درگوشی👂 برایِ خواهرانِ خوبم 🍥
🎀 به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجودِ او نیز اهمیت بدهید.
به عنوان مثال اگر در سالگرد #ازدواج تان، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید.🎁🛍
🎀از #همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند.
#واقع_بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.
🎀اصرار زیادی برای جلب محبّتِ همسرتان نداشته باشید❌ و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید.
در بسیاری اوقات، حالت روحی او برای ابراز محبّت به شما مناسب نیست و اصرارِ زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.
🎀برای همسر خود نقش یک #زن حساسِ و شکننده را بازی نکنید.❌ زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش تان می شود.
بنابراین سعی می کند که #ارتباط_کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.
🎀سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را با عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مساله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی نهایت خودخواه و ناسپاس است.
مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که #هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.
🎀اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزّتِ نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید.
این مساله مشکل شماست شخصا روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک مشاورِ خوب کمک بگیرید.
🎀زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای #صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید.
زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.
🎀در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خدا را مسوول خوشبختی خود بدانید.
زنی که مسوولیت #خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد.
🎀او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید.❌ زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مساله موجب کدورت در روابط می شود.
🎀 وقتی شما در می یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید #عشق و محبّت، بارِ دیگر در زندگیتان شکوفا می شود؛
زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آید.
🎀💞💞💞💞💞💞💞💞
@khanjanidroos
🌿🌸🌿🌸🌿
🌸🌿🌸
🌿🌸
🌸
🌿
🍃 #خشت_اول
تنها راه رسیدن به #آرامش و #خوشبختی در #زندگی_مشترک، رعایت #قوانین_ازدواج است.
✅ قوانین ازدواج را به خاطر بسپارید:
🔸آمادگی
🔹به دل نشستن
🔸تناسب و هم كفو بودن
🔹سلامت روان
عدم توجه به هر کدام از این قوانین، قطعا در زندگی مشترک برای شما مشکلاتی را به وجود خواهد آورد.
اگر قوانین ازدواج را رعایت کنید، در خوشبختی تان تردید نکنید.
مثلا:
👈 اگر با کسی ازدواج کنید که اختلاف سنی زیادی با هم دارید، قانون #تناسب_سنی را نادیده گرفته اید.
👈 اگر با کسی که #پرخاشگر است ازدواج کنید، به قانون سلامت روان توجه نکرده اید.
👈 اگر با کسی ازدواج کنید که ظاهرش را نمی پسندید، به قانون به دل نشستن توجه نکرده اید.
❌ نکته ی مهم : شما نمی توانید با این #استدلال که دیگری این قوانین را نادیده گرفته و مشکل خاصی برایش به وجود نیامده است، به قوانین ازدواج بی توجهی کنید.
مثلا بخواهید با یک فرد #بدبین ازدواج کنید ( بی توجهی به قانون سلامت روان ) چون فلانی با فردی بدبین ازدواج کرده و الآن هم در زندگی مشکل خاصی ندارند.
این را بدانید که آن شخص قطعا در زندگی مشترک به خاطر بدبینی همسرش مشکلاتی دارد. در ضمن شما نمی توانید و نباید خودتان را با دیگری مقایسه کنید. #ظرفیت آدم ها باهم متفاوت است.
🌿
🌸
🌿🌸@khanjanidroos
🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿
نسیم فقاهت و توحید
#رمان_راز_درخت_کاج... 🌲🍃 #قسمت_شانزدهم مادرم مرا از چهار سالگی برای یادگیری #قرآن به مکتب خانه فرست
#رمان_راز_درخت_کاج... 🌲🍃
#قسمت_هفدهم
#فصل_چهارم
#تولد
بچه ششم را باردار بودم که به ما یک خانه ی شرکتی دو اتاقه در ایستگاه 4 فرح آباد کوچه 10 پشت درمانگاه سر نبش خیابان دادند.
همه ی خانواده اعتقاد داشتند که قدم تو راهی خیر بوده است، که ما از مستاجری و اثاث کشی راحت شده و بالاخره یک کواتر شرکتی نصیبمان شد. خیلی خوش حال بودیم.
از آن به بعد خانه ای مستقل دستمان بود و این یعنی همه ی #خوشبختی برای خانواده ی ما.
مدتی بعد اثاث کشی به خانه ی جدید دچار درد زایمان شدم. دو روز تمام درد کشیدم. جیران سواد درست و حسابی نداشت و کاری از دستش بر نمی آمد، برای اولین بار و بعد از پنج بچه ، مرا به مطب خانم دکتر مهری بردند.
