9.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#ببینید
🌟به یاد تو هستیم بانوی اسلام
کنار مزار شهیدان گمنام
دعا کن نمانیم آنگونه ناکام
شود جان ما هم فدایت سرانجام
📹 مدیحهسرائی آقای سیدمهدی حسینی در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام با رهبر انقلاب. ۱۴۰۰/۱۱/۳
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#فهرست_مطالب
بسم رب الشهداء والصدیقین
جهت سهولت دسترسی راویان و مخاطبان محترم به مطالب موجود در کانال ، فهرستی از سرفصل هایی که در موضوعات مختلف بکار گرفته شده است بصورت #هشتگ در در دسترسخواهد بود .
#کلام_امام (جملاتی از امامین انقلاب)
#سالروز_عملیات (معرفی عملیات ها )
(همچنین با اضافه کردن # به نام عملیات میتوانید محتوای مربوطه را بدست بیاورید مثلا : #عاشورای_2)
#معرفی_کتاب_شهدایی
#معرفی_کتاب
#سالروز_شهادت ( معرفی شهدا)
(همچنین با اضافه کردن # به نام شهید میتوانید محتوای مربوطه را بدست بیاورید مثلا : #شهید_مصطفی_ردانی_پور )
#زندگینامه
#وصیت_نامه #وصیتنامه
#شهدای_روحانی #روحانی_شهید #طلبه_شهید
#شهدای_تفحص
#شهدای_هسته_ای
#شهدای_ترور
#شهدای_دانش_آموز #دانش_آموز
#نوجوان
#خاطرات_شهدا #سیره_شهدا
#خاطرات_تفحص
#خاطرات_اسارت
#طنز_جبهه
#سوژه_روایتگری
#روایتگری
#روایت_ناب
#پست_ویژه
نشریه های #خط_حزبالله
#خط_حزب_الله
#حاج_قاسم_سلیمانی
#حاج_قاسم
#مکتب_سلیمانی
#مکتب_سرنوشتساز
همچنین برای دسترسی سریع به محتوا های مناسبتی هر تاریخی میتوانید در قسمت جستجوی کانال ، آن تاریخ را انتخاب کنید و یا روز و ماه آن را جستجو نمایید . بعنوان مثال : ۱ دیماه
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۴ بهمن ماه #سالروز_شهادت #شهید_مرادعلی_عبداللهپور_درزی گرامی باد .🥀
نام: مرادعلی(مهدی)
نام خانوادگی: عبدالله پور درزی
نام پدر: مصیب
تاریخ تولد: 1341-07-16
محل تولد: فریدونکنار
تاریخ شهادت: 1365-11-04
محل شهادت: شلمچه
#شهدای_روحانی
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#زندگینامه
#شهید_مرادعلی_عبداللهپور_درزی
شهید مرادعلی عبدالله پور درزی متولد شهرستان شهید پرور فریدونکنار در استان مازندران است. ایشان در خانوادهای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه السلام متولد شد.
مرادعلی عبدالله پور در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در حوزه علمیه ادامه داد .
مرادعلی عبدالله پور در عضویت بسیجی و در لشکر ۲۵ کربلا و در رسته عقیدتی به اسلام خدمت می کرد که در ۱۳۶۵/۱۱/۴ هجری شمسی در منطقه شلمچه شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در گلزار شهدای فریدونکنار به خاک سپرده شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#وصیتنامه #شهید_مرادعلی_عبدالله_پور_درزی :
بسمه تعالی
قال رسول الله ص : من اصبح ولم یهتم المسلمین بمسلم: هر کس صبح کند و به امور مسلمین اهمیت ندهد مسلمان نیست.
