eitaa logo
امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
1.5هزار دنبال‌کننده
650 عکس
171 ویدیو
30 فایل
حکمت قرآنی در اندیشه فیلسوفان انقلاب اسلامی: امام خمینی علامه طباطبایی شهیدان مطهری، بهشتی، صدر آیات علامه جعفری، مصباح یزدی، جوادی آملی و امام خامنه ای
مشاهده در ایتا
دانلود
📌طلب و اراده، امتداد حکمت و فلسفه در علم اصول ✍خاطرات آیت الله احمد صابری همدانی: 🔹ما در بحث به درس مرحوم مى رفتیم که شنیدیم مرحوم امام ـ قدس سره ـ درس اصولشان به طلب و اراده رسیده؛ چون این بحث بسیار مهم بود و با مسائل فلسفه و کلام ارتباط داشت و بسیارى از بزرگان چون مرحوم آخوند فرموده اند: «قلم اینجا رسید و سر بشکست». 🔸با چند نفر از فضلاى درس مرحوم داماد گفتیم خوب است این بحث را از آقاى حاج آقا روح اللّه خمینى استفاده کنیم و مشکل را حل نماییم. بالاخره به درس طلب و اراده امام رفتیم و استفاده نمودیم. بعد از چند روز امام مطلب را به اینجا رساندند که عقوبت بر افعالِ اختیاریه است و افعال اختیاریه هم آن است که مسبوق به اراده ماست و افعال مکلفین هم از روى اراده صادر مى شود. من اعتراض کردم، گفتم شما براى ما اصطلاح را بیان فرمودید؛ ولى ما مى خواهیم بدانیم اراده ما از کجا است که افعال ما مسبوق به آن مى شود؟ ما کارى به اصطلاح نداریم. اشکال و اعتراض تکرار شد، ولى جواب قانع کننده داده نشد. امام جمله اى را به عنوان شوخى فرمودند و من هم پررویى کردم چیزى گفتم؛ طلبه ها خندیدند. 🔹بعد از درس، آقاى سبحانى و من خدمت امام آمدیم؛ آقاى سبحانى به امام گفت: حاج آقا، آقاى صابرى است. امام فرمودند تو مى خواهى ایشان را به من معرفى کنى؟! خلاصه آن روز گذشت، ولى اشکال من سبب شد یک هفته بحث طول کشید. احتمال مى دهم حاج آقا سبحانى [این ماجرا را] در خاطر داشته باشند. در این بحث استفاده خوبى بردیم. 🔸به هر حال در این یک هفته امام ـ قدس سره ـ مسألۀ را بسیار دقیق و مفصل بیان فرمودند و به نظرم آخر بحث فرمودند: «قلم اینجا رسید و سر هم نشکست». 🔹در همین درس بود که از مرحوم با عنوان شیخ ما یاد مى کردند و تمجید مى نمودند و از روزى با عظمت و تجلیل اسم بردند که براى ما خیلى مهم تلقى مى شد و اعجاب انگیز شد. 🔸متأسفانه بعضى از مطالب مربوط به اراده مکلفین که در ایراد فرموده بودند در رساله ها درج نشده است. 🔹از مطالبى که امام ـ قدس سره ـ در ضمن بحث طلب و اراده در طى بیانات خود فرمودند سخنى است که براى شاگردان مخصوصاً براى من بسیار جالب بود. مطلب این بود: «بعضى از نفوس مستعد براى کسب فیض از بارى تعالى بدون واسطه نیستند. باید وسایط فیضى در کار باشد؛ مثلاً دیوار استعداد انعکاس نور را بدون واسطه ندارد؛ ولى به وسیله آب یا آیینه، نور خورشید در آن منعکس مى شود؛ آفتاب بر آب مى تابد و از آب به دیوار منعکس مى شود و پرتوى از نور خورشید در سینه دیوار پدیدار مى گردد. وصول فیض بارى تعالى به هر کس و هر چیز و هر انسانى گاهى بدون واسطه ممکن نیست؛ براى نقص زحمتى که در خود موجود هست نه در فیض خداوند و قدرت او؛ در اینجا فیض خدا به وسیله وسایط غیبى الهى و مقربان درگاه او و ذوات مبارک پیامبر بزرگوار و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ به مردم و نفوس ضعیف غیرمستعد مى رسد و فیض خداوند در آنها تجلى پیدا مى کند». ✔️منبع: صحیفه دل، ج2، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، ص 103-110 https://eitaa.com/hekmat121
📌امور اعتباري و حقیقت آیت‌الله العظمی جوادی آملی: 🔹درباره امور# اعتباري درست بحث نشده ما خیال مي‌كنيم امور اعتباري رأساً در برابر تكوينيات و در برابر است خير امر اعتباري سهمي از دارد و علمي كه از امر اعتباري به عنوان اصل اثباتش بحث مي‌كند همان فلسفه مطلق است ما وقتي كه مي‌گوييم «الحكمة اما نظريةٌ و اما عمليةٌ» اين حرف نهايي نيست اين آغاز راه است. 🔸 همه مي‌گويند يا نظري است يا عملي اما چرا؟ اين چرايش را ديگر نمي‌گويند براي اينكه معلوم ما يا نظري است يا عملي معلوم ما نظري است يا عملي يعني چه؟ يعني «الموجود إما حقيقيٌ و إما اعتباريٌ» چون «الموجود إما حقيقيٌ و إما اعتباري» ما اگر به موجود حقيقي علم پيدا كرديم مي‌شود و اگر به موجود اعتباري علم پيدا كرديم و در آن زمينه بحث كرديم اين مي‌شود باز هم اين آغاز راه نيست اين بين راه است. 🔹وقتي گفتيم «الموجود إما حقيقيٌ و إما اعتباري» اين مسئله است براي اينكه اين إما إماي ترديد نيست يك إماي تنويع است و تقسيم ما يك إماي ترديدي داريم چون علم نيست، مسئله نيست انسان شبحي را كه از دور مي‌بيند مي‌گويد إما زيد است و إما عمرو. اينكه مسئله علمي نيست معناي إماي ترديدي «لست ادري» است وقتي «لست ادري» شد علم نيست كه اگر شبحي را كسي از دور ديد بگويد إما زيد است و إما عمرو و يك إماي تقسيمي و تنويعي داريم مثل اينكه مي‌گوييم «العدد إما زوجٌ و إما فرد» در منطق كه مي‌گويند قضاياي منفصله داريم و در قضاياي منفصله إما به كار مي‌رود آن إما غير از اين إماي إما زيد است و إما عمرو است إماي ترديدي مسئله نيست علم نيست إماي در قضاياي مسئله فتواست يعني من يقين دارم كه عدد از اين دو قسم بيرون نيست يقين دارم اگر زوج بود فرد نيست يقين دارم اگر فرد بود زوج نيست اينها همه علم است 🔸 «الموجودُ إما حقيقيٌ و إما اعتباري» اين مي‌شود مسئله اگر مسئله شد بايد جواب اين سؤال را بدهيم كه اين مسئله كدام علم است؟ چه علمي در عالم هست كه يكي از مسائل او اين باشد غير از فلسفه اين مي‌افتد در زير پوشش فلسفه يكي از مسائل اساسي فلسفه اين است كه «الموجودُ إما حقيقيٌ و إما اعتباري» مقسم هم آن موجود حقيقي است موجود حقيقي يك مرحله قوي دارد مي‌شود تكوينيات يك مرحله ضعيف دارد مي‌شود اعتباريات. 🔹 موجود اعتباري از حقيقت دارد آنكه رئيس يك مملكت است رياست خب امر اعتباري است دستور هم يك امر اعتباري است با دستور او كل مملكت حركت مي‌كند مي‌گويد فلان روز تعطيل است فلان روز تحصيل است همه مردم به راه مي‌افتند يا همه مردم تعطيل مي‌كنند. 🔸اين اراده‌هاي فراوان كه حركت مي‌كند يا سبز مي‌شود از يك فرمان اعتباري نشأت گرفته اين سهمي از حقيقت است همه كارهاي ما هم همين طور است حالا ما يك مثال بزرگتري ذكر كرديم. 