eitaa logo
قرآن و امام حسین ع
964 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
916 ویدیو
434 فایل
مطالب کانال: ارتباط امام حسین ع با قران در موارد مختلف عاشوراء آیات الولایه : آیاتی که در قرآن درباره ی 14 معصوم آمده است. علوم قرانی برای تحکیم ایمان و اعتقاد تلگرام https://t.me/qoranvamamhoosein ایتا http://eitaa.com/Qoranwamamhoosin
مشاهده در ایتا
دانلود
﴿ سورة الفلق - سورة ١١٣ -   تعداد آیات ٥ ﴾ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿١﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿٢﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿٣﴾ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴿٤﴾ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿٥﴾ 🍁 ترجمه آیات🍁 به نام الله که بخشنده به همه و مهربان به خواص از بندگان است. بگو پناه میبرم به پروردگار صبحدم1⃣ از شر هر چه که او خلق کرده و دارای شر است.2⃣ و از شر شب وقتی که با ظلمتش فرا می رسد3⃣ و از شر زنان جادوگر که به گره ها می دمند و افسون می کنند 4⃣ و از شر حسودی که بخواهد زهر حسد خود را بریزد (و علیه من دست بکار توطئه شود).5⃣ ✅ خداوند متعال در اين سوره : به رسول گرامى خود دستور مى دهد كه از هر و از خصوص بعضى شرور به او ببرد، و اين سوره به طورى كه از روايات وارده در شان نزولش بر مى آيد: ✳️ در نازل شده است. 🍁 بیان آیات (۱-۲) سوره فلق🍁 قل اعوذ برب الفلق1⃣ من شر ما خلق2⃣ 🔹معنى (فلق) در (قل اعوذ برب الفلق) و مفاد (و من شر ما خلق) 🔹مصدر () به معناى كردن خويش و دادن از شر از راه پناه بردن به كسى است كه مى تواند آن شر را كند، و كلمه (فلق) به معناى و كردن است، و اين كلمه نظير () به دو فتحه (چون قصص به كسره اول  و فتحه دوم جمع قصه است)، كه به معناى مقصوص يعنى شده، و يا نقل شده است، و غالبا اين كلمه بر هنگام اطلاق مى شود، و فلق يعنى آن لحظه اى كه گريبان ظلمت را مى شكافد و سر بر مى آورد. 🍁🍁🍁🍁🍁 و بنابراين، آيه چنين مى شود: بگو من مى برم به پروردگار ، پروردگارى كه آن را فلق مى كند و مى شكافد، و مناسب اين تعبير با مساله بردن از شر، كه خود ساتر خير و مانع آن است، بر كسى پوشيده نيست. ولى بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از كلمه (فلق) هر چيزى است كه از عدم به وسيله خلقت سر بر آورد، براى اينكه خلقت و ايجاد در حقيقت شكافتن عدم، و بيرون آوردن موجود به عالم است، در نتيجه مساوى با رب مخلوق است. بعضى ديگر گفته اند: كلمه (فلق) نام است در . مؤيد اين قول بعضى از رواياتى است كه در تفسير اين سوره وارد شده. 🍁🍁🍁🍁🍁 من شر ما خلق2⃣ يعنى از هر مخلوقى، چه انسان و چه جن و چه حيوانات و چه هر مخلوق ديگرى كه شرى همراه خود دارد، پس، از عبارت (ما خلق) نبايد كرد كه تمامى مخلوقات شرند و يا شرى با خود  دارند، زيرا آمدن اين عبارت دليل بر استغراق و نيست. 🍁 بیان آیه (۳) سوره فلق🍁 و من شر غاسق اذا وقب3⃣ 🔹در مى گويد: كلمه () به معناى مرحله از شب است، وقتى گفته مى شود (قد غسق الليل ) معنايش اين است كه تاريكى شب فرا رسيد، و غاسق شب، آن ساعتى است كه  شفق سمت مغرب ناپديد شود. 🍁🍁🍁🍁🍁 و كلمه () كه مصدر فعل ماضى (وقب) است، به معناى شدن است. در معناى آيه اين مى شود: و از شر وقتى كه با داخل مى شود. و اگر در آيه شريفه شر را به شب داده، به خاطر اين بوده كه شب با تاريكيش شرير را در رساندن شر كمك مى كند، و به همين جهت مى بينيم كه در شب واقع مى شود از شرور واقع در روز  است. علاوه بر اين، انسان كه مورد حمله شرور است، در شب تر از روز است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ولى بعضى گفته اند: مراد از كلمه (غاسق)  شب نيست، بلكه شرى است كه به آدمى  بياورد، هر چه مى خواهد باشد. ذكر خصوص شر ، شر و شر بعد از ذكر (من شر ما خلق) از باب به اين سه شرط است. در آيه شر را ذكر كرد، و در آيه دوم  (شر غاسق) را ياد آور شد، و اين خود از باب ذكر بعد از عام است، تا اهتمام بيشتر نسبت به را برساند، و در اين سوره بعد از ذكر شر عام، به خصوص سه شر اهتمام شده است: شر شب وقتى داخل مى شود. و شر ساحران. و شر حاسد، كه مشغول مى گردد. و اهتمام بيشتر نسبت به اين سه نوع شر بخاطر اين است كه انسان از اين سه شر است، يعنى اين سه نوع شر در حال آدمى حمله مى آورند.
قسمت چهارم 🍁 بیان آیات (۴) سوره توحید🍁 و لم یکن له کفوا احد4⃣ ⬅️و اما اينكه نداشتنش متفرع بر او است، اين است كه كفو چه اينكه كفو در خداى تعالى فرض شود و چه كفو در او، وقتى تصور دارد كه كفو در عملى كه در آن عمل كفو شده در ذات خود و نياز از خداى تعالى باشد، و گفتيم كه خداى تعالى است و صمد هم هست، يعنى همان كفو فرضى در آن عمل كه كفو فرض شده او است و بى نياز از او نيست، پس كفو هم نيست. 🍁🍁🍁🍁🍁 بنابر اين روشن شد كه در دو آيه، متفرع بر صمديت خداى تعالى است، و مال خداى تعالى و آن به اثبات خدا در و و او است، به اين معنا كه خداى تعالى در ذاتش است و چيزى به او نيست، نه در ذاتش و نه در صفات و افعالش، پس ذات خداى تعالى به ذات خود او و براى ذات خود او است، بدون اينكه بغير خودش باشد و بدون اينكه محتاج باشد، به خلاف خداى تعالى كه در ذات و صفات و افعال خود خداى تعالايند، و او است كه به و ساحت كبريايى و عظمتش موجودى را با صفات و افعال خلق مى كند، پس حاصل مفاد سوره اين است كه، خداى تعالى را به صفت و توصيف مى كند. 🍁 بحث روايتى سوره توحید🍁 🔹در به سند خود از محمد بن مسلم از امام (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: از خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيدند: مشخصات و و پروردگارت را براى ما بيان كن. آن جناب تا روز پاسخ نداد، تا آنكه  (قل هو الله احد) نازل شد. 🍁🍁🍁🍁🍁 : و در كتاب از امام (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود: كننده بن صورياى يهودى بوده، و در بعضى روايات اهل آمده كه عبدالله بن سلام بوده، و اين سؤال را در كرد، و بعد از شنيدن پاسخ آورد، ولى ايمان خود را مى داشت، و در بعضى ديگر آمده از بودند كه اين سؤال را از آن جناب كردند، و در روايات بسيارى از طرق اهل آمده كه اصلا سؤال از ناحيه يهوديان ، بلكه از ناحيه بوده، و به هر حال هر چه بوده از حسب و نسب، و خداى تعالى است. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در كتاب به سند خود از بن نباته از (عليه السلام) روايت آورده كه در ضمن فرمود: خداى عزوجل همان (قل هو الله...) است و در كتاب به سند خود از امام (عليه السلام) روايت كرده كه در حديث فرمود: خداى تعالى به آن جناب - يعنى به خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) - فرمود:  (قل هو الله احد) را همانطور كه نازل شده بخوان، كه اين سوره و من است. 🍁🍁🍁🍁🍁 : و نيز به سند خود از بن جعفر روايتى در اين روايت آورده. و در المنثور است كه در كتاب خود از ابن عباس از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده كه فرمود: سوره (قل هو الله احد)  قرآن است. 🍁مؤلف کتاب تفسیرالمیزان می نویسد: و در تفسير كلمه (صمد) معانى ديگرى از ائمه اهل بيت (عليهم السلام) روايت شده، از آن جمله امام (عليه السلام) فرمود: به معناى و است كه سايرين او را كنند، سيدى كه او هيچ و نباشد.
قسمت اول ﴿ سورة المسد - سورة ١١١ -   تعداد آیات ٥ ﴾ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿٢﴾ سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿٤﴾ فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿٥﴾   🍁ترجمه آيات در تفسیرالمیزان🍁 به نام خداى رحمان و رحيم. بريده باد دو دست ابى لهب (مرگ بر او باد)1⃣ مال وى و آنچه را به دست آورده دردى را از او دوا نكرد 2⃣ به زودى وارد آتشى شعله ور شود3⃣ با زنش كه باركش هيزم است4⃣ و طنابى تابيده (از ليف خرما) به گردن دارد5⃣ ✅اين سوره است به تهديدى است به خودش و عملش، تهديدى است به جهنم براى خودش و . ✅ اين سوره در نازل شده است. 🍁بیان آیه 1⃣ سوره مسد🍁 تبت يدا ابى لهب و تب1⃣ 🔹(تب) و (تباب) بنابر آنچه معنى كرده به معناى و است. و آن را به خسران معنا كرده. هم گفته اند به معناى و است. بعضى ديگر آن را به معناى از همه دانسته اند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ولى - به طورى كه هم گفته اند - همه اين معانى به همند، و بنابر اين كلمه () در آيه نيز به معناى لغويش نيست، بلكه است از آدمى، چون دست در انسان عضوى است كه  به وسيله آن انجام مى شود، و كارهاى آدمى را به دست او مى دهند، و تباب و دست به معناى بى شدن اعمال آدمى ، و بلكه نتيجه دادن آن است، و يا به عبارت ديگر به معناى شدن اعمال او و به نتيجه نرسيدن آن است، به طورى كه زحماتش رود و مورد استفاده اش قرار نگيرد، اين معناى دست انسان بود. و معناى تباب خود آدمى، او در و ذاتش است، به طورى كه از دائميش شود، و اين همان هلاكت او است. 🍁🍁🍁🍁🍁 پس اينكه فرمود: (تبت يدا ابى لهب و تب)  در حقيقت ( ابولهب) است، و اين به او به هلاكت خودش و بطلان و بى گشتن هايى است كه به منظور كردن نور مى كرد، و يا است از خداى تعالى به اين هلاكت و توطئه ها. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين كه مورد نفرين و ياقضاى حق تعالى قرار گرفته، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است، كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) دشمنى مى كرد و در گفته ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذيتش مى ورزيد، و در اين راه از هيچ گفته و عملى نمیكرد، و او همان كسى بود كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) او و ساير خود را براى بار دعوت كرد، با كمال بى شرمى در گفت (تبا لك - خسران و هلاكت بر تو باد) و اين سوره شد و گفتار او را به خودش كرد كه  خسران و هلاكت بر او باد. ⬅️وجه اينكه در اين نفرين از ابولهب به ياد شده ها گفته اند: نام او همين لهب بوده، هر چند كه به شكل است. بعضى ديگر گفته اند كلمه (ابولهب) كنيه او  بوده و نامش بوده. بعضى ديگر گفته اند بوده. و از همه كه در پاسخ اين سؤال (چرا اسم او را نياورد) گفته شده: اين قول است كه خواسته است او را به نسبت دهد، چون ابولهب، اشعارى به به دارد، وقتى مى گويند فلانى است، اين است كه: با رابطه اى دارد، و همچنين و ، و چون در آيات بعد مى فرمايد:  (سيصلى نارا ذات لهب - به زودى در آتشى مى سوزد) از آن فهميده مى شود كه  (تبت يدا ابى لهب ) هم اين است كه: از افتاده باد دو دست مردى جهنمى، كه هميشه با شعله و زبانه آن  است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ديگر گفته اند: نام او بوده، و اگر قرآن كريم نامش را ، بدين جهت بود كه كلمه (عبدالعزى) به معناى بنده () است، و عزى نام يكى از است، خداى تعالى داشته كه بر حسب نام عبدى را ببرد كه عبد او نباشد، بلكه عبد او باشد، و خلاصه با اينكه در عبدالله است عبدالعزى اش بخواند، اگر چه در اسم معنا مورد نظر نيست، ولى همانطور كه گفتيم قرآن كريم خواست از چنين نسبتى حتى بر حسب خوددارى كرده باشد.
﴿ سورة المسد - سورة ١١١ -   تعداد آیات ٥ ﴾  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿٢﴾ سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿٤﴾ فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿٥﴾   🍁ترجمه آيات در تفسیرالمیزان🍁 به نام خداى رحمان و رحيم. بريده باد دو دست ابى لهب (مرگ بر او باد)1⃣ مال وى و آنچه را به دست آورده دردى را از او دوا نكرد 2⃣ به زودى وارد آتشى شعله ور شود3⃣ با زنش كه باركش هيزم است4⃣ و طنابى تابيده (از ليف خرما) به گردن دارد5⃣ ✅اين سوره است به تهديدى است به خودش و عملش، تهديدى است به جهنم براى خودش و . ✅ اين سوره در نازل شده است. 🍁بیان آیه 1⃣ 🍁 تبت يدا ابى لهب و تب1⃣ 🔹(تب) و (تباب) بنابر آنچه معنى كرده به معناى و است. و آن را به خسران معنا كرده. هم گفته اند به معناى و است. بعضى ديگر آن را به معناى از همه دانسته اند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ولى - به طورى كه هم گفته اند - همه اين معانى به همند، و بنابر اين كلمه () در آيه نيز به معناى لغويش نيست، بلكه است از آدمى، چون دست در انسان عضوى است كه  به وسيله آن انجام مى شود، و كارهاى آدمى را به دست او مى دهند، و تباب و دست به معناى بى شدن اعمال آدمى ، و بلكه نتيجه دادن آن است، و يا به عبارت ديگر به معناى شدن اعمال او و به نتيجه نرسيدن آن است، به طورى كه زحماتش رود و مورد استفاده اش قرار نگيرد، اين معناى دست انسان بود. و معناى تباب خود آدمى، او در و ذاتش است، به طورى كه از دائميش شود، و اين همان هلاكت او است. 🍁🍁🍁🍁🍁 پس اينكه فرمود: (تبت يدا ابى لهب و تب)  در حقيقت ( ابولهب) است، و اين به او به هلاكت خودش و بطلان و بى گشتن هايى است كه به منظور كردن نور مى كرد، و يا است از خداى تعالى به اين هلاكت و توطئه ها. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين كه مورد نفرين و ياقضاى حق تعالى قرار گرفته، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است، كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) دشمنى مى كرد و در گفته ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذيتش مى ورزيد، و در اين راه از هيچ گفته و عملى نمیكرد، و او همان كسى بود كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) او و ساير خود را براى بار دعوت كرد، با كمال بى شرمى در گفت (تبا لك - خسران و هلاكت بر تو باد) و اين سوره شد و گفتار او را به خودش كرد كه  خسران و هلاكت بر او باد. ⬅️وجه اينكه در اين نفرين از ابولهب به ياد شده ها گفته اند: نام او همين لهب بوده، هر چند كه به شكل است. بعضى ديگر گفته اند كلمه (ابولهب) كنيه او  بوده و نامش بوده. بعضى ديگر گفته اند بوده. و از همه كه در پاسخ اين سؤال (چرا اسم او را نياورد) گفته شده: اين قول است كه خواسته است او را به نسبت دهد، چون ابولهب، اشعارى به به دارد، وقتى مى گويند فلانى است، اين است كه: با رابطه اى دارد، و همچنين و ، و چون در آيات بعد مى فرمايد:  (سيصلى نارا ذات لهب - به زودى در آتشى مى سوزد) از آن فهميده مى شود كه  (تبت يدا ابى لهب ) هم اين است كه: از افتاده باد دو دست مردى جهنمى، كه هميشه با شعله و زبانه آن  است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ديگر گفته اند: نام او بوده، و اگر قرآن كريم نامش را ، بدين جهت بود كه كلمه (عبدالعزى) به معناى بنده () است، و عزى نام يكى از است، خداى تعالى داشته كه بر حسب نام عبدى را ببرد كه عبد او نباشد، بلكه عبد او باشد، و خلاصه با اينكه در عبدالله است عبدالعزى اش بخواند، اگر چه در اسم معنا مورد نظر نيست، ولى همانطور كه گفتيم قرآن كريم خواست از چنين نسبتى حتى بر حسب خوددارى كرده باشد.