eitaa logo
قرآن و امام حسین ع
964 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
916 ویدیو
434 فایل
مطالب کانال: ارتباط امام حسین ع با قران در موارد مختلف عاشوراء آیات الولایه : آیاتی که در قرآن درباره ی 14 معصوم آمده است. علوم قرانی برای تحکیم ایمان و اعتقاد تلگرام https://t.me/qoranvamamhoosein ایتا http://eitaa.com/Qoranwamamhoosin
مشاهده در ایتا
دانلود
🍁 بحث روایتی سوره فلق🍁 🔹قسمت دوم ⬅️در است كه: از رسول خدا (ص) روايت شده كه بسيار مى شد خدا (ص) و را با اين دو سوره مى كرد و نيز در همان كتاب از بن عامر روايت شده كه گفت: خدا (ص) فرمود: آياتى بر من نازل شده كه نازل نشده، و آن سوره (قل اعوذ) است، اين حديث را  در آورده. 🍁🍁🍁🍁🍁 : در اين حديث را به و و آن دو نيز نسبت داده، و نيز روايتى در اين معنا از كتاب (اوسط)  از نقل كرده. و بعيد نيست كه مراد آن جناب از نازل نشدن اين دو سوره اين باشد كه تنها اين دو سوره در مورد و نازل شده، و هيچ سوره اى ديگر اين خاصيت را ندارد. 🍁🍁🍁🍁🍁 نظر دائر بر اينكه (معوذتين)  قرآن نيست، اين نظر و بيان اينكه  بر اينكه اين دو سوره جزء قرآنند وجود دارد. و ابن عباس و روايت كرده اند كه ابن مسعود دو سوره (قل اعوذ) را از قرآن ها مى كرد و تراشيد و مى گفت: قرآن را به چيزى كه جزء قرآن مكنيد، اين دو سوره جزء قرآن نيست، بلكه تنها به اين منظور نازل شد كه خدا (ص) خود را به آن دو كند. و ابن مسعود وقت اين دو سوره را به عنوان قرآن نمى خواند. : سيوطى بعد از نقل اين حديث مى گويد: گفته از صحابه ابن مسعود را در اين سخن نكردند، و چگونه مى توانستند پيروى كنند، با اينكه به صحيح از رسول خدا (ص) نقل شده كه در اين دو سوره را مى خواند، و علاوه بر اين در قرآن كريم شده است. ⬅️ در تفسير به سند خود از ابوبكر روايت كرده كه گفت: خدمت ابى جعفر (ع) عرضه داشتم: ابن مسعود چرا سوره (قل اعوذ) را از قرآن مى كرده؟ فرمود:  در اين باره مى فرمود: اين كار را به خود مى كرده و گرنه آن دو از قرآن است. 🍁🍁🍁🍁🍁 : و در اين معنا روايات بسيارى از طرق و رسيده، علاوه بر اين، بودن اين دو سوره براى قرآن، مورد تمامى كسانى است كه به دين اسلامند، و لذا مى بينيم پر جزئيت اين دو سوره براى قرآن شود، گفته اند قطعى هست بر اينكه اين سوره جزء قرآن است، و اين تواتر است در اينكه به مذكور اعتنايى نشود، علاوه بر اين آنها هم كه گفته اند: اين دو سوره جزو قرآن ، نگفته اند كه خود رسول خدا (ص) است، و از ناحيه تعالى نازل ، و نيز نگفته اند كه مشتمل بر در نيست، بلكه تنها گفته اند جزو قرآن نيست، كه آن هم گفتيم قابل نيست، چون تواتر عليه آن است. 🍁چند درباره مراد از () و درباره آثار 🍁 🔹در است كه ، از ابو هريره از خدا (ص) روايت كرده كه فرمود:  (فلق) نام چاهى رو پوشيده است در جهنم. 🍁🍁🍁🍁🍁 : در اين روايت روايات بسيارى ديگر هست كه در بعضى از آنها آمده: نام درى است در كه وقتى باز شود جهنم افروخته گردد، اين روايت را بن عامر نقل كرده. و در بعضى از آنها آمده است در كه وقتى بخواهند دوزخ را شعله ور سازند از آنجا ور مى كنند، ناقل اين روايت بن عنبسه است. و از اين قبيل رواياتى ديگر. 🍁🍁🍁🍁🍁 در مى گويد ها گفته اند: فلق چاهى در جهنم است كه اهل جهنم از حرارت آن به دنبال مى گردند، اين حديث سدى است. و و بن ابراهيم هم آن را در تفسير خود آورده اند. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در تفسير از پدرش از از سكونى از امام (عليه السلام) روايت آورده كه فرموده: خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: فقر با فاصله ندارد، و آن قدر موثر است كه گويى مى خواهد از قضا و قدر الهى هم بزند. 🍁🍁🍁🍁🍁 : اين روايت به همين عبارت از از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نقل شده. و در كتاب به سند خود از سلطى از حضرت (ع) از پدر بزرگوارش، و آن جناب از آباى گرامش از خدا (ص) روايت كرده اند كه فرمود: است كه حسد از قضا و قدر الهى بگيرد. (اين تعبير است از تاثير حسد، نه اينكه مى تواند بگيرد، چون حسد هم خود از قضاء و قدر الهى است).