🔹آنكه مي‌گويد آنكه فلسفه است الموجود الحقيقي است ديگر «الموجود الحقيقي إما حقيقيٌ و إما اعتباري» كه حكمت عملي از آن درمي‌آيد ما از راه حكمت نظري و حكمت عملي رفتيم به «المعلوم إما حقيقيٌ و إما اعتباري» بعد رفتيم «الموجود إما حقيقيٌ و إما اعتباري» بعد رفتيم فرق بين مسئله و ترديد بعد سؤال كرديم كه مسئله كدام علم است؟ بعد به اين نتيجه رسيديم كه فلسفه است. 🔸 آغاز بحث ما اين بود كه حكمت يا نظري است يا عملي، موجود اعتباري يا كاريكاتوري يا انياب و اغوال كه در حكمت عملي نيست يك جايي كه بالأخره قابل بحث باشد ديگر فقه اخلاق حقوق اينها امور اعتباري‌اند قابل بحث‌اند و علم هم هستند. 🔹 خب بنابراين امر اعتباري اين‌چنين نيست كه هيچ سهمي از واقعيت نداشته باشد و چون اصل حكم كلي حقيقت هستي شاملش مي‌شود شدت و ضعف هم دارد درجه حقوق فرق مي‌كند، درجه ماليت فرق مي‌كند، درجه ملكيت فرق مي‌كند. ✍درس خارج فقه آیت الله جوادی 88/12/12 https://eitaa.com/hekmat121
💠 مقاله علمی پژوهشی 🔸 چگونگی امتداد یافتن فلسفه به علوم در فلسفه اسلامی با تأکید بر تقریر آیت‌الله جوادی آملی پایگاه اطلاع رسانی اسراء: به مناسبت روز جهانی فلسفه، به بازنشر مقاله ای با عنوان «چگونگی امتداد یافتن فلسفه به علوم در فلسفه اسلامی با تأکید بر تقریر که در نشریه علمی پژوهشی حکمت اسراء به چاپ رسیده است می پردازیم: در چکیده این مقاله علمی پژوهشی آمده است: ▫️ مسئله اساسی پژوهش حاضر پاسخ‌ گویی به این پرسش است که ازنظر فلسفه اسلامی، امتداد و بسط فلسفه به علومِ ناظر به زندگی چگونه رخ می ‌دهد و فلسفه چگونه در تولید و تولد نظریه‌ های علمی نقش ‌آفرینی می ‌کند. این مقاله می ‌کوشد با روش توصیفی ـ تحلیلی،‌ ضمن بازخوانی آن دسته از مباحث فلسفۀ اسلامی (با توجه ویژه به تقریر ) درباره رابطه فلسفه و علوم، ابتدا مهم ‌ترین ابعادِ دیدگاه را دربارۀ رابطۀ فلسفه و علوم توصیف کند و سپس با تحلیل منطقی نکته‌های این دیدگاه، دلالت‌ ها، ظرفیت‌ ها و افق‌ گشایی ‌های آن را دربارۀ چگونگی امتداد فلسفه به علوم آورده ‌ایم. متن کامل: http://news.esra.ir https://b2n.ir/h91861 🆔 @a_javadiamoli_esra https://eitaa.com/hekmat121
بسمه تعالی معرفی آثار اخلاقی و تهذیب برای ورود به وادی تهذیب اخلاق و سیرو سلوک معنوی به چند گونه معرفت نیاز است که در آثار و کتب بزرگان از اهل معنا می توان به آنها دست یافت: 🔸الف: موعظه، تذکر، تنبه جهت بیداری و خروج از غفلت ۱. جهاد اکبر امام خمینی ۲. نامه های عرفانی و مواعظ امام خمینی و برخی بزرگان همچون آیت الله بهجت، آیت الله حق شناس، و... ۳. زندگی نامه برخی از بزرگان اهل معنا همچون‌: امام خمینی، آیت الله قاضی، آیت الله شاه آبادی، آیت الله ملکی تبریزی، آیت الله انصاری همدانی، علامه طباطبایی، شهید مطهری، آیت الله حسن زاده آملی و ... (حتما زندگی نامه معتبر و بدور از غلو و اغراق باشد) 🔸ب: بنیان‌های معرفتی اخلاق و تهذیب ۱. خودشناسی برای خودسازی آیت الله مصباح یزدی ۲. تقوا، شهید مطهری (ده گفتار) ۳. آزادی معنوی شهید مطهری ۴. جاذبه و دافعه علی (بخش محبت و عشق) شهید مطهری ۵. ولاها و ولایت ها شهید مطهری ۶. گفتارهای اخلاقی، شهید مطهری ۷. انسان در قرآن(۲جلد) آیت الله جوادی املی ۸. مبادي و مراحل اخلاق در قرآن (۲جلد) آیت الله جوادی آملی ۹. دروس معرفت النفس و ولایت تکوینی علامه حسن زاده آملی ۱۰. رساله لقاءالله آیت الله ملکی تبریزی ۱۱. مقالات (۳جلد) آیت الله محمد شجاعی ۱۲. ادب مع الله و اخلاق الهی و.... آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی 🔸ج: مراقبات و دستورالعمل اخلاقی ۱. المراقبات آیت الله ملکی تبریزی ۲. مفتاح الفلاح شیخ بهایی ۳. تذکره المتقین آیت الله شیخ محمد بهاری ۴. دستورالعمل معروف از آخوند ملاحسینقلی همدانی و سید احمد کربلائی و میرزا جواد ملکي تبريزی. 🔸د. تحلیل و تفسیر اخلاقی و عرفانی مناسک شرعی (بخصوص نماز) ۱. اسرار الصلاه ميرزا جواد ملکی تبریزی ۲. آداب الصلاه امام خمینی 🔹این فهرستی از مهم‌ترین آثار اخلاقی و تهذیبی اندیشمندان اخلاقی مسلمان است. اما ترتیب مطالعه و بهره گیری از آنها به لحاظ مخاطب متفاوت است و به طور شخصی می بایست تنظیم شود. https://eitaa.com/hekmat121
📌 نظام تمایلات در حکمت متعالیه بخش دوم 🔹در حکمت متعالیه مبرهن است که انسان بواسطه هم در مسیر حرکت اشتدادی و تکاملی قرار دارد و هم در بی راهه حرکت انحطاطی و سقوط. 🔸 همچنین مبرهن است که انسان موجود و فاعل بالقصد است وبا و آزادی یکی از این دو طریق را انتخاب می کند و خود را می سازد. 🔹 اراده و خواست انسان تابع نیازها، بینش‌ها و گرایش‌های اوست. انسان به میزان بهره گیری از معرفت و اگاهی و به واسطه قوت گرایش ها و نوع تمایلات از اراده قوی و یا ضعیف برخوردار است. اراده قوی به پیشرو بودن انسان می انجامد و اراده ضعیف موجب پیرو بودن و تابع دیگران بودن می شود. 🔸به طور طبیعی و به نحو مقبول، معرفت و آگاهی مقدمه محبت و اشتیاق و یا تنفر و انزجار است و نوع و میزان معرفت و آگاهی تعیّن بخش نوع و میزان محبت و اشتیاق و یا تنفر و انزجار است. در واقع درک کلی و شناخت عقلانی انسان نسبت به نیاز و مطلوب در متن طبیعت و واقع است که زمینه شوق و حرکت صحیح و پیشرو را ایجاد می کند و موجب استقلال در فکر و شخصیت می شود و به می انجامد. استاد از از این نوع رفتار و کنش انسانی به در مقابل یاد می کند. 🔹اما روشن است که همه افراد انسانی براساس و عقلانی حرکت و فعالیت نمی کنند یعنی تحلیل عقلانی از نیازها، مطلوبها راه رسيدن به مطلوب ندارند و حتی اصلا تمایلی به کار عقلانی و شناختی عمیق هم ندارد. بلکه براساس و ادراک سطحی و جزئی به فعالیت می پردازند و بر همین اساس نیازها و مطلوبهای خود را ترسیم می کنند. اراده و انتخاب این افراد تابع لذت‌ها و درک التذاذی و جزئی از نیازها و مطلوبهاست. 