eitaa logo
شعر،روضه،سرود،نوحه،زمینه،واحد،شور
6.4هزار دنبال‌کننده
565 عکس
171 ویدیو
841 فایل
این کانال فقط مخصوص سخنرانان ومداحان اهلبیت(ع)میباشدولاغیر. لینک کانال: https://eitaa.com/joinchat/241434681Cd30712864d نظرات،پیشنهادات و انتقادات خویش را درباره ی کانال با آیدی زیر مطرح بفرمایید. @AHSy3762
مشاهده در ایتا
دانلود
─‌‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅ ❃﷽ ❃ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ حرمش جلــوه ای از عــرش معـــلّا دارد دل صد قافله ، سرگشتــه و شــیدا دارد می رسد رایحهٔ سیب از آن باغ بهــشت بی جهت نیست دلم میــل به آنجــا دارد شب جمعه حرمش در تب و تاب دگریست چون در آن  بزم عزا ، حضرت زهــرا دارد حرم محترمش حِصن حَصین است، حسین عَلَـمــش ســـایهٔ امنــــی به ســـرِ مـــا دارد جلوهٔ زمـزم اشک است در آن کعبهٔ جان به طــواف آمـده هــر دل که تمنـــا دارد حــج مقبـــولِ  دلِ زائرِ بیـن الحـرمیــن بستگـــی بر کـــرمِ حضــــرت سقــا دارد موجی از آه ،مرا باز به هم ریخته است ساحل چشـــم من  اندیشـــهٔ دریــا دارد ابر در چشـــم ترم می شکنــد بغض مرا نم نم اشک  گهــــر بـــار ، تمــاشـــا دارد 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─‌ ✍رقیـــه سعیـدی(ڪیمیــا) 𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌═‎‌‌‌‌‌‌┅─
(بسم رب الحسین) ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ گفتم شب زیارتی یعنی در این شب خاص از دور درد دل کنـم با یک مخاطب خاص دل را به سمـت کربلا پر دادم و نوشــتم: آقا سلام ، در ســرم افتاده یک تب خاص دلخون تر از همیشه ام پیداست از کلامم خون است جوهر قلم یعنی مرکّب خاص پیداست با تو راه من خورشید بی زوالم! در آسمان قلب من هستی تو کوکب خاص وقتی که کربلای تو شــد قبله گاه قلبــم یعنی که پیرو توام ، پابند مذهب خاص امشب عجیب در دلم دلتنگیِ دمشق است دلتنگ خواهری که شد در عشق، زینب خاص آن خواهری که کربلا مدیون همت اوست بنــیانگذار نهضــت و بانیِ مکتب خاص راه دمشـــق وا شود ای کاش با دعایت این است آرزوی من امشب در این شب خاص ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ ✍رقیه سعیدی(کیمیا)
(بسم رب الحسین) :شب آرزوها...همین آرزومه...ببینم ضریحِ...حسین روبرومه ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ شب جمعه بازم دلـم بیــــقـراره همــش کربلا رو بـه یادم میـــاره چشام خیسه بارون میــاد اشک نم نم بــرا مـــادری کـه میــاد با قــدِ خَم میـــاد آروم آروم میره سمت گودال می خـــونه بُنَــــیَّ حرم میره از حــال حسین غریبم....حسین غریبم(۲) پریشــونه مــادر به یــاد علمـــدار میره کف العباس بــه همــــراه زوار یه چشمش پر از خون یه چشمش پر اشــکه یه چشمش به پرچــم یه چشمش به مَشــکه می خونه یه روضه پر از شور و احساس بــرا مشـــک پـــاره بـرا دســت عبـــاس غریبم اباالفضل.....غریبم اباالفضل(۲) به همــراه مادر تــوی آســـمونا برای حســینش شده خیمه برپا نشـــستن به دورِ یه گهـــواره انگار می خــونن لالایی با چشـمای خونبار لالایی علی جان .....لالایی علی جان (۲) میـــونِ صــداها صــــدای ربــابـه دلش واسه اصغر هنـــوزم کبــــابه میـــارن مــلائک یه قنداقه پر خون میدن دست مادر با چشمای گریون لالایی علی جان .....لالایی علی جان (۲) ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ ✍رقیه سعیدی(کیمیا)
