#رهبر_معظم_انقلاب
▪️ سعی کنید درحرم امام رضا ولو دو دقیقه، ولو پنج دقیقه، دل را فارغ کنید از بقیّهی شاغلها و متّصل کنید به معنویّتی که در آنجا حضور دارد و حرفتان را بزنید. به زبان خودتان هم با امام رضا حرف بزنید. اشکال ندارد. گفت:
گوش کن با لبِ خاموش سخن میگویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
۱۳۸۲/۰۱/۰۶
#شهادت_امام_رضا(علیهالسلام) به روایتی
#روز_زیارتی_امام_رضا(علیهالسلام)
#کتاب
#عصرهای_کریسکان #خاطرات_امیر_سعیدزاده #رزمنده_کرد_اسیر_در_چنگال
#ضد_انقلاب_کومله
#نویسنده_کیانوش_گلزار_راغب
#فصل_بیست و سوم
#قسمت ۶۶
#خدا_نگهدار_سعدا
اشک در چشمان سعید حلقه زد و گفت: «خدا نگهدار سُعدا جان. بچهها را اول به خدا و بعد به تو میسپارم. اگه مُردم و اعدام شدم بدان برای کشور و اعتقاداتم کشته شدم. بارها پیشنهادات میلیاردی داشتم و حاضر نشدم به خاک کشورم خیانت کنم.»
با اشک و آه و حسرت از سُعدا جدا میشوم و روانۀ زندان میشوم. او را به خدا میسپارم تا به سلامت روانه منزل شود.
با سوغاتیهایی که خانوادهام برایم میآورند و هدایایی که به دموکرات میدهند تا مدتی فضای امنتری برایم به وجود میآورند. هر بار که به ملاقاتم میآیند پول و مایحتاج مورد نیازم را تأمین میکنند. هر بار دویست تا هشتصد دینار عراقی پول برایم میآورند ولی دیگر صلاح نمیبینم سُعدا به ملاقاتم بیاید.
مادرم سالی چند بار با اقوام مسن به ملاقاتم میآید و نیازهایم را رفع میکند. به نسبت سایر زندانیان وضع مالی بهتری دارم. به دیگران هم کمک میکنم. مویز و گردو و انجیر و سیگار میخرم و با آنها قسمت میکنم.
دموکرات هم سر خانوادهام کلاه میگذارد و ماهانه از آنها جیره و مواجب میگیرد. مجبور میشوند در هر ملاقات اجناسی تهیه کرده و برایشان بیاورند. بیست جفت گیوه، ده تخته پتو، پارچه برای تهیۀ لباس نگهبانان، شیرینی و خوراکی طلب میکنند و قول آزادیام را میدهند. ماهی یکی دو بار نامه مینویسم و وقتی به ملاقاتم میآیند میدهم تا به نام اقوام و فامیل برای سپاه ببرند. نامهها را به رمز مینویسم و تاریخ پلونوم و پیشکنگره و زمان کنگرۀ اصلی و محل برگزاری و سران شرکتکننده در آن را برای سپاه میفرستم. طوری مینویسم که نتوانند کنترلش کنند. نمیتوانند به رمز و رموزش پی ببرند.
دموکرات سرم منت میگذارد که زندانیام کرده است. میگویند: «کومله کینۀ شدیدی نسبت به تو داره، اگه آزادت کنیم ترورت میکنن.»
فکر میکنند لطف دارند که مرا در زندان نگه داشتهاند و زنده ماندهام.
صالح سعادت رازن، بچۀ ارومیه که از افراد سرشناس وابستۀ دولت است، اعدام میشود. خضر میرآبادی از اعضای کادر مرکزی دموکرات، برادرش به جرم جعل اسکناس در ایران دستگیر شده و میگوید: «اگه سفارش کنی برادرم رو تو ایران آزاد کنن منم تو رو آزاد میکنم.»
ـ تو مرا آزاد کن تا برم، قول میدم رسیدم ایران برم برادرت رو آزاد کنم ولی تا زمانی که اینجام کاری از دستم برنمیآد.
ـ دوست نداریم تو به ایران بری. دوست داریم به دموکرات بپیوندی. تمام امکانات رو در اختیارت میذاریم و هر جای دنیا بخوای بری لوازم و امکاناتش رو جور میکنیم. فقط به ایران نرو و به رژیم کمک نکن. اگه میخوای تو کردستان عراق بمانی و کار کنی حمایتت میکنیم ولی به ایران نرو.
ـ من ایرانیم و فقط به ایران خدمت میکنم.
بعضی افراد نادان و جوان میآیند و میگویند: «ما فرستادۀ دولت ایرانیم و آمدیم توی حزب دموکرات نفوذ کنیم ولی حس ناسیونالیستی ما اجازه نمیده به ملت کُرد پشت کنیم و صادقانه اعتراف میکنیم. میخوایم عضو دموکرات بشیم.»
معلوم نیست اظهاراتشان چقدر صحت دارد و آیا دولت ایران آنقدر بیتجربه است که چنین افراد جوان و مجهولالهویهای را برای مأموریت و جاسوسی در دل حزب دموکرات انتخاب کرده تا در موقع مناسب به حزب ضربه بزنند؟ جای سؤال و تأمل دارد. با این نوع اعترافات و شیرینکاری نوجوانان بختبرگشته گورشان را با دست خودشان میکنند. میآیند مقابل دوربین فیلمبرداری دموکرات چنین اعترافاتی را بیان میکنند و فیلمشان از شبکههای خارجی پخش میشود و تبلیغات شدیدی علیه جمهوری اسلامی به راه میافتد.
