#حکایت📚
#مثل_آباد😇
#ملانصرالدین از محلى رد میشد دید كه ۳ نفر به دعوا كردن مشغولند. پرسید چی شده؟ گفتند ۷ تا #گردو داریم میخواهيم بین هم تقسیم کنیم. و ملا را بین خودشان #قاضی کردن
ملا گفت خدایی #تقسیم کنم یا انسانی؟
گفتند خوب معلوم است خدایی #تقسیم کن!
ملا به اولی ۵ تا #گردو داد به دومی ۲ تا و یك پس گردنی هم زد به سومی
گفتند این دیگر چه جور تقسیم کردنی بود؟!
ملا گفت اگر به #دقت نگاه کنید ، خداوند نعمتهايش را اينگونه بین بندگانش #تقسیم کرده است...!
#عدالت با #مساوات يكى نيست.
🙈@cartoon_ghadimy🙊
یادش بخیر سفرههای افطاری که در #خانه #مادربزرگ پهن میشد. کاسههای #چینی گل قرمز با #آش و #پیازداغ که با #کشک غلیظی تزیین شدهبود. #نان #کنجدی و #پنیر و #سبزی و #گردو و #زولبیا و #بامیه، دل #آدم را میبرد. #هوش را از سر میپراند. لحظه شماری تا #اذان، چقدر برایمان سخت میگذشت. سخت اما #شیرین.
#نوستالژی
🙈@cartoon_ghadimy🙊