🔴 ایران عاقلانهترین واکنش را درباره افغانستان داشته است
من در این زمینه کارشناس نیستم ولی برداشتم از ماجراهای اخیر را مینویسم:
✔آمریکا، #افغانستان را ترک کرد. طالبان تقریبا تمام افعانستان را تصرف کرد و #اشرف_غنی گریخت.
چند نکته:
۱. امریکا نتوانسته هزینههای سرسامآور حضورش طی بیش از دو دهه در افغانستان را جبران کند، لذا بایدن بالاخره وعده قدیمی خروج از باتلاق افغانستان را عملی میکند. محتملترین فرضیه این است که امریکا میخواهد با تبدیل کردن این کشور به کانون جنگ و بحران، همان هزینهها را بر رقبا و دشمنانش تحمیل کند؛ ضمن آنکه احتمالا طی قراردادهایی با طالبان در قبال تحویل دادن افغانستان به آنها، خیالش از بهرهبرداریهای طولانی مدت از منابع و معادن این کشور راحت شده است.
۲. شرکای ایرانیِ آمریکا در همین راستا بدنبال تبدیل کردن ایران به هیزمی برای این آتشاند.
یک مساله روشن است و آن اینکه رقبا و دشمنان جمهوری اسلامی خیلی علاقمندند که ایران وارد یک درگیری فرسایشی و پرهزینه در افغانستان بشود. پرهزینه، چون افغانستان ضمن اینکه از دولت بیعرضه اشرف غنی به ستوه آمده، دست کم امید دارد برای مدتی با حاکمیت بلامنازع طالبان طعم امنیت را بچشد و لذا ایران را تنها یک مداخلهگرِ فرصت طلب خواهد شناخت.
از طرفی طبعا این درگیری دو اتفاق خوب را برای اسرائیل رقم خواهد زد: اول شعلهور شدن آتش درگیری فرقهای شیعه-سنی در ایران و شرق ایران و دوم: ضعف توان جمهوری اسلامی در غرب ایران(سوریه عراق و...)
۳. طالبان با چهرهای جدید از خود رونمایی کرده است. به جای اعدامهای خیابانی و وضع قوانین عصر حجری، مدام در حال صدور بیانیه های عفو و امنیت بخش است. حتی از برگزاری جلسات عزاداری شیعیان هم ممانعت نکرده. اینکه این چهره فقط یک سیاست مقطعی باشد یا یک تغییر واقعی را نمیدانم ولی هرچه هست این چهره جدید مخالفان را خلع سلاح و پایگاه مردمی طالبان را تقویت میکند.
۴. رقبای داخلی طالبان تقریبا همه در محاق هستند. آمریکایی ها که اشغالگرانی آدم کش اند، دولت که مزدور، خائن و بیعرضه است و مجاهدانی که سالهاست توان مبارزه و مشروعیت جلب حمایت مردمی را ندارند و بعضا خودشان به فساد و خیانت متهماند. شاید یکی از مهمترین دلایل تسلیم شدن سریع(و نه تصرف) شهرهای مهم همین باشد. حالا طالبان حتی در قدرت نرم هم دست برتر را دارد و اگر بتواند کشتار و خرابی را کنترل کند راه را برای هرگونه مداخله خارجی خواهد بست.
🔸️از آنچه گفته شد روشن است که بحران افغانستان با بحران #سوریه متفاوت است. هرچند که قدرت گرفتن طالبان میتواند یک تهدید و بمب ساعتی برای ما باشد.
✍ وحید یامین پور
#بیداری_ملت
#راز
مداح هر چه خواند کسی گریه نکرد. از گودال و خیمه ها و خار مغیلان و هرچه بلد بود. پیرمردی که کنار مداح بود گفت:
- پسرم تا گلو تر کنی من چند بیت بخوانم؟
مداح گفت:
- بله پدر جان، بفرمایید.
پیرمرد شروع کرد:
- علی اکبر من شبه پیمبر من...
جمعیت زیرورو شد. مثل ابر بهار گریه میکردند. مداح از دهیار پرسید:
- کربلایی این پیرمرد را میشناسید؟
دهیار گفت:
- پدر چهار شهید است.
حیدر جهان کهن #پیاده
#داستانک
#عاشورایی
#روزانه_نویسی
امشب روزانهام، خوابی پریشان است.
باید قلم را در دست گرفت و نوشت
بنویسم از این روزها. روزهای محرم ۱۴۰۰ شمسی.که از ترس حمله باید همه جا مراقب باشیم. دشمن تا عنق خاک که نه ولی تا وسط اجتماعاتمان نفود کرده. هرجا جمعی باشد ،باید احساس خطر کرد.
یادم میاید اربعین ۱۳۹۸بود. دیدن آن شکوه، عظمت، دلدادگی، آرمانگرایی د
برنامهایی که کارشناسش (راه قدس از کربلا میگذرد ) را شرح میداد نظرم را جلب کرد. صدای تلویزیون را باز کردم و دل سپردم و لذت بردم. ولی گوشهی ذهنم را چیزی مانند چنگهای رنگی شیطان زخمی میکرد(سپاه ابلیس برای خاموش کردن این حرکت عظیم حتما برنامهای مفصل خواهند ریخت. بدون شک انتقام این عدالتخواهی و آزاد زیستی را خواهند گرفت. چه میتواند باشد برنامهی شومشان برای جلوگیری کردن از این حرکت؟!)
دهها و صدها ترفند و خیانت به ذهنم خطور کرد، از حملهی انتحاری گرفته تا ...حتی حملهی نظامی. اما تاریخ اثبات کرده هیچکدام توانایی ندارد جلوی این موج را بگیرد.
زائران اربعین حسینی که با بیماری بسیار سهمگینتر از انفولانزا وارد ایران شدند جرقهای در ذهنم زد. ممکن است (ویروسی، میکروبی چمیدانم ،مریضی را بین زائران پخش کنند!
خدا کند این یکی به ذهن کثیفشان خطور نکند) و بعد از چند ماه متوجه شدیم که حتی خبیثتر از انچه به نظرمن ممکنه مینمود، طراحی شده است. ویروسی که نه تنها شیعیان بلکه همه دنیا را درگیر کند تا سپاه ابلیس به خواستههای شوم خود برسد.
#یدالله_فوق_ایدیهم
#هاشمی
#000525
⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
⬜️⬜️💎⬜️⬜️🔳🏴⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
⬜️🔳🔳🔳⬜️🔳⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
⬜️🔳⬜️⬜️⬜️🔳⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️🔳
🔳🔳🔳🔳⬜️🔳⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️🔳
🔳⬜️⬜️⬜️⬜️🔳🔳🔳🔳🔳🔳🔳
🔳🔳🔳🔳⬜️⬜️⬜️⬜️💎⬜️⬜️⬜️
⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
⬜️⬜️⬜️⬜️🔳🔳⬜️⬜️⬜️⬜️🔳🔳
⬜️⬜️⬜️⬜️🔳🔳⬜️💎⬜️⬜️🔳🔳
⬜️🔳🔳⬜️🔳🔳⬜️⬜️⬜️⬜️🔳🔳
⬜️🔳🔳⬜️🔳🔳⬜️🔳🔳⬜️🔳🔳
🔳🔳🔳⬜️🔳🔳🔳🔳🔳⬜️🔳🔳
🔳🔳🔳⬜️🔳🔳🔳🔳🔳⬜️🔳🔳
⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
⬜️⬜️⬜️ @ANARSTORY️ ⬜️⬜️⬜️
⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️⬜️
هنر در ترجمه_compressed.pdf
295.3K
🔸کارگاه نویسندگی
🌱باغبان : آقای میر محمد حسین موسوی
📖مبحث: الگوریتم داستان نویسی
نشانی باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
نمایشگاه باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
🌿فرات🌿:
یا نفس لا تخشی من الکفارِ
و ابشری برحمه الجبارِ...
ولله ان قطعتموا یمینی
انی احامی ابدا عن دینی...
رآيـآ:
بدون من کجا میری؟
کجای آسمون بگو؟
فکر نمیکردم اینجوری بیبال و پر شی
باید بمونی عصایِ دست پدر شی...
میخوام بغل بگیرمت، ولی میترسم
تو رو بغل بگیرمت، پاشیده تر بشی
به زمین خورده انارِ من و صد دانه شده...
پدرت پیر شد تا که تو رعنا بشی.
خون دل خورد تا که تو آقا بشی...
🌿فرات🌿:
من اگر جای فرات بودم از خجالت آب...نه، از خجالت خشک میشدم....
بوی فرات میآید؛ بوی آب. حتی اگر گوش تیز کنم، میتوانم صدای جریان آبش را بشنوم. آخ...صدای شرشر آب... لبم را میگزم. من الان وسط ماموریتم؛ اما دست خودم نیست. مگر میشود بچه شیعه باشی و بوی فرات به مشامت بخورد و دلت هوایی نشود؟ دست خودم نیست؛ اصلا اسم فرات که میآید دلم زیر و رو میشود. هرچه روضه تا الان شنیدهام میآید جلوی چشمم: فرات از تماشای ساقی/همه اشکِ بیاختیار است/ چه خواهد شد اینجا خدایا؟/ که زینب دلش بیقرار است...
- اینجا خودش روضه ست. روضه توی آبش پخش شده، توی هوای اطرافش.
به کمیل که دارد کنارم راه میرود نگاه میکنم. کمیل لبخند میزند و چشم میدوزد به فرات: ما اینجاییم عباس. هر شب کنار فرات میشینیم و سینه میزنیم. جای تو خالیه. روضهخون هم نمیخواد.
#خط_قرمز
#فرات
#تاسوعا
🏴 sarab.ო 🏴:
اسمش علی بود...
پسر علی بود...
میزدند بخاطر بغض علی.
.
اگه این تیر و کمان نبود...
یک هزار میلیون نفر هم
حریف 72 تن نبود...
مهتا:
زخم هایت یک طرف، زخم سرِ تو یک طرف...
بغضِ نامت ، لشکری را اِبن مُلجم کرده است...
#کپی
Mohamad nikimehr:
من از آن دم که تو رفتی به تنهایی محکومم
#نیک
#مونولوگ
شاید اگه تو برگردی بشه ازچیزی نترسید
#نیک
#مونولوگ
انسانها، شتاب زده عاشق میشوند اما، سرِ فرصت کینه میورزند
#نیک
#مونولوگ
اگر مهربانتر از من دیدی لطفا نشانم بده
کسیکه برایت خیلی سوخت ...
#نیک
#مونولوگ
Z Ghafori:
آزادی ملک طلق آگاهی است. آن جا که حسین(ع) نور خیمه را کم میکند تا هر که ازاد نیست برود و تنها آزاده ها بمانند.
#آزادگی
#تاسوعا
زهراسادات هاشمی:
برای ما زنها روضهای هست به شدت مادرانه...
مردان را به این بخش از مجلس راهی نیست...
اصلاً هیچ مردی نمیتواند بفهمد چقدر داغ دارد آن لحظه
چقدر درد دارد آن جریان...
آنجا که بعد از واقعه
به اهل حرم آب رسید...
آب!
چه کردی با رباب؟!
حالا رباب مانده و شیرِ رگ کرده
حالا رباب مانده و گهوارهی بی علی...
مرا همینجا پای همین صحنه خاک کنید...
شنیدهام رباب روز واقعه گریه نکرده، گریههای رباب از شب شام غریبان شروع شده... بعد از اینکه به اهل حرم آب رسیده!
#مونولوگ
سجادی:
صدای آب که آمد، صدای گریهی رباب بلندشد...
#مونولوگ
زهراسادات هاشمی:
واقعاً داشتن همسر خوب در زندگی خیلی تأثیر دارد
مثلاً یکی میشود همسر امام حسن مجتبی علیه السلام که به حضرت زهر مینوشاند.
یکی هم میشود رباب که بعد از واقعه تا آخر عمرش در سایه ننشست و هروقت از او پرسیدند چرا در سایه نمینشینی؟ با گریه میگفت: خودم دیدیم که بدن مبارک مولایم در زیر آفتابِ سوزان بود...
واقعاً داشتن همسر خوب در زندگی تأثیر زیادی دارد...
#محرمنامه
بعضی از روضههای این روزها را فقط بانوان درک میکنند!
اما من چرا بعد روضه هنوز هم زندهام؟
#مونولوگ
نورای جان❤:
یا بهتر است بگوییم یکی می شود همسر امام حسن که زهر در کامش می ریزد.
و یکی می شود همسر امام حسن، که پسرانی چون عبدالله وقاسم ابن حسن را به قربانگاه عشق می فرستد..
هر دو در یک مکتب وخانگاهند؛ اما این کجا وان کجا.
#محرمنامه
ای که مرا خواندهای راه نشانم بده....:
پسرم، اکبر جانم! اینقدرم لازم نیست دلبری کنی!
آخر در این وادی مرگ هم چشم دارد. دلش میرود برای این حقطلبیات! آنوقت تو را سخت در آغوش میگیرد.
لامصب این مرگ دستهایش و بازوهایش، مثل تیغ است؛ میبرد.
اکر تو را در آغوش گیرد؛ پاره پارهات میکند ها!
جان بابا! فکر قلب بابا را نمیکنی؟! فکر محاسن سپیدم را نمیکنی؟! فکر غریبی بابا را بین این همه نامرد نمی کنی؟!
...
#محرمنامه
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
قطعه قطعه شدنِ نور یعنی چه؟.....
#نسل_خاتم
سجادی:
من از این شکستنور،
هیچ چیز نمیفهمم....
نور باشی، آب نباشد...
کمرت خم شود وبشکند...
#مونولوگ
رآيـآ:
آب در کف دستانت باشد و لبهای تشنهات را! به حرمت لبهای تشنهی عزیزان برادرت، سیراب نکنی...
عباس باشی و پشت برادر را خالی نکنی...
#مونولوگ
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
نور به منشورِ کربلا تابید، طِیفهای گوناگونش همهی عالم را پر کردند.
#نسل_خاتم
رآيـآ:
خورشید در مقابل تو، سر تعظیم فرود آورد.
#مونولوگ
سجادی:
کمتر ز معجزهی
شقّالقمرنبود توی آسمان؛
وقتی که ماه و خورشید همزمان به شام رسید
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
عباس، نگاهش به نور بود و لبش با زمزمهی« قل یا ایهاالکافرون »، عَبَس وتولّی میخواند.
#نسل_خاتم
تو شقّ القمر کردی.....
او شق القمر کرد....
تو قمرِ منیرِ آسمان را.....
او قمرِ منیرِ بنیهاشم را....
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا.....
الا لعنة الله علی القوم الظالمین....
.
#نسل_خاتم
حَرامیان، حُرمتِ حَرَمت را شکستند....
لعنت خدا بر حرمله.....بحقِ ربّ الحِلِّ والحَرَم....
#نسل_خاتم
سجادی:
-عباس! تورا زدند؟
مگر میشود؟
امالبنین
باورش نمیشود...
او عالم نامردها را ندیدهاست...
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
آن روز، به زَعمِ خود، نور را شکستند.....
امروز همگان میدانند....
آنکه شکست، ظلمت بود....
#نسل_خاتم
دلم تو را دید و گفت: سبحان ربی العظیم وبحمده.
#نسل_خاتم
سلام بر آن آقایی که علی اصغرش هم اکبر بود.
#نسل_خاتم
سجادی:
یک جمله روضه بگویم وتمام؛
بر اسبها نعل تازه زدند...
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
بر ابنِ سعد، تازیانه.....بر تو، بوسه زدند....
#نسل_خاتم
نامت بر قطرات آب، حک شده....
عجب نیست هرکه خورد گفت: یا حسین ع
#نسل_خاتم
رآيـآ:
و چه گستاخانه هم ردیف شدند...
خار مغیلان
نعلِ اسبها
تازیانه
نیزهها...
و چه آرام گیرد هر دل ناآرامی با نام تو یا حسین ع.
#مونولوگ
مقصد برای من تویی!
تو و همهی راههایی که به تو ختم میشود.
#مونولوگ
ای رفته سفر ز نسل خاتم برگرد:
خار مغیلان، نعل اسبها، تازیانه، نیزهها....همه وهمه تو را عاشقانه در آغوش کشیدند ....
نفرین به فهم وشعورت شمر......
کالانعام بل هم اضل...
#نسل_خاتم
تو منتهی الیهِ همهی راههایی، یا خلیفة الله.....
« چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.....»
#مونولوگ
سجادی:
-کاش جای حسین بودم...
#اینمونولوگ شمر است، لعنتی....
وقتی امام نمازش را اول وقت خواند..
توی مجلس روضه که میروم
حواسم را جمع میکنم که همه چای بخورند...
آخر چای روضه نمک دارد.
#مونولوگ
زهراسادات هاشمی:
- عموجان، إرباً إربا یعنی چی؟ محمد باقر میگه داداش علی إربا إربا شده!
#دیالوگ
#محرمنامه
با تمام توان ب