قسمت دوم‌ 🍁بیان آیه (۲) سوره توحید🍁 الله الصمد2⃣ 🔹اصل در معناى كلمه ( كردن و يا قصد كردن با است، وقتى گفته مى شود: (صمده، يصمده، صمدا) معنايش اين است كه فلانى فلان كس يا فلان چيز را كرد،  در حالى كه بر او اعتماد كرده بود. از اين كلمه را - كه است - به معانى تفسير كرده اند كه بيشتر آنها به معناى زير است:  ( و بزرگى كه از به جانبش مى كنند تا حوايجشان را برآورد) و چون در آيه مورد بحث آمده همين معنا را  مى دهد، پس خداى تعالى سيد و بزرگى است كه عالم در تمامى او را قصد مى كنند. 🍁🍁🍁🍁🍁 آرى وقتى تعالى پديد آورنده همه عالم است، و هر چيزى كه داراى است هستى را خدا به او داده، پس هر چيزى كه نام () صادق بر آن باشد، در و و آثارش به خدا است، و در رفع حاجتش او را مى كند، همچنان كه خودش فرموده:  (الا له الخلق و الامر)، و نيز به طور فرموده:  (و ان الى ربك المنتهى )، پس خداى تعالى در هر كه در عالم وجود تصور شود است، يعنى چيز قصد هيچ چيز ديگر نمى كند مگر آنكه مقصدش او است و بر آمدن حاجتش به وسيله او است. 🍁🍁🍁🍁🍁 از اينجا روشن مى شود كه اگر و بر سر كلمه () در آمده، منظور است، مى فهماند خداى تعالى صمد است، به كلمه (احد) كه الف ولام بر سرش در  نيامده، براى اينكه اين كلمه با معناى كه افاده مى كند در جمله بر احدى غير خداى تعالى اطلاق نمى شود، پس حاجت نبود كه با آوردن الف و لام حصر را در جناب حق تعالى افاده كند، و يا احديت از بين احديت ها را برساند. ⬅️و اما اينكه چرا كلمه () ذكر شد، با اينكه ممكن بود بفرمايد: (قل هو الله احد و صمد)؟ اين تكرار براى اشاره به اين معنا بوده كه هر يك از جمله (هو الله احد) و (الله الصمد)  كافى در خداى تعالى است، چون ، مقام معرفى خدا به وسيله است كه خود او باشد، پس معنا چنين است كه به خداى تعالى حاصل مى گردد چه از جمله (هو الله احد) و چه از شنيدن (الله الصمد) چه آنجور و شود و چه اينجور. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين آيه شريفه در عين حال هم به وسيله صفات ، خداى تعالى را كرده، و هم به وسيله صفات . جمله (الله احد)  را به صفت توصيف كرده، كه احديت ذات است. و جمله (الله الصمد) او را به صفت توصيف كرده كه صفت است، چون گفتيم  صمديت عبارت از اين است كه هر چيزى به سوى او مى شود. 🍁🍁🍁🍁🍁 از گفته اند: كلمه () به معناى هر چيز است كه جوفش نباشد، و در  نتيجه نه و نه و نه و نه بياورد و نه از كسى شود. كه بنابر اين ، جمله (لم يلد و لم يولد) تفسير كلمه () خواهد بود. سوره خداى تعالى را به و بازگشت ما سوى الله در حوائج وجوديش به سوى او و نيز به اينكه احدى نه در و نه در و نه در شريك او نيست مى ستايد، و اين توحيد قرآنى، توحيدى است كه به خود قرآن كريم است، و معارف (اصولى و فروعى و اخلاقى) اسلام بر اين پى ريزى شده است.
