eitaa logo
یک آیه در روز
2.2هزار دنبال‌کننده
117 عکس
11 ویدیو
25 فایل
به عنوان یک مسلمان، لازم نیست که روزی حداقل در یک آیه قرآن تدبر کنیم؟! http://eitaa.com/joinchat/603193344C313f67a507 سایت www.yekaye.ir نویسنده (حسین سوزنچی) @souzanchi @HSouzanchi گزیده مطالب: @yekAaye توضیح درباره کانال https://eitaa.com/yekaye/917
مشاهده در ایتا
دانلود
یک آیه در روز
. ۱۱۵۹) 📖 وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ 📖 ترجمه 💢و آن شوخی (بیهوده) نیست. سوره طارق (۸۶) آیه ۱۴ ۱۴۰۴/۲/۳
. 2️⃣ «وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ» در نکات ادبی بیان شد که «هزل» به معنای شوخی و نقطه مقابل جدی است؛ اما با «مزاح» هم متفاوت است؛ در واقع، «هزل» کلامی است که ثمره و حاصلی بر آن مترتب نیست؛ یعنی در جدیت یک نحوه شدت و صلابت و پر بودن هست، اما در هزل یک نحوه بازی، ویا سستی و تفنن در سخن است که محتوایی که بیان شده ارزشی ندارد و دارای یک نحوه اضطراب و تزلزل و سستی‌ای است که در آن تثبّت و پایداری‌ای نباشد. با این توضیح، در صورتی که مقصود از قول فصل در آیه قبل، قرآن کریم باشد مقصود از هزل نبودن آن عبارت است از اینکه قرآن: 🌴الف. به عنوان بازی و سرگرمی نازل نشده است (ابن‌عباس و سعید بن جبیر و قتاده، به نقل از الدر المنثور، ج‏6، ص337 ؛ مجمع البيان، ج‏10، ص717 ). 🌴ب. امری باطل نیست (ابن‌عباس، به نقل از الدر المنثور، ج‏6، ص337 ؛ وکیع و ضحاک، به نقل از النكت والعيون (تفسير الماوردي)، ج6، ص249 ). 🌴ج. سخن کذب و دروغ نیست (سدی، به نقل از النكت والعيون، ج6، ص249). 🌴د. رمان و غير واقعى نیست (تفسير نور، ج‏10، ص446 ). 🌴ه. تزلزل و اضطرابی در آن نیست؛ یعنی شاید اشاره باشد به همانکه در جای دیگر فرمود: «لا ریب فیه» (بقره/۲؛ یونس/۳۷؛ سجده/۲). 🌴و. ... @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۱۶۰) 📖 إِنَّهُمْ يَكيدُونَ كَيْداً 📖 ترجمه 💢به‌یقین آنان چاره‌ها ‌اندیشند، چه چاره‌اندیشیدنی؛ سوره طارق (۸۶) آیه ۱۵ ۱۴۰۴/۳/۱۰ ۴ ذی‌الحجة ۱۴۴۶ @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹يكيدُونَ كَيْداً درباره اصل ماده «کید» که حالت ثلاثی مجرد آن به صورت «کادَ یَکیدُ» است بین اهل لغت اختلاف است. شاید منشأ این اختلاف این است که: 🔺اولا به نظر می‌رسد این ماده به ماده «کود» - که فعل ناقص «کادَ یَکادُ» از آن است؛ مثلا: «يَكادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ» (بقره/۲۰) و «فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ» (بقره/71) و «لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا» (إسراء/74)] بسیار نزدیک است؛ اگرچه اغلب اهل لغت بین این دو تفکیک کرده‌اند و مثلا ابن فارس می‌گوید این ماده اخیر دلالت دارد بر اینکه کسی چیزی را با زحمت و مشقت بخواهد به دست آورد (معجم المقاييس اللغة، ج‏5، ص145 )، اما معدودی اینها را یک‌کاسه دیده‌اند، مثلا راغب آن را در ادامه توضیحات مربوط به «کید» آورده و به معنای نزدیک شدن دانسته (مفردات ألفاظ القرآن، ص729 ) و عسکری هم اصل «کید» (همان کاد یکید) را به معنای به مشقت انداختن می‌داند و اضافه می‌کند که چه‌بسا کید در جایی به کار می‌رود که کاری است که مقصود ناخوشایند مورد نظر را نزدیک می‌کند (الفروق في اللغة، ص254 ) [یعنی همان دو معنایی که ابن فارس و راغب برای «کاد یکاد» گفتند وی دقیقا برای «کاد یکید» می‌آورد]؛ و ان شاء الله بعدا درباره این ماده توضیح داده خواهد شد. و 🔺 ثانیا کلمه «کَید» هم در معانی‌ای همچون مکر و حیله و نیرنگ به کار رفته است و هم در معانی دیگری مانند فریاد کلاغ که با تلاش و شدت صدا را بیرون می‌دهد، حیض، جنگ، قی کردن، و آتشی که با کندی و شدت از سنگ چخماق بیرون می‌زند. ▪️ابن فارس، با اشاره به تمام این