eitaa logo
مسجدالرسول(ص) میدان راهنمایی
141 دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
321 ویدیو
2 فایل
این کانال بمنظور اطلاع رسانی کلیه فعالیتهای فرهنگی ، تربیتی ،آموزشی ،اردویی و .. مسجدالرسول(ص) تشکیل گردیده است. یاعلی
مشاهده در ایتا
دانلود
آیات بامداد یکشنبه ، روز ششم از : . سوره ذاريات‏ : كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ «52» . سوره ذاريات‏ : أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ «53» . (اى پيامبر!) بدين گونه (كه تو را تكذيب كردند) پيشينيان اينان نيز هيچ پيامبرى برايشان نيامد ، مگر آنكه گفتند: جادوگر يا ‏ زده است ! (آيا مخالفان در طول تاريخ) به يكديگر كرده ‏اند (كه با انبيا اين گونه برخورد كنند؟! ) نه، بلكه آنان مردمى طغيان گرند. . سوره ذاريات‏ : فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ «54» . پس، از آنان روى بگردان كه تو مورد سرزنش نيستى. . سوره ذاريات‏ : وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ «55» . و (به مردم) تذكّر بده كه قطعاً براى مؤمنان مفيد است. . نكته ‏ها: آيه‏ى 52، به مانند نتيجه‏ گيرى از آيات گذشته و به عنوان دلدارى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله است كه اگر مشركان مكّه با تو چنين برخوردهايى مى‏كنند، بدان كه پيش از اينان نيز با پيامبران پيش از تو چنين برخوردهايى را داشته‏ اند. از آنجا كه پيامبر در دعوت مردم كوتاهى نكرده و حجّت خدا را بر آنان تمام كرده است، لذا روى گردانى پيامبر از آنان و ترك با آنان، سرزنش و ملامتى را به دنبال ندارد. اين آيات در كنار فرمان به از كافران طغيانگر، به دادن به مؤمنان سفارش مى‏كند تا گمان نشود كه تنها كافران نياز به هشدار و تذكّر دارند. فَتَوَلَ‏ ... وَ ذَكِّرْ در اثرى است كه در دانستن نيست. سوز و اخلاص و شيوه بيان گوينده مى‏تواند اثرى برتر در انسان بگذارد. لذا پيامبر مأمور مى‏شود تا پيوسته مؤمنان را تذكّر دهد. . پيام‏ها: 1- همه انبيا مخالف داشتند و مورد قرار مى‏گرفتند. پس، از تهمت مخالفان نگران مباش. كَذلِكَ‏ ... قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ‏ 2- بر خلاف قرآن كه پيامبران را انسان‏هايى همچون ديگر انسان‏ها معرّفى مى‏كند، «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ»* مخالفان سعى داشتند كارها و سخنان پيامبران را ناشى از ارتباط آنها با جن بدانند. «ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ» 3- هماهنگى رفتار و گفتار مخالفان انبيا در طول تاريخ به گونه ‏اى است كه گويا همه به يكديگر سفارش موضع‏گيرى عليه حق و تهمت سحر و جنون را مى‏دادند ! أَ تَواصَوْا ... 4- ريشه‏ى تهمت به انبيا، طغيان است. «قَوْمٌ طاغُونَ» 5- انسان در برابر افراد لجوج مسئوليّتى ندارد. «فَتَوَلَّ» 6- پس ازاتمام حجّت، اعراض از حق ستيزان جايز است. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ» 7- همه جا، متاركه و رها كردن ديگران كار بدى نيست. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ» 8- مبلّغ، بايد مخاطبان را بشناسد، نسبت به گروهى اعراض نمايد، «فَتَوَلَّ» و نسبت به گروهى تذكّر دهنده باشد. «وَ ذَكِّرْ» 9- اگر روحيه نداريم، در ايمان خود شك كنيم، زيرا مؤمن پندپذير است. «فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» 10- اگر ايمان باشد، انسان تذكّر را از هر كس مى‏پذيرد. «فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» و نفرمود: «فان تذكرك» 11- مبلّغان دينى خسته نشوند كه كارشان مفيد است. فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ‏ ... 12- مؤمنان نيز به تذكّر نيازمند هستند. «فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» 13- تعاليم اديان آسمانى، در انسان‏ها ريشه دارد. وظيفه انبيا، كردن و يادآورى امور فطرى بشر است. «ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى‏ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»
آیات بامداد سه شنبه ، روز نیمه ، سالروز میلاد سبط اکبر نبی ، فرزند ارشد حضرت امیر ، کریم آل الله ، امام حسن مجتبی علیه السلام : سوره طور : فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ «29» پس (به مردم) تذكّر بده كه به لطف پروردگارت تو نه كاهن و و نه ديوانه و جنّ‏ زده. سوره طور : أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30» بلكه مى‏گويند: او است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم. سوره طور : قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ «31» (به آنان) بگو: در باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. (شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پيروزى بر شما). نكته ‏ها: « » به كسى گويند كه از آينده خبر دارد و ادعاى اطلاع از اسرار و غيب و ارتباط با جنّيان را دارد. «رَيْبَ الْمَنُونِ»، اصطلاحى است به معناى حوادث تلخ روزگار كه به مرگ كسى بيانجامد. مراد مشركان از اين‏كه به پيامبران مى‏گفتند: « »، بى عقل و بى‏خرد نبود، چنانكه در اين آيات، مجنون در كنار كاهن و شاعر آمده است كه افرادى باهوش و فهميده هستند. بلكه مراد آنها از «مجنون»، ‏ زده بود، زيرا معتقد بودند افراد كاهن و شاعر به واسطه ارتباط با جنّ، قدرت پيشگويى و سرودن اشعار دارند، كارى كه از عهده افراد عادّى‏ برنمى‏آيد. شاهد اين معنا آن است كه در يك آيه وصف شاعر و مجنون در كنار هم آمده است. «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ» پيام‏ها: 1- از تهمت‏ها و نسبت‏هاى نارواى كفّار (مانند: كاهن، شاعر و مجنون) نبايد ترسيد و بايد به وظيفه‏ى خود در مورد هشدار و تذكّر ادامه داد. فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ‏ ... بِكاهِنٍ‏ ... 2- خداوند، اولياى خود را بيمه كرده و از آنان دفاع مى‏كند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ» 3- مبلّغ دين، در تيررس هر گونه است. بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‏ ... يَقُولُونَ شاعِرٌ 4- هر گونه عيب و نقصى كه از انسان دور مى‏شود، در سايه لطف و نعمت الهى است. فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‏ ... 5- افراد كاهن وپيشگو، از رحمت خدا دور هستند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ» 6- دشمن به يك تهمت قانع نيست و همواره در صدد ضربه زدن است. «بِكاهِنٍ‏، مَجْنُونٍ‏، شاعِرٌ» 7- دشمن در انتظار مرگ بزرگان دين است، پس بايد كارى كرد كه اميد آنان براى پس از مرگ شخصيّت‏هاى مذهبى نااميد شود. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ» 8- رهبر دينى نبايد به خاطر تهمت‏هاى دشمنان صحنه را خالى كند، بلكه بايد بماند و دفاع كند. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ» 9- مؤمنان نيز بايد همانند دشمنان، براى رسيدن به پيروزى، اميد و برنامه داشته باشند. نَتَرَبَّصُ بِهِ‏ ... فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ‏
آیات بامداد چهارشنبه ، روز شانزدهم از : سوره طور : أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ «32» آيا عقل‏هايشان آنان را دستور مى‏دهد به اين (كه به پيامبر بزنند؟) ! بلكه آنان خود قومى طغيانگرند؟ سوره طور : أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ؟ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ «33» آيا مى‏گويند: پيامبر، (قرآن را ساخته و) به خدا نسبت داده است؟ (چنين نيست)، بلكه آنان (به سبب طغيان و حسد) ايمان نمى‏ آورند. سوره طور : فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ «34» پس اگر راستگويند، سخنى مانند قرآن بياورند. نكته ‏ها: در اين آيات و آيات پس از آن، خداوند چهارده سؤال توبيخى از مخالفان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى‏كند و تمام راه‏هايى را كه ممكن است به گونه ‏اى بهانه تسليم نشدن كفّار شود، مى ‏بندد. شايد در هيچ جاى قرآن اين‏گونه مخالفان به باد انتقاد گرفته نشده و بهانه ‏هاى آنان مطرح نشده باشد. « » جمع «حلم» به معناى عقل است. از آنجا كه بزرگان قريش خود را صاحبان عقل و فكر مى‏دانستند، قرآن در اين آيه مى‏فرمايد: آيا عقل آنان چنين حكم مى‏كند كه قرآن را سحر و جادو بدانند، خير بلكه آنان در برابر حق سركشى مى‏كنند؟ «تقول»، سخنى را از پيش خود بافتن و به كسى نسبت دادن است. «حديث» به معناى «جديد» است. از آنجا كه مضامين قرآن تازگى دارد، از آن به «حديث» ياد شده است. پيام‏ها: 1- تهمت ساحر، كاهن، شاعر و مجنون به پيامبر، از روى تعقّل و تفكّر در آيات قرآن نبوده است. «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ» 2- ريشه‏ى كفر و شرك، طغيان و سركشى در برابر حق است، نه عقل و انديشه. «أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ» 3- هر كس كه سخن او منطقى نباشد و بر آن اصرار ورزد، طغيانگر است. «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ» 4- مشركان، با تهمت و افترا، كفر خود را توجيه مى‏كردند. «يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ» 5- انسان يا بايد بر اساس عقل عمل كند يا بر اساس وحى، و كفّار خود را از هر دو محروم كرده ‏اند. أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ‏ ... بَلْ لا يُؤْمِنُونَ‏ 6- در طوفان تهمت‏ها، دست از منطق و استدلال بر نداريد و مخالفان را به آوردن سخنى همچون قرآن دعوت كنيد. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ‏ ... 7- قرآن محكم‏ترين استدلال را دارد؛ اگر پيامبر به تنهايى قرآن را بافته و به خدانسبت داده است، «تَقَوَّلَهُ» شما دسته جمعى يك سخن مثل آن بياوريد. «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ» 8- مبارزه ‏طلبى در ميدان فرهنگى نيز لازم است. «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ»
آیات بامداد شنبه : . سوره قمر : كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ «23» سوره قمر : فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ «24» . قوم ، هشدار دهندگان را تكذيب كردند. پس گفتند: آيا از ميان خود، از انسانى تك و تنها پيروى كنيم؟ در اين صورت ما در گمراهى و جنونى عميق خواهيم بود ! سوره قمر : أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ «25» سوره قمر : سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ «26» آيا از ميان ما تنها بر او نازل شده است؟ بلكه او بسيار دروغگو و خودخواه است. در آينده خواهند دانست كه دروغگو و خودخواه كيست. سوره قمر : إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ «27» همانا ما فرستادگان ماده ‏ايم براى آنان (و به حضرت گفتيم:) پس مراقب (پايان) كار آنان باش و شكيبايى پيشه كن. نكته‏ها: «سُعُرٍ» هم جمع «سعير» به معناى آتش گداخته است و هم جمع‏ «سُعُرٍ» به معناى جنون. «أَشِرٌ» به كسى گفته مى‏شود كه شيفته‏ى خود باشد. در آيه 24، كفّار به انبيا مى‏گويند: اگر ما تابع شما باشيم، در گمراهى و دوزخ يا جنون خواهيم بود! ولى در آيه 47 مى‏خوانيم: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ» تبهكاران در گمراهى و دوزخند. قوم ثمود، از حضرت صالح خواستند كه از دل شترى را به عنوان معجزه خارج كند ! و او اين كار را كرد، ولى مردم اين شتر الهى را كشتند. پيام‏ها: 1- كار قوم ثمود، تكذيب‏هاى پى در پى بود. «كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ» 2- كفّار در برابر پيامبران، منطق و استدلال ندارند. مى‏گويند: چرا او پيامبر شد و ما نشديم؟ أَ بَشَراً مِنَّا ... 3- زندگى انبيا عادى و در ميان مردم بوده است. «أَ بَشَراً مِنَّا» 4- گاهى انسان چنان سقوط مى‏كند كه فردى معصوم را به پيامبرى نمى‏پذيرد، أَ بَشَراً مِنَّا ... ولى جماد بى‏شعور را خدا دانسته و آن را پرستش مى‏كند. 5- گاهى انسان به جايى مى‏رسد كه پيروى از پيامبر معصوم را كه منطق و معجزه دارد، انحراف مى‏پندارد. «إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ» 6- ايجاد شك و در ميان مردم، بستر تكذيب حق است. كَذَّبَتْ‏ ... أَ بَشَراً مِنَّا ... أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ‏ 7- هم قرآن ذكر است، نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ... و هم آن چه به انبياى سابق نازل شده است. «أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا» 8- كافران لجوج، پيامبر خدا را خودخواه مى‏خواندند. «كَذَّابٌ أَشِرٌ» 9- دروغ و خودخواهى را حتّى كفّار لجوج بد مى‏دانند. (و به همين دليل به پيامبر نسبت دروغ و خودخواهى مى‏دادند). «بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ» 10- مبلّغان دينى بايد آمادگى شنيدن تندترين ‏ ها را داشته باشند. «بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ» 11- سخنان ياوه را پاسخ دهيد. فَقالُوا ... سَيَعْلَمُونَ‏ ... 12- قيامت، روز آشكار شدن حقايق و رسوا شدن كافران است. «سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ» 13- ، وسيله‏ى آزمايش مردمند. «مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ» 14- پيامبران، امت خود را زير نظر دارند. «فَارْتَقِبْهُمْ» 15- رهبران دينى بايد باشند. «وَ اصْطَبِرْ»