eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دردهای ما کجاو دردهای فاطمه پرسش ما پاسخش، سوز صدای فاطمه استخوانهای شکسته میدهد پاسخ به ما ضربه های بی هوا بر دست و پای فاطمه @hosenih وای از بی رحمیِ آن فرد نامرد لعین آه از سقط جنینِ بی هوای فاطمه گریه هم جایی ندارد باید از این غصه مُرد چاره ای هیهات، جز فضه بیای فاطمه مرتضی میدید اما بر نمی آمد از او چاره ای جز دیدن آه و نوای فاطمه @hosenih پشت در تا کوچه تا مسجد به ذکر یاعلی بود در چشمان زینب کربلای فاطمه سیلی و روی کبود و چادر خاکی او شد بدون شرح، شرح ماجرای فاطمه این مهم بود، از تمام درد و رنج این قیام خوب یاری شد به غربت مقتدای فاطمه @hosenih روز تنهای که حتی یک نفر یارش نبود با چهل نامرد، جنگیده ولای فاطمه قدرت بازوی حیدر فاطمه بود و شکست تا غلاف تیغِ قنفذ شد، بلای فاطمه یاری رهبر به هر قیمت، می اَرزد، بی گمان درس عبرت میدهد مارا وفای فاطمه @hosenih گریه هایش نهضتی دیگر شد و شد ماندگار تا قیامت نهضت صوتِ رسای فاطمه شیعه زهرا چو زهرا کشته راه علیست بر علی سهل است، میمیریم برای فاطمه ما قلیلیم و کثیر از خیر کوثر گشته ایم این هم ای دنیاست، از لطف و عطای فاطمه @hosenih ره ز شیخ نیجریه هست تا شیخ قطیف تا یمن تا قدس پر شد از ثنای فاطمه جانم از سربند یازهرا که عالم گیر شد فتح مکه میکند، نام و ندای فاطمه ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ داغی به قلب عالم امکان نشاند و رفت عالم در التماس : بمان ... او نماند و رفت @hosenih دنیای خاک , چادر او را گرفته بود دستی کشید و چادر خود را تکاند و رفت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بی بی سلام آمدم امشب عیادتت باران شوم برای تو و داغ غربتت بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی @hosenih بی بی سلام راهی بستر شدی چرا؟ بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا؟ چیزی نمانده است دگر از وجود تو رنگی نمانده است به روی کبود تو سر درد داری و سر تو تیر می کشد اصلا تکان نخور، پَرِ تو تیر می کشد @hosenih می ترسم اینکه پیرهنت لاله گون شود می ترسم اینکه بستر تو غرق خون شود پهلو شکسته، درد تو را آب کرده است خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است ای نور آشیانه چرا پیر گشته ای؟ آه ای جوان خانه چرا پیر گشته ای؟ @hosenih جانم فدای پلکِ تَرِ نیمه جان تو بی بی فدایِ روضه ی قدِّ کمان تو بی بی سلام با غم زینب چه می کنی؟ با قصّه سه تا کفن امشب چه می کنی؟ انگار سوزِ آه تو در شور و شین شد ذکر لبانِ خشک تو نام حسین شد @hosenih تو می روی ولی پسرت بی کفن شود در قتلگاه، کشته ی صد پاره تن شود پس با زبان پر گله زینب در آن میان رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان: این کشته ی فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست ... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم زبان حال حضرت زهرا (س) ▶️ دوباره یاد قدیما میکنم خونه رو برات مهیا میکنم وقتی از راه میرسی غصه نخور من خودم درو به روت وا میکنم @hosenih با خوشی تو خوشم گریه نکن آقا منت میکشم گریه نکن جون زینب سرتو بالا بگیر الهی فدات بشم گریه نکن @hosenih خدا بهتر از تو واسه من نداشت تو دلم بذر محبتت رو کاشت شب خواستگاری رو که یادته دستمو بابام تو دست تو گذاشت @hosenih به سرم هوای تو پسرعمو جوونیم فدای تو پسرعمو دل به دل راه داره جونم مگه نه؟ میمیرم برای تو پسرعمو @hosenih آب شدم همه تنم ریخته به هم تا گلای پیرهنم ریخته به هم سرم افتاده به روی شونه ام مهره های گردنم ریخته به هم @hosenih دیگه از مدینه دلسردم علی غصه دارم و پر از دردم علی یادته گوشواره ی عروسی مو ؟ یکی شو تو کوچه گم کردم علی @hosenih دیگه این فاطمه ، زهرا نمیشه دیگه انسیة الحورا نمیشه خیلی دوس دارم ببینمت ولی چه کنم دیگه چشام وانمیشه ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ به نام خالق نور و قسم به خالق نور که شان فاطمه اش تا ابد بود مستور بگو کسی پی درک مقام او نرود که سیر درک ملک هم از آن نکرده عبور @hosenih که بود فاطمه نوری که زهره اش خوانند که بود فاطمه انسان ؟ که بود آیا حور ؟ که بود آنکه به برهان آیه ی تطهیر شده ست از همه ی رجس و از پلیدی دور که بود فاطمه آن کس که اوج حجب و حیاست همان که پشت در خانه رو گرفت از کور @hosenih چه بانویی که ز نورش جهان منور شد چه بانویی که بود مادر قبیله ی نور عجب حدیث عجیبی که در روایات است ز خلق احمد و حیدر ورا بود منظور نبود در خور زهرا به غیر شیر خدا که هست در خور منصوره حضرت منصور @hosenih خموش می شود آتش به صبح روز جزا اگر که فضه ی درگاه او دهد دستور مزار فاطمه خواهی برو به صحن نجف علی ست آینه ی آن یگانه سنگ صبور تمام غصه و غم از دل علی می رفت هر آن زمان که رسیده ست نزد او به حضور @hosenih دلش خوش است به لبخند فاطمه هر روز ولی چه شد که شد از خنده های او مهجور رسید لحظه ی تلخی که پیش چشم علی شکست سینه ی زهرا به ضرب یک مزدور شکست سینه و با آن شکستن سینه شکست از یل خیبر شکن ز سینه غرور @hosenih مدینه سینه ی زهرا شکست و کربلا شکست سینه ی خون خدا به سم ستور شکست سینه و تن ماند و سر کجاها رفت گهی به نیزه و گاهی به تشت و گاه تنور بدون شک که خدا انتقام می گیرد به دست یوسف زهرا پس از قیام و ظهور ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ خدا گواست خدایی است روی فاطمه ام مثال شخص رسول است خوی فاطمه ام نه اینکه سینه ی او عطری از جنان دارد بهشت هست شمیمش ز بوی فاطمه ام @hosenih تمام خلقت کون و مکان به خاطر اوست فقط به خاطر یک تار موی فاطمه ام ولیک حیف کسی حرمتش نداشت نگه زدند لطمه به روی نکوی فاطمه ام لگد به پهلوی او خورد و بر زمین افتاد در آن میانه دویدم به سوی فاطمه ام @hosenih برای آنکه نیفتد نگاه نامحرم عبای خویش کشیدم به روی فاطمه ام تمام آرزوی شائق است در همه عمر ز راه لطف شود خاک کوی فاطمه ام ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ شانه ی ضرب دیده اش نگذاشت موی او را دوباره «شانه» کند باید انگار جای بازوی خود مادرش شانه را بهانه کند @hosenih زینب از دست های لرزانش خوب فهمید هُرم آتش را مادرش زیر لب چنین می گفت با تو هم اینچنین زمانه کند @hosenih اشک ها شان برای هم زیباست کربلا و مدینه ای بر پاست زینب افتاده است یاد غلاف مادرش یاد تازیانه کند @hosenih آن زمانی که دید آتش را آستین در دهان گذاشت ولی خوب فهمید روز عاشورا خیمه ها را عدو نشانه کند @hosenih درب آتش گرفته سویی بود روی دیوار جای خون مانده با وجود هجوم خاکستر خانه را او چگونه خانه کند @hosenih حرف های علی و زهرا هم خود چنان روضه ایست مکشوفه آن زمانی که فاطمه می گفت تشیعش را علی شبانه کند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم زبان حال حضرت زهرا (س) ▶️ یک تنه دارم دارم درین غوغا هوایت غم نخور سخت دلتنگم برای خنده هایت غم نخور من به جای آن همه مشکل گشاییت از رسول در دل آتش شدم مشکل گشایت غم نخور @hosenih نذر یک موی تو کردم محسنم را یا علی مجتبی زینب حسینِ من فدایت غم نخور حال و روزت قاتل زهرا شده مسمار نه با تنی مجروح می افتم به پایت غم نخور جای قومی که تو را بر حیلۀ شیطان فروخت در میان قلب زهرا هست جایت غم نخور @hosenih داده ام در کوچه ها من کار ها یاد حسن می شود او در نبود من عصایت غم نخور خم به ابرویت نیاور در شب تدفین من زیر تابوت من ای شاه ولایت غم نخور ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بازهم تنها شدم خیلی دلم را غم گرفت بازهم معصیتم من را ز آقایم گرفت هر زمانی دور ماندم از هوای روضه ها زندگی ام را سراسر غصه و ماتم گرفت @hosenih بهر دیدار جمال یار بی همت شدیم یوسف زهرا دلش از عالم و آدم گرفت وای بر آنکه سرِ این سفره نان خورده ولی با غریبه رفت و آن را مونس و همدم گرفت راه ظلمت رفتم و در بین راه آقا رسید داشتم گم میشدم دست مرا محکم گرفت @hosenih خوش بر احوال گدایی که دم جان دادنش یک نفس ذکر حسین بن علی را دم گرفت از همان روزی که آمد مادرم در روضه ها با دلی محزون به دستانش دو تا پرچم گرفت پرچمِ نام حسین و پرچمِ نام حسن آه با نام حسن جان گونه هایم نم گرفت @hosenih زخمیِ یک کوچه بود و ناله میزد زیر لب مادرم را ضربه ای سیلی از این عالم گرفت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ قبل از ظهور جاودانش امتحان داد آن بانويى كه در نهانش امتحان داد ام الائمه بود و ام الانبيا شد چون بهتر از پيغمبرانش امتحان داد @hosenih در شعله ابراهيم پس زد امتحان را... زهرا ولى با جسم و جانش امتحان داد وقتى بلا تقسيم شد او مادرى كرد مادر به جاى شيعيانش امتحان داد آيا كسي چون او سه شب هنگام افطار با بخشش خرما و نانش امتحان داد؟ @hosenih كورى چشم ..... ، به به خديجه اين دخترت با خاندانش امتحان داد با خطبه ى خود اولى را خوب ادب كرد احقاق حق را با زبانش امتحان داد وقتى على را يك تنه آورد خانه شهر مدينه قهرمانش امتحان داد @hosenih زهرا سراپا ، پاى حيدر ايستادو پاى علي قدكمانش امتحان داد با گريه هاى او مدينه زير و رو شد ساكت نشد ، اشك روانش امتحان داد وقف شلوغى نجف ، وقف على كرد آرى ، مزار بى نشانش امتحانش داد @hosenih اما على در كوچه ها سخت امتحان شد ناموسش افتاد و توانش امتحان داد در امتحان داد آه مسمار امتحان داد حتى مغيره تازيانه ش امتحان داد ميخ در خانه شهادت ميدهد كه هم پهلويش ، هم استخوانش امتحان داد @hosenih مادر همانجا سينه اش آسيب ديد و جاى همه سينه زنانش امتحان داد اما حسينش گوشه گودال ، تشنه در پيش چشم خواهرانش امتحان داد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ همه جا بوی کینه می گیرد نفسی بینِ سینه می گیرد @hosenih ماهِ تابانِ آسمانِ علی ناگهان در مدینه می گیرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ جرعه جرعه غم چشید و ذره ذره آب شد آسمان شرمنده از قدّ خم مهتاب شد گریه ها می کرد تا امت شود بیدار... حیف از صدای گریه اش امت فقط بی خواب شد @hosenih پشت در آمد بگوید، گوش عالم بشنود ارث دریا بود آنچه قسمت مرداب شد تا پدر بود آمدن در خانه اش آداب داشت به گواه شعله ها این کار بی آداب شد بشکند دستی که پای شعله را اینجا کشاند باب را آتش کشید آتش کشیدن باب شد @hosenih حضرت صدیقه از گستاخی مسمار نه از طناب دور دستان علی بیتاب شد ما نمی دانیم، نَعلُ السیف* می داند چرا «مرتضایم را نبر» « فضه مرا دریاب» شد کربلا مسمار در با انشعاب بیشتر با شتاب اینبار سمت تشنه ای پرتاب شد @hosenih بعد مادر علت مرگ تمام عاشقان آتش و مسمار و سیلی و صدای آب شد * نَعلُ السَیف : آهنی است که در انتهای غلاف شمشیر وجود دارد برای اینکه وقتی شمشیر از غلاف بیرون کشیده می شود ، غلاف تعادل خود را دور کمر شخص حفظ کند. ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih