eitaa logo
کانال کمیل 🇮🇷
6.4هزار دنبال‌کننده
10.5هزار عکس
3.6هزار ویدیو
123 فایل
#سلام_برابراهیم❤ ✍️سیره شهدا،مروربندگی،ارتباط با خدا.‌.. 💬خادمان‌کانال؛ @Ashena_bineshan @komeil_channel_95 ✅ موردتائیدمون👇 💢 @BASIRAT_CYBERI 👤نظرات شما👇 @nazarat_shoma کپی باذکر‌14 #صلوات برای هرپست✅ اومدنت اتفاقی نبود...😉
مشاهده در ایتا
دانلود
کانال کمیل 🇮🇷
🌷#افلاکیان_خاکی🌷 🌹شهید محمود کاوه🌹 💠حتی در منطقه مادر بزرگوار شهید برای مراسم شب هفت «شهید قمی »
🌷 🌷 🌹شهید محمود کاوه🌹 ...گفت : « برای طراحی ادامه عملیات » سه چهار ساعتی گذشت ، نیامد ! رفتم‌ بیرون و از پشت شیشه نگاهش کردم با چند نفر دیگر نشسته بودند دور یک نقشه و گرم صحبت بودند . برگشتم تو اتاق لحظه شماری می کردم هرچه زودتر کارش تمام شود و بیاید پیش ما . آن شب عقربه های ساعت رسید به دوازده شب ، او نیامد . دو سه دفعه دیگر هم تا جلو آن ساختمان رفتم ولی آن ها هنوز سرگرم کارشان بودند . آخرش پدر محمود گفت :« برو بگیر بخواب ، ان شاا... فردا می بینیش .» خواستم اعتراض بکنم که او گفت :« خدا رو شکر می کنم که همچنین پسری نصیب من شده .» چون خیلی خسته بودم ،خوابیدم . صبح روز بعد محمود نیروی گردان ها را آماده کرد .باز هم آمد پیش ما برای عذر خواهی و بعد هم همراه بقیه راهی شد . برای عملیات دو روز بعد وقتی برگشت ما سوار اتوبوس شده بودیم و داشتیم بر می گشتیم . محمود برای خداحافظی آمد تو ماشین باز از همه ، مخصوصا از من عذر خواهی کرد و حلالیت طلبید . وقتی اتوبوس راه افتاد ، من به این فکر می کردم که حتی در منطقه هم نمی شود او را سیر دید . ادامه دارد... 📚برگرفته از کتاب کاوه معجزه انقلاب @salambarebrahimm
haj mahdi rasoli-96.7.20-vahed.mp3
زمان: حجم: 7.64M
مهدی رسولی 🔸 عاشقان حرم موکب به موکب... @salambarebrahimm
یه جوون از جنس ما دهه هفتادیا مثل خیلیامون میزد میکرد و میگذروند. اما چیکار کرد که مَحرَمِ ناموس امام حسین(ع) شد. @salambarebrahimm
محمدم شش روز در #سوریه بود و در نهایت 21 دی ماه 1394 در #خانطومان سوریه به شهادت رسید🕊 و هنوز هم پیکرش باز نگشته است. تیر به پای آقا محمد اصابت می‌کند و مجروح می‌شود. همرزمانش ایشان را داخل ماشین می‌گذارند تا به عقب بیاورند اما موشک کورنت اسرائیلی به ماشین‌شان اصابت می‌کند و ایشان به #شهادت می‌رسد. #شهیدجاویدالاثرمحمداینانلو
🌷بعد تحفص شهدای منطقه ی علمیاتی كربلاى ٥ و انتقال شهدا به استانها و شهرستانهاى مربوطه؛ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ خانواده ﺷﻬﯿﺪی ﺧﺒﺮ ﺑﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎیید ﺍﺳﺘﺨﻮﻧـﺎﯼ ﺷﻬﯿﺪﺗﻮنو ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ…. 🌷ﺩﺭ ﺯﺩﯾﻢ. ﺩﺧﺘﺮ خانومی ١٩ تا ٢٠ساله ﺍﻭﻣﺪ ﺩﺭﻭ واﮐﺮﺩ. ﮔﻔﺘم: ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ شهید بزرگوار نسبتی دارید؟ چطور مگه؟ ﺑﺎﺑﺎﻣﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: پیکرﺷﻮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻥ، مى خوان ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻇﻬﺮ ﺑﯿﺎﺭنش. زد زیر گریه و گفت: یه ﺧﻮاهشی ﺩﺍﺭﻡ. ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍین ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﻩ؛ میشه به جای ظهر پنجشنبه، شب جمعه بیاﺭﯾﺪﺵ....؟! 🌷....شب جمعه ﺗﺎﺑﻮتو ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺨﻮنا، بردﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﺁﺩﺭﺱ. ﺗﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ؛ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﻭ ﭼﺮﺍغونی کردن، ﺭﯾﺴﻪ ﮐﺸﯿﺪن. کوچه ﺷﻠﻮغه و مردم ﻣﯿﺎﻥ و میرﻥ. ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺟﻠﻮ و پرسیدیم: ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼہ ﺧﺒره؟! گفتند: ﻋﺮﻭسی ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾـﻦ ﺧﻮﻧہ ست. 🌷....ﺗﺎ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ؛ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﭼﺎﺩﺭ ﺩﻭﯾﺪ ﺗـﻮ ﮐﻮﭼﻪ و داد می زد: ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ کجا می بريد؟ بابامو كجا مى بريد؟ ﻧﺒﺮﯾـﺪش. برگردونيد. یه عمر ﺁﺭﺯﻭم بود که ﺑﺎﺑﺎﻡ بیاد ﺳﺮ ﺳﻔﺮﻩ ی ﻋﻘﺪم باشه. ﻣﻦ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ؛ ﺑﺎﺑﺎمو ﺑﯿﺎﺭﯾﺪ. بابامو بیارید. 🌷پیکر باﺑﺎی شهیدﺷﻮ ﺑﺮﺩﯾم داخل خونه. نشست کنار تابوت تیکه اﺳﺘﺨﻮوﻥ باباشو دور تا دوﺭ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﻋﻘﺪ مرتب چید. بعد گشت استخوون دست باباشو برداشت. يا زهرا سلام الله علیها کشید رو سرش و گفت: بابا جون، باباجون، ببین دخترت عروس شده.... 🌷عاقد: برای بار سوم مى پرسم؛ عروس خانوم وکیلم؟ صورت گذاشت روی استخوانهای بابا؛ گفت: با اجازه پدرم، بله.... راوى: جانباز شيميائى هفتاد درصد سید حمزه حسینی (( جددا ))
خود را مسـافر آسمـان کردند ! تا گذرگاه بودن دنیا را اثبات کنند... 🌷 @salambarebrahimm
کاش پای دل من هم به نوایی برسد اربعینی، حرمی، کرب و بلایی برسد آری آقا تر از آنی توکه راهم ندهی دارم امیدکه ازدوست ندایی برسد شاءالله کربلا @salambarebrahimm
💠بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن💠 💐✍به روایت همسر‌ قسمت:1 مهدی و فاطمه جوانانی با مختصات همین عصر هستند. عصری پر از آلودگی. آلودگی هوا و فضا. آلودگی یک دنیا تکنولوژی. عصری که آدم‌ها در دنیای مجازی پرستیدنی تر هستند. آدم‌هایی که باید فاصله‌تان را تا حقیقت‌شان حفظ کنید، اگر می‌خواهید قشنگ تر باشند. این دوران، واقعی ها نه اینکه کمتر باشند، بی صدا و به دور از خود نمایی نفس می‌کشند و زندگی می‌کنند. اگر می‌خواهید ببینیدشان باید چشم‌ها را از تعلقات متعفن عصر جدید پاک کنید و نگاه کنید به خدا. هر جا سایه خدا باشد آنها هم منزل گرفته‌اند. با خواندن این مطلب دنبال معجزه، نقطه خاص و چشمگیری نباشید. اینجا تبیره زنان نوید یک حماسه ماندگار را سر داده‌اند. این روایت یک زندگی معمولی است! نقش اول‌های این حماسه بچه‌های دهه شصت هستند. لیلی پرده نشین قصه ما یعنی فاطمه خانم در 8 خرداد 62 متولد شد و سال 85 به عقد همسرش درآمد. بانویی که تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داد و قرار بود بعد از ازدواج نیز تحصیلاتش را ادامه دهد اما نتوانست. این نتوانستن نه از روی عجز بود و نه همسرش مخالفتی داشت. دلیل دیگری دارد که خود از زبانش خواهید خواند. ادامه دارد 🍃جهت تعجیل در فرج و سلامتی آقا و شادی روح امام و ارواح طیبه شهدا صلوات🍃
🌷 شهید محمد ابراهیم همت🌷 🌷ابراهيم بعد از چند ماه عمليات به خانه آمد. سر تا پا خاكى بود و چشم هايش سرخ شده بود. به محض اينكه آمد، وضو گرفت و رفت كه نماز بخواند. به او گفتم: حاجى لااقل یه خستگي دَر كُن، بعد نماز بخوان. 🌷....سر سجاده اش ايستاد و در حالى كه آستين هايش را پايين مى زد، به من گفت: من باعجله آمدم كه نماز اول وقتم از دست نرود. اين قدر خسته بود كه احساس مى كردم، هر لحظه ممكن است موقع نماز از حال برود. راوى: همسر شهيد حاج محمد ابراهيم همت سردار خيبر
! خیال نکن شده ای این ها اینقدر به تو اهمیت میدهند تو نیستی🚫 تو خاک پای بسیجیانی... وقتی خیلی تحویلش می گرفتند این ها رو باّخود می گفت ومی گریست 🌷 @salambarebrahimm
وسط روضه اون جا که دلت شکست یاد شهدا کن... #سفارش_شهدایی ( قسمتی از گفتگوی شهید مدافع حرم شهید محمد رضا دهقان 🌹)
#آرامشی داشتند از جنسِ #خُـدا و یقین دارم این آرامش را از #مناجات_های_شبانه به غنیمت برده بودند