eitaa logo
قرآن و امام حسین ع
964 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
916 ویدیو
434 فایل
مطالب کانال: ارتباط امام حسین ع با قران در موارد مختلف عاشوراء آیات الولایه : آیاتی که در قرآن درباره ی 14 معصوم آمده است. علوم قرانی برای تحکیم ایمان و اعتقاد تلگرام https://t.me/qoranvamamhoosein ایتا http://eitaa.com/Qoranwamamhoosin
مشاهده در ایتا
دانلود
قسمت اول ﴿ سورة المسد - سورة ١١١ -   تعداد آیات ٥ ﴾ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿٢﴾ سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿٤﴾ فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿٥﴾   🍁ترجمه آيات در تفسیرالمیزان🍁 به نام خداى رحمان و رحيم. بريده باد دو دست ابى لهب (مرگ بر او باد)1⃣ مال وى و آنچه را به دست آورده دردى را از او دوا نكرد 2⃣ به زودى وارد آتشى شعله ور شود3⃣ با زنش كه باركش هيزم است4⃣ و طنابى تابيده (از ليف خرما) به گردن دارد5⃣ ✅اين سوره است به تهديدى است به خودش و عملش، تهديدى است به جهنم براى خودش و . ✅ اين سوره در نازل شده است. 🍁بیان آیه 1⃣ سوره مسد🍁 تبت يدا ابى لهب و تب1⃣ 🔹(تب) و (تباب) بنابر آنچه معنى كرده به معناى و است. و آن را به خسران معنا كرده. هم گفته اند به معناى و است. بعضى ديگر آن را به معناى از همه دانسته اند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ولى - به طورى كه هم گفته اند - همه اين معانى به همند، و بنابر اين كلمه () در آيه نيز به معناى لغويش نيست، بلكه است از آدمى، چون دست در انسان عضوى است كه  به وسيله آن انجام مى شود، و كارهاى آدمى را به دست او مى دهند، و تباب و دست به معناى بى شدن اعمال آدمى ، و بلكه نتيجه دادن آن است، و يا به عبارت ديگر به معناى شدن اعمال او و به نتيجه نرسيدن آن است، به طورى كه زحماتش رود و مورد استفاده اش قرار نگيرد، اين معناى دست انسان بود. و معناى تباب خود آدمى، او در و ذاتش است، به طورى كه از دائميش شود، و اين همان هلاكت او است. 🍁🍁🍁🍁🍁 پس اينكه فرمود: (تبت يدا ابى لهب و تب)  در حقيقت ( ابولهب) است، و اين به او به هلاكت خودش و بطلان و بى گشتن هايى است كه به منظور كردن نور مى كرد، و يا است از خداى تعالى به اين هلاكت و توطئه ها. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين كه مورد نفرين و ياقضاى حق تعالى قرار گرفته، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است، كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) دشمنى مى كرد و در گفته ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذيتش مى ورزيد، و در اين راه از هيچ گفته و عملى نمیكرد، و او همان كسى بود كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) او و ساير خود را براى بار دعوت كرد، با كمال بى شرمى در گفت (تبا لك - خسران و هلاكت بر تو باد) و اين سوره شد و گفتار او را به خودش كرد كه  خسران و هلاكت بر او باد. ⬅️وجه اينكه در اين نفرين از ابولهب به ياد شده ها گفته اند: نام او همين لهب بوده، هر چند كه به شكل است. بعضى ديگر گفته اند كلمه (ابولهب) كنيه او  بوده و نامش بوده. بعضى ديگر گفته اند بوده. و از همه كه در پاسخ اين سؤال (چرا اسم او را نياورد) گفته شده: اين قول است كه خواسته است او را به نسبت دهد، چون ابولهب، اشعارى به به دارد، وقتى مى گويند فلانى است، اين است كه: با رابطه اى دارد، و همچنين و ، و چون در آيات بعد مى فرمايد:  (سيصلى نارا ذات لهب - به زودى در آتشى مى سوزد) از آن فهميده مى شود كه  (تبت يدا ابى لهب ) هم اين است كه: از افتاده باد دو دست مردى جهنمى، كه هميشه با شعله و زبانه آن  است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ديگر گفته اند: نام او بوده، و اگر قرآن كريم نامش را ، بدين جهت بود كه كلمه (عبدالعزى) به معناى بنده () است، و عزى نام يكى از است، خداى تعالى داشته كه بر حسب نام عبدى را ببرد كه عبد او نباشد، بلكه عبد او باشد، و خلاصه با اينكه در عبدالله است عبدالعزى اش بخواند، اگر چه در اسم معنا مورد نظر نيست، ولى همانطور كه گفتيم قرآن كريم خواست از چنين نسبتى حتى بر حسب خوددارى كرده باشد.
