🌹بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم🌹
#گزیده_دایره_المعارف_تهاویل_الربیع
#بخش_نهم
#پیغمبر (صلی الله علیه و آله) هم #خدا را به حق حضرت #امیرالمؤمنین (علیه السلام) قسم میدهد. 🌺
ابن ابی الحدید در آخر جلد بیستم از شرح نهج البلاغه اش، هزار کلمة حکیمانه، منسوب به امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شماره ۶۲۵ نقل میکند که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مثل بازو از شانه و در حکم ذراع از بازو و مثل کف دست از ذراع هستم. در کوچکی تحت تربیت حضرتش بودم و وقتی بزرگ شدم مرا برادر خود خواند. همة شما اطلاع دارید که مرا با پیغمبر (صلی الله علیه و آله) مجالس خصوصی زیادی بود که کسی غیر از خودم از خصوصیات آن مجالس مطلع نیست. مرا در ما بین اصحاب و اهل بیتش وصی خویش قرار داد. امروز میخواهم حقیقتی را کشف کنم که تا حال به کسی نگفتهام و آن این که روزی از حضرتش خواستار شدم که از خدا برای من طلب آمرزش بکند. فرمود: چشم. پس بلند شد و نماز خواند و وقتی دستها را برای دعا بلند کرد. به دعای حضرتش گوش میدادم. شنیدم که عرض میکند: خدایا به حقی که علی پیش تو دارد. علی را بیامرز. عرضه داشتم: یا رسول الله این چه قسمی است؟ فرمود: مگر عزیزتر از تو کسی در پیشگاه خدا است که به حق او قسم بدهم. [۱]
#تفاوت این دو تعبیر #حکایت از #کمال لطف میکند. 🌸
خداوند متعال در سورة نباء در شش آیه آن (۲۶ ۲۱) ناراحتیهای مختلف جهنم را بیان کرده. در آخرین آیه کلمه (جزاء وفاقا جزا مطابق عمل است) میآورد و بر عکس در شش آیه دیگر (۳۶ -۳۱) نعمتهای مختلف بهشتی را تذکر داده؛ و آیه ششم آن را با تعبیر (جزاء من ربک عطاء حسابا - این جزای بسیار عالی و حساب شده را رب شما برایتان ارزانی کرده است) ختم میکند.
بزرگان مفسّرین از جمله علّامه طباطبایی (قدس سره) در وجه اختلاف این دو تعبیر میفرمایند: که کمال لطف و احسان رب العالمین اجازه نمی دهد. در عین این که اهل جهنم در مقابل نافرمانیهای خویش مستحق این همه عذاب شده اند، جهنم رفتن آنان را
به خودش نسبت دهد و بفرماید: که شما گناهکاران را من به جهنم آورده ام. بلکه با تعبیر هر عملی عکس العملی دارد؛ تعبیر فرموده و رد میشود و بر عکس همان کمال لطف و احسان او را واداشته، در آن جایی که جای رحمت است. خودش را نشان دهد و بفرماید: کنندة این همه احسانات من هستم. [۱]
#بدبخت از داخل #دریا تشنه #برگشت. 🌺
علّامه مامقانی از طبری و سایر مورخین نقل میکند که: رباب خانم همسر امام حسین (علیه السلام) غلامی داشت که او را عقبه بن سمعان مینامیدند. این غلام به روز عاشورا مأموریت اسب آوری بر امام حسین (علیه السلام) را به عهده داشت. بدین معنا که هرگاه حضرتش به اسب احتیاج پیدا کرد او حاضر کند. امّا این بی توفیق به درجه رفیعه شهادت نائل نشده و پس از شهادت امام (علیه السلام) یکی از اسبها را سوار شده و گریخت. وقتی که اهل کوفه مانع از رفتن او شدند. او به دلیل این که مولایش از دنیا رحلت فرموده، او هم دارد میرود. خودش را از دست آنان نجات داد. از آن پس او به عنوان یک مخبر مطّلعی جریانات عاشورا را نقل میکرد. [۲]
----------
📚منابع:
[۱]: . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۱۶.
[۱]: . ذ المیزان، تفسیر سوره نباء، جلد ۲۰.
[۲]: . رجال مامقانی، جلد ۲، ص ۲۵۴.
