#استاد_قرائتی
«خدا وعده داده است اگر گناه نكنید روزی تون بیشتر میشود»
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» اعراف/96
اگر رفتید تو خط ایمان و تقوی «لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»
خدا قول داده اگر شما اهل ایمان و تقوی بودید به تو بركت میدهد.
شما ایمان و تقوی را كنار گذاشتید آن وقت چهارده تا استان سیل میآید، هر چه تولید كردی میبرد، یا سیل میآید یا زلزله میآید. گیر ما این است كه سوراخ دعا را گم كردیم.
قرآن میگوید: «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمینَ» هود/52
اگر توبه كنید و گناه نکنید و استغفار كنید، «یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ» خدا زورتان را بیشتر میكند؛ مگر این كه بگوییم خدا دروغ میگوید. العیاذ بالله.
«خدا وعده داده است اگر گناه نکنید، روزی تون بیشتر میشود».
كشاورزان ما اگر زكات بدهند، یك باران بموقع میآید. جبران میكند همه زكاتی را كه دادهاند. اگر بگوید من زكات بدهم خب مالم كم میشود. ملخ میآید! فرق میكند تا باران...
بركت بیاید یا ملخ بیاید یا آفت بیاید. یك مقداری به اینها توجه كنیم.
متأسفانه بسیاری از ما در ردههای مختلف به این مسائل توجه نمیكنیم به راننده میگوییم نگهدار نماز. میگوید والله من الآن زودتر برسم به ترمینال یك شیفت دیگر. به خاطر این كه یك شیفت مسافر كشی كند هر چه میگویند نماز راننده نگه نمیدارد. البته بعضی از ایشان بعد میبینند پنچر میشود حادثه پیش میآید دو ساعت میایستد. حالا ده دقیقه برای خدا نایستاد. دو ساعت مقابل یك سرگرد میایستد.
ما دوست نداریم اما خدا قول داده است. قول داده است كه «اگر آمدید تو خط تقوی من كار تو را راه میاندازم».
خدا قول داده وضعتان را خوب كند، مگر این كه شما در ایمانت به خدا شك داشته باشی. بعضیها میگویند والله آخه ما ازدواج كنیم نان از كجا بیاوریم بخوریم. میدانی یعنی چه؟ معنایش این است كه اگر یكی باشم خدا زور دارد دو تا كه شدیم زور خدا كم میشود. اگر یكی باشیم خدا قادر رزق من را بدهد اما اگر دو تا شدیم دیگر قدرت خدا تمام میشود.
آنهایی كه از ترس خرجی ازدواج نمیكنند ته دلش این است یعنی من یكی بودم دو تا شدم قدرت خدا تمام میشود. عقیده خیلی خطرناكی است. حدیث داریم: «مَنْ تَرَكَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ»(كافی، ج5، ص330) كسی اگر ازدواج نكند از ترس خرجی «فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ»
زندگی ساده، چه اشكالی دارد؟!
#رزاقیت_خداوند
#سبک_زندگی_اسلامی
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#علامه_طهرانی
✨ جميع واجبات را اگر طفل بجا آورد و مستحبّات را انجام دهد، آثار وجودي آن عمل به جان او ميرسد؛ گرچه الزام و تكليف برداشته شده است، امّا اصل اثر باقي است.
✨لهذا فقهاء ما رضوانُ الله علَيهم فرمودهاند: هر عمل واجب براي مكلّفين، براي صِغار غير مكلّف، عنوان عمل مستحبّ را دارد؛
✨و هر عمل حرام براي مكلّفين، براي آنها عنوان عمل مكروه را دارد. و عبادات آنان حقيقي است؛ نه عبادت تمرينی.
📚 روح مجرد
#تربیت_دیتی_فرزند
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#دکتر_حسینی
قابل توجه سیستم آموزشی و پدرومادرها
✅ ما بچه ی خنگ نداریم....
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#توییت
📌بحران مرندی...
💥واکنش کمیسیون اصل نود نسبت به مخالفت دکتر مرندی با افزایش ظرفیت رشته های پزشکی
#کنترل_جمعیت
#سالخوردگی_جمعیت
#بحران_جمعیت
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#پیام_مخاطبین
✅ سلول های بنیادی، هدیه جنین به مادر...
چهار سال پیش بعد از به دنیا اومدن فرزند دومم، مشکلات سخت گوارشی پیدا کردم، بعد از مراجعه به متخصص، تشخیص داده شد به یک نوع بیماری خود ایمنی مبتلا شدم که به شدت روده ها و کبد رو تحت تاثیر قرار داده.
پزشک متخصصم بارداری مجدد رو برام ممنوع اعلام کرد و با قاطعیت گفت اقدام برای فرزند سوم مساویست با مرگ مادر! دقیقا در اوج بیماریم، وقتی میخواستم آماده بشم برای عمل، متوجه شدم باردارم😐
به متخصص مراجعه کردم، خانوم دکتر، خیلی فوری نامه ای نوشت و منو به یکی از مراکز درمانی معرفی کرد برای سقط🤦♀ روزهای سختی رو می گذروندم، قرآن میخوندم و دعا میکردم😭🤲
برای سقط قانونی باید از چند متخصص دیگه هم نامه دریافت میکردم...