﴿ سورة المسد - سورة ١١١ -   تعداد آیات ٥ ﴾  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿١﴾ مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا کَسَبَ ﴿٢﴾ سَیَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿٣﴾ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿٤﴾ فِی جِیدِهَا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ﴿٥﴾   🍁ترجمه آيات در تفسیرالمیزان🍁 به نام خداى رحمان و رحيم. بريده باد دو دست ابى لهب (مرگ بر او باد)1⃣ مال وى و آنچه را به دست آورده دردى را از او دوا نكرد 2⃣ به زودى وارد آتشى شعله ور شود3⃣ با زنش كه باركش هيزم است4⃣ و طنابى تابيده (از ليف خرما) به گردن دارد5⃣ ✅اين سوره است به تهديدى است به خودش و عملش، تهديدى است به جهنم براى خودش و . ✅ اين سوره در نازل شده است. 🍁بیان آیه 1⃣ 🍁 تبت يدا ابى لهب و تب1⃣ 🔹(تب) و (تباب) بنابر آنچه معنى كرده به معناى و است. و آن را به خسران معنا كرده. هم گفته اند به معناى و است. بعضى ديگر آن را به معناى از همه دانسته اند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ولى - به طورى كه هم گفته اند - همه اين معانى به همند، و بنابر اين كلمه () در آيه نيز به معناى لغويش نيست، بلكه است از آدمى، چون دست در انسان عضوى است كه  به وسيله آن انجام مى شود، و كارهاى آدمى را به دست او مى دهند، و تباب و دست به معناى بى شدن اعمال آدمى ، و بلكه نتيجه دادن آن است، و يا به عبارت ديگر به معناى شدن اعمال او و به نتيجه نرسيدن آن است، به طورى كه زحماتش رود و مورد استفاده اش قرار نگيرد، اين معناى دست انسان بود. و معناى تباب خود آدمى، او در و ذاتش است، به طورى كه از دائميش شود، و اين همان هلاكت او است. 🍁🍁🍁🍁🍁 پس اينكه فرمود: (تبت يدا ابى لهب و تب)  در حقيقت ( ابولهب) است، و اين به او به هلاكت خودش و بطلان و بى گشتن هايى است كه به منظور كردن نور مى كرد، و يا است از خداى تعالى به اين هلاكت و توطئه ها. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين كه مورد نفرين و ياقضاى حق تعالى قرار گرفته، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) است، كه با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) دشمنى مى كرد و در گفته ها و دعوت او و نبوتش و در آزار و اذيتش مى ورزيد، و در اين راه از هيچ گفته و عملى نمیكرد، و او همان كسى بود كه وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) او و ساير خود را براى بار دعوت كرد، با كمال بى شرمى در گفت (تبا لك - خسران و هلاكت بر تو باد) و اين سوره شد و گفتار او را به خودش كرد كه  خسران و هلاكت بر او باد. ⬅️وجه اينكه در اين نفرين از ابولهب به ياد شده ها گفته اند: نام او همين لهب بوده، هر چند كه به شكل است. بعضى ديگر گفته اند كلمه (ابولهب) كنيه او  بوده و نامش بوده. بعضى ديگر گفته اند بوده. و از همه كه در پاسخ اين سؤال (چرا اسم او را نياورد) گفته شده: اين قول است كه خواسته است او را به نسبت دهد، چون ابولهب، اشعارى به به دارد، وقتى مى گويند فلانى است، اين است كه: با رابطه اى دارد، و همچنين و ، و چون در آيات بعد مى فرمايد:  (سيصلى نارا ذات لهب - به زودى در آتشى مى سوزد) از آن فهميده مى شود كه  (تبت يدا ابى لهب ) هم اين است كه: از افتاده باد دو دست مردى جهنمى، كه هميشه با شعله و زبانه آن  است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ديگر گفته اند: نام او بوده، و اگر قرآن كريم نامش را ، بدين جهت بود كه كلمه (عبدالعزى) به معناى بنده () است، و عزى نام يكى از است، خداى تعالى داشته كه بر حسب نام عبدى را ببرد كه عبد او نباشد، بلكه عبد او باشد، و خلاصه با اينكه در عبدالله است عبدالعزى اش بخواند، اگر چه در اسم معنا مورد نظر نيست، ولى همانطور كه گفتيم قرآن كريم خواست از چنين نسبتى حتى بر حسب خوددارى كرده باشد.