❌ #کپی فقط با ذکر #صلوات به نیت #فرج امام #زمان عج ❌
~~~~⚜🔸💠🔸⚜~~~~~~~~
کانال نشر فضایل امیر المؤمنین علی علیه السلام 🔹⚡️🔸⚡️🔹
💫 @ya_amiralmomenin110 💫
🌹بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم🌹
💠🔹 #غدیرخم_از_کتب_اهل_سنت 🔹💠
🔸🔹 #قسمت_صد_و_نود_و_هفتم🔹🔸
بيان #احاديثى كه از #شدت محبت و علاقه #رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله #نسبت به #على عليه السّلام #حكايت مى كند 🌺🌸🌸
(۲) مؤلف گويد: پيش از اين در باب «على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام آل پيغمبرند» در جلد اول، آورديم كه «امّ سلمه» روايت مى كند: در يكى از روزها، على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام بحضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شدند، بلافاصله رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله حسنين را در ميان دامان خود گذاشت و چهره ايشان را بوسيد. و آنگاه دستى به گردن على عليه السّلام ودست ديگرش را به گردن حضرت فاطمه عليها السّلام گذاشت و آنها را مى بوسيد. و در باب نود و پنجم ترجمه حاضر آمده است: نسل همه پيغمبران در صلب خود آنهاست و نسل من در صلب
على عليه السّلام است. حديثى از «ابن عباس» نقل شده كه گفت، در يكى از اوقات، بحضور پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شد و عرض سلام كرد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با كمال خوشروئى پاسخ او را داد. و از جا برخاست و على عليه السّلام را در آغوش گرفت و ميان دو ديدگانش را بوسيد و او را در طرف راست خود نشانيد (تا آخر حديث) از مضمون اين دو حديث بدست مى آيد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علاقه شديدى به على عليه السّلام داشته است.
و احاديث ديگر نيز حكايت مى كنند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بى اندازه به آن حضرت علاقه مند بوده است و ما آن احاديث را- با شتابى كه داشتيم- بدست آورده ايم كه به شرح ذيل مى باشد و لازم است دقت كامل را نسبت به آنها به عمل آوريم.
(۱) 📚[صحيح ترمذى ۱/ ۵۸] از حضرت على عليه السّلام روايت مى كند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خطاب به من فرمود: يا على! آنچه براى خود دوست مى دارم، براى تو هم دوست مى دارم و آنچه مكروه طبع من است، براى تو هم مكروه مى دارم.
📚مؤلف گويد: اين حديث را «ابو داود طيالسى» در [مسند ۱/ ۲۵] و «امام احمد» در [مسند ۱/ ۱۴۶] و «دارقطنى» در [سنن ص ۴۴] و «متّقى» در [كنز العمال ۴/ ۲۲۹] آورده اند و «متّقى» گويد كه «دورقى» اين حديث را نقل كرده است و در [۸/ ۵۸] گفته كه «ابو اسحاق» در «امالى» و در [۸/ ۵۸] مى گويد: «قاضى
عبد الجبار» هم در «امالى» نقل كرده است و در [۸/ ۱۹۵] گفته است: «عبد الرزاق» و «بيهقى» هم از آن ياد آورى كرده اند.
(۲) [همان كتاب ۲/ ۳۰۱] به سند خود، از «امّ عطيّه» نقل مى كند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله لشكرى به جنگ با دشمن فرستاد كه على عليه السّلام هم شركت داشت. پس از آنكه لشكر عازم جنگ شد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم- در حالى كه دستهايش را بسوى آسمان بالا برده بود- مى فرمود: پروردگارا! عمر مرا به پايان مرسان، مگر آنگاه كه على را ببينم.
(۳)📚 [كنز العمال ۵/ ۲۸۲ و ۶/ ۱۵۸] از على عليه السّلام روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز خندق، اظهار داشت: پروردگارا! «عبيدة بن حارث» را در روز بدر از من گرفتى، و «حمزة بن عبد المطّلب» را در روز احد از من گرفتى، اينك اين على عليه السّلام است! او را از من مگير و مرا تنها مگذار كه تو بهترين وارثان هستى.
«ديلمى» اين حديث را نقل كرده است. (۱) [📚مستدرك حاكم ۲/ ۶۲۰] به سند خود، از حضرت على عليه السّلام روايت كرده است كه در يكى از اوقات بيمار شدم، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عيادتم آمد و من در آنحال چنين مناجات مى كردم:
«اللهمّ ان كان اجلى قد حضر، فارحنى؛ و ان كان متأخّرا، فارفعنى؛ و ان كان للبلاء فصبّرنى»
؛ «پروردگارا! اگر مرگ من فرا رسيده است، مرا آسوده ساز؛ و اگر اجل من به آينده موكول است، ناراحتىها را از من دور كن؛ و اگر بيمارى من به علت آزمايش و امتحان است، به من شكيبائى و صبر مرحمت فرما». رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيد: چه مى گوئى؟ آنچه را كه به عرض خدا رسانده بودم، بازگو كردم. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
«اللهمّ اشفه اللهم عافه» ؛ «پروردگارا! به على عليه السّلام شفا كرم كن و او را عافيت بده». سپس فرمود: يا على! برخيز. به فرمان حضرت از جاى برخاستم، در حالى كه هيچگونه احساس درد و ناراحتى نمى كردم و پس از آن هم هرگز بيمار نشدم! «حاكم» گفته است كه اين روايت با قواعد حديث شناسى «بخارى» و «مسلم»، صحيح بشمار مى آيد.
📚مؤلف گويد: اين حديث را «امام احمد حنبل» در [مسند ۱/ ۸۳ و ۸۴ و ۱۲۸] با اندك اختلافى و «ابو داود طيالسى» در [مسند ۱/ ۲۱]، «ابو نعيم» در [حلية ۵/ ۹۶] و «محب طبرى» در [الرياض النضرة ۲/ ۲۱۶] روايت كرده و افزوده كه «ابو حاتم» هم آنرا نقل كرده است.