قسمت سوم 🍁بیان آیات ( ۳ و ۴ ) سوره توحید🍁 لم يلد و لم يولد3⃣ و لم يكن له كفوا احد4⃣ 🔹 اين آيه كريمه از تعالى اين معنا را مى كند كه چيزى را . و يا به عبارت ديگر ذاتش شود، و جزئى از خودش از او گردد. چه به آن معنايى كه درباره تعالى و مى گويند، و چه به آن معنايى كه مذهبان از آلهه خود را سبحان مى پندارند. 🍁🍁🍁🍁🍁 و نيز اين آيه از خداى تعالى اين معنا را مى كنند كه او از چيزى متولد و شده باشد، حال اين تولد و اشتقاق به كه اراده شود، چه به آن كه وثنيت درباره خدايان خود گفته اند، كه بعضى اله و بعضى ديگر اله و بعضى ديگر اله است، و چه به نحوى ديگر. 🍁🍁🍁🍁🍁 و نيز اين معنا را مى كنند كه براى خداى تعالى باشد كه برابر او در و يا در باشد، يعنى خداى تعالى و نمايد، و احدى از صاحبان اديان و غير ايشان قائل به وجود كفوى در خدا نيست، يعنى از دين داران و بى دينان نگفته كه الوجود (عز اسمه ) است، و اما در يعنى تدبير، قائل به آن شده اند، مانند وثنى ها كه براى خدايان خود الوهيت و تدبير شدند، حال چه خداى مانند فرعون و نمرود كه ادعاى الوهيت كردند، و چه . 🍁🍁🍁🍁🍁 و #۲ملاك در بودن در نظر آنان اين است كه براى اله و معبود خود در تدبير قائلند و مى گويند: الله تعالى فلان ناحيه را به فلان واگذار نموده و او مستقل در تدبير آن ناحيه است، همانطور كه خود خداى تعالى در تدبير آن ارباب و آلهه است، و او و اله الالهه است. و اگر در صفات را نشمرديم، براى آن بود كه ، يا صفت است يا صفت ، صفت ذات كه ذات است و صفت فعل هم از فعل مى شود. ، زاده نشدن و نداشتن خدا بر بودن و يگانگى او در و و است. ⬅️ و اين معناى از بودن در آلهه مشركين نيز تصور دارد، نظير كه براى  موجودى از موجودات ممكن بپندارند، اين نيز است براى كفو بودن، چون اين فرض نيز به اين است كه انسان بپندارد مثلا فلان خودش بيمارى ما را شفا مى دهد و در از بيماريمان احتياجى به خداى تعالى نداريم، با اينكه گياه مذكور از هر جهتى به خداى تعالى است، و آيه مورد بحث اين را نيز مى كند. 🍁🍁🍁🍁🍁 بيان اينكه ، زاده نشدن و نداشتن خدا بر صمد بودن و يگانگى او در و و افعال است. و صفات گانه اى كه در اين سوره شده، يعنى شدن چيزى از خدا، و تولد خداى تعالى از ديگر، و داشتن كفو، هر چند ممكن است نفى آنها را بر صفت خداى تعالى كرد، و به وجهى گفت احديت خداى تعالى كافى است در اينكه او هيچ يك از اين صفت را نداشته باشد، و ليكن اين معنا به نظر مى رسد كه بر خدا باشند. 🍁🍁🍁🍁🍁 اما اينكه نشدن چيزى از خدا فرع صمديت او است، اين است كه ولادت كه خود نوعى و قسمت است به هر معنايى كه تفسير شود، بدون تصور ندارد، كسى كه مى زايد و چيزى از او مى شود بايد خودش داراى باشد، و چيزى كه جزء دارد به جزء است، چون بديهى است موجود از چند چيز وقتى آن موجود است كه آن چند جزء را داشته باشد، و خداى سبحان است هر محتاجى در حاجتش به او منتهى مى گردد، و چنين كسى در او تصور ندارد. ⬅️و از جمله كه در باره اين آيه (۴) گفته شده، اين است كه از كفو، است، چون همسر هر كسى او است. و بنابه اين گفتار آيه شريفه همان را مى كند كه آيه (۳) سوره جن (تعالى جد ربنا ما اتخذ صاحبه).(بلند است مقام با عظمت پروردگار ما و او هرگز برای خود همسر (و فرزندی) انتخاب نکرده) افاده مى كند. و ليكن اين حرف .
قسمت پنجم 🍁بحث روایتی سوره توحید🍁 ⬅️: روايات از طرق اهل در اين بسيار زياد است، و آن را از عده اى از از قبيل عباس و الدرداء، عمر، ، مسعود، سعيد خدرى، بن انس، ايوب، امامه، و غير نامبردگان از خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت كرده اند، و نيز در عده اى از روايات وارده از امامان (عليهم السلم) آمده، و در توجيه آن مختلف ذكر كرده اند، كه ترين آن اين است كه تمامى معارف قرآنى به اصل بر مى گردد، و و ، و سوره مورد بحث از اين سه اصل اصل را شده، از اول تا به آخرش درباره آن سخن گفته، و آن اصل است. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در كتاب از المومنين (عليه السلام) روايت آورده كه فرمود در عالم (عليه السلام) را ديدم، و اين رويا يك شب از جنگ بود، به آن جناب گفتم: از آنچه دارى چيزى به من بده كه بر دشمنان شوم. خضر(ع) گفت: بگو:  ()، همينكه صبح شد، روياى خود را براى خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بازگو كردم، به من فرمود: اى على را ياد گرفتى، و اين كلام در جنگ بدر بر زبانم بود. 🍁🍁🍁 و نيز در آن كتاب آمده كه المومنين على (عليه السلام)  (قل هو الله احد) را خواند، و وقتى شد گفت: (يا هو يا من لا هو الا هو اغفرلى و انصرنى على القوم الكافرين - اى كسى كه نيست او مگر او، مرا بيامرز و مرا بر قوم كافر يارى فرما). و در البلاغه در باره خداى تعالى آمده : (الاحد لا بتاويل عدد - است، اما نه به ). : اين روايت را در هم از حضرت (عليه السلام) نقل كرده به اين عبارت: (احد لا بتاويل عدد). ⬅️ در اصول به سند خود از بن قاسم جعفرى روايت آورده كه گفت: به امام ابى جعفر دوم الائمه (ع) عرضه داشتم: كلمه چه معنايى دارد، فرمود به معناى است، يعنى كه موجودات عالم در كوچك و بزرگ به او ميكنند و اويند. 🍁🍁🍁 : و در كلمه (صمد) معانى ديگرى از اهل بيت (ع) روايت شده، از آن جمله امام (ع) فرمود: به معناى و است كه سايرين او را كنند، سيدى كه او هيچ آمر و ناهى نباشد. و از بن على (ع) روايت شده كه فرموده است: كسى و چيزى را گويند كه ندارد، و نيز به كسى گويند كه ، و همچنين به كسى گفته مى شود كه بوده و لا يزال خواهد بود. و از امام (ع) نقل شده كه فرمود: كسى است كه هر گاه چيزى را كند تنها بگويد: آن چيز موجود شود. و باز صمد به معناى كسى است كه موجودات را الگوى قبلى خلق كرده، آنها را و به مختلف و ازواج خلق كرده، كسى است كه در و نداشتن يگانه است، و نيز در نداشتن شكل و مثل و شريك است. 🍁🍁🍁 و اصل در معناى همان معنايى است كه از جعفر دوم (ع) نقل كرديم، چون در معناى آن از مفهوم قصد گرفته شده بود، و بنابراين، معانى ديگر و اى كه از (ع) نقل شد تفسير به معناى اصلى است، چون همه آنها از لوازم بودن خداى تعالى است، آرى خداى تعالى است كه هر موجودى در هر كه دارد به سوى او رجوع دارد، و خود او دچار حاجتى نمى شود. 🍁🍁🍁 و در كتاب از بن وهب قرشى از امام (ع) از آباى گرامى اش (ع) روايت آورده كه اهل به بن على (ع) اى نوشته، و در آن از كلمه() پرسيدند، حضرت در پاسخشان اين نامه را به ايشان نوشت: بسم الله الرحمن الرحيم اما بعد، مبادا در كريم كنيد. و در آن راه نيندازيد، و بدون و از روى و درباره آن چيزى مگوييد، كه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه مى فرمود: كسى كه بدون در باره قرآن سخن بگويد، او پر از خواهد بود، و خداى سبحان كلمه () را تفسير كرده، بعد از آنكه فرمود: (الله احد الله الصمد)، آن را با آيه بعد تفسير نموده، فرمود: (لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد). 🍁🍁🍁 و باز در آن كتاب در از المومنين(ع) آمده كه فرمود: عزوجل كسى است كه از كسى نشده تا در شريكى داشته باشد، و خود نمى شود تا موروثى از بين رفتنى باشد. و در كتاب در خطبه اى از آن جناب آمده كه فرمود: تعالى از آن است كه داشته باشد تا به آن كفو  شود. : در اين معانى كه تاكنون از روايات نقل كرديم روایات دیگری نیز هست.
قسمت سوم 🍁بحث روایتی سوره مسد🍁 در البيان از محاربى روايت كرده روزى در بازار ذى المجاز ناگهان به جوانى برخوردم كه صدا مى زد اى مردم بگوييد: (لااله الاالله) تا شويد. ناگهان به مردى برخوردم كه در سر او به او سنگ مى انداخت، و ديدم كه ساق پا و پشت پاشنه او را انداخته بود و صدا مى زد: اى مردم او كذاب است، گوش به سخنش ندهيد.از اشخاص پرسيدم اين مرد کیست؟گفتند: ابولهب است. 🍁بحث روايتى سوره مسد🍁 🔹(چند روايت درباره ابولهب و با رسول اللّه (ص) و سوره مسد) ⬅️ در در آيه شريفه (و انذر عشيرتك الاقربين ) از عباس روايت آورده كه گفت: وقتى اين نازل شد، رسول خدا (ص) بر بالاى رفت و با بلندترين صوتش زد: يك خبر . و قريش بدون دورش جمع شدند، پرسيدند چه شده است مگر؟ فرمود: به نظر شما اگر بدهم كه فردا صبح و يا امروز عصر بر سر شما مى تازد از من مى پذيريد يا نه؟ گفتند: بلى (براى اينكه ما از تو نشنيده ايم). فرمود: هم اكنون شما را و هشدار مى دهم از سخت كه در انتظار شما است. گفت:(- مرگت باد)، براى اين همه ما را صدا زدى و اينجا جمع كردى؟ عزوجل در پاسخ وى اين سوره را نازل كرد. 🍁🍁🍁🍁🍁 : اين روايت را در اين سوره نيز از بن جبير از عباس روايت كرده، ولى در آن كه دعوت بر بالاى هنگام نزول آيه (و انذر عشيرتك...) بوده. 🔹(چند روايت درباره بدرفتارى ابولهب و همسرش با رسول اللّه (ص) و نزول سوره مسد) ⬅️ در به سند خود از بن جعفر (ع) روايت كرده كه در حديثى كه رسول خدا (ص) را بر مى شمارد، فرموده يكى از آنها داستان همسر ابولهب است كه وقتى سوره(تبت يدا ابى لهب ) نازل شد، نزد رسول خدا (ص) آمد در حالى كه پسر نيز در  حضور آن جناب بود، عرضه داشت يا رسول الله، ام جميل است كه با مى آيد، و چه خشمى! گويا قصد تو را دارد، چون به دست گرفته مى خواهد آن را به طرف تو كند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: او مرا بيند. اضافه مى كند آمد و از من پرسيد رفيقت كجا است؟ گفتم آنجايى كه خواسته است. گفت: من به سروقت او آمده ام اگر او را ببينم اين را به سويش مى افكنم، چون او مرا كرده، به و سوگند كه من زنى هستم، (و میدانم چگونه كنم، اين را گفت و رفت). ابوبكر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: راستى او تو را ؟ فرمود: نه، تعالى بين من و او انداخت، و ديدنش شد. : قريب به اين معنا از طريق از طرق اهل روايت شده. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در تفسير در ذيل آيه (وامراته الحطب) روايت كرده كه فرمود: ام جميل دختر بود، و عليه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى كرد و احاديث و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را براى مى برد.
🍁بحث روایتی سوره مسد🍁 در البيان از محاربى روايت كرده روزى در بازار ذى المجاز ناگهان به جوانى برخوردم كه صدا مى زد اى مردم بگوييد: (لااله الاالله) تا شويد. ناگهان به مردى برخوردم كه در سر او به او سنگ مى انداخت، و ديدم كه ساق پا و پشت پاشنه او را انداخته بود و صدا مى زد: اى مردم او كذاب است، گوش به سخنش ندهيد.از اشخاص پرسيدم اين مرد کیست؟گفتند: ابولهب است. 🔹(چند روايت درباره ابولهب و با رسول اللّه (ص) و سوره مسد) ⬅️ در در آيه شريفه (و انذر عشيرتك الاقربين ) از عباس روايت آورده كه گفت: وقتى اين نازل شد، رسول خدا (ص) بر بالاى رفت و با بلندترين صوتش زد: يك خبر . و قريش بدون دورش جمع شدند، پرسيدند چه شده است مگر؟ فرمود: به نظر شما اگر بدهم كه فردا صبح و يا امروز عصر بر سر شما مى تازد از من مى پذيريد يا نه؟ گفتند: بلى (براى اينكه ما از تو نشنيده ايم). فرمود: هم اكنون شما را و هشدار مى دهم از سخت كه در انتظار شما است. گفت:(- مرگت باد)، براى اين همه ما را صدا زدى و اينجا جمع كردى؟ عزوجل در پاسخ وى اين سوره را نازل كرد. 🍁🍁🍁🍁🍁 : اين روايت را در اين سوره نيز از بن جبير از عباس روايت كرده، ولى در آن كه دعوت بر بالاى هنگام نزول آيه (و انذر عشيرتك...) بوده. ⬅️ در به سند خود از بن جعفر (ع) روايت كرده كه در حديثى كه رسول خدا (ص) را بر مى شمارد، فرموده يكى از آنها داستان همسر ابولهب است كه وقتى سوره(تبت يدا ابى لهب ) نازل شد، نزد رسول خدا (ص) آمد در حالى كه پسر نيز در  حضور آن جناب بود، عرضه داشت يا رسول الله، ام جميل است كه با مى آيد، و چه خشمى! گويا قصد تو را دارد، چون به دست گرفته مى خواهد آن را به طرف تو كند. رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: او مرا بيند. اضافه مى كند آمد و از من پرسيد رفيقت كجا است؟ گفتم آنجايى كه خواسته است. گفت: من به سروقت او آمده ام اگر او را ببينم اين را به سويش مى افكنم، چون او مرا كرده، به و سوگند كه من زنى هستم، (و میدانم چگونه كنم، اين را گفت و رفت). ابوبكر از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: راستى او تو را ؟ فرمود: نه، تعالى بين من و او انداخت، و ديدنش شد. : قريب به اين معنا از طريق از طرق اهل روايت شده. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در تفسير در ذيل آيه (وامراته الحطب) روايت كرده كه فرمود: ام جميل دختر بود، و عليه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) مى كرد و احاديث و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) را براى مى برد.