قسمت دوم 🍁بیان آیه 2⃣ 🍁 و رايت الناس يدخلون فى دين اللّه افواجا2⃣ راغب در می گويد: كلمه (فوج) به معناى است كه به سرعت عبور كنند، و اين كلمه (افواج) مى آيد.معناى (داخل شدن مردم در دين خدا افواجا) اين است كه جماعتى از جماعتى ديگر به اسلام در آيند، مراد از دين اللّه همان است، چون خداى تعالى به حكم آيه(ان الدين عنداللّه الاسلام) از اسلام را دین نمیداند. 🍁بيان آیه 3⃣ 🍁 فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا3⃣ 🔹از آنجايى كه اين نصرت و فتح خداى تعالى نسبت به ، و است و به عبارتى ديگر اين نصرت و فتح باطل و حق بود، مناسب بود كه از جهت اول _ سخن از و تنزيه خداى تعالى برود، و از جهت - كه نعمت بزرگى است - سخن از و ثناى او برود، و به همين جهت به آن جناب دستور داد تا خدا را با تسبيح گويد. 🍁🍁🍁🍁🍁 البته در اين ميان براى توجيه و مناسبت اين دستور هست، و آن اين است كه حق عزوجل كه رب عالم است، بر بنده اش اين است كه او را با ذكر كند و بياد نقص و حاجت خود بيفتد، و چون باعث شد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) از گرفتاريهايى كه در از بين بردن و ريشه داشت حاصل كند، دستورش داد که از این به که بيشتر است، به جلال خدا - كه او است - و - كه حمد او است و و حاجت خودش، كه است - بپردازد، و استغفار در مثل رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) كه آمرزيده هست، درخواست است، چون به مغفرت از نظر مثل احتياج به مغفرت است، (دقت فرماييد). و اين استغفار از ناحيه آن جناب شكرگزارى است. 🍁🍁🍁🍁🍁 (انه كان توابا) - اين جمله به استغفار را مى كند، و در حال تشويق و هم هست. 🍁 بحث روايتى سوره نصر🍁 ✅چند مربوط به سوره نصر  🔹در از روايت كرده كه گفت: وقتى اين سوره شد، خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آن را بر قرائت كرد، اصحاب همه خوشحال گشته به يكديگر مى دادند، ولى وقتى آن را شنيد كرد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: چرا مى گريى ؟ عرضه داشت: من خيال مى كنم اين سوره تو را به تو مى دهد، يا رسول الله. حضرت فرمود: اين سوره همان را مى گويد كه تو ، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بعد از نزول اين سوره از سال زندگى نكرد، و از آن به بعد هم ديگر كسى او را و خوشحال نديد. 🍁🍁🍁🍁🍁 : اين در از روايات با عباراتى آمده. و بعضى در دلالت سوره بر خبر آن جناب چنين گفته اند كه: اين سوره دارد بر اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از انجام رسالات خود شده، آنچه بود انجام دهد انجام داده، و دوران تلاش و مجاهدتش به رسيده، و معلوم است كه طبق مثل معروف عند الكمال يرقب الزوال، هر چيزى كه به رسيد بايد منتظر بود. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در كتاب از روايت كرده كه گفت: خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در عمرش نمى ايستاد و نمى نشست و نمى آمد و نمى رفت، اينكه مى گفت: سبحان الله و بحمده و استغفر الله و اتوب اليه. ما اين معنا را پرسيديم، فرمود: من بدين عمل شده ام، آنگاه اين سوره را مى خواند: (اذا جاء نصر الله و الفتح ). 🍁🍁🍁🍁🍁 : و در اين روايات يكى دو تا ، البته در آنها در اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چه مى گفته هست. 🔹در از بن خالد از حضرت (عليه السلام) روايت آورده كه گفت: من از پدرم شنيدم كه از پدرش (عليه السلام) حديث كرد كه: سوره اى كه از قرآن شد سوره (بسم الله الرحمن الرحيم اقرا باسم ربك ) بود، و سوره اى كه شد سوره بود.