بعد به جرم جاسوسی و اقدام تروریستی اعدام میشوند. وقتی خانوادههایشان میآیند و اعتراض میکنند، فیلم اعترافاتشان را نشان داده و میگویند: «پسرتان نفوذی و مزدور دولت ایران بوده.»
ابراهیم مصطفایی، سلیمان، قادر و هادی مدنی که همه نوجوان بانهای بودند به همراه جلال مهابادی با چنین سرنوشت مرگباری اعدام میشوند و همانجا به خاک سپرده میشوند. خانوادههایی که نفوذ دارند و میتوانند باج و خراج بیشتری بدهند موفق میشوند بیایند و جنازۀ فرزندشان را از زیر خاک بیرون کشیده و با خودشان ببرند. در این صورت قبر موقت تا اعدامی بعدی خالی میماند و نیازی به کندن قبر جدید نیست ولی خانوادههای مستضعف که امکان دسترسی به جنازۀ فرزندشان را ندارند، جنازه زیر مشتی خاک کمعمق باقی میماند و در اثر سرما و گرما و جریان آب بیرون میافتد و خوراک حیوانات وحشی میشود.
⬅️ ادامه دارد. . . . .
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
روزِمان را با سَلام بَر چهارده مَعْصوم آغاز میکنیم
🌱اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ اَللّه صل الله
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَمیرَاَلْمؤمِنین
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ اَلزَهْراءُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلمُجْتَبی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُسَینَ بنَ عَلیٍ سَیدَ اَلشُهَداءِ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَاَلحُسَیْنِ زینَ اَلعابِدینَ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍ نِ اَلباقِرُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَعْفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ نِ اَلصادِقُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُوسَی بنَ جَعْفَرٍ نِ اَلکاظِمُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یاعَلیَّ بنَمُوسَیاَلرِضَا اَلمُرتَضی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مُحَمَّدٍ بنَ عَلیٍ نِ اَلجَوادُ
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا عَلیَّ بنَ مُحَمَّد نِ اَلهادی
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حَسَنَ بنَ عَلیٍ نِ اَلعَسْکَری
🌱اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقیَةَ اللَّه، یا صاحِبَ اَلزَمان
وَ رَحْمَةَ اَللّهِ وَ بَرَکاتِهِ
#اللّهُمَّ_عَجِّلْ_لَوِلیِڪَ_اَلْفَرَجْ
سلام ✋
#روزتان_شهدایی🌸
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
#چهاردهم_تیرماه1361
#بیروت
#اسارت
#چهار_دیپلمات_ایرانی
#سردار_رشید_اسلام
#سرلشكر_پاسدار
#جاویدالاثر
#حاج_احمد_متوسلیان
و
#سید_محسن_موسوی
#تقی_رستگار_مقدم
#کاظم_اخوان
در #چهاردهم_تیرماه1361 ، مزدوران حزب فالانژ ، اتومبیل #چهار_دیپلماتیک کشورمان را در هنگام عبور از پست ایست و بازرسی و ورود به شهر #بیروت متوقف و #چهار_سرنشین خودرو مزبور به رغم #مصونیت_دیپلماتیك ، توسط آدم ربایان دستنشانده رژیم تروریستی تلآویو به گروگان گرفته شده و پس از شكنجه و بازجویی، به نظامیان اسرائیلی تحویل داده شدند كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعی در دست نیست و همه مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبری از این عزیزان برسد...
سلامتی و تعجیل در فرج یوسف #زهرا_س ، #حضرت_ولیعصر_عج و تعیین وضعیت این #چهار_دیپلمات عزیزمان
#صلوات
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد
#و_عجل_فرجهم
#چهاردهم_تیرماه1361
#بیروت
#اسارت
#چهار_دیپلمات_ایرانی
می گویند چهار دیپلمات ربودهشده ایرانی در زندان رژیم صهیونیستی هستند و هيچ سندی دال بر #شهادت آنان وجود ندارد.
دوباره #چهارده_تیر_ماه شد و همه یادی از #سردار_رشید_اسلام ، #حاج_احمد_متوسلیان می کنند و تمام #کمپین_بازیها هم تمام می شود
ولی به نظرم :
اگر روزی #احمد آزاد شد
او را به #ایران نیاورید
#احمد_متوسلیان را باید به
#لبنان
#سوریه
#عراق
#یمن
#بحرین
و یا به ....
برود تا نتیجه و محصول #انقلاب_اسلامی را ببیند و #لبخند رضایتی بر #لب داشته باشد
اصلا ایران بیاوریدش چه کار
بیاید #سفره_پلو بعضی ها را ببیند
بیاید #لبخند و #قدم_زدن با #شیطان_بزرگ را بییند
بیاید #زانو_زدن سیاست خارجی را ببیند
بیاید #فیش حقوقی #مدیران گردن کلفت را ببیند
بیاید #خاطره از امام #جعلی ببیند
و ...
و ...
و ...
خیلی چیزهای دیگری که او را #دق می دهد
می دانم اگر بیاید #یقه تک تک ما را خواهد گرفت که
چه کردید با خون #شهدا
#همه_چی
#با_التماس
#شهادت_با_التماس
#نوجوان_شهید
#شهید_مرحمت_بالازاده
هم قد گلوله توپ بود . . .
گفتم: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت: با التماس!
گفتم: چه جوری گلوله رو بلند میکنی میاری؟
گفت: با التماس!
به شوخی گفتم: می دونی آدم چه جوری شهید می شه؟
لبخندی زد و گفت: با التماس!
تکه های بدنش رو که جمع میکردم فهمیدم چقدر التماس کرده . . .
#روحش_شاد
#یادش_گرامی با ذکر #صلوات