کاربردها، بر این باور است که اصل این ماده دلالت دارد بر معالجه چیزی [= پرداختن به چیزی برای رفع مشکل آن] با شدت؛ و از همین باب، مکر و حیله را هم کید نامیده‌اند و سپس این معنا توسعه داده شده است و همه موارد فوق به همین برمی‌گردد (معجم المقاييس اللغة، ج‏5، ص149). ▪️اما راغب معنای حیله کردن را محور قرار داده و «کید» را نوعی حیله ورزیدن می‌داند و توضیح داده که این تعبیر هم برای موارد مذموم به کار می‌رود و هم برای موارد ممدوح، هرچند کاربرد مذموم آن بیشتر است. وی از برخی نقل می‌کند که مقصود از «کید» عذاب است و به آیاتی همچون «وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» (أعراف/183) استشهاد کرده‌اند و این را این گونه تصحیح می‌کند که کید مهلت دادنی است که منجر به عقاب خواهد شد و به آیاتی همچون «وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ‏» (يوسف/52) و «فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ‏» (صافات/98) استشهاد می‌کند؛ و البته از میان کاربردهای مختلف این کلمه در زبان عربی تنها جرقه‌ای که از سنگ چخماق بیرون می‌جهد را سعی کرده با همین بیان توجیه کند (مفردات ألفاظ القرآن، ص728 ). ▪️مرحوم مصطفوی نیز که تمرکز بحثش را روی کاربردهای قرآنی این ماده گذاشته و به سایر کاربردهای آن در لغت توجهی نکرده، اصل واحد در این ماده را تدبیر و فکری می‌داند که به عملی منجر شود که یک نحوه ضرر رساندن به غیر را دربرداشته باشد؛ ‌یعنی بر این باور است که سه قید تدبیر و در مقام عمل بودن و ناظر به ضرر زدن در آن لحاظ شده و اموری همچون مشقت و معالجه و شدت و جهد و در مکروه واقع کردن از آثار و لوازم این است نه معنای آن (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص143-144 ). ▪️در مقابل، حسن جبل با توجه به کاربردهای مذکور و نیز دلالت سه حرف اصلی آن (که معتقد است «ک» دلالت دارد بر یک فشار عمقی دقیق که به برکنده شدن و خودداری کردن منجر می‌شود و «د» به احتباس و محبوس شدن دلالت دارد و «و» هم که بین آنها آمده دلالت بر اشتمال و دربرگرفتن دارد) بر این باور است که معنای محوری این ماده، بیرون زدن چیزی است که تجمع و محبوس ماندنش طولانی شده است از اثنای چیزی با تلاش و زحمت و غلظتی که واقع می‌شود؛ و وجه تسمیه «کید» به معنای تدبیری که به‌باطل یا به‌حق انجام می‌شود این است که کسی که کید می‌کند می‌کوشد تدبیرش تا زمانی که به نتیجه نرسد افشا نشود و از این جهت است که یکدفعه [طرف مقابل را] با شدت و سختی‌ای مواجه می‌کند (المعجم الإشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم، ص۱۸۷۵-۱۸۷۶ ). @yekaye 👇ادامه مطلب👉
ادامه توضیح ماده «کید» ▪️واضح است که کید به معنای مکر و حیله و تدبیر، همواره ناظر به کسی یا چیزی است هرچند در بسیاری از آیات اشاره‌ای به این متعلق کید نشده است، مانند: «لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً» (آل عمران/120)، «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفاً» (نساء/76)، «وَ أُمْلي‏ لَهُمْ إِنَّ كَيْدي مَتينٌ» (انعام/183). ▫️مرحوم مصطفوی بر این باور است که وقتی متعلق کید به صورت مفعول و بی‌واسطه هیچ حرفی می‌آيد دلالت بر شدت و قوت در تحقق کید دارد و آیه «وَ تَاللهِ لَأَكيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرينَ» (انبیاء/57) را شاهد بر این مدعا گرفته است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص145). ممکن است کسی گمان کند اینجا شدت و قوت، از قسم و نون تأکید فهمیده می‌شود اما حق این است که مواردی که اینها را هم ندارد چنین ظهوری دارد مانند: «قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ» (اعراف/195) یا «إِنْ نَقُولُ إِلاَّ اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَري‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُون‏؛ مِنْ دُونِهِ فَكيدُوني‏ جَميعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ» (هود/۵۴-55). ▫️و گاه این متعلق با حرف «ل» می‌آید: «لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى‏ إِخْوَتِكَ فَيَكيدُوا لَكَ كَيْداً» (یوسف/۵) که چنین شدتی ندارد؛ و البته تذکر می‌دهد که گاه این «ل» نه ناظر به متعلق کید، بلکه ناظر به کسی است که کید به خاطر او و به نفع او انجام می‌شود: «كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ» (یوسف/۷۶) که این را لام اختصاص دانسته است که یعنی این کیدی که متعلقش برادران بود مخصوص به یوسف و به نفع اوست (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص145 ). ▪️از کاربردهای قرآنی دیگر این ماده، کاربرد آن به صورت اسم مفعول است، یعنی کسی که مورد کید واقع شده است: «أَمْ يُريدُونَ كَيْداً فَالَّذينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكيدُون‏» (طور/۴۲). 🔸در زبان عربی کلمات «مکر» و «کید» و «حیله» و «خدعه» به هم نزدیکند ؛ و در تفاوت آنها گفته‌اند: ▪️«مکر» و «کید» از این جهت که هردو باید با یک نحوه تدبر و فکر همراه باشند مانند همدیگرند با این تفاوت که غالبا «کید» قویتر از «مکر» است (شاهد لغوی‌اش هم این است که بدون حرف اضافه متعدی می‌شود در حالی که مکر نیازمند حرف اضافه است) و دیگر اینکه «مکر» حتما در جایی است که خود کسی که مورد مکر قرار گرفته متوجه نباشد، اما در «کید» ممکن است خود او متوجه شود، شاهد بر این آن است که گاه می‌گویند «فلان يكايدني»؛ در واقع در «کید» تمرکز بیشتر بر به مشقت انداختن طرف مقابل است اما «مکر» جایی است که مکروه را جمع می‌کند و بر این تجمع مکروه تأکید می‌شود (الفروق في اللغة، ص۲۵۴ ). ▪️تفاوت «حیله» با «مکر» و «کید» در این است که مکر و کید فقط در مورد ضرر زدن به کار می‌رود اما حیله در زبان عربی اعم از آن است که برای ضرر زدن باشد یا نفع‌رسانی (الفروق في اللغة، ص۲۵۴؛ التحقيق، ج‏۱۱، ص۱۴۳). هرچند در زبان فارسی نیز‌ ما «حیله» را همواره در همان معنای منفی به کار می‌بریم و برای «حیله» در معنای مثبتش از تعبیر «چاره‌جویی» استفاده می‌کنیم. ▪️در تفاوت «خدعه» هم با اینها گفته‌اند که ماده «خدع» به معنای اظهار چیزی برخلاف واقع است با هدف جلب نفع یا دفع ضرر، و لزومی ندارد که حتما بعد از تدبر و فکر باشد؛ ولی کید آنجاست که بعد از تفکر و تدبر باشد؛ و همچنین شاید بتوان گفت کید اسمی است برای کار ناخوشایند که در حق دیگری با قهر و غلبه انجام می‌شود اما خدعه لزوما با قهر و زور همراه نیست و موید این مطلب اینکه قرآن کریم قصد اصحاب فیل را کید خوانده است: «أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ في‏ تَضْليل‏» (فیل/۲) (الفروق في اللغة، ص253 )؛ و به نظر می‌رسد این سخن ایشان که در کید یک نحوه قهر و غلبه لحاظ می‌شود شواهد قرآنی متعددی دارد مانند کاری که برادران یوسف با وی کردند که قرآن بارها از آن تعبیر به «کید» آنان کرد؛ ویا «وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً» (آل عمران/۱۲۰)، «ذلِكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرينَ» (انفال/18)، «فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى»‏ (طه/60)؛ و حتی در موردی که زلیخا (فَلَمَّا رَأى‏ قَميصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظيمٌ؛ یوسف/28) یا زنان مصر (وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ؛ فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ؛ یوسف/۳۳-34) در حق یوسف کید کردند نیز می‌توان یک نحوه قهر و غلبه را مشاهده کرد. 