(بسم رب الحسین) ─‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❖ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ حسینین عاشقینین آیری بیر شرافتی وار حسینی مدح اِئلییَن شاعرین نجابتی وار دیلی دولانماز آغیــزدا اجـازه اولماسا گر قلم کی اولدی حسینی بیـلؤز اجازتی وار روا دی یازمیــا حتی آدین بدون وضـــو او شــاعری کی حسینه گؤزل ارادتی وار توســـل اِیلَسَه هر کیم یازاندا مدح و ثنا حسین اؤزی بو توســـل لره عنایتی وار او کس کی اولمادی قلبینده عشق کرب و بلا نه اعتبــاری اولار دنیــادا نه عــزتی وار هر آن گؤزی کی تَر اولدی حسینه خاطر اونون آناسی فاطمـــه دن برگهٔ شـــفاعتی وار جهاندا تک دی رواقی صفالیدور حرمی امیــر کرب و بلانین عجب عمــارتی وار آچیخدی سفره سی خوان کرم مهـیادی سخاوت اهلی دی هر سائله کرامتی وار اؤزی سِئچَر قوناقین کربلایه دعوت ائلَر همیشـــه زائرینـــه لطف بی نهــایتی وار دییَر اؤرک سؤزؤن هر کیم دؤشه یُولی حرمه قَییدمز اللری بوش هر کیمین کی حاجتی وار زیارتین نن اؤتور گؤر نقدر اؤرک تلسـؤر کیمین بئله شب جمعه ، شب زیارتی وار نظــر ائدَه آقا ، تپـــراقه "کیمــیا"یه دؤنَر خوشا به حال او ذره ، عجب سعادتی وار ─‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❖ ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌─‌ ✍رقیه سعیدی(کیمیا)
┄┅✵﷽✵┅┄ ─‌═‎‌‌‌‌‌‌༅࿇༅❖ ༅࿇༅═‎‌‌‌─‌ ازهرچه بگذرم سخن از کربلا خوش است صحبت از آن جلالت بی انتهاخوش است دلــدادهٔ کـــلام حسینـــیم و بــی گمـــان بر گوش آشنـا سخن از آشنا خوش است زیبـاتر است عشــق ، نگردد عیـــان ، ولی عشق حسین اگرکه شود برملاخوش است دردیست درد عشق حسین و سعادتیست هرکس برعشق اوبشود مبتلا خوش است باید شبیـــه قطـــره به دریـای او رسیـــد دراین مسیر دیدن هر نوع بلا خوش است وقتی هـدف، رضـای خــدا باشد و حسین خدمت برای خلق خدا بی ریا خوش است در خــانهٔ حســین ، گدا ، شــــاه می شود نِعــمَ الامیــر بودنِ او بر گـدا خوش است در آستــان قدسـیِ او هـــر که پا گذاشت دانست تحــت قبه برای دعا خوش است رخـــت سیــــاه مـاتم مــــاه محــــرمش بر قـامت تمــــامی اهل ولا خــوش است عیــن سعـــادتست که خــاک درش شویم وقتی شدیم با نظرش"کیمیا"خوش است ✍رقیه سعیدی(کیمیا)
مقاتل نوشته تو را کشته اند تو را تشنه در کربلا کشته اند بمیرم ز تیغِ جفا کشته اند خلاصه تو را ناروا کشته اند سرِ نیزه قاریِ قرآن شدی تو زیباترین ذبحِ جانان شدی چرا بردنت گودیِ قتلگاه چرا کشتنت تشنه وُ بی گناه ز بالای تل چشمِ خواهر به راه ز تو دل بریده چه با اشک و آه تنت فرشِ جولانِ مرکب شده سیه پوشِ داغِ تو زینب شده نشسته سرِ سینه ات دشمنت عدو کف زنَد وقتِ جان دادنت کجا رفته آن کهنه پیراهنت یقیناً که غارت شده از تنت شده آسمان در نگاهِ تو دود تویی کشته‌ی تشنه بینِ دو رود تو در بحرِ خون میزدی دست و پا دریغا شد آن سر جدا از قفا یکی ضربه میزد تو را با عصا یکی می ربود از تنِ تو عبا بگرید به بالینِ تو مادرت که بهرِ صله شمر برده سرت تو در قتلگه، روی تل خواهرت نگه می کند بر تنِ بی سرت ز بس نیزه ها خورده بر پیکرت به یاد آمدت کوچه وُ مادرت لبت آه بود و دلت کوهِ درد که تیغِ عدو با تنِ تو چه کرد شده راسِ پاکِ تو از تن جدا شده نامِ تو مشعلِ کربلا مقیمِ بهشتِ وصالِ خدا تویی معنیِ سوره ی هل اتی در آغوشِ تو غنچه ای وا شده غمِ زخم هایت شکوفا شده نسیمِ نگاهت چه فریاد داشت چه شِکوه ز بیدادِ جلاد داشت چو داغِ پدر را ز شیاد داشت که نامردیِ کوفه را یاد داشت چو خون تا که جاری شده از لبت شده داغِ تو روضه ی زینبت!