آن زمان شهر آبادان بود و یک خانم دکتر مهری. مطب در لین 1احمد آباد بود.
منتها آن زمان خبر از دکتر و دوا نداشتم، حامله میشدم و جیران که قابله ی بی سوادی بود می آمد و بچه هایم را به دنیا می آورد.
خانم مهری آمپولی به من زد و من به خانه برگشتم و با همان حال مشغول کارهای خانه شدم. #اذان_مغرب حالم خیلی بد شد جیران را خبر کردند و باز هم او به فریادم رسید.
در غروب یکی از شب های خرداد ماه برای ششمین بار #مادر شدم و خدا به من یک #دختر قشنگ و دوست داشتنی داد. جیران به نوبت او را در بغل بچه ها گذاشت و به هر کدامشان یک شکلات داد.
مهران که پسر بزرگ و بچه اولم بود بیشتر از همه ی بچه ها ذوق کرد و خواهرش را در بغل گرفت.
هر کدام از بچه ها را که به دنیا می آوردم، جعفر یا مادرم به نوبت برایشان اسم انتخاب می کردند. من هم این وسط مثل یک آدم هیچ کاره سکوت میکردم. جعفر بابای بچه ها بود و حق پدری اش بود که اسم آنها را انتخاب کند،
مادرم هم که یک عمر آرزوی بچه دارشدن و همه ی دلخوشی اش من و بچه هایم بودیم نمی توانستم دل مادرم را بشکنم او که خواهر و برادری نداشت مرا زود شوهر داد تا بتواند به جای بچه های نداشته اش، نوه هایش را ببیند. جعفر هم فقط یک خواهر داشت.
تقریبا هر دوی ما بی کس و کار و فامیل بودیم.
جعفر اسم پسر اولم را مهران گذاشت او به اسم های ایرانی و فارسی خیلی علاقه داشت. مادرم که طبع جعفر را میدانست اسم پسر دومم را مهرداد گذاشت تا دامادش هم از این انتخاب راضی باشد.
جعفر اسم بچه سوم را مهری گذاشت و اسم بچه چهارم را مادرم مینا گذاشت.
بچه پنجم را جعفر شهلا نام گذاشت و مادرم نام بچه ششم را #میترا گذاشت.
من هم نه خوب می گفتم و نه بد، دخالتی نمی کردم، وقتی میدیدم جعفر و مادرم راضی و خوش حال هستند برایم کافی بود.
#نویسنده_معصومه_رامهرمزی
#ادامه_دارد...
@rkhanjani
نسیم فقاهت و توحید
#رمان_راز_درخت_کاج...🌲🍃 #قسمت_بیست_و_هفت با اینکه میدانستم از نظر جثه و بنیه خیلی ضعیف است، جلویش
#رمان_راز_درخت_کاج...🌲🍃
#قسمت_بیست_و_هشت
💠#فصل_پنجم
💠#انقلاب
قبل از #انقلاب زندگی ما آرام میگذشت.سرم به زندگی و بچه هایم گرم بود.
همین که بچه ها در کنار هم بودند،احساس #خوشبختی میکردم، چیز دیگری از زندگی نمی خواستم .
بابای مهران و همه ی کارگرهای شرکت نفت، از #شاه بدشان می آمد همه می دانستند که شاه و حکومتش چقدر پست هستند.
انقلاب که شد من و بچه ها همه طرفدار #انقلاب و #امام شدیم. همه چیزم انقلاب بود.
وقتی آدم کثیفی مثل شاه این همه جوانها را #شکنجه کرده بود رفت و یک سید نورانی مثل امام #رهبرمان شد چرا ما انقلابی نباشیم. من مرتب به سخنرانی امام گوش می کردم.
وقتی شنیدم که شاه چه بلاهایی سر خانواده ی رضایی آورده بود و #ساواک چطور مخالفان شاه را شکنجه کرده بود تمام وجودم نفرت شد.
از بچگی که #کربلا رفته بودم و گودال قتلگاه را دیده بودم ، همیشه پیش خودم میگفتم اگر من زمان امام حسین (ع) زنده بودم، حتما امام حسین(ع) و زینب(س) را یاری میکردم و هیچ وقت پیش یزید که طلا و جواهر داشت و همه را با پول میخرید نمی رفتم.
با #شروع_انقلاب فرصتی پیش آمد که من و بچه هایم به صف امام حسین(ع) بپیوندیم.
مهران در همه ی #راهپیمایی ها شرکت میکرد. او با من شرط کرد که اگر می خواهی همراه دخترها به راهپیمایی بیایید، آنها باید #چادر بپوشند.
زینب دو سال قبل از انقلاب #با_حجاب شده بود، اما مینا و مهری و شهلا هنوز حجاب نداشتند.
من دو تا از چادرهای خودم را برای مینا و مهری کوتاه کردم. همه ی ما با هم به تظاهرات می رفتیم. شهرام را هم با خودمان می بردیم.
خانه ی ما نزدیک مسجد قدس بود که قبل از انقلاب به مسجد فرح آباد مشهور بود . همه ی مردم آنجا جمعمی شدند و راهپیمایی از همان جا شروع میشد. مینا شهرام را نگه میداشت و زینب هم به او کمک می کرد.
زینب هیچ وقت دختر بی تفاوتی نبود. نسبت به سنش که از همه ی دخترها کوچکتر بود، در هر کاری کمک میکرد. ما در همه ی راهپیمایی های زمان انقلاب شرکت کردیم.
زندگی ما شکل دیگری شده بود. تا انقلاب سرمان در زندگی خودمان بود. ولی بعد از انقلاب نسبت به همه چیز احساس مسئولیت می کردیم.
مسجد قدس پایگاه فعالیت ها شده بود. چهارتا دخترها #نمازشان را به جماعت در مسجد می خواندند. مخصوصا در ماه #رمضان ، آنها در مسجد #نماز مغرب و عشا را به جماعت می خواندند و بعد به خانه می آمدند.
من در ماه رمضان سفره #افطار را آماده می کردم و منتظر می نشستم تا بچه ها برای افطار از راه برسند .
مهران در همان مسجد زندگی میکرد. من که می دیدم بچه هایم این طور در راه انقلاب زحمت میکشند ، به همه ی آنها #افتخار میکردم. انگار کربلا برپا شده بود و من و بچه هایم کنار #اهل_بیت بودیم.
#ادامه_دارد....
#نویسنده_معصومه_رامهرمزی
@rkhanjani
#خوشبختی❣
یعنی
لذت بردن از داشته ها
👈اگر مجردی؛ به داشتن خانواده، دوستان، نعمتهای الهی و… فکر کن و شاکر باش…
👈اگر متأهلی؛ از بودن در کنار همسر و فرزندان و خانواده و… شکرگزار باش…
@rkhanjani
#ازدواج
⁉️ زوج های خوشبخت چه میکنند؟
💠 پژوهشها حاکی از آن است که اگر زوجین در هفته *فقط5ساعت* را صرف زندگی مشترکشان کنند روابط بهتری خواهند داشت.
✅کارهایی که زوجهای #خوشبخت میکنند را به شما توصیه میکنیم:
1️⃣ خداحافظی:
❤️ این زوجها هر روز قبل از #خداحافظی، درباره کارهایی که قرار است در آن روز بکنند هماهنگیهایی را انجام میدهند.
( 2دقیقه در روز، 6 روز در هفته، جمعاً 12دقیقه).
2️⃣ تجدید دیدارها:
🧡 این زوجها در پایان هر روز کاری یک گفتگوی #آرام و #بیاسترس با هم دارند. در این فرصت آنها میتوانند روابط خود را عمیقتر سازند و از خستگی و دل مشغولیهای هم آگاه شوند.
( 20دقیقه در روز، 6روز در هفته، جمعاً 2ساعت در هفته).
3️⃣ ابراز محبت:
💛 این زوجها محبت خود را از طریق رفتارهایی همچون #لمس_کردن هم، #روابط_عاشقانه و #بخشش در مواقع مناسب ابراز میکنند.
( 5دقیقه در روز، 7روز در هفته، جمعاً 35دقیقه در هفته).
4️⃣ قرار هفتگی:
💙 این زوجها یک #قرار_هفتگی دو نفره در فضایی خلوت و #آرامش_بخش برای تازه کردن #عشق خود دارند.
( 2ساعت در هفته).
5️⃣ تحسین و قدردانی:
💜 این زوجها هر روز حداقل 5بار #قدردانی و محبت صادقانهای بین خود رد و بدل میکنند.
( 5دقیقه در روز، 7روز در هفته، و جمعاً 45دقیقه در هفته).
#خوشبختی
#همسرانه
#راهکارها
@rkhanjani
#خوشـبختی دیـگـــران از
خوشبختی ما کم نمی کـند
و ثروت آنان رزق مـا را کم
نمیکند وصحت آنان هرگز
سـلامـتی مــا را نمی گـیرد.
پس #مهربان باشیم و آرزو
کنیم برای دیگــران آنچه را
که آرزو میکنیم برای خود
🌴✅🌴
@rkhanjani