📿ماده «کید» و مشتقات آن (با فرض اینکه «کاد یکاد» از این ماده نیست) ۳۵ بار در قرآن کریم به کار رفته است. @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹برخی از مفسران بر این باورند که این آیه ناظر است به اهل مکه هنگامی که در دالندوه جمع شدند و توطئه قتل رسول الله (ص) را ریختند (که حضرت علی ع شب جای ایشان خوابید و ایشان شبانه به مدینه هجرت کرد)؛ ‌یعنی همان که در جای دیگر فرمود: «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ الله وَ الله خَيْرُ الْماكِرين‏: و [ياد كن‏] هنگامى را كه كافران در باره تو نيرنگ مى‏كردند تا تو را به بند كَشَند يا بكُشند يا [از مكّه‏] اخراج كنند، و نيرنگ مى‏زدند، و خدا تدبير مى‏كرد، و خدا بهترين تدبيركنندگان است.» (انفال/30). و اینجا هم فرمود آنان کید می‌کنند چه کیدی 📚(النكت و العيون (تفسير الماوردى)، ج‏6، ص249 ). 🔹و برخی از مفسران این آیه را همراه با دو آیه «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ» (زخرف/۷۹) و «أَمْ يُرِيدُونَ كَيْداً فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُونَ» (طور/۴۲) نازل شده در همین موقعیت می‌‌دانند 📚(تفسير مقاتل بن سليمان، ج‏4، ص660-662 ). @yekaye
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☀️۱) ذیل آیه ۱۰ (جلسه ۱۱۵۵) روایتی از ابوبصیر گذشت که این احتمال مطرح بود که گفتگوی وی با امام صادق ع باشد؛ در فراز بعدی آن آمده است: گفتم: [مقصود از] إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً [چیست]؟ فرمود: در خصوص پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) کید ورزیدند و در مورد علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) کید ورزیدند و در مورد فاطمه زهرا (سلام الله علیها) کید ورزیدند. پس خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا به‌یقین آنان چاره‌ها ‌اندیشند، چه چاره‌اندیشیدنی؛ و من هم چاره‌ای کنم، چه چاره‌کردنی؛ پس به کافران مهلت ده» ای محمد «و كمى آنان را به حال خود واگذار» تا وقت برانگیختن قائم ع که انتقام مرا از جبّاران و طاغوتهای قریش و بنی‌امیّه و سایر مردم می‌گیرد. 📚تفسير القمي، ج‏2، ص416 حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ: «مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ اللَّهِ يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً. قُلْتُ: «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً»؟ قَالَ: كَادُوا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ كَادُوا عَلِيّاً ع وَ كَادُوا فَاطِمَةَ ع. فَقَالَ اللَّهُ: يَا مُحَمَّدُ «إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ» يَا مُحَمَّدُ «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً» لِوَقْتِ بَعْثِ [لو قد بُعِثَ] الْقَائِمِ ع فَيَنْتَقِمُ لِي مِنَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتِ مِنْ قُرَيْشٍ وَ بَنِي أُمَيَّةَ وَ سَائِرِ النَّاسِ. @yekaye
☀️۲) اشاره شد که برخی مفسران شأن نزول این آیه را همان کیدی دانستند که کفار در پیش گرفتند که شبانه پیامبر ص را به شهادت برسانند. با توجه به اینکه اولا احادیث مربوط به این واقعه ان‌شاءالله ذیل آیه «وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين‏» (انفال/۳۰) خواهد آمد و ثانیا سیاق آیه نیز انحصار در آن واقعه نیست بلکه می‌تواند ناظر به هر کیدی باشد که علیه اسلام شده است، مناسب است مهمترین کیدهایی که در صدر اسلام علیه اسلام شده و در همه آنها مهمترین و تنها یاور اسلام امیرالمومنین بوده است را از زبان خود امیرالمومنین روایت کنیم. در این حدیث، امیرالمومنین به هفت واقعه در زمان پیامبر ص و هفت واقعه بعد از شهادت ایشان اشاره می‌کند، که از این میان، فقط اصل تحمل سنگینی مصیبت از دنیا رفتن پیامبر ص است که در بیان ایشان به عنوان امتحانی مطرح شده که خود آن واقعه، نه از زاویه مکر و کید دیگران، به عنوان امتحان الهی مورد توجه واقع شده است. اما متن حدیث: ☀️از محمد حنفیه و نیز از امام باقر (ع) روایت شده که فرمودند: چون امير المؤمنين از جنگ نهروان بازگشت در مسجد كوفه نشسته بود كه رئيس يهوديان به حضورش آمد و عرض كرد يا امير المؤمنين خبرهایی را می‌خواهم از شما بپرسم كه جز پيغمبر و يا وصى پيغمبر كسى نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه می‌فرمائيد بپرسم وگرنه صرف نظر نمايم. فرمود: برادر يهودى هر چه می‌خواهى بپرس. عرض كرد: ما در كتاب خود چنين يافته‌‏ايم كه خداى عز و جل چون پيغمبرى برانگيزد به او وحى می‌فرمايد كه از میان افراد خاندان خود كسى را كه بتواند پس از وى كار امت را به دست گيرد اختيار كند و از امت خود عهد و پيمان بگيرد كه پس از او بر سر پيمان باشند و طبق عهدى كه بسته‏‌اند رفتار كنند و خداى عز و جل جانشينان پيغمبر را در زمان حيات پيغمبران آزمايش می‌فرمايد و پس از وفات پيغمبران نيز آزمايش می‌فرمايد. مرا آگاه بفرما كه آزمايش جانشينان پيغمبران چند بار است و پس از وفاتشان چند بار و اگر جانشينان پيغمبران در آزمايش مورد رضايت خداوند شدند سرانجام كارشان بكجا خواهد كشيد؟ حضرت فرمود: به حق خدایى كه يكتا است و دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و تورات و انجيل را بر موسى و عيسى فرو فرستاد اگر جواب سؤال تو را درست گفتم، اعتراف خواهى كرد كه درست می‌گويم؟ عرض كرد: آرى. فرمود: به حق خدایى كه دريا را براى بنى اسرائيل شكافت و تورات را بر موسى فرو فرستاد اگر پاسخ پرسش تو را گفتم، اسلام را خواهى پذيرفت؟ عرض كرد: بلى. على (ع) فرمود: خداى عز و جل جانشينان پيغمبران را تا پيغمبران زنده‏اند در هفت مقام آزمايش می‌فرمايد تا فرمانبردارى آنان را بيازمايد. و چون اطاعتشان و نتيجه آزمايش‏شان رضايت بخش شد به پيغمبران دستور می‌دهد كه تا زنده‌‏اند آنان را دوست خود گيرند و پس از مرگ هم جانشين خود قرار دهند و همه امتهایی را كه اطاعت پيغمبر را لازم می‌شمرند بر اطاعت جانشينان الزام كنند. سپس جانشينان را پس از آنكه پيغمبران بدرود حيات گفتند در هفت مقام آزمايش می‌فرمايد تا پايه شكيبائى آنان را بيازمايد و چون آزمايش رضايت بخش شد سرانجام آنان را سعادت و نيك بختى قرار دهد تا با كمال خوشبختى به پيغمبران ملحقشان سازد. رئيس يهوديان گفت: اى امير مؤمنان درست فرمودى. اكنون بفرما تا بدانم خداوند تو را در زمان حيات پيغمبر چند بار آزمايش فرمود و پس از وفات آن حضرت چند بار و سرانجام كار تو چه خواهد شد؟ على (ع) دست يهودى را گرفته و فرمود: برخيز با هم برويم تا تو را از اين موضوع آگاه كنم‏. جمعى از ياران على نيز برخاستند و عرض كردند يا امير المؤمنين ما را نيز در اين افتخار با يهودى شريك فرمائيد. فرمود: می‌ترسم كه دلهاى شما تاب تحمل آن را نداشته باشد. عرض كردند: براى چه يا امير المؤمنين؟ فرمود: به خاطر كارهایی كه از بيشتر شماها سر زده است. مالك اشتر برخاست و عرض كرد: يا امير المؤمنين ما را نيز آگاه بفرمائيد كه به خدا قسم ما به طور محقق می‌دانيم كه در روى زمين به جز تو وصى پيغمبرى وجود ندارد و ما را مسلم است كه خداوند پس از پيغمبر پيغمبرى ديگر نخواهد فرستاد و گردنهاى ما براى فرمان تو و فرمان پيغمبر ما محمد به يك ريسمان اطاعت بسته شده است. على (ع) نشست و رو به يهودى كرده و فرمود: اى برادر يهود همانا خداى عز و جل در زمان حيات پيغمبر مرا در هفت مورد آزمايش فرمود. نه از باب خودستائى می‌گويم بلكه نعمتى از خداوند بود كه در همه اين موارد مرا فرمانبردار يافت. عرض كرد: در كدام و كدام مورد يا امير المؤمنين؟ 📚الخصال، ج‏2، ص365-382؛‌ ترجمه فهرى، ج‏2، ص412-439 📚الإختصاص، ص164-181 📚إرشاد القلوب (للديلمي)، ج‏2، ص343-358 @yekaye ادامه حدیث 👇سند و متن فراز فوق👉