هر شبِ جمعه‌ کربلا غوغاست شبِ اندوه حضرت زهراست شب جمعه شب زیارتیِ حرم پاک سیّد الشهداست عرش زین ماجرا سیه پوش است عرشیان را فغان و واویلاست هر شب جمعه‌ مادر سادات راهی از عرش سوی کرب و بلاست پا گذارد ز هودجی به زمین دست بر پهلویش به حال بکاست می‌رسد خسته دل کنار حرم کان حرم قبله گاه اهل ولاست شوید از اشک خود مزاری را که به هر درد تربتش چو شفاست پیکری را کشد در آغوشش که سر از آن ز روی کینه جداست گویدش یا بُنَیَّ یا مظلوم غم عالم ز روی او پيداست گویدش از چه رو تو را کشتند بر سر غارتت چرا دعواست سر پاکت چرا به نی زده اند تنت عریان چرا بدون قباست پیرهن دوختم شود کفنت کفنت کو کجاست پیرهنت؟
خاك سرخ امشب به پاس كـرب و بلايت دلم گرفت ازداغ هجرصحن وســرايت دلم گرفت چشمم به عكسی ازحرمت اوفتـادوبـاز بهــرحــريـم روح فـزايت دلم گرفت خـودراكنــارقتلگـهت ديــدم وسپس بايـاد خـاك سـرخ منـايت دلم گرفت درخود فروشكستم و ديدم محُرّم است چون خيمه های غرق عزايت دلم گرفت وقتی شنيـدم ازغـم اكبـر چه ديده اي ازنغمــه هــای واولـدايت دلم گرفت درهـم شكست از غم عبـاس پشت تو دراين هجــوم درد بـرايت دلم گرفت گفتنـد تيرحــرملـه بااصغـرت چه كرد بـرغنچـه ی زشـاخه جـدايت دلم گرفت پيچيـده است نغمـه ی هل من معيـن تو ازغُربتی كه داشت صـدايت دلم گرفت ازايـن كـه من ليــاقت آن رانــداشتم تابـاشـم وشـوم به فــدايت دلم گرفت درخاك وخون فتادی وغـرق خـداشدی هم رنگ با دعـای منــايت دلم گرفت مثل دل حـرم كه درآن جـا گـرفت ، نه ازشرم ذوالنجـاح رهــايت دلم گرفت سعی وصفا نمودسـرت بعـد حـج خون همچـون محيط سعي وصفايت دلم گرفت چون پـرچمی كه سُـرخ شدازخون داغ تو بـرگنبــدهميشـه طـلايت ،دلم گرفت پـروانـه ی سفـربـه«وفـایی» تـوداده ای هـرگه برای كـرب وبـلايت دلم گرفت
زبان مادری ام گریه بود بر تو حسین و چشم شاعری ام لب گشود بر تو حسین هنوز دانش امروز قد نداده به این که گریه حرف اول من بود بر تو حسین گمان کنم که همان لحظه آمده فطرس همان که آمده روزی فرود بر تو حسین دو گوش من به اذان وا شده به نام خدا پس از علی و احمدِ محمود بر تو حسین "و من احب حسین" است راه حب خدا رسانده است نبی رهنمود بر تو حسین چه چیزها که به گریه گرفتم از مادر که اشک او در آمده چون رود بر تو حسین به قدر گفتن یک یاحسین ، عمرم بود چقدر من شکسته شدم ، زود بر تو حسین چقدر خاک بر سر دنیای من شده بود که می نمود جهان مثل دود بر تو حسین کنار گود نشسته است بر لب گودال که آسمان شده چشمش کبود بر تو حسین دهان کعبه اگر گل گرفته شد بر حق همیشه بسته نماند حدود بر تو حسین حریف او نشده حج ، در آورد مشکی گرفته سوگ خدای ودود بر تو حسین به انتظار معینی که خواستی آن روز نشسته ایم به عرض وجود بر تو حسین میان روضه ی تو مرده بود این عاشق اگر امید وصالی نبود بر تو حسین به کعبه تکیه زند با شناسنامه ی تو اساسنامه او هم درود بر تو حسین
ویرانم از حکایتِ آباد کربلا پیچیده در سکوتم فریاد کربلا غیر از تمام هفته که قلبم حسینیه ست می کُشدم یاد کربلا گفتم به هر که غیر امامم ، نه! آری منم منم من... معتاد کربلا مُهر نماز: تربت خونینِ قتلگاه رو به خداست در دل سجاده، کربلا توبه کرد و رفت اما چه ها نکرد به اولاد کربلا با تیغ آفتاب به جنگ رفت بر زخم ها نمک زد جلاد کربلا اصحاب، گِرد شمع وجود ، جمع پروانه ها طلیعه ی میعاد کربلا! از رقص عارفانه چه گویم! چنان وهب او که مسیح بوده و پیشِ نگاهِ منتظرِ باغبانِ نور پرپر شده ست شاخه ی شمشاد کربلا که حج خدا را وداع گفت آرام شد به «ناد علی»... «ناد کربلا» بیش از گاهی عجیب می شود اعداد کربلا هر «قطعه» شد رباعی نابی میان دشت اینگونه شد وسیع تر ابعاد کربلا حالا یتیم، دختر شیرین زبان او حالا وخیم، وضعیت حاد کربلا آتش زدند را بالا گرفت شدت بیداد کربلا در خیمه ی قضای الهی اسیر شد با شعله های حرمله، با آن همه مصیبت عظمی که بر تو رفت شام بلاست! روضه ی همزاد کربلا انکارِ قتل عامِ خدا بی نتیجه است ریشه دوانده در همه، اسناد کربلا! یک شنیده ای اما بیا ببین صدها برابر است استعداد کربلا اینجا کویر نیست که دریای رحمت است باید که بود ماهیِ آزاد کربلا!
همه دنیا همه دینم حسین است تمام عشق وایینم حسین است ز ایثارش نما یان حق پرستی که نام خوب وشیرینم حسین است قنوت صبح و شام هجرم ای دوست همه قران و یاسینم حسین است بدون نام او عالم تباه است یگا نه مهر ایین ام حسین است همه دنیا گرفتار مرامش دعا و مرغ امینم حسین است خدایا کربلا باشد بهشتم ازین پس دل به تمکینم حسین است که من غیر از حسین هرگز ندارم بهر جا هر چه میبینم حسین است میان روضه اش قد می کشد دل شفای درد و تسکینم حسین است مگیرید از من این صبح وسعادت که مذهب‌کیش و ایینم‌حسین است.
شب زیارتی است و حرم صفا دارد دلم هوای سحرهای کربلا دارد فدای معرفتت، در بهشت روضه‌ی تو هنوز لات محله برو بیا دارد به حشر، روزی حبت به پاست در قلبش هر آن که خیمه‌ی این روضه را به پا دارد حسین... زندگی من، حسین... یار دلم کجا بدون تو این زندگی بها دارد؟! بگو به مادرت این سینه زن، زمین خورده بگو حساب مرا از همه سوا دارد به گونه‌ام نم اشکی چکید و این گریه هر آن چه سِر نهان است، برملا دارد هزار بار بمیرم به شوق دیدارت دوباره زنده شوم از نو، باز جا دارد اگرچه میل دل نوکران زیارت توست دلت تمایلِ دیدار مجتبی دارد به جز حرارت جاوید ماتمت، هر غم زوال دارد و تاریخ انقضا دارد بهای گریه برایت ز بس گرانقدر است حبیب، آرزوی گریه بر تو را دارد عجیب نیست، شب جمعه، دل پریشانم کنار قتلگهت، مادرت نوا دارد هزار و نهصد و پنجاه ضربه یعنی چه؟! نظاره بر بدنت بِنت مرتضی دارد تن به روی زمین مانده، دیدنش سخت است سر به نیزه، خودش روضه‌ای جدا دارد..