آیات بامداد یکشنبه ، روز ششم از #ماه_خدا :
#قرآن
.
سوره ذاريات : كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ
إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ «52»
.
سوره ذاريات : أَ تَواصَوْا بِهِ
بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ «53»
.
(اى پيامبر!) بدين گونه (كه تو را تكذيب كردند) پيشينيان اينان نيز هيچ پيامبرى برايشان نيامد ،
مگر آنكه گفتند: جادوگر يا #جن زده است !
(آيا مخالفان در طول تاريخ) به يكديگر #سفارش كرده اند (كه با انبيا اين گونه برخورد كنند؟! )
نه، بلكه آنان مردمى طغيان گرند.
.
سوره ذاريات : فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ «54»
.
پس، از آنان روى بگردان كه تو مورد سرزنش نيستى.
.
سوره ذاريات : وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ «55»
.
و (به مردم) تذكّر بده كه قطعاً #تذكر براى مؤمنان مفيد است.
.
نكته ها:
آيهى 52، به مانند نتيجه گيرى از آيات گذشته و به عنوان دلدارى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله است
كه اگر مشركان مكّه با تو چنين برخوردهايى مىكنند، بدان كه پيش از اينان نيز با پيامبران پيش از تو چنين برخوردهايى را داشته اند.
از آنجا كه پيامبر در دعوت مردم كوتاهى نكرده و حجّت خدا را بر آنان تمام كرده است، لذا روى گردانى پيامبر از آنان و ترك #مجادله با آنان، سرزنش و ملامتى را به دنبال ندارد.
اين آيات در كنار فرمان به #اعراض از كافران طغيانگر،
به #تذكر دادن به مؤمنان سفارش مىكند تا گمان نشود كه تنها كافران نياز به هشدار و تذكّر دارند. فَتَوَلَ ... وَ ذَكِّرْ
در #شنيدن اثرى است كه در دانستن نيست.
سوز و اخلاص و شيوه بيان گوينده مىتواند اثرى برتر در انسان بگذارد.
لذا پيامبر مأمور مىشود تا پيوسته مؤمنان را تذكّر دهد.
.
پيامها:
1- همه انبيا مخالف داشتند و مورد #تهمت قرار مىگرفتند.
پس، از تهمت مخالفان نگران مباش. كَذلِكَ ... قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ
2- بر خلاف قرآن كه پيامبران را انسانهايى همچون ديگر انسانها معرّفى مىكند، «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ»*
مخالفان سعى داشتند كارها و سخنان پيامبران را ناشى از ارتباط آنها با جن بدانند. «ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ»
3- هماهنگى رفتار و گفتار مخالفان انبيا در طول تاريخ به گونه اى است كه گويا همه به يكديگر سفارش موضعگيرى عليه حق و تهمت سحر و جنون را مىدادند ! أَ تَواصَوْا ...
4- ريشهى تهمت به انبيا، طغيان است. «قَوْمٌ طاغُونَ»
5- انسان در برابر افراد لجوج مسئوليّتى ندارد. «فَتَوَلَّ»
6- پس ازاتمام حجّت، اعراض از حق ستيزان جايز است. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ»
7- همه جا، متاركه و رها كردن ديگران كار بدى نيست. «فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ»
8- مبلّغ، بايد #روحيه مخاطبان را بشناسد،
نسبت به گروهى اعراض نمايد، «فَتَوَلَّ»
و نسبت به گروهى تذكّر دهنده باشد. «وَ ذَكِّرْ»
9- اگر روحيه #پندپذيرى نداريم، در ايمان خود شك كنيم،
زيرا مؤمن پندپذير است. «فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»
10- اگر ايمان باشد، انسان تذكّر را از هر كس مىپذيرد. «فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» و نفرمود: «فان تذكرك»
11- مبلّغان دينى خسته نشوند كه كارشان مفيد است. فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ ...
12- مؤمنان نيز به تذكّر نيازمند هستند. «فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»
13- تعاليم اديان آسمانى، در #فطرت انسانها ريشه دارد.
وظيفه انبيا، #بيدار كردن و يادآورى امور فطرى بشر است.
«ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ»
آیات بامداد سه شنبه ، روز نیمه #ماه_خدا ، سالروز میلاد سبط اکبر نبی ، فرزند ارشد حضرت امیر ، کریم آل الله ، امام حسن مجتبی علیه السلام :
#قرآن
سوره طور : فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ «29»
پس (به مردم) تذكّر بده كه به لطف پروردگارت تو نه كاهن و #پيشگويى
و نه ديوانه و جنّ زده.
سوره طور : أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30»
بلكه مىگويند: او #شاعرى است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم.
سوره طور : قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ «31»
(به آنان) بگو: در #انتظار باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم.
(شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پيروزى بر شما).
نكته ها:
« #كاهن» به كسى گويند كه از آينده خبر دارد و ادعاى اطلاع از اسرار و غيب و ارتباط با جنّيان را دارد.
«رَيْبَ الْمَنُونِ»، اصطلاحى است به معناى حوادث تلخ روزگار كه به مرگ كسى بيانجامد.
مراد مشركان از اينكه به پيامبران مىگفتند: « #مجنون»، بى عقل و بىخرد نبود،
چنانكه در اين آيات، مجنون در كنار كاهن و شاعر آمده است كه افرادى باهوش و فهميده هستند.
بلكه مراد آنها از «مجنون»، #جن زده بود،
زيرا معتقد بودند افراد كاهن و شاعر به واسطه ارتباط با جنّ، قدرت پيشگويى و سرودن اشعار دارند،
كارى كه از عهده افراد عادّى برنمىآيد.
شاهد اين معنا آن است كه در يك آيه وصف شاعر و مجنون در كنار هم آمده است. «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ»
پيامها:
1- از تهمتها و نسبتهاى نارواى كفّار (مانند: كاهن، شاعر و مجنون) نبايد ترسيد
و بايد به وظيفهى خود در مورد هشدار و تذكّر ادامه داد. فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ ... بِكاهِنٍ ...
2- خداوند، اولياى خود را بيمه كرده و از آنان دفاع مىكند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»
3- مبلّغ دين، در تيررس هر گونه #تهمت است. بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ ... يَقُولُونَ شاعِرٌ
4- هر گونه عيب و نقصى كه از انسان دور مىشود، در سايه لطف و نعمت الهى است. فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ ...
5- افراد كاهن وپيشگو، از رحمت خدا دور هستند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ»
6- دشمن به يك تهمت قانع نيست و همواره در صدد ضربه زدن است. «بِكاهِنٍ، مَجْنُونٍ، شاعِرٌ»
7- دشمن در انتظار مرگ بزرگان دين است،
پس بايد كارى كرد كه اميد آنان براى پس از مرگ شخصيّتهاى مذهبى نااميد شود. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»
8- رهبر دينى نبايد به خاطر تهمتهاى دشمنان صحنه را خالى كند،
بلكه بايد بماند و دفاع كند. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»
9- مؤمنان نيز بايد همانند دشمنان، براى رسيدن به پيروزى، اميد و برنامه داشته باشند. نَتَرَبَّصُ بِهِ ... فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ
آیات بامداد چهارشنبه ، روز شانزدهم از #ماه_خدا :
#قرآن
سوره طور : أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ «32»
آيا عقلهايشان آنان را دستور مىدهد به اين (كه به پيامبر #تهمت بزنند؟) !
بلكه آنان خود قومى طغيانگرند؟
سوره طور : أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ؟
بَلْ لا يُؤْمِنُونَ «33»
آيا مىگويند: پيامبر، (قرآن را #خود ساخته و) به خدا نسبت داده است؟
(چنين نيست)، بلكه آنان (به سبب طغيان و حسد) ايمان نمى آورند.
سوره طور : فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقِينَ «34»
پس اگر راستگويند، سخنى مانند قرآن بياورند.
نكته ها:
در اين آيات و آيات پس از آن، خداوند چهارده سؤال توبيخى از مخالفان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىكند
و تمام راههايى را كه ممكن است به گونه اى بهانه تسليم نشدن كفّار شود، مى بندد.
شايد در هيچ جاى قرآن اينگونه مخالفان به باد انتقاد گرفته نشده و بهانه هاى آنان مطرح نشده باشد.
« #أحلام» جمع «حلم» به معناى عقل است. از آنجا كه بزرگان قريش خود را صاحبان عقل و فكر مىدانستند،
قرآن در اين آيه مىفرمايد: آيا عقل آنان چنين حكم مىكند كه قرآن را سحر و جادو بدانند، خير بلكه آنان در برابر حق سركشى مىكنند؟
«تقول»، سخنى را از پيش خود بافتن و به كسى نسبت دادن است.
«حديث» به معناى «جديد» است. از آنجا كه مضامين قرآن تازگى دارد، از آن به «حديث» ياد شده است.
پيامها:
1- تهمت ساحر، كاهن، شاعر و مجنون به پيامبر، از روى تعقّل و تفكّر در آيات قرآن نبوده است. «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ»
2- ريشهى كفر و شرك، طغيان و سركشى در برابر حق است، نه عقل و انديشه.
«أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ»
3- هر كس كه سخن او منطقى نباشد و بر آن اصرار ورزد، طغيانگر است. «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ بِهذا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ»
4- مشركان، با تهمت و افترا، كفر خود را توجيه مىكردند. «يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لا يُؤْمِنُونَ»
5- انسان يا بايد بر اساس عقل عمل كند يا بر اساس وحى، و كفّار خود را از هر دو محروم كرده اند. أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلامُهُمْ ... بَلْ لا يُؤْمِنُونَ
6- در طوفان تهمتها، دست از منطق و استدلال بر نداريد
و مخالفان را به آوردن سخنى همچون قرآن دعوت كنيد. فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ ...
7- قرآن محكمترين استدلال را دارد؛ اگر پيامبر به تنهايى قرآن را بافته و به خدانسبت داده است،
«تَقَوَّلَهُ» شما دسته جمعى يك سخن مثل آن بياوريد.
«فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ»
8- مبارزه طلبى در ميدان فرهنگى نيز لازم است. «فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ»
آیات بامداد شنبه :
#قرآن
.
سوره قمر : كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ «23»
سوره قمر : فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ «24»
.
قوم #ثمود، هشدار دهندگان را تكذيب كردند.
پس گفتند: آيا از ميان خود، از انسانى تك و تنها پيروى كنيم؟
در اين صورت ما در گمراهى و جنونى عميق خواهيم بود !
سوره قمر : أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ «25»
سوره قمر : سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ «26»
آيا از ميان ما تنها بر او #وحى نازل شده است؟
بلكه او بسيار دروغگو و خودخواه است.
در آينده خواهند دانست كه دروغگو و خودخواه كيست.
سوره قمر : إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَ اصْطَبِرْ «27»
همانا ما فرستادگان #شتر ماده ايم براى آنان
(و به حضرت #صالح گفتيم:) پس مراقب (پايان) كار آنان باش و شكيبايى پيشه كن.
نكتهها:
«سُعُرٍ» هم جمع «سعير» به معناى آتش گداخته است و هم جمع «سُعُرٍ» به معناى جنون.
«أَشِرٌ» به كسى گفته مىشود كه شيفتهى خود باشد.
در آيه 24، كفّار به انبيا مىگويند: اگر ما تابع شما باشيم، در گمراهى و دوزخ يا جنون خواهيم بود!
ولى در آيه 47 مىخوانيم: «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ» تبهكاران در گمراهى و دوزخند.
قوم ثمود، از حضرت صالح خواستند كه از دل #كوه شترى را به عنوان معجزه خارج كند !
و او اين كار را كرد،
ولى مردم اين شتر الهى را كشتند.
پيامها:
1- كار قوم ثمود، تكذيبهاى پى در پى بود. «كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ»
2- كفّار در برابر پيامبران، منطق و استدلال ندارند. مىگويند:
چرا او پيامبر شد و ما نشديم؟ أَ بَشَراً مِنَّا ...
3- زندگى انبيا عادى و در ميان مردم بوده است. «أَ بَشَراً مِنَّا»
4- گاهى انسان چنان سقوط مىكند كه فردى معصوم را به پيامبرى نمىپذيرد،
أَ بَشَراً مِنَّا ... ولى جماد بىشعور را خدا دانسته و آن را پرستش مىكند.
5- گاهى انسان به جايى مىرسد كه پيروى از پيامبر معصوم را كه منطق و معجزه دارد، انحراف مىپندارد.
«إِنَّا إِذاً لَفِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ»
6- ايجاد شك و #ترديد در ميان مردم، بستر تكذيب حق است. كَذَّبَتْ ... أَ بَشَراً مِنَّا ...
أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ
7- هم قرآن ذكر است، نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ ...
و هم آن چه به انبياى سابق نازل شده است. «أَ أُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا»
8- كافران لجوج، پيامبر خدا را خودخواه مىخواندند. «كَذَّابٌ أَشِرٌ»
9- دروغ و خودخواهى را حتّى كفّار لجوج بد مىدانند.
(و به همين دليل به پيامبر نسبت دروغ و خودخواهى مىدادند).
«بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ»
10- مبلّغان دينى بايد آمادگى شنيدن تندترين #تهمت ها را داشته باشند.
«بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ»
11- سخنان ياوه را پاسخ دهيد. فَقالُوا ... سَيَعْلَمُونَ ...
12- قيامت، روز آشكار شدن حقايق و رسوا شدن كافران است. «سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ»
13- #معجزات، وسيلهى آزمايش مردمند. «مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ»
14- پيامبران، امت خود را زير نظر دارند. «فَارْتَقِبْهُمْ»
15- رهبران دينى بايد #صبور باشند. «وَ اصْطَبِرْ»