قسمت اول سورة النصر - سورة 110 -   تعداد آیات ٣ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ﴿١﴾ وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿٢﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا ﴿٣﴾  🍁ترجمه آيات سوره نصر🍁 به نام اللّه كه بخشنده به همه و مهربان با نيكان است. منتظر باش كه وقتى نصرت و فتح از ناحيه خدا برسد 1⃣ و ببينى كه مردم گروه گروه به دين اسلام در مى آيند 2⃣ پس (به شكرانه آن) پروردگارت را حمد و تسبيح گوى و از او طلب آمرزش كن كه او بسيار توبه پذير است 3⃣ ✅ در اين سوره تعالى گراميش را و يارى مى دهد، و خبر مى دهد كه به زودى آن جناب مشاهده مى كند كه مردم گروه داخل مى شوند، و دستورش مى دهد كه به اين يارى و فتح خدايى، خدا را كند و حمد گويد و نمايد. ✅اين سوره بنا به كه خواهيم كرد در بعد از و از فتح نازل شده است. 🍁بیان آیه1⃣ 🍁 اذا جاء نصر اللّه و الفتح1⃣ 🔹بيان اينكه مراد از و در (اذا جاء نصر الله و الفتح...) رسيدن آن شده  _مكه است. كلمه () ظهور در (آينده) دارد، و اين ظهور دارد كه مضمون آيه شريفه باشد از امرى كه رخ و به زودى میدهد، و چون آن امر يارى و فتح است، در سوره مورد بحث از هايى است كه خداى تعالى به (ص) داده، و نيز از و خبرهاى قرآن كريم است. 🍁🍁🍁🍁🍁 و از (نصر) و (فتح) - آنطور كه بعضى از پنداشته اند - نصرت و فتح نيست، تا شريفه با تمامى كه خداى تعالى پيامبرش را نموده و بر دشمنان پيروز كرده شود، مثلا با ايمان آوردن و اهل هم منطبق گردد، چون با آيه (و رايت الناس يدخلون فى دين اللّه افواجا) ، زيرا اسلام آوردن انصار و اهل يمن و ساير مسلمانان كه از فتح مكه مسلمان شدند فوج فوج . 🍁🍁🍁🍁🍁 و نيز منظور آيه، كه خداى تعالى آن را در آيه (انا فتحنا لك فتحا مبينا)  خوانده باشد، براى اينكه آيه با آن انطباق ندارد، و در صلح مردم فوج فوج داخل اسلام نشدند. ⬅️ روشن ترين اى كه مى تواند اين نصرت و فتح باشد، است، چون فتح مكه در خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) و در بين فتوحات، و نصرت روشنى بود كه بنيان را در ريشه كن ساخت. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين نظريه نصرتى است كه در آيات نازله درباره داده و فرموده: (انا فتحنا لك فتحا مبينا ليغفر لك اللّه ما تقدم من ذنبك و ما تاخر و يتم نعمته عليك و يهديك صراطا مستقيما و ينصرك اللّه نصرا عزيزا)، (سوره فتح آیات ۱_۳)، چون بسيار نزديك به است كه از فتح و نصر عزيز، همان باشد، چون فتحى كه با فتح حديبيه باشد همان فتح مكه است كه سال از صلح حديبيه اتفاق افتاد. 🍁🍁🍁🍁🍁 و اين به ذهن است، تا آيه را كنيم بر دعوت حقه از ناحيه و بدون در اسلام. پس به همان است كه بگوييم: از نصر و فتح، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) بر ، و مراد از فتح، است. و نيز بگوييم اين سوره از صلح حديبيه و بعد از سوره فتح و قبل از فتح مكه نازل شده است.