قسمت اول ﴿ سورة القدر - سورة 97 -   تعداد آیات 5 ﴾ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢﴾ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣﴾ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥﴾   🍁 ترجمه آيات سوره 🍁 💠به نام خداوند رحمان و رحيم💠 ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت است ) در شب نازل كرديم1⃣ و تو چه مى دانى شب قدر چيست؟2⃣ شب قدر (در و مرتبه ) از ماه بهتر و بالاتر است3⃣ در اين شب فرشتگان و (يعنى جبرئيل ) به خدا از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت خلق ) نازل مى شوند4⃣ اين شب رحمت و و تهنيت است تا ⃣ 🍁 بيان آيات سوره 🍁 ✅اين سوره قرآن در شب را بيان مى كند، و آن شب را نموده از ماه بالاتر مى داند، چون در آن شب و نازل مى شوند. ✅اين سوره، هم بودن را دارد، و هم مى تواند باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از اهل (عليهم السلام) و از رسيده خالى از بودن آن نيست. و آن  است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از بود كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بر او بالا مى روند، و سخت شد، و خداى تعالى براى اين سوره را نازل كرد (و در آن فرمود: شب قدر از هزار ماه حكومت بنى اميه است ). 🍁بیان آیه1⃣ سوره قدر از تفسیر المیزان🍁 🔸 انّا انزلنا فى ليلة القدر 🔸اينست كه همه قرآن در شب قدر نازل شده است 🔸انا انزلناه فى ليله القدر ضمير در  به برمى گردد، و اين است كه: 🔸 مى خواهد بفرمايد همه را در شب كرده، نه بعضى از آن را، هم اين است كه تعبير به كرده، كه در اعتبار يكپارچگى است، نه كه ظاهر در كردن است. 🍁🍁🍁🍁🍁 🔸و در معناى آيه مورد آيه زير است كه مى فرمايد: (و انا انزلناه فى ليله مباركه )، كه فرموده همه كتاب را در آن كرده، چون اين است كه نخست سوگند به همه كتاب خورده، بعد فرموده اين را كه به سوگند خورديم، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم. 🍁🍁🍁🍁🍁 🔸پس آيات اين مى شود كه قرآن كريم دو نازل شده، يكى يك در يك شب ، و يكى هم به در طول سال كه آيه شريفه (و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا)، آن بيان مى كند، و همچنين آيه زير كه مى فرمايد: (و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جمله واحده كذلك لنثبت به فوادك و رتلناه ترتيلا). 🍁🍁🍁🍁🍁 🔸و بنابر اين، ديگر نبايد به گفته بعضى اعتنا كرد كه گفته اند: 🔸 معناى آيه (انزلناه ) اين است كه شروع به آن كرديم، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است، كه در آن شب نازل شد نه همه آن. 🍁🍁🍁🍁🍁 🔸و در كلام خداى تعالى آيه اى كه بيان كند مذكور چه شبى بوده ديده نمى شود بجز آيه (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ) كه مى فرمايد: 🔸 قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى شود يكى از شبهاى ماه رمضان است، و اما اينكه از هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده، تنها از اخبار استفاده مى شود، كه ان شاء اللّه در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى گذرد.