تاریخ تکرار شد، رسول دیگر، برای نجات ملل مستضعف بپا خواسته و فریاد و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه را سرداد، و ندای هل من مبارز را به گوشها، طنین انداز کرده است، و با ابر جنایتکاران در افتاده است، آیا سزوار است که که ما در کنج منزل بنشینم و از منطق حقیقت به منطق منفعت متمسک شویم. من واقعیتی را در تاریخ خواندم و امروز آنرا خوب لمس میکنم، در تاریخ خواندم که وقتی امام حسین ع با کاروان خویش از مدینه به سمت مکه و از آنجا به سمت کرب-بلا( سرزمین مشقت و مشکلات) حرکت میکند، در طول مسیر با عده زیادی مواجه میشود که او را از این سفر منع میکنند، کسانیکه او را از سفر منع میکنند قصد لطف کردن به امام حسین را داشتند امام حسین اینگونه افراد را از دوستان خویش بشمار نمی اورند چرا که اینجا جای بسی تعمق است. چرا امام حسین آنانکه به صلاح جانش و فرزندانش به او سخن میگویند را از یاران خود بحساب نمی آورند چون...امام حسین با منطق آنها فرق میکرد، آنان منطقشان منطق منفعت بود و منطق امام، منطق حقیقت. امروز هم در جامعه ما هستند کسانی که میخواهند دیندار باشند، امام...مملو از حب مال و جاه و خانه و امکانات است. آنانی که زرق و برق شما قلبهایشان را تیره کرده از یاران و دوستان امام حسین علیه السلام نیستند. اگر انسان منطق حقیقت را بپذیرند و آگاهانه مسیر را انتخاب کند همه مشکلات برایش آسان می شود. اگر توفیق شهادت حاصل شد، وصی من همسرم زهره اثنی عشری و ناظرم، مادرم...معصومه داور میباشد. سه سال نماز و سه سال روزه برای پدرم مصیب بجا آورید. سلام مرا به مادرم سیده پاک و نجیب برسانید و به همسر بزرگوارم سفارش میکنم که سری به او بزند، چون او بغیر خدا دلش به هیچکس خوش نیست یکی هم ما بودیم و رفتیم. 3 بهمن ماه 1365 راس ساعت 30/12 در حال حرکت به سوی منطقه عملیاتی تا به امید خداوند متعال یک یا دو شب دیگر هدفهای از پیش تعیین شده را با یک عملیات دیگر( همرا با حاج حسین بصیر) دنبال کنیم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.
الاحقر شیخ مهدی عبداله پور
#سالروز_شهادت
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
۴ بهمنماه ، #سالروز_شهادت #مدافع_وطن #شهید_جلال_اسدیزاده گرامی باد . 🥀
فرزند محمدحسين
متولد 1368/06/30
محل تولد : زابل
تاریخ شهادت : 1394/11/04
محل شهادت : کمربندي منطقه آزاد
مذهب : شیعه
دین : اسلام
تحصیلات : ليسانس
درجه : ستوانيکم
استان سکونت : سیستان و بلوچستان
شهر سکونت : ادیمی
تاریخ حادثه : 1394/11/04
استان حادثه : سيستان و بلوچستان
محل دفن : زابل
#شهدای_ناجا
#شهدای_ترور
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#زندگینامه
#شهید_جلال_اسدیزاده
شهید ستوانیکم جلال اسدی زاده در سی ام شهریور ۶۸ در منطقه کوه خواجه سیستان متولد گردید. او پنج برادر و دو خواهر داشت که خودش فرزند آخر خانواده بود.وضعیت مالی خانواده به گونه ای نبود که جلال در رفاه کامل باشد چون پدرش فردی زحمتکش و کارگر بود ولی او با زحماتش موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته حقوق از دانشگاه زابل شد. او با شغل و کار نظامی ها بیگانه نبود زیرا پسرعمه و دایی اش هرکدام در سپاه و نیروی انتظامی استان در حال خدمت بودند و وی با آنها در ارتباط بود. پسرعمه او، پاسدار محمد شهبازی توسط گروهک تروریستی جندالشیطان اسیر و به پاکستان منتقل و در هجدهم اردیبهشت ۸۵ به رهبری عبدالمالک ریگی معدوم به شهادت می رسد.همان زمان بود که جلال با واژه شهادت در خانواده آشنا شد. مدتی بعد دایی جلال ، سرگرد محمد رضا راحتی که در کسوت رئیس پلیس مواد مخدر زاهدان بود در نوزدهم شهریور ۸۶ توسط اشرار مسلح ترور می گردد و شهادت این دو نفر در خانواده جلال باعث شد تا او تصمیم پیوستن به سبزپوشان ناجا را بگیرد. در سال ۹۰ به استخدام ناجا در آمده و به دانشگاه علوم انتظامی امین جهت آموزش اعزام می گردد و پس از اتمام دوره آموزشی با رسته آگاهی جهت خدمت به پلیس آگاهی چابهار (جنوب استان سیستان و بلوچستان) منتقل می گردد. او با اهتمام هرچه بیشتر و با علاقه به کارش در پلیس آگاهی ادامه می داد و از اینکه بردارش بزرگترش هم در کنارش به عنوان مرزبان در چابهار خدمت می کرد بسیار خشنود بود. اشرار و قاچاقچیان چندین مرتبه جهت تطمیع کردن جلال به وی نزدیک شدند ولی با توجه به لقمه حلالی که پدر کارگرش به او داده بود تسلیم خواسته این کوردلان نشد و سرانجام وی در چهارم بهمن ۹۴ همانند دایی خود توسط اشرار کوردل ترور گردید.
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
#خاطرات_شهدا
#شهید_جلال_اسدیزاده
ما اجازه نمی دادیم جلال وارد نیروی انتظامی بشود . نه به خاطر اینکه فرزند آخر خانواده بود بلکه به این دلیل که از طایفه ما سه نفر توسط گروهک عبدالمالک ریگی شهید شده بودند ؛ دایی ، پسر دایی و پسر عمه ام . همگی این سه عزیز نظامی بودند و نمی خواستیم اتفاق ناگواری دیگری درطایفه مان رقم بخورد . شهادت جلال برای مان قابل تصور نبود . او به تنهایی بار نگهداری پدر و مادر پیرمان را به دوش می کشید و در روستای پدری مان هم کشاورزی و دامداری می کرد و هم درس می خواند . با همه این حرف ها خودش به خدمت در نظام علاقه داشت . از یک جا نشستن و دست روی دست گذاشتن بیزار بود . بعد از رفتن برادر و خواهر ها و بیماری مزمن پدرم ، جلال متولی مسجد روستا شده بود و همه کارها را پیگیری می کرد . مخصوصا در ایام محرم و ماه رمضان . هم به کارهای روحانی اعزامی می رسید هم در مسجد را به موقع باز می کرد و حواسش به نظافت و نظم و ترتیب وسایل داخل آن بود . بعضی از شب ها هم با رفقایش در پایگاه مقاومت بسیج به گشت و شناسایی در روستای خودمان و روستاهای مجاور می رفت . وارد نیروی انتظامی که شد برای انجام وظیفه به چابهار رفت و درآنجا مسوول شعبه سرقت پلیس آگاهی شهرستان شد . جلال در نیروی انتظامی هم مثل بقیه کارهایش خیلی جدی و با انگیزه بود . مدتی که گذشت یک نامه تهدید آمیز دریافت کرد و چند روز بعد موتورش که در مقابل اداره آگاهی پارک شده بود به سرقت رفت . او جوانی نبود که از شهادت و تهدید بترسد . با دختر مؤمنه ای از فامیل پدری مان نامزد کرد و قرار شد عید نوروز مراسم عقد بگیرند . مرخصی آخری که آمده بود مهربان تر از همیشه به همسایه ها و پیرهای ناتوان روستا سرکشی کرد و رفت چابهار . در محل ماموریت قتلی اتفاق افتاده بود که نیاز به بررسی و شناسایی نامحسوس داشت . جلال از طرف فرماندهی مامور شد که با لباس شخصی و به شکل ناشناس به محل وقوع جرم برود و کار شناسایی را انجام بدهد . اشرار سابقه دار که برادرم را می شناختند در راه برگشت او را به رگبار بستند .
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلام_امام
♥️ قربانِ آن دل
🔻 رهبر انقلاب:
هیئت را اصحاب ائمه تشکیل دادند، آنها شروع کردند بعد از حادثهی کربلا دور هم جمع میشدند، حضرت، امام صادق (علیهالسّلام) از راوی سؤال میکنند، میگویند تَجلِسونَ و تُحدّثون؟ مینشینید دور هم، صحبت میکنید، حرف میزنید؟ یعنی مسائل ما را مطرح میکنید؟ او جواب میدهد که بله، این کار را میکنیم، یعنی همین مجموعهی هیئات. بعد حضرت میفرمایند که «إنّ تلكَ المجالس أُحبّها»، من دوست میدارم این مجالس را، قربان آن دل ، مجالس شما را دوست میدارم. ۱۴۰۰/۱۱/۳
🇮🇷 کانال ارائه محتوای روایتگری 👇
@ravianerohani