🔸بنابراین تحریک و برانگیختن این افراد همیشه متوقف و محصور به تقدم دانش و آگاهی های مستدل و اقناع کننده نیست، بلکه اراده بسیاری از این افراد، تحت تأثير ادراک جزئی و التذادی و عوامل نفسانی و شرایط محیطی همچون قدرت جمعی و یا تبلیغات رسانه ای است. این افراد بر اساس (عقل معطوف به جزییات) و فعال می شوند و صور ذهنی متناسبی را ایجاد می کنند که موجب اشتیاق و برانگیختن آنها شود، انگیزشی که لزوما محصول شناخت کلی و آگاهی مستدل و برهانی از نیازها و مطلوبها نیست بلکه نتیجه تصورات وهمی و تخیلات ذهنی جذّاب و متناسب با لذتهای آنهاست. بسیاری از این افراد حتی به سمت ساخت معرفت متناسب با لذت برای توجیه همین اشتیاق و انگیزش نیز اقدام می کنند تا آن را خوب و زیبا جلوه دهند. 🔸 یکی از ویژگی های نفس آدمي است که کار آن ساخت صورت های ذهنی مطابق با نیاز و شوق درونی است که لزوما واقع نما و حکایتگر حقیقت نیستند بلکه بیشتر برای اقناع خود و توجیه گری اشتیاق و عمل برآمده از آن نزد دیگران است. 🔹 بنابراین مقصود فلاسفه از تقدم معرفت و آگاهی بر شوق و عمل، دانش و معرفت های استدلالی و منطقی نیست، بلکه مقصود ایشان، تقدم و ادراک اولیه از نیازها و مطلوبها و راه ارضای نیازها و وصول به مطلوبهاست که رسيدن به آن را لذت آور و دارای منفعت می داند و آن را پاسخی مناسبی به نیاز و طلب خود می داند. چون اگر صورت و شناخت اولیه ای از امری نباشد، اصلا شوقی ایجاد نمی شود و حرکتی واقع نمی گردد. اين صورت ذهنی یا محصول عقل کل نگر است و یا محصول قوه واهمه (به تعبیر ملاصدرا، عقل معطوف به جزئیات). 🔸مطلب دیگر اینکه، علم و ادراک در قالب صورتهای ذهنی شرط لازم برای شوق و عمل است اما شرط کافی نیست. فلاسفه و حکمای مسلمان تصریح کرده اند که صورت ذهنی فقط شوق اولیه را ایجاد می کند اما تحریک و انجام فعل متوقف بر است. شوق مؤکد صرفا نتیجه علم و صورت ذهنی نیست بلکه و سائق های محیطی در تبدیل شوق عادی به شوق مؤکد تأثير گذار است. به طور مثال در کتاب اشارات و تنبیهات از نقش و آهنگ ملائم در وعظ و بیداری عارف سخن می گوید. همچنین به نقل از استادشان حکیم متأله به نقش برخی از ها در تضعیف اراده و سستی در عمل اشاره می کند. موسیقی فقط یک نمونه از عوامل تاثیرگذار در شکل گیری و برانگیختن و تحریک انسان است. در انسان شناسی متعالیه مبرهن است که هر عامل هنری، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی می تواند چنین نقشی را در تحکیم فکر و تحریک قوای شوقیه و اراده داشته باشد. 🔹از منظر حکیمان متعالیه و بخصوص صدرالمتألهين شیرازی، عمل انسان بیش از علم و دانش، محصول است. در مطلب بعد در باره نقش در اراده و عمل گزارشی عرض خواهد شد. ان شاءالله ادامه دارد... https://eitaa.com/hekmat121
📌جمع سالم فقه و فلسفه آیت الله العظمی جوادی آملی: 🔸آن فقهايي هم كه به اين مسائل آشنا بودند ديگر درست است بحث فلسفي را در فقه وارد نكردند؛ اما بر خلاف هم حرف نزدند بر خلاف برهان هم سخن نگفتند. يك وقت است كسي مخلوط مي‌كند مسئله عقل و فقه را، فلسفه و فقه را، اين معلوم مي‌شود در هر دو جهت ناقص است اگر كسي فيلسوف بود و فقيه بود و اين‌ها را با هم كرد اين جامع معقول و منقول است به «جمع المكسر» به تعبير حكيم سبزواري. 🔸 اگر كرده باشد بحث‌هاي فلسفي را در فلسفه بحث‌هاي فقهي را در فقه هرگز مخلوط نمي‌كند. 🔹اين تعبير روان مال مرحوم حكيم سبزواري (رضوان الله عليه) كه ما يك جمع سالمي داريم يك جمع مكسر، آن كسي كه در است در است جمع كرده اما جمع مكسر نه جمع سالم. 🔸 آن‌كه در فلسفه است در فقه مجتهد مطلق است مرز همه را جدا كرده اين جمع بين معقول و منقول كرده «بالجمع السالم». 🔹 اين استاد بزرگوار ما هم كاملا مواظب بودند كه بحث‌هاي عقلي با بحث‌هاي نقلي خلط نشود؛ نه اين‌كه در كتاب بحث‌هاي نقلي بر خلاف عقل حرف بزنند. درس خارج فقه آیت الله جوادی آملی 91/08/16 https://eitaa.com/hekmat121
📌دقایق فلسفی در فقه آیت الله العظمی شبیری زنجانی: 🔹 ... جوابی مرحوم آقای خویی دارند که در کلام مرحوم آشتیانی هم هست، و آن این است که این دقّت‌ها، است، و احکام شرعیه بر روی این دقائق مبتنی نیست. 🔸این تعبیر بر مبنای خود ایشان خالی از مسامحه نیست؛ چون خود ایشان عقیده‌اش این است که در تعیین مصادیق موضوعات، میزان دقت است، چه فلسفی باشد و چه غیر فلسفی. 🔹پس این که تنها بگوییم: دقایق فلسفی را نباید در احکام شرع به کار برد، تعبیر کاملی نیست. 🔸البته مراد ایشان ـ که در عبارت‌های بعدی ایشان هم استظهار می‌شود و در کلام مرحوم آشتیانی هم هست ـ این است که در تعیین مفاهیم، فلسفه کاری ندارد که بگوید: معنای فلان عبارت چه چیز است، مقصود این عبارت چیست. اگر معنا را از مصدر خودش که عرف است اخذ کردیم، در تطبیق آن معنا بر مصادیقش دقت میزان است، چه دقت فلسفی باشد و چه غیر فلسفی. 🔸اما بحث در این جا راجع به تعیین مصادیق مفهوم نیست، بلکه برای فهم و تعیین مفهوم است، و در تعیین مفهوم فلسفه و غیر فلسفه هیچ کاره است و مرجع وحید فقط عرف است. در این جا ﴿حرّمت علیکم... أمّهات نسائکم﴾ و «امّ الزوجة» می‌گوید: اقتران امومت با زوجیت موضوع برای تحریم است. درس خارج فقه آیت الله شبیری زنجانی 82/03/17 https://eitaa.com/hekmat121
📌جامعیت شهید اول در علوم نقلی و علوم عقلی 🔆آیت الله العظمی جوادی آملی: 🔹شهيد اول يك خصيصه‌اي دارد كه در كمتر فقها يافت مي‌شود. ايشان خب در فقه خيلي كارهاي عميقي كرده در و خيلي كرده 🔸در فلسفه شاگرد مرحوم بود قطب رازي در قبال قطب شيرازي است قطب شيرازي همان است كه شارح حكمت‌الاشراق است قطب رازي مال همين ورامين است اين محدوده استان تهران را مي‌گفتند ري و منصوب به اين منطقه را مي‌گفتند رازي، رازي رازي يعني همين تهراني و اهل ري و اينها اين استان تهران را الآن مي‌گويند رازي قطب رازي براي همين ورامين بود 🔸مرحوم شهيد در مقدمه دروس در شرح حال خودش مي‌گويد كه من در دمشق فلسفه را خدمت قطب رازي خواندم و از انفاس قدسي او استفاده كردم در شام چون هم نزد فقهاي آن منطقه درس مي‌خواند هم نزد حكما مقدمه دروس را ملاحظه بفرماييد مي‌فرمايد كه من فلسفه را در شام نزد قطب رازي خواندم و از انفاس قدسي او استفاده كردم 🔹 قطب رازي گذشته از اينكه يك حكيم و نامي بود قدرت داوري هم داشت اين الاشارات و التنبيهات كتابي من نه در معقول نه در فقه نه در اصول به اين استحكام نديدم يك كتابي كه چهار نفر رو در روي هم پنجه بكشند كتابهايي كه معمولاً ما در حوزه‌ها داريم همه با قداست و با احترام همراه است مثلاً مرحوم آخوند اگر بخواهد نسبت به مرحوم شيخ اشكال كند مي‌گويد قوله قدس سره در كمال احترام يك چهار تا اشكالي يك اشكالي مي‌كند اين‌گونه از اشكالها غير از پنجه كشيدن و حمله كردن بي محاباست در آن حمله بي محابا هيچ رحمي در آن نيست ابن سينا كتابي نوشته به نام الاشارات و التنبيهات كه تقريباً جزء آخرين نوشته‌هاي اوست فخررازي آمده صدر و ساقه اين كتاب را جرح كرده حمله كرده چنگال كشيده پنجه كشيده و چيزي باقي نگذاشته مرحوم خواجه آمده مدافعانه از حريم شيخ و عليه فخررازي و به چنگال كشيدن پرداخت و چيزي از فخررازي نگذاشت مرحوم قطب رازي وراميني آمده محاكمه كرده اين شارحين را گاهي شارحين و ماتن را اين يك ميزگردي تشكيل داد بين اين دو فحل و دو پهلوان داوري كرده است خب كسي بخواهد بين خواجه نصير و امام رازي داوري بكند بايد يك آدم قدري باشد ديگر اگر مرحوم شهيد در طليعه دروس مي‌گويد من از شيخنا الاستاد قطب رازي فلسفه را آموختم اين است. درس خارج فقه آیت الله جوادی آملی 89/02/15 https://eitaa.com/hekmat121
📌توسل به ائمه أطهار (علیهم السلام) عارف موحد حضرت آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: 🔸 « .... و تمام طرق .... به ائمه أطهار(علیه السلام)و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. » 🔺همچنین در باب توسل به حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) فرمودند: 🔹محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به برسد. 🔸سریان فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است. آیت الله https://eitaa.com/hekmat121
📌امتداد حرکت جوهری در منطق آیت‌الله العظمی جوادی آملی: 🔸تأثير در كليات خمس نمونه اي از تأثير مباحث فلسفي در مسائل منطقي است. 🔹در مباحث هستي شناختي جريانهاي مختلف فلسفي نظير حكمت مشاء و اشراق، و ديدگاههاي متعدد كلامي نظير اشاعره و معتزله و حتي عرفا هر يك، كلام و نظر مختص به خود را دارا هستند، ولكن در حوزه‌ي مباحث منطقي بيشترين گامها را حكماي مشاء برداشته و همه‌ي تعابير و اصطلاحات منطق بر مبناي حكمت مشاء تنظيم يافته است. 🔹ارسطو نخستين بار ابواب منطقي را تنظيم كرد و بوعلي چندين جلد كتاب منطقي تدوين نمود. 🔸شيخ اشراق جز به گوشه اي از مباحث منطقي نپرداخت و صدرالمتألّهين نيز فقط برخي از مباحث منطقي را اصلاح كرد و متكلّمين يا با منطق موافق نبودند و يا كار منطقي نكردند، به همين دليل مباحث منطقي بيشتر متأثر از حكمت مشاء است و در نتيجه كساني كه اشراقي مي انديشند و يا عارفانه مشاهده مي كنند به هنگام عرضه مشهود يا مفهوم خود ناگزير به شيوه‌ي مشايي انديشه‌ي خود را ارائه مي دهند. 🔹 ابزار خوبي براي ارائه‌ي حقيقت است و اين ابزار يك دانش جزيي است و در بسياري از مبادي و اصول موضوعه خود وامدار فلسفه است، و اگر اين علم جزيي خود را بر مباني صحيح فلسفي استوار نسازد، كاربرد آن در ارائه‌ي حقيقت، ضعيف و مخدوش مي شود. 🔸صدرالمتألّهين با آن كه با طرح برخي از مباني فلسفي، بسياري از مبادي منطق را در معرض تغيير و دگرگوني قرار مي دهد خود فرصت پرداختن به نتايج منطقي كارهاي فلسفي ارائه شده را پيدا نمي كند و تنها در برخي موارد با اشاره و به سرعت از كنار آنها مي گذرد. منبع: رحيق مختوم جلد ۹، صفحه 225. https://eitaa.com/hekmat121
2.18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 بگذار برای خودش بماند ... درس توحید شهید باکری در میدان جنگ گمشده امروز جامعه ما https://eitaa.com/hekmat121
📌تاملی در موضوع فقه هنر (هنر یا صنعت) 🔹یکی از فقه های معاصر و نو پدید، فقه هنر است. این فقه ناظر به هر آن چیزی است که امروز در جامعه و بخصوص وزارت فرهنگ و ارشاد نامیده می شود. 🔹اما نکته مهم در این زمینه دقت در موضوع شناسی هنر است، ابتدا می بایست معنای هنر و مصادف آن از منظر حکمت اسلامی روشن شود تا قلمرو هنر و مصادیق اصیل آن از مصادیق غیر اصیل و واقعی آن شناخته شود. 🔸ضرورت این بحث زمانی روشن می شود که بدانیم تاسیس فقه های جدید صرف نام گذاری نیست بلکه با تاسیس یک رشته فقهی، در واقع یک سلسله از اصول، قواعد، حدود و تکالیف فقهی با توجه به ان نیز تولید می شود که شاید در سایر ابواب بدان نیاز نباشد. به طور قطع موضوع هنر به جهت اهمیت و کارکردهای معنوی و فرهنگی آن دارای ملاحظات، حمایت ها و یانظارت هایی است که در سایر ابواب فقهی به گستردگی آن نیست. 🔹هنر یک مفهوم حقیقی نیست بلکه مفهومی اعتباری است که به مجموعه ای از کنش ها و یا محصولات انسانی اطلاق می شود که دارای ویژگی خاص و یا کارکرد ویژه ای است. 🔸حال این پرسش مطرح می شود آن ویژگی و خصوصیت چیست که برخی از کنش ها و محصولات انسانی را ذیل عنوان هنر طبقه بندی می کند؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت هر دستگاه معرفتی و نظری در بستر فرهنگ و اجتماع، پاسخ متفاوتی می دهد. 🔹در دستگاه نظری مدرن، هنر ناظر به سطح خاصی از زندگی انسان مبتنی بر انسان شناسی اومانیستی است و بسیاری از را هم هنر می نامند. 🔸اما در حکمت و معارف دینی و انسان شناسی اسلامی، هنر مفهومی والا و متعالی دارد و هر گونه کنش و محصول انسانی که دارای نظم و یا متعلق احساس زیبایی است هنر نامیده نمی شود بلکه میان و تفاوت جوهری و ماهوی وجود دارد. با مراجعه به ادبیات دینی و فرهنگ اسلامی، آنچه هنر نامیده می شود که حداقل با برخی خصوصیات همراه باشد: ۱. زیبایی و حکمت، ۲. قدسیت و تعالی، ۳. آداب و ترتیب، ۴. تعهد سازنده و مسولیت رهایی بخشی. 🔹اگر این خصوصیت ها را خصوصیت هویت ساز در عنوان هنر قرار بدهیم بخشی از آنچه به جهت سیطره فرهنگ و اعتبار مدرنیته هنر نامیده می شود از دایره فقه هنر خارج می شود و در دایره وارد می شود. 🔸به نظر می رسد که ملاحظات، حمایت ها و کنترل ها در بسیار متفاوت از خواهد بود. https://eitaa.com/hekmat121