قسمت دوم 🔴 مهم 🍁ادامه آیه1⃣ سوره قدر از تفسیر المیزان 🍁 ✅وجه تسميه ، و احكام سال در قدر، يكى از شب هاى است و هر تكرار مى شود 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅در اين سوره آن شبى كه نازل شده را شب ناميده، و مراد از قدر و گيرى است، پس شب شب اندازه گيرى است، خداى تعالى در آن حوادث يك سال را از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى كند، زندگى، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چيرهايى ديگر از اين قبيل را مى سازد، آيه سوره هم كه در شب قدر است بر اين معنا دلالت دارد:  🔸(فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمة من ربك )   (فرق )، به معناى جدا سازى و مشخص كردن چيز از يكديگر است، و هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن اى كه بايد رخ دهد را با و اندازه گيرى مشخص سازند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅و از اين استفاده مى شود كه شب منحصر در شب قرآن و آن سالى كه قرآن در آن نازل شد نيست، بلكه با ، آن شب هم مكرر مى شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى شود. ✅براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از چهارده قرن گذشته يكپارچه شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن حوادث تمامى گذشته و تعيين گردد. علاوه بر اين، كلمه (  ) به خاطر اينكه مضارع است را مى رساند، در سوره مورد هم كه فرموده: ( از هزار ماه بهتر است ) و نيز فرموده :( در آن شب نازل مى شوند) مؤيد اين معنا است. 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅پس براى زير نيست كه بعضى كرده و گفته اند: در تمام فقط شب بود، و آن بود كه قرآن در آن نازل گرديد و ديگر تكرار نمى شود. و همچنين ديگرى كه بعضى كرده و گفته اند: تا خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) زنده بود در هر سال تكرار مى شد، و بعد از آن خدا شب قدر را هم از بين برد. و نيز آن مفسر ديگر كه گفته : قدر تنها يك معين در تمام سال است نه در ماه . و نيز سخن آن ديگر كه گفته : قدر شبى است در سال، ولى در هر سال يك است، در سال در ماه رمضان بوده در سال هاى ديگر در ديگر، مثلا يا ذى القعده مى شود، هيچ يك از اين درست نيست. ✅بعضى ديگر گفته اند: كلمه ( ) به معناى است، و اگر نزول را شب قدر خوانده به بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته. 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅بعضى ديگر گفته اند: كلمه ( ) به معناى و است، و را بدان قدر خوانده اند كه زمين با تنگ مى گردد. و اين دو به طورى كه ملاحظه مى كنيد چنگى به دل نمى زند. 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅پس حاصل مورد بحث به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب يكى از ماه مبارك رمضان از سال است، و در هر سال در آن همه امور احكام مى شود، البته  (  ) از جهت است، گفت پس ‍ هيچ امرى از آن صورت كه در تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى شود؟ در پاسخ مى گوييم: نه، هيچ ندارد كه در شب مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون موجود شدن مقدر، امرى است، و در ، امرى ديگر است همچنان كه ندارد كه حوادث در معين شده باشد، ولى آن را دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده : (يمحوا اللّه ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب ). 🍁🍁🍁🍁🍁 ✅علاوه بر اين، امور به حسب دارد، بعضى از شرايط موجود است، و بعضى ها است، و احتمال دارد كه در بعضى از مراتب احكام بشود، و بعضى به وقت ديگر گردد، اما آنچه از روايات بر مى آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت با اين وجه سازگار نيست.
قسمت چهارم 🍁بحث روايتى سوره قدر از تفسیر شریف 🍁 ✅در تفسير برهان از طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت : 🔸به خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) عرضه داشتم يا رسول اللّه آيا شبى است كه در انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى شده و چون از دنيا مى رفتند امر در آن شب مى شده است ؟ 🔰 فرمود: نه بلكه قدر تا هست. 🔰مؤلف: در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده. ✅و در البيان است كه از حماد بن عثمان از ابن ابى على نقل شده كه گفت : 🔸 از امام (عليه السلام) از شب قدر پرسيدم، در رمضان و و يكم و و سوم كن. 🔰مؤلف: در معناى اين رواياتى ديگر نيز هست، و در بعضى از ترديد بين دو شده، يكى و يكم و ديگرى و سوم، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام (عليه السلام) روايت كرده. و از ديگر استفاده مى شود كه شب خصوص بيست و سوم است، و اگر نكرده اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا خدا باگناهان خود به امر آن اهانت نكنند. 🔰مؤلف: حديث كه نامش اللّه بن انيس انصارى بود، از طرق اهل نيز روايت شده، و آن را در الدر المنثور از مالك و نقل كرده. ✅و در كافى به سند خود از روايت كرده كه گفت : 🔸 امام صادق (عليه السلام) فرمود: در نوزدهم و در شب بيست و يكم و امضا در بيست و سوم است . 🔰مؤلف: در اين هم روايات ديگرى هست. ✅پس شد آنچه همه مختلفى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلم) وارد شده در آن دارند اين است كه : 🔸شب قدر تا روز باقى است، و همه ساله مى شود، و نيز ليله شبى از ، و نيز يكى از سه شب و و يك و بيست و سه است. ✅و اما از طرق اهل روايات به طور اختلاف دارند كه به هيچ نمى شود بين آنها را جمع كرد، ولى بين اهل  اين است كه و هفتم است، و در آن شب بوده كه نازل شده. از محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند. ✅روايتى بر اينكه سوره قدر براى به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) كه در رؤيا بنى اميه را بر منبر خود ديده بود شده و در المنثور است كه از ابن روايت كرده كه گفت خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: 🔸در خواب به من نشان دادند كه بنى بر بالا مى روند، و اين معنا بر من گران آمد و تعالى در اين مناسبت سوره (انا انزلناه فى ليله القدر) را نازل كرد. 🔰مؤلف: نظير اين را هم در خود از ابن آورده. و و ابن جرير، ، ابن و هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده اند. و در اين ميان بسيارى در اين معنا از طرق از ائمه اهل بيت (عليهم السلم) نقل شده، و در آنها آمده كه تعالى را كه بهتر از ماه اميه است به عنوان به خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) عطا فرمود.
