مى گسلد. (إذا السماء انشقّت) ☑ 2- آسمان، داراى استحکامى ویژه و اجزاى آن داراى پیوندى خاص و قابل از هم گسستن (إذا السماء انشقّت) ☑ ۳ - استحکام و از هم پاشیدگى اجزاى آسمان، تابع شرایط خاص و تأثیرات اسباب و علل است. (إذا السماء انشقّت) «إنشقاق» (شکافته شدن) مطاوعه «شقّ» (شکافتن) است و نتیجه و بازتاب آن را بیان مى کند. بنابراین آسمان، تحت تأثیر عاملى شکافنده از هم مى گسلد. 🔅🔅🔅🔅 وَ أَذِنَتْ‌ لِرَبِّهَا وَ حُقَّتْ ☑ ۱ - آسمان، مطیع و گوش به فرمان خداوند است. (و أذنت لربّها و حقّت) «أذنت»; یعنى، «استمعت» (لسان العرب). این فعل ممکن است از «اُذُن» (گوش) گرفته شده باشد. ☑ ۲ - آسمان، براى اطاعت از فرمان خداوند، شایستگى و آمادگى لازم را دارد. (و حقّت) «حقّ» و «حقیق»; یعنى، «جدیر و خلیق» (سزاوار و شایسته). (قاموس) بنابراین «حُقّت»; یعنى، سزاوار شد و اهلیت و لیاقت یافت. ☑ ۳ - خداوند، مالک و مدبّر شؤون آسمان است. (لربّها) اصل معناى «ربّ»، تربیت کردن است (مفردات). «ربّ» هر چیز، مالک و حق دار آن و یا ملازمت کننده با آن چیز است. (قاموس) ☑ ۴ - شکافته شدن آسمان در آستانه قیامت، در جهت کمال آن و جلوه اى از ربوبیت خداوند است. (و أذنت لربّها) 🔅🔅 🔅 وَ إِذَا الْأَرْضُ‌ مُدَّتْ‌ ☑ ۱ - زمین در آستانه برپایى قیامت، گسترده و مسطح شده و مساحت آن افزایش مى یابد. (و إذا الأرض مدّت) «مدّ» به معناى بسط دادن (قاموس)، کشاندن (مفردات) و افزایش دادن است. (مصباح) ☑ ۲ - انبساط زمین در آستانه قیامت، تحت تأثیر عامل خارجى است. (و إذا الأرض مدّت) مجهول بودن فعل «مدّت»، نشان تأثیرپذیرى زمین از عامل انبساط است. ☑ ۳ - زمین، داراى اجزاى متراکم و قابل انبساط و سطح آن قابل توسعه است. (و إذا الأرض مدّت) ☑ ۴ - مرحله شکافته شدن آسمان - در مراحل مقدماتى قیامت - مقدم بر مرحله انبساط زمین و مؤثر در آن خواهد بود. * (إذا السماء انشقّت ... و إذا الأرض مدّت) تقدیم «إذا السماء...» بر «إذا الأرض ...»، ممکن است ناظر به تقدم زمانى آن باشد. ذکر این دو رخداد در کنار یکدیگر، مى تواند نشانگر ارتباط آن دو باشد 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom
(تفسیر وقرآن پژوهی) 🔅🔅🔅 📌نگاشت10:نکات تفسیری آیات 4و5 سوره انشقاق وَ أَلْقَتْ‌ مَا فِيهَا وَ تَخَلَّتْ‌ ☑ ۱ - زمین در آستانه قیامت، تمام آن چه را در دل خود جاى داده، بیرون افکنده، به کلى تخلیه خواهد شد. (و ألقت ما فیها و تخلّت) باب تفعل، بر تکلّف دلالت دارد; بنابراین «تخلّت»; یعنى، در تخلیه سخت کوشید. ☑ ۲ - انبساط یافتن زمین در آستانه قیامت، زمینه تخلیه کامل آن و اخراج بدن انسان ها از قبر و بیرون افکنده شدن اشیاء از درون زمین است. (و إذا الأرض مدّت . و ألقت ما فیها و تخلّت) تقدیم ذکرى، ممکن است بر تقدم رتبى و زمانى دلالت کند. بنابراین انبساط زمین، زمینه «القاء» و «تخلیه» خواهد بود. به قرینه آیات بعد - که درباره قیامت انسان ها است - مى توان گفت: از عبارت «ألقت ما فیها» بیرون انداختن بدن ها از قبرها نیز اراده شده است. 🔅🔅🔅 وَ أَذِنَتْ‌ لِرَبِّهَا وَ حُقَّتْ‌ ☑ ۱ - زمین، مطیع و گوش به فرمان خداوند است. (و أذنت لربّها) ☑ ۲ - خداوند، مالک و مدبّر زمین است. (لربّها) ☑ ۳ - گسترش و افزایش مساحت زمین در آستانه قیامت و خالى شدن درون آن، جلوه اى از ربوبیت خداوند و در راستاى تکامل یافتن زمین است. (و أذنت لربّها) ☑ ۴ - زمین، براى اطاعت از فرمان خداوند، شایستگى و آمادگى لازم را دارد. (و حقّت) 🔅تفسیر و قرآن پژوهی @rahighemakhtoom