eitaa logo
مطلع ِعشقآنه
207 دنبال‌کننده
10.6هزار عکس
1.8هزار ویدیو
148 فایل
محب‌وصی، ولایت، طرح‌ولایت درراه رسیدن به خدا جنسیت شرط نیست، مهم بندگیست فعالیت‌فرهنگی: برگزاری مسابقه‌‌احکام‌ِامربه معروف درمزارشهدا، راهپیمایی ها و . . . و برگزاری‌کلاس‌مجازی کتاب مطلع‌عشق(رهنمودهارهبرانقلاب به زوج‌هاجوان). ارتباط بامدیر: @Hamie_din
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام وحید خوبی اینجا() چه می کنی؟ (وی دانشجو تهران هستند رشته ) آمده بود ضریح ساخته شده سیدالشهداع را ببینم گفت خب بیا خوابگاه شب بخواب صبح برو. _نه فردا کار دارم گفتم چه کاری نکنه ؟ خندید با خنده اش تایید کرد گفتم خب بیا بالا چندتا نکته بگم انگار اولین خواستگاری‌‌ته ... فردا صبح میری ... نکاتی را گفتم جمعه شب جویا شدم چه خبر؟ گفت تمام شد گفتم یعنی چی؟ جلسه اول؟ _نه تمام شد یعنی کردید؟ _نه تمام شد گفتم یعنی چی زن و شوهر شدید رفت؟ گفت آره دیگه وا چه سریع السیر! چقدر بدهکار شدی؟ _یک سکه جدی میگی؟ چطوری؟ _هیچی ، دختره که الان خانمان باشد گفت من اصلا از مهریه خوشم نمیاد حاج آقا هم گفت نمی شود که گفت باشه چون میگین نمیشه به نیت خودخدا! خودش هم رفت پدرومادر من و پدرومادر خودش را راضی کرد. حالا بگه چجوری یک جلسه‌یی تمام شد؟ گفت هیچی دخترخانم گفت معیار زندگی‌مان کتاب منم گفتم چشم ، تمام شد. هشتک فقط البته این دو چندین ساله همسایه روبرویی بودند هئیت مراسم تو خونه هم داشتند. مادردختر زنگ می زد می گفت وحید نمیاد (
بیت امام
مطلع ِعشقآنه
بسمه تعالی ... آنچه در سفر امروزم به قم گذشت و برگشت ام از قم باید به نگارش در بیاورم چه درآغاز که
‏می‌گفت ‎ در ‎ در سختی و فشاراجتماعی نانوشته یی هستند {گفتم دقیقا درتهران همین،برعکسش هست} گفتم ‎ در ‎ در سختی و فشاراجتماعی نانوشته‌یی هستند
علت مجرد ماندن بانوی قم
هدایت شده از درس و بحث
🏳کد: ❓مورد تقاضا: میکنم 🚹🚺جنسیت شما:مرد 📖موضوع: # فقه و اصول 📔کتاب: # رسایل 2 # مکاسب2 ‼️میزان تحصیلات :درس خارج ⏰ساعت بحث:7تا 8 و 10 تا11 🌍محل بحث:مصلی/مجازی هم میتوان برگزارکرد 🇮🇷شهر: 🆔آیدی:09127468785 💰صلواتی یا هزینه:صلواتی 📝توضیحات : @darsvabahs ⬅️
فاطمه معصومه س ورود به
پنج شنبه آخر آبان ماه ۱۳۹۹ با کمک یکی از رفقا که آمد دم درخانه. کوله کتاب و جوائز و پوسترها را برداشتیم و با رفتیم ... بماند که جناب پدر هیچ وقت سوییچ ماشین نمی داد این روز که داد دیرد داد گفتم قبکل کنم بی احترامی حساب می کند. دوتا خیابان از منزل دور نشده بودیم که دیدیم ترافیک سنگین به سمت جنوب شهر است، برگشتیم و ماشین را تحویل دادیم با مترو رفتیم از خروج هم موتوری گرفتیم کرایه ۱۰هزارتومان دادم به مزار رسیدیم. سریع چیدیم. ساعت از چهار گذاشته بود نزدیک چهار و نیم بود تا دم اذان بودیم کلا یک خانم جوان‌چادری تمایل به شرکت در نشان داد که او هم گفت دیرمه! گفتم لااقل عکس بگیرید شش صحفه کتاب را ..تا هفته ها بعد شرکت کنید. گوشی ش را داد عکس گرفتم. یک روحانی ملبسی هم بود دغدغه داشت با دیگران بحث می کرد برام سوال بود چرا خودش یا کاری شبیه کار ما(مسابقه) راه نمی اندازد و احکام‌حجاب را تروبج نمی دهد!؟ با مترو برگشتیم ساعت ۷ خونه بودم. آثار سرماخوردگی در خود احساس کردم دارو از یکی از رفقا خریده بود بااتوبوس فرستاده بود ساعت۹ باید می رفتم ترمینال جنوب. از برادر و پدر هیچ‌کدام با ماشین‌شخصی پدر نرفتند...مجبور شدم خودم بروم که برگشتنی مترو بسته بود از این همه و برادر و پدر! و نیز یکی از رفقا که فهمید پدروبرادر دلم را شکستن اما زنگ نزد دل‌داری بدهد...توقع معرفت ازش داشتم. و
"پوشش ِکامل ِبانوان بیان‌گر ِمیزان ِاطاعت از خداوند است."