اولین متخصص که مراجعه کردم خیلی با آرامش گفت خانم! شما مشکلت اصلا حاد نیست! فیبرواسکنی که انجام دادی خطا داره و کبد شما فقط التهاب داره. اگر هم مشکل سخت تر بود باز هم من لزومی نمیدیدم سقط انجام بشه... داروهاتم با دوز پایین استفاده کن، با اطمینان میگم هیچ آسیبی به جنین نمیزنه...
و من اونجا همینطور اشک میریختم😭 بعد هم به متخصص زنان ماهری مراجعه کردم و ایشون هم تایید کردن و روزهای شیرین آغاز شد.
به برکت حضور کودک جدیدم، کم کم تمام آنزیمهای کبدم پایین اومد و در پایان سه ماهگی کاملا نرمال شد. دردهایی که داشتم واقعا کاهش چشمگیری پیدا کرد، دلیل کاملا علمی و منطقی داره. سلولهای بنیادی! هدیه جنین به مادر... چیزی که وارد خون و بافتهای مادر میشه و از بیماری جلوگیری میکنه.
همه خانواده بی صبرانه منتظرند ان شاالله به زودی این کودک پر برکت رو ببینن😍
#فرزندآوری
#فواید_و_برکات
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
دوتا کافی نیست
#ارسالی_مخاطبین 👌«ما کوثریم و کم نمی شویم» #برکت_خانه کانال«دوتا کافی نیست» @dotakafinist1
#تجربه_من ۴۷۹
#ازدواج_در_وقت_نیاز
#فرزندآوری
#زایمان_طبیعی_بعد_از_سزارین
من ۱۸ ساله بودم که ازدواج کردم ( کاملا سنتی و به دور از تجملات)، سال سوم دبیرستان رو تموم کرده بودم، با خواهرم که دوقلو هستیم تصمیم گرفتیم پیش دانشگاهی رو غیر حضوری بخونیم و من از اواسط مدرسه یعنی ۶ ماه بعد از عروسی متوجه شدم که باردارم! با ویار سخت و طاقت فرسا🤒😪🤕
بالاخره امتحانات آخر سال رو با موفقیت پشت سر گذاشتم و در تابستان در حالی که دقیقا یک ماه بعد، تاریخ زایمانم بود و همش در فکر زایمان طبیعی بودم. یک دفعه اتفاقی برام افتاد وو بخاطر مشکل کوچیکی سزارینم کردن😒( توی دورانی که به هر بهانهای سریعاً سزارین میکردن🤨)
به هرحال نشد که طبیعی زایمان کنم. آقا پارسای من در حالی که ۱۹ ساله بودم به دنیا اومد.
سه تا خواهرهام طبیعی زایمان کرده بودن، احساس می کردم من یه تجربه ای از اونها کمتر دارم🙃 باید این اتفاق شیرین رو تجربه میکردم😌 همیشه احساس میکردم زایمان طبیعی یه چیز دیگه است 😇
خلاصه گل پسرم یک ماهه بود که دانشگاه غیرحضوری قرآن و حدیث رو شروع کردم. درس و بچه داری مخصوصاً اینکه خونه پدر شوهر هم بودیم برام واقعا سخت بود، هیچ وقت خواب درست و حسابی نداشتم ولی هیچ وقت غر نمیزدم ☺️
آقا پارسا سه ساله بود که تصمیم گرفتیم مجدداً باردار بشم، ما هم که قصد داشتیم بیشتر از چند تا بچه داشته باشیم😉، تصمیم گرفتم و اراده کردم که خودم رو برای زایمان طبیعی آماده کنم😎💪 البته به اطرافیان زیاد چیزی نمی گفتم که مبادا دل سردم کنن.
۹ ماهه باردار بودم که با خواهرجان میرفتم امتحان میدادم، بالاخره درست وسط امتحانات ترم آخر دانشگاه، ریحانه خانم تصمیم گرفت دنیا بیاد🤗
وقتی رفتم زایشگاه و گفتم می خوام این بار طبیعی زایمان کنم، ماما منو دیوانه خطاب کرد😒😒 با اینکه خودم رو برای این بیمهریها آماده کرده بودم ولی با این حال و روزی که داشتم خیلی ناراحت شدم. در حالی که درد می کشیدم منو با انگشت به هم نشون می دادن و می گفتند دیوانه است...😡😓
گفتم در و دیوار رو از پوستر ترویج زایمان طبیعی پر کردین در حالی که خودتون قبول ندارین☹️
دکتر هم اومد و گفت اگه بخوای همین الان میتونم سزارینت کنم، گفتم نه، مرسی!😉
بالاخره بعد از یک روز درد کشیدن ریحانه خانوم خوشگل به دنیا اومد😍
همه شما مادرها می دونید که چه حس و حال قشنگیه و وصف ناپذیر...، درد کشیدنش هم لذت بخشه....😌😌
من چند ساله که خاطرات خوب رو برا خودم مینویسم، خیلی ساده تو یک صفحه. پیشنهاد میکنم بنویسین اتفاقات خوب زندگیتون رو، وقتی بعد چند وقت میخونین همش یاداوری میشه خیلی لذت بخشه
خلاصه که هیچ اتفاقی خداروشکر نیفتاد و همه ترسی که اطرافیان و ماما ها وارد می کردن الکی بود (از جمله اینکه بخیه هات باز میشه! میمیری! خودت و بچه ات از بین میرین!!)
علیرغم مخالفت اطرافیان بخصوص مادرم این بار با آقای همسر تصمیم گرفتیم اختلاف سنی بچهها رو از چهار سال به سه سال کاهش بدیم😉😌😌 و من برای بار سوم حامله شدم ولی این بار تصمیم گرفتم که فعلاً به اطرافیان هیچی نگم با اینکه ویارم به شدت سخت بود ولی سه چهار ماه کمتر بیرون میرفتم و تمام سعیم رو میکردم که شک نکنن 😁به هر حال موفق شدم تا ۶ ماه حتی مامان و خواهران هم متوجه نشن!!😳
وقتی به اونها گفتم که حامله ام که ویارم تموم شده بود و دو هفته ی دیگه وارد ماه هفتم میشدم!😊 آخه نمیخواستم مامانم زیاد غصه ویار و بغل شدن های زیاد دخترم و ... بخوره، ولی بر خلاف تصورم وقتی که بهشون گفتم همگی خیییلی خوشحال شدن و از اینکه تا اون روز متوجه نشده بودن خیلی تعجب میکردن خلاصه گفتیم و خندیدیم😁😅
بعضی از اطرافیان شروع کردند به دلداری دادن و از این حرفها !! ولی من رُک می گفتم بابا ناخواسته نبوده! فرمان ولی امر مسلمین هست، باید اطاعت کرد😌
زایمان حنانه خانوم نسبت به زایمان قبلی بهتر بود چون تجربه زایمان طبیعی داشتم و کاملاً آمادگی روحی و جسمی داشتم.
اینبار خداروشکر ماماها خوش اخلاق تر بودن، هر چند دکتر زنان اومد گفت: تو نمیتونی زایمان کنی! میرم ساعت ۱۱ شب میام سزارینت میکنم😢😤 حرفشو به دل نگرفتم و تمام تلاشم رو کردم که دردم پیشرفت کنه، نگاهم همش به ساعت بود، 😥 عقربه ها هم تند تند جلو میرفتن هم یواش یواش....🤒 تا اینکه بالاخره ده دقیقه به یازده حنانه خانم دنیا اومد🤗 ساعت ۱۱ دکتر اومد و با تعجب گفت: این زایمان کرد؟؟!
خلاصه اینکه همه ی اینها نظر لطف خداست و هر چقدر شکرگذار باشیم کمه.
الان ۲۷ ساله هستم، آقا پارسا ۸ سالشه، ریحانه خانم چهار و حنانه خانم یکسال داره.
هرچند به لحاظ جسمی لاغر هستم اما اگه خدا راضی باشه و توان بده، یکی دیگه هم ان شالله از خدا میخوایم ولی فعلاً نه!😜🤪
اینم بگم که خواهرم که گفتم دوقلو هستیم هم فعلا سه تا بچه دارن
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
بغل مامانا، بهترین پاوربانک دنیاست 😍
#مادری
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1
#پیام_مخاطبین
من یک خانم هستم و توی یک محیط کاملا علمی و روشنفکرانه!!!!!!! شاغل هستم.
در بارداری اولم که کلی استرس داشتم که اگر همکاران آقا بفهمند هی میخواهند تبریک بگویند که به نظر من خیلی کار زشت و دور از غیرتی بود و اصلا نمی پسندیدم؛
در بارداری دومم که به فاصله ی تقریبا دو سال بعد بود همان آقایان مثلا روشنفکر چه طعنه های زشتی که نزدن😔
و حالا که دوست دارم فرزند سومم را هم تا فاصله اش با قبلی زیاد نشده، بیاورم
تنها و تنها استرسم مواجهه ی همکارانم با این موضوع هست که البته آه و وای و واویلای همکاران خانم هم، بر صحبت های نابجای همکاران آقا اضافه میشود.
قابل توضیح که نود درصد همکارانم با مدرک تحصیلی ارشد و دکتری و از قشر مرفه جامعه هستن ولی وقتی حرف بچه میشه چنان از خرج و مخارج و اوضاع اجتماع حرف میزنن انگار خودشون به نون شب محتاجن
اگر هم در پاسخ جوابی بدهیم با طعنه میگویند که شما از صحبت های آقایتان(رهبر ) همین توصیه به فرزند آوری را یاد گرفتید
حالا انگار ما دو جین بچه داریم
این مساله واقعا دغدغه ی من هست و از ترس حرف های آنان جرات نمیکنم برای بارداری سوم اقدام کنم 😔😔😔
#جامعه_دوستدار_کودک
#فرزندآوری
#دوتا_کافی_نیست
کانال«دوتا کافی نیست»
@dotakafinist1