قسمت پنجم 🍁ادامه بحث روایتی سوره از تفسیر شریف 🍁 🌙رواياتى درباره بودن از ، تقدير امور و نزول ملائكه و روح در آن ✅و در به سند خود از ابن ابى عمير از عده اى راويان از (عليه السلام) روايت آورده كه گفت : 🔰 بعضى از اصحاب ما كه به نظرم مى آيد سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه از هزار ماه بهتر است؟ (با اينكه در آن ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است)، 🔸فرمود عبادت در شب بهتر است از عبادت در كه در آن نباشد. 🔸و در همان به خود از ، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از (عليه السلام) از معناى آيه (انا انزلناه فى ليله مباركه ) سؤال كرد، فرمود بله شب كه همه ساله در ماه رمضان در دهه تجديد مى شود شبى است كه جز در آن شب نشده، و آن است كه خداى تعالى در باره اش فرموده : 🔸فيها يفرق كل امر حكيم 🔰آنگاه فرمود: 🔸 در آن هر حادثه اى كه بايد در آن سال واقع گردد مى شود، چه و چه ، چه و چه ، و چه كه قرار است شود، و يا كه بنا است رسد، و يا رزقى كه قرار است (تنگ و يا وسيع ) برسد، پس آنچه در اين مقدر شود، و رانده شود است ، ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها است (و خدا با كردن ، العياذ باللّه به دست خود بند نمى زند). 🔰حمران مى گويد: 🔸 پرسيدم منظور خداى از اينكه فرمود ( بهتر است از هزار شب ) چيست؟ 🔸فرمود از نماز و زكات و انواع در آن بهتر است از اعمال در ماهى كه در آن قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير را مضاعف نمى كرد، مؤمنين بجايى نمى رسيدند، ولى خدا حسنات ايشان را مضاعف مى كند. ✅مؤلف: 🔸منظور امام از اينكه فرمود:  🔸(ولى در عين حال خداى تعالى در آنها محفوظ است )، اين است كه تعالى مطلق است، او هر زمان هر كارى را مى كند، هر چند قبلا خلاف آن را كرده باشد، و حتمى كردن يك قدرت او را نمى كند، او مى تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه وقت چنين كارى را نمى كند. ✅و در مجمع است كه از عباس از خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمود: 🔸وقتى مى شود اى كه در هستند و يكى از ايشان است مى شوند، در حالى كه به ساير نامبرده هايى را به همراه دارند، يك بالاى من، و يكى بر بالاى المقدس، و در مسجد الحرام و پرچمى بر طور نصب مى كنند، و و مومنه اى در اين نقاط نمى ماند مگر آنكه به او مى كند، مگر كه الخمر و يا به خوردن و يا زعفران به خود باشد. ✅و در برهان از بن عبد اللّه روايت كرده كه به سند خود از بصير روايت كرده كه گفت : 🔸 با صادق (عليه السلام) بودم كه سخن از اى امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: 🔸 وقتى مى شود امام روح بيشترى مى گردد. عرضه داشتم شوم مگر روح همان نيست؟ 🔰 فرمود: 🔸روح از بزرگتر است، و از ملائكه است، و روح از آن نيست، مگر بينى خداى تعالى فرموده : 🔸 ( الملئكه و  )پس معلوم مى شود غير از است. ✅مولف : 🔰روايات در معنا و و شب قدر بسيار زياد است، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم )، و در بعضى از آن براى شب قدر ذكر شده، از قبيل اين كه : 🔸صبح قدر بدون طلوع مى كند، در صبح آن شب است، و ليكن $چون اين نه است و نه چنين است ، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم.