🛑‼️ مسابقهی عظیم فرهنگیِ «شعور عاشورایی»‼️🛑
(مجموعهی ۴۰ پیامِ تأثیرگذار از مکتب عاشورا)
🎁 جوایز ارزندهی این مسابقه، در اوّلین قدم ۵۰ میلیون تومان شامل:
1⃣ برای نفرات برتر (بر اساس بالاترین نمره در کمترین زمان آزمون):
💰 ۱۰ کارت هدیهی دو میلیون تومانی
💰 ۱۴ کارت هدیهی یک میلیون تومانی
2⃣ به قید قرعه برای کسانی که حداقل نصف نمرهی آزمون را کسب کنند:
💰 ۴۰ کارت هدیهی ۴۰۰ هزار تومانی
📜 چنانچه در بین نفراتِ برترِ آزمون، از فرهنگیان گرانقدر باشند، «تقدیرنامهی استانی» با امضای مدیرکل آموزش و پرورش خراسان رضوی توسّط کانون بسیج فرهنگیان کاشمر تقدیم خواهد شد.
💎 و ارزشمندترین جایزهی مسابقه که محتوای آن است!
✅ ثبتنام در مسابقه و دریافت منبعِ مطالعاتیِ آزمون از طریق:
🌐 zil.ink/maktab_ashoora
🔰 در صورت بروز مشکل در لینک بالا، وارد لینک زیر شوید:
🌐 yek.link/maktab_ashoora
💠 ثبتنام برای عمومِ هموطنان، آزاد و رایگان است!
🛍 جهت آگاهی از اسامی برندگان قبلی مسابقات ما و قطعی بودن اعطای جوایز، وارد لینک زیر شوید:
🌐 b2n.ir/javayez_.rooyindezh
#مسابقه_شعور_عاشورایی
#جبهه_مقاومت_فرهنگی_رویین_دژ
🔺 @RooyinDezh
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🖤 صد بار اگر علقمه را فتح کنم
هر بار دوباره تشنه برمیگردم...
⭕️ انیمیشن واقعیت مجازی #سقا؛ روایتی مصور در قالب واقعیت مجازی از فرات تا خیمه با مقتلخوانی و مداحی «حاج محمود کریمی»
#السلام_علیک_یا_اباالفضل_العباس
#السلام_علیک_یا_اباعبدالله_الحسین
#امام_حسین
#ماه_محرم
#محرم
@yousof_e_moghavemat
برو به ميدون #پسرم
دست #علي يارت باشه
برو به ميدون پسرم
#خدا نگهدارت باشه
برو که اشک #پدرت
بدرقه ي راه تويه
برو دعاي #مادرت
هميشه همراه تويه
#وداع_پدرانه
#امام_حسین
#کربلا
🌴 دوران #دفاع_مقدس
@yousof_e_moghavemat
"بهترین هدیه برای من اشک چشم برای امام حسین علیه السلام هست، آنقدر که این قطره را به تمام بهشت نمی فروشم، اگر بمن اجازه داده شود به دنیا رجوع کنم، فقط دوست دارم در هیئت ها و روضه ها شرکت کنم."
به یاد معلم و شاعر و مداح اهل بیت (ع)
صدای خاطره انگیز خط مقدم جبهه ها
#شهید_غلامعلی_رجبی
از شهدای مسجد صادقیه تهران
از رزمندگان قدیمی
تیپ ۱۰ حضرت سید الشهدا(ع)
عضو گردان مسلم بن عقیل
#لشکر_۲۷_محمد_رسول_اللهﷺ
در زمان شهادت
شهادت: ۵ مرداد ۱۳۶۷ #عملیات_مرصاد
#شهدای_لشکر_۲۷_محمد_رسول_الله_ﷺ
@yousof_e_moghavemat
🌸
#گریه_خونین
🌺عن الامام العصرعلیه السلام:
《لَئِنْ أَخَّرَتْنیِ آلدُّهورُ وَ عاقَنی عَنْ نَصرِکَ المَقدور... فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً ولَأَبْكِیَنَّ عَلَیكَ بَدَلَ الدُّموُعِ دَماً》
(ای جد بزرگوار یا اباعبدالله)
اگر زمانه مرا (از محضرت) به تأخیر انداخته و مقدرات الهی مرا از نصرت و یاریت بازداشته، به خدا قَسم که صبح و شام برایت ندبه و نوحه میکنم، و به جای اشک برایت خون گریه میکنم🌺
بحارالأنوار، ج ٩٨، ٢٦٩
#حدیث_امام_زمان
#السلام_علیک_یا_حجت_ابن_الحسن_المهدی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#طرح_مهدوی
#امام_حسین
@yousof_e_moghavemat
🔰 پوستر | دست ما از کودکی در دست توست
🔺شهید حاج قاسم سلیمانی: آن چیزی که باید به فرزندان خودمان همراه با این اشک بچشانیم، عبرتهای #عاشورا است و باید نسبت به حادثه #کربلا به آنها معرفت بدهیم.
🏴
#استوری
#امام_حسین
#شهید_قاسم_سلیمانی
#ماه_محرم
#محرم
@yousof_e_moghavemat
💗 حاج احمد 💗
🌸 نصرت الهی
حسن تقی زاده
°°°°°°°
فرمانده گفت:
نزنید، بابا نزنید، بذارین بیاد ببینیم چی برامون آورده. این رو به بچههایی که داشتند به کامیونی که از سمت عراقیها به طرف ما میومد آرپیجی شلیک میکردند، میگفت.
حدوداً ساعت ده یازده روز اول مرحله اول عملیات بیتالمقدس یعنی یازدهم اردیبهشت ماه بود. حدود ۲۵ کیلومتر راه را به همراه گردان انشراح آغاجاری به فرماندهی سردار حاج اسماعیل بهمئی از دارخوین بعداز گذشتن از رودخانه کارون تا جاده اهواز خرمشهر طی کرده بودیم. حسابی تشنه بودیم و لبهامان از سوز عطش خشک شده بود و پوست انداخته بود.
توی فیلمهای دفاع مقدس، لبهای خشکیده رزمندگان را خوب گریم میکنند. اما من آن را به خوبی حس کرده بودم. لبهایم آنقدر خشک شده بود و پوست انداخته بود که جای جای آن ترک خورده بود و از بعضی از جاهایش خون جاری شده بود. در آنجا بود که روضه تشنگی حضرت اباعبدالله (ع) و یاران باوفایش را با تمام وجود حس کردم و فهمیدم.
حالا حالاها هم مانده بود تا اوضاع عادی شود و تدارکات بخواهد آب رسانی کند.
دمدمای ظهر بود. بالای خاکریز بلند کنار جاده اهواز خرمشهر نشسته بودیم و مراقب پاتکهای عراق بودیم. هوا گرم و آتشین و آفتاب سوزان بود. بهترین چیزی که میتوانست دل سوخته و تشنه ما را جلا دهد، آب سرد و تگری بود.
کامیونی که گمان نمیکرد بسیجیها توانسته باشند این همه راه را طی کنند و جاده را تصرف کنند و انگاری شلیک آرپیجیها رو ندیده بود، بیخیال به سمت جاده میآمد. بالاخره به جاده رسید و موقعی فهمید چه اشتباهی کرده که کار از کار گذشته بود و راننده و شاگردش اسیر ما شده بودند.
بار کامیون همان بود که انتظارش را داشتیم.
«نصرت الهی». وعده خدا محقق شده بود.
إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ
یک کامیون پر از قالبهای یخ تازه. شاید از آب فرات. همان که بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یارانش دریغ کردند. یخها کفاف چند لشکر را میداد.
کامیون را به این سمت جاده منتقل کردیم.
با سرنیزه یخ خورد کردیم و درون قمقمه ریختیم. یخمکی دلپذیر شد. یخ در بهشتی جانفزا. جلا دهنده قلبِ آتش گرفته ما. سرد و گوارا. آبی بود بر روی آتش. لبهای خشکیدهمان به آب رسید. جانی تازه گرفتیم. کاش در دشت نینوا هم مَشک سقا به خیام حرم میرسید و اطفال و اهل حرم سیراب میشدند.
خدا را به خاطر نصرتش حمد و سپاس گفتیم.
#امام_حسین
#دفاع_مقدس
@yousof_e_moghavemat
سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم: چه شده؟
گفت: بالأخره نفهمیدم ارباً ارباً یعنی چه؟ می گویند انسان مثل گوشت کوبیده می شود.
بعد از عملیات یا باید بروم کتاب بخوانم و یا اینکه در همین جا به آن برسم.
جواب سؤالش را از گلوله توپی که به سنگرش برخورد کرد، گرفت.
#شهید_سید_محمد_شکری
#آشنایی_با_شهدا
#محرم
#امام_حسین
@yousof_e_moghavemat