قسمت دوم 🍁بیان آیه 2⃣ 🍁 و رايت الناس يدخلون فى دين اللّه افواجا2⃣ راغب در می گويد: كلمه (فوج) به معناى است كه به سرعت عبور كنند، و اين كلمه (افواج) مى آيد.معناى (داخل شدن مردم در دين خدا افواجا) اين است كه جماعتى از جماعتى ديگر به اسلام در آيند، مراد از دين اللّه همان است، چون خداى تعالى به حكم آيه(ان الدين عنداللّه الاسلام) از اسلام را دین نمیداند. 🍁بيان آیه 3⃣ 🍁 فسبح بحمد ربك و استغفره انه كان توابا3⃣ 🔹از آنجايى كه اين نصرت و فتح خداى تعالى نسبت به ، و است و به عبارتى ديگر اين نصرت و فتح باطل و حق بود، مناسب بود كه از جهت اول _ سخن از و تنزيه خداى تعالى برود، و از جهت - كه نعمت بزرگى است - سخن از و ثناى او برود، و به همين جهت به آن جناب دستور داد تا خدا را با تسبيح گويد. 🍁🍁🍁🍁🍁 البته در اين ميان براى توجيه و مناسبت اين دستور هست، و آن اين است كه حق عزوجل كه رب عالم است، بر بنده اش اين است كه او را با ذكر كند و بياد نقص و حاجت خود بيفتد، و چون باعث شد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) از گرفتاريهايى كه در از بين بردن و ريشه داشت حاصل كند، دستورش داد که از این به که بيشتر است، به جلال خدا - كه او است - و - كه حمد او است و و حاجت خودش، كه است - بپردازد، و استغفار در مثل رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) كه آمرزيده هست، درخواست است، چون به مغفرت از نظر مثل احتياج به مغفرت است، (دقت فرماييد). و اين استغفار از ناحيه آن جناب شكرگزارى است. 🍁🍁🍁🍁🍁 (انه كان توابا) - اين جمله به استغفار را مى كند، و در حال تشويق و هم هست. 🍁 بحث روايتى سوره نصر🍁 ✅چند مربوط به سوره نصر  🔹در از روايت كرده كه گفت: وقتى اين سوره شد، خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آن را بر قرائت كرد، اصحاب همه خوشحال گشته به يكديگر مى دادند، ولى وقتى آن را شنيد كرد، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) پرسيد: چرا مى گريى ؟ عرضه داشت: من خيال مى كنم اين سوره تو را به تو مى دهد، يا رسول الله. حضرت فرمود: اين سوره همان را مى گويد كه تو ، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بعد از نزول اين سوره از سال زندگى نكرد، و از آن به بعد هم ديگر كسى او را و خوشحال نديد. 🍁🍁🍁🍁🍁 : اين در از روايات با عباراتى آمده. و بعضى در دلالت سوره بر خبر آن جناب چنين گفته اند كه: اين سوره دارد بر اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) از انجام رسالات خود شده، آنچه بود انجام دهد انجام داده، و دوران تلاش و مجاهدتش به رسيده، و معلوم است كه طبق مثل معروف عند الكمال يرقب الزوال، هر چيزى كه به رسيد بايد منتظر بود. 🍁🍁🍁🍁🍁 و در كتاب از روايت كرده كه گفت: خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در عمرش نمى ايستاد و نمى نشست و نمى آمد و نمى رفت، اينكه مى گفت: سبحان الله و بحمده و استغفر الله و اتوب اليه. ما اين معنا را پرسيديم، فرمود: من بدين عمل شده ام، آنگاه اين سوره را مى خواند: (اذا جاء نصر الله و الفتح ). 🍁🍁🍁🍁🍁 : و در اين روايات يكى دو تا ، البته در آنها در اينكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) چه مى گفته هست. 🔹در از بن خالد از حضرت (عليه السلام) روايت آورده كه گفت: من از پدرم شنيدم كه از پدرش (عليه السلام) حديث كرد كه: سوره اى كه از قرآن شد سوره (بسم الله الرحمن الرحيم اقرا باسم ربك ) بود، و سوره اى كه شد سوره بود.
قسمت چهارم 🍁بحث روايتى سوره قدر از تفسیر شریف 🍁 ✅در تفسير برهان از طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت : 🔸به خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) عرضه داشتم يا رسول اللّه آيا شبى است كه در انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى شده و چون از دنيا مى رفتند امر در آن شب مى شده است ؟ 🔰 فرمود: نه بلكه قدر تا هست. 🔰مؤلف: در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده. ✅و در البيان است كه از حماد بن عثمان از ابن ابى على نقل شده كه گفت : 🔸 از امام (عليه السلام) از شب قدر پرسيدم، در رمضان و و يكم و و سوم كن. 🔰مؤلف: در معناى اين رواياتى ديگر نيز هست، و در بعضى از ترديد بين دو شده، يكى و يكم و ديگرى و سوم، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام (عليه السلام) روايت كرده. و از ديگر استفاده مى شود كه شب خصوص بيست و سوم است، و اگر نكرده اند به منظور تعظيم امر آن بوده، تا خدا باگناهان خود به امر آن اهانت نكنند. 🔰مؤلف: حديث كه نامش اللّه بن انيس انصارى بود، از طرق اهل نيز روايت شده، و آن را در الدر المنثور از مالك و نقل كرده. ✅و در كافى به سند خود از روايت كرده كه گفت : 🔸 امام صادق (عليه السلام) فرمود: در نوزدهم و در شب بيست و يكم و امضا در بيست و سوم است . 🔰مؤلف: در اين هم روايات ديگرى هست. ✅پس شد آنچه همه مختلفى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلم) وارد شده در آن دارند اين است كه : 🔸شب قدر تا روز باقى است، و همه ساله مى شود، و نيز ليله شبى از ، و نيز يكى از سه شب و و يك و بيست و سه است. ✅و اما از طرق اهل روايات به طور اختلاف دارند كه به هيچ نمى شود بين آنها را جمع كرد، ولى بين اهل  اين است كه و هفتم است، و در آن شب بوده كه نازل شده. از محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند. ✅روايتى بر اينكه سوره قدر براى به رسول اللّه (صلى الله عليه و آله) كه در رؤيا بنى اميه را بر منبر خود ديده بود شده و در المنثور است كه از ابن روايت كرده كه گفت خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) فرمود: 🔸در خواب به من نشان دادند كه بنى بر بالا مى روند، و اين معنا بر من گران آمد و تعالى در اين مناسبت سوره (انا انزلناه فى ليله القدر) را نازل كرد. 🔰مؤلف: نظير اين را هم در خود از ابن آورده. و و ابن جرير، ، ابن و هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده اند. و در اين ميان بسيارى در اين معنا از طرق از ائمه اهل بيت (عليهم السلم) نقل شده، و در آنها آمده كه تعالى را كه بهتر از ماه اميه است به عنوان به خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) عطا فرمود.
قسمت پنجم 🍁ادامه بحث روایتی سوره از تفسیر شریف 🍁 🌙رواياتى درباره بودن از ، تقدير امور و نزول ملائكه و روح در آن ✅و در به سند خود از ابن ابى عمير از عده اى راويان از (عليه السلام) روايت آورده كه گفت : 🔰 بعضى از اصحاب ما كه به نظرم مى آيد سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه از هزار ماه بهتر است؟ (با اينكه در آن ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است)، 🔸فرمود عبادت در شب بهتر است از عبادت در كه در آن نباشد. 🔸و در همان به خود از ، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از (عليه السلام) از معناى آيه (انا انزلناه فى ليله مباركه ) سؤال كرد، فرمود بله شب كه همه ساله در ماه رمضان در دهه تجديد مى شود شبى است كه جز در آن شب نشده، و آن است كه خداى تعالى در باره اش فرموده : 🔸فيها يفرق كل امر حكيم 🔰آنگاه فرمود: 🔸 در آن هر حادثه اى كه بايد در آن سال واقع گردد مى شود، چه و چه ، چه و چه ، و چه كه قرار است شود، و يا كه بنا است رسد، و يا رزقى كه قرار است (تنگ و يا وسيع ) برسد، پس آنچه در اين مقدر شود، و رانده شود است ، ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها است (و خدا با كردن ، العياذ باللّه به دست خود بند نمى زند). 🔰حمران مى گويد: 🔸 پرسيدم منظور خداى از اينكه فرمود ( بهتر است از هزار شب ) چيست؟ 🔸فرمود از نماز و زكات و انواع در آن بهتر است از اعمال در ماهى كه در آن قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير را مضاعف نمى كرد، مؤمنين بجايى نمى رسيدند، ولى خدا حسنات ايشان را مضاعف مى كند. ✅مؤلف: 🔸منظور امام از اينكه فرمود:  🔸(ولى در عين حال خداى تعالى در آنها محفوظ است )، اين است كه تعالى مطلق است، او هر زمان هر كارى را مى كند، هر چند قبلا خلاف آن را كرده باشد، و حتمى كردن يك قدرت او را نمى كند، او مى تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه وقت چنين كارى را نمى كند. ✅و در مجمع است كه از عباس از خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمود: 🔸وقتى مى شود اى كه در هستند و يكى از ايشان است مى شوند، در حالى كه به ساير نامبرده هايى را به همراه دارند، يك بالاى من، و يكى بر بالاى المقدس، و در مسجد الحرام و پرچمى بر طور نصب مى كنند، و و مومنه اى در اين نقاط نمى ماند مگر آنكه به او مى كند، مگر كه الخمر و يا به خوردن و يا زعفران به خود باشد. ✅و در برهان از بن عبد اللّه روايت كرده كه به سند خود از بصير روايت كرده كه گفت : 🔸 با صادق (عليه السلام) بودم كه سخن از اى امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: 🔸 وقتى مى شود امام روح بيشترى مى گردد. عرضه داشتم شوم مگر روح همان نيست؟ 🔰 فرمود: 🔸روح از بزرگتر است، و از ملائكه است، و روح از آن نيست، مگر بينى خداى تعالى فرموده : 🔸 ( الملئكه و  )پس معلوم مى شود غير از است. ✅مولف : 🔰روايات در معنا و و شب قدر بسيار زياد است، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم )، و در بعضى از آن براى شب قدر ذكر شده، از قبيل اين كه : 🔸صبح قدر بدون طلوع مى كند، در صبح آن شب است، و ليكن $چون اين نه است